کد خبر: 408646
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۸:۲۴
مقدمه‏

سخن از شب قدر است این مهمترین شب سال، شب سرنوشت ساز، شبى که ملائکه و روح در آن نازل شده و به خدمت امام زمان مى‏رسند، و... با توجه به اهمیت این شب شریف در این مقاله نگاه کوتاهى به این شب خواهیم کرد. در این مقاله کوتاه پس از بررسى کوتاهى در باره شب قدر به مهمترین سوالاتى که در این زمینه وجود دارد پاسخ مى‏دهیم هر چند براى رعایت ارتباط آنچه در متن آمده در غالب موارد از آوردن متن سوال خوددارى کرده‏ایم و امیدواریم این مقاله مورد نظر اهل فضل قرار گیرد.

اولین بحثى که در این‏باره وجود دارد معناى قدر است و این که چرا این شب به شب قدر نامگذارى شده است:
قدر در لغت به معناى تقدیر و اندازه‏گیرى و نیز به معناى اندازه است.(1)
ابن منظور در این‏باره مى‏نویسد:
القَدْرُ و القَدَر: القضاء و الحُکم و هو ما یُقَدِّره اللَّهُ عزوجل مِن القضاءِ و یحکم به من الامور. قال‏اللَّه عزوجل انّا انزلناه فى لیلةالقدر اى الحکم کما قال تعالى فیها یُفرق کلُ امرٍ حکیم.(2)
شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مى‏شود، شاهد این معنا آیه 3 و 4 سوره دخان است که مى‏فرماید:
«إِنَ‏آ أَنزَلْنَهُ فِى لَیْلَة مُّبَرَکَة إِنَّا کُنَّا مُنذِرِین فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم»(3)
ما این کتاب مبین را در شبى پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده ایم، در آن شب که هر امرى بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین مى‏گردد.
در نام گذارى، مناسبت لازم است. و در این موضوع، نیز مناسبت رعایت شده است و به خاطر مناسبت‏هایى که بین این شب و مقدرات انسان وجود دارد این شب به شب قدر نامگذارى شده است خلاصه وجوه و مناسبت‏هایى که در این باره گفته شده عبارت است از:
1. شب قدر، به این جهت (قدر) نامیده شده که همه مقدرات بندگان، در تمام سال در این شب نازل مى‏شود.
2. بعضى نیز گفته‏اند: آن شب را، به این جهت، شب قدر نامیده‏اند که؛ داراى قدر و شرافت عظیمى است.
3. و یا به خاطر آن که، قرآن با تمام قدر و منزلتش، بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر، نازل گردید.
4. یا این که مقدر شده، قرآن در آن نازل گردد.
5. یا این که، هر کس این شب را احیا بدارد، صاحب قدر و مقام و منزلت مى‏شود.
6. یا این که در آن شب، آن قدر فرشته نازل مى‏شود، که عرصه زمین بر آن‏ها تنگ مى‏شود.
این‏ها، مناسبت‏هایى است که براى این نام‏گذارى، گفته شده(4) و مى‏توان بین همه آنها جمع کرد گرچه تعبیر اول از همه مناسب‏تر و معروف‏تر(5) است.

شب قدر در امت‏هاى پیشین‏
--------------------------------
در این که شب قدر در امت‏هاى پیشین نیز بوده است یا خیر دو دسته روایت وجود دارد از برخى از روایت‏ها فهمیده مى‏شود که آرى شب قدر در امت‏هاى پیشین هم بوده است و برخى از دانشمندان ادعاى اجماع بر این مطلب نیز کرده‏اند(6) چنانکه در روایتى از پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم مى‏خوانیم : هر پیامبرى که مى‏آمده شب قدرى داشته است.(7)
در روایت دیگرى به نقل از امام پنجم مى‏خوانیم:
7- امام باقرعلیه السلام فرمود:
لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْیَاو لَقَدْ خَلَقَ فِیهَا أَوَّلَ نَبِیٍّ یَکُونُ وَ أَوَّلَ وَصِیٍّ یَکُونُ‏ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ یَکُونَ فِی کُلِّ سَنَةٍ لَیْلَةٌ یَهْبِطُ فِیهَا بِتَفْسِیرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِکَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَه‏
لِأَنَّهُ لَا یَقُومُ الْأَنْبِیَاءُ وَ الرُّسُلُ وَ الْمُحَدَّثُونَ إِلَّا أَنْ تَکُونَ عَلَیْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا یَأْتِیهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مَعَ الْحُجَّةِ الَّتِی یَأْتِیهِمْ بِهَا جَبْرَئِیلُ علیه السلام.
قُلْتُ وَ الْمُحَدَّثُونَ أَیْضاً یَأْتِیهِمْ جَبْرَئِیلُ أَوْ غَیْرُهُ مِنَ الْمَلَائِکَةِ علیه السلام.
قَالَ أَمَّا الْأَنْبِیَاءُ وَ الرُّسُلُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَلَا شَکَ‏ وَ لَا بُدَّ لِمَنْ سِوَاهُمْ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ خُلِقَتْ فِیهِ الْأَرْضُ إِلَى آخِرِ فَنَاءِ الدُّنْیَا أَنْ تَکُونَ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ حُجَّةٌ یَنْزِلُ ذَلِکَ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ إِلَى مَنْ أَحَبَّ مِنْ عِبَادِه‏ وَ ایْمُ اللَّهِ لَقَدْ نَزَلَ الرُّوحُ وَ الْمَلَائِکَةُ بِالْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ عَلَى آدَمَ‏ وَ ایْمُ اللَّهِ مَا مَاتَ آدَمُ إِلَّا وَ لَهُ وَصِیٌّ وَ کُلُّ مَنْ بَعْدَ آدَمَ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ قَدْ أَتَاهُ الْأَمْرُ فِیهَا وَ وَضَعَ لِوَصِیِّهِ مِنْ بَعْدِهِ و ایْمُ اللَّهِ إِنْ کَانَ النَّبِیُّ لَیُؤْمَرُ فِیمَا یَأْتِیهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنْ آدَمَ إِلَى مُحَمَّدٍ ص أَنْ أَوْصِ إِلَى فُلَان(8)
چنان که ابوذر مى‏گوید به پیامبر عرضه داشتم: یا رسول اللَّه آیا شب قدر، شبى است که در عهد انبیاء هم امر بر آنان نازل مى‏شده؟ و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر در آن شب تعطیل شده است ؟ فرمود: نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.(9) با توجه به این احادیث ثابت مى‏شود که چنین شبى همیشه بوده و هست.
در برابر این دسته از روایات از برخى از روایات فهمیده مى‏شود که شب قدر در زمان نزول قرآن و عصر پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم بوده امّا در امت‏هاى پیشین و ادیان گذشته نمى توان آن را اثبات کرد؛ زیرا در روایات متعددى وارد شده که این، از مواهب الهى بر امت اسلام است.
به عنوان نمونه در روایتى مى‏خوانیم: در محضر پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم از مردى از بنى اسرائیل سخن به میان آمد که هزار ماه در راه خداوند جهاد کرده بود. پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم آرزو کرد اى کاش چنین مردانى در امتش وجود داشته باشد، از این رو به درگاه الهى دست به دعا برداشت و از کوتاهى عمر مسلمانان و عبادت کم آن‏ها به درگاه الهى ناله کرد. خداوند منان براى دلجویى پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: شب قدر از هزار ماه که یکى از بنى اسرائیل جهاد کرده بود بهتر است و آن شب را براى تو و امتت بعد از تو قرار داده ام تا روز قیامت.(10)
برخى از مفسّران نیز این نظریه را پذیرفته‏اند که شب قدر در زمان نزول قرآن و عصر پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم بوده امّا در امت‏هاى پیشین نمى‏توان آن را اثبات کرد.(11)
با توجه به روایات دسته اول و دوم شاید بتوان بین این دو دسته روایت جمع کرد که مقصود از روایات دسته اول این است که شب قدر در زمان پیامبران پیشین هم وجود داشته است، ولى از این‏که امت پیامبران پیشین از فضایل آن بهره‏اى داشته‏اند از آنها فهمیده نمى‏شود ولى امت اسلام برابر روایت‏هاى دسته دوم از آن بهره‏مند هستند.

شبى بهتر از هزار ماه‏
--------------------------
همگى مى‏دانیم که شب قدر از هزار ماه بهتر است چنانکه قرآن در این باره مى‏فرماید:ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم و تو چه مى‏دانى شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگار خود براى تقدیر هر کارى نازل مى‏شوند. آن شب انباشته از سلامت، برکت و رحمت تا طلوع صبح است.(12)
آن چه در این باره توجه به آن مهم است این است که معنى این که شب قدر از هزار ماه بهتر است چیست و این که چرا چنین است:
منظور از برترى این شب از هزار ماه، این است که اِحیا و بیدار ماندن و به عبادت پرداختن در این شب، از عبادت هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد(13) بهتر است. چنانکه در سوره دخان خداوند این شب را مبارک خوانده و فرمود:
«انّا انزلناه فى لیلة مبارکة».(14)
منظور از مبارک بودن این شب است که ظرفیت و گنجایش خیر کثیرى داشته، چون برکت به معناى خیر کثیر است و قرآن خیر کثیرى بود که در آن شب نازل شده و رحمت واسعه‏اى بود که دامنش همه خلق را گرفت در ادامه مى‏فرماید:
«فیها یفرق کل امر حکیم».(15)
که مقصود این است در این شب، امور و احکام و معارفى که به صورت کلى و اجمالى بر پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نازل شده بود، جزئیات آن به صورت تفصیلى بیان مى‏شود.(16) پس از توضیحى که درباره شب قدر بیان شد، علت برترى و بهتر بودن شب قدر از هزار ماه نیز روشن شد زیرا برترى این شب از هزار ماه، براى ارزش عبادت و احیاى آن شب است، روایات فراوانى که درباره فضیلت شب قدر و فضیلت عبادت در آن شب در کتاب‏هاى روایى شیعه و اهل سنت آمده است، این معنا را تأیید مى‏کنند.
افزون بر این، نزول قرآن، نزول برکات، رحمت الهى و فرشتگان بر امام زمان علیه السلام در آن شب، سبب مى‏شود تا از هزار ماه برتر باشد.(17)

شبى ناشناخته
-------------------
با توجه به فضایل بسیار زیادى که شب قدر دارد بسیارى از مردم مایلند شب قدر شب مشخصى باشد تا در همان شب به عبادت و راز و نیاز بپردازند و مطمئن باشند اعمال آنها در شب قدر واقع شده است ولى شب قدر براى مسلمانان ناشناخته بوده و به طور مشخص تعیین نشده است، این در حالى است که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم که پیامبر رحمت براى بندگان خداست، از آن آگاه بود و قرآن در شب قدر بر آن حضرت نازل شده است.
حال سوال این جاست که چرا پیامبر و امامان آن را به صورت واضح و روشن براى مردم مشخص نکردند، پس در این باره بررسى دو مطلب حائز اهمیت است: الف) علم پیامبر و امامان به شب قدر. ب) علت روشن نکردن آن براى مردم.
شکّى نیست که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام از این که شب قدر کدام شب است به طور کامل اطلاع داشته‏اند و دارند، به علت آن که ملائکه و روح در آن شب بر آنان نازل مى‏شوند؛ به همین جهت، وقتى از امام باقر علیه السلام مى‏پرسند که آیا شما مى‏دانید شب قدر کدام شب است؟ مى‏فرماید: چگونه نمى دانیم، در حالى که در آن شب، فرشتگان در گرد ما دور مى‏زنند! در باره علت اختفاى این شب براى ما باید به چند نکته مهم توجه شود:
1. بسیارى اعتقاد دارند مخفى بودن شب قدر میان شب‏هاى سال یا شب‏هاى ماه مبارک رمضان، براى آن است که مردم به همه این شب‏ها اهمیت دهند، همان گونه که خداوند رضاى خود را در میان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روى آورند و غضبش را در میان گناهان پنهان کرده تا از همه بپرهیزند، دوستانش را میان مردم مخفى کرده تا همه را احترام کنند، اجابت را میان دعاها پنهان کرده تا مردم به همه دعاها روآورند و...
2. اگر این شب مهم که براى مردم فرصت مناسبى براى تجدید و اِعمال نظر در سرنوشت خود محسوب مى‏شود، یک شب معیّن و نزد شخص، شناخته شده بود، در صورتى که شخص فراموش مى‏کرد در آن شب به عبادت و یاد خدا بپردازد و یا مشکلى برایش پیش مى‏آمد نمى توانست از آن شب استفاده کند، احساس خسارتى جبران ناپذیر مى‏کرد، به گونه اى که همه درها را به روى خود بسته مى‏دید.
3. اگر شب قدر، شب مشخصى بود و مردم احیاناً در آن شب، به منزلت آن شب بى اعتنا و غافل مى‏ماندند مانند آن که اکنون نسبت به شب‏هایى مانند بیست و هفتم رمضان و شب‏هاى دیگر که احتمال شب قدر در آن‏ها بیان شده است بى‏اعتنا و غافل هستند حرمت آن شب بزرگ در دل‏ها شکسته مى‏شد.
در پاسخ به این سوال که چرا از معصومان علیهم السلام مخفى نیست باید گفت:
1. ملائک در شب قدر، به خدمت معصومان علیهم السلام مى‏رسند چنان که در روایت گذشت به همین علت از آن آگاهى دارند.
2. آنان رهبران دینى امت هستند و اگر از شب قدر و احکام و کیفیت آن آگاه نباشند، چگونه مردم را به آن راهنمایى کنند؟
3. احتمال‏هایى که در صورت ظاهر بودن شب قدر، براى دیگران وجود داشت، درباره آنان وجود ندارد، یعنى نه اهل فراموشى هستند تا اگر شب قدر معین بود، آنان فراموش کنند و سپس حسرت آن را بخورند و نه اهل کوتاهى و سهل انگارى هستند تا حرمت آن را نتوانند پاس بدارند.(18)

قدر و نزول کتابهاى آسمانى‏
-------------------------------
شب قدر شبى است که بنا بر بسیارى از روایات، کتابهاى آسمانى در آن نازل شده است، چنانکه خداوند مى‏فرماید:
«شهر رمضان الذى أُنزل فیه القرءَان هدىً للناس و بیّنت من الهدى و الفرقان..».(19)
ماه رمضان (همان ماهى است) که قرآن، براى راهنمایى مردم، و نشانه‏هاى هدایت، و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده است....
این آیه ثابت مى‏کند که قرآن در ماه مبارک رمضان نازل شده است اگر این آیه در کنار آیه 3 و 4 سوره دخان قرار گیرد که مى‏فرماید:
«إنَّا أَنزَلْنَهُ فِى لَیْلَة مُّبَرَکَة إِنَّا کُنَّا مُنذِرِین فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم»(20)
ما این کتاب مبین را در شبى پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده‏ایم، در آن شب که هر امرى بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین مى‏گردد.
تردیدى نمى‏ماند که شب قدر در ماه مبارک رمضان وجود دارد، زیرا جمع میان آیات قرآن، همین معنا را اقتضا مى‏کند، از یک سو مى‏فرماید:
قرآن در ماه رمضان نازل شده است.(21)
و از سوى دیگر مى‏فرماید: در شب قدر نازل گردیده است.(آیات سوره قدر)
نکته قابل توجه این است که: برابر نظر علامه طباطبایى و بسیارى دیگر از مفسران قرآن طى دو دوره بر پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نازل شده یکى بصورت یکجا و دفعى که تمام قرآن بصورت اجمالى بر قلب پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نازل شد و آن در ماه مبارک رمضان بوده «شهر رمضان الذى أنزل فیه القرءان...».(22) و دیگرى نزول تدریجى و تفصیلى که طى 23 سال آیات قرآن از ابتداء تا انتهاء در زمانها و مکانهاى مختلف بر پیامبر نازل شدند.(23)
در شب قدر، همه قرآن به صورت دفعى و اجمالى بر قلب پیامبر نازل شده است و سوره علق چنان که معروف است در ابتداى بعثت پیامبراکرم صلى الله علیه وآله وسلم در 27 رجب نازل شده است‏
در روایات اسلامى‏آمده که تمام کتاب‏هاى بزرگ آسمانى، مانند: "تورات "، "انجیل "، "زبور "، "صحف " و "قرآن " در این ماه نازل شده است. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: "تورات " در ششم ماه مبارک رمضان، "انجیل " در دوازدهم، "زبور "در هیجدهم و "قرآن مجید " در شب قدر نازل شده است.(24)

تفاوت افق‏ها و شب قدر
---------------------------
یکى دیگر از مسائلى که باید بدان توجه شود این است که: با توجه به این که از سوره "قدر " فهمیده مى‏شود که شب قدر یک شب است دو سوال پیش مى‏آید:
الف) شب قدر گاهى در افق‏ها مختلف مى‏شود مثلاً در عربستان امشب ولى درایران فردا شب، شب قدر مشخص مى‏شود. این تعارض را چگونه حل مى‏کنیم و بالاخره شبى که ملائکه در آن نازل مى‏شوند امشب است یا فرداشب ؟
ب: وقتى در نیم کره شمالى، شب است در همان زمان، در نیم کره جنوبى، روز است، اگر کسى پس از درک شب قدر در نیم کره شمالى، با هواپیما به نیم کره جنوبى برود و شب قدر آن‏ها را نیز درک کند، در نتیجه دو شب قدر را درک کرده و این با بیان سوره قدر منافات دارد؛ این ناسازگارى را چگونه توجیه مى‏کنید؟
به این سوال چند پاسخ داده شده است. یکى این که: در روایات آمده است: شب قدر، همه 24 ساعت شبانه روز را در بر مى‏گیرد؛ امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:
لیلة القدر فى کل سنة و یومها مثل لیلتها
در طول سال، یک شب قدر وجود دارد و روز آن [روز شب قدر ]مثل شب آن است.(25)
از این رو، هنگامى‏که به خاطر تفاوت افق در دو کشور دو شب متفاوت شب قدر اعلام مى‏شود همه افرادى که در آن دو کشور هستند، شب قدر را درک مى‏کنند. همچنین هنگام مسافرت با هواپیما، و درک شب نیم کره دیگر، در واقع در امتداد روز همان شب نیم کره اول است، در نتیجه 24 ساعت از شب و روز قدر را درک کرده است؛ پس دو شب قدر نخواهد بود و با سوره قدر منافاتى ندارد.
نکته دیگر این است که بنا بر روایات، هر کس موظف است مطابق افق خودش اعمال عبادى خودش را انجام دهد، پس هر کس در هر مکانى که باشد باید برابر همان مکان اعمال شب قدر را انجام دهد.(26)
رابطه تقدیر امور در شب قدر با اختیار انسان

سؤالى که ممکن است به ذهن برخى خطور کند این است که: با توجّه به اینکه تمام مقدرات انسان‏ها تا یک سال در شب قدر مقدر مى‏شود آیا این مطلب با اراده و اختیار انسان منافات ندارد ؟
در پاسخ باید گفت:
1. تقدیر امور در شب قدر از مسلمات است زیرا خداوند مى‏فرماید:
إنَّا أَنزَلْنَهُ فِى لَیْلَة مُّبَرَکَة إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ * فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم(27)
ما آن (قرآن) را در شبى فرخنده نازل کردیم (زیرا) که ما هشدار دهنده بودیم * در آن شب هر امرى براساس حکمت )الهى ( تدبیر و جدا مى‏گردد.
با توجّه به این آیه و روایاتى که در این زمینه وجود دارد روشن مى‏شود که مقدرات انسان‏ها در شب قدر مشخص مى‏شود.(28)
2. این امر با اختیار منافاتى ندارد زیرا:
الف) تقدیر الهى که بوسیله فرشتگان انجام مى‏شود بر طبق شایستگیها و لیاقتهایى است که شخص با اراده و اختیار خودش آن‏ها را کسب کرده است. یعنى براى هر کس آن را که شایسته آن است و لیاقت آن را دارد مقدر مى‏کنند و کسب شایستگى‏ها با اراده و اختیار میسر است، پس این خود انسان است که زمینه‏هاى مقدرات را فراهم مى‏کند.(29)
ب) قضا و قدر الهى دو گونه است: 1. قضا و قدر حتمى؛ 2. قضا و قدر غیر حتمى یا معلق که این قسم تغییرپذیر است و انسان مى‏تواند با انجام کارهاى خیر یا شر آن را تغییر دهد مثلاً صله رحم عمر را طولانى مى‏کند و قطع رحم باعث کوتاه شدن عمر مى‏شود یعنى ممکن است قضا و قدر الهى بر این تعلق گرفته باشد که شخصى تا سال آینده بمیرد ولى این شخص مى‏تواند با صله رحم یا صدقه بر عمر خودش بیفزاید و بر عکس. پس انسان مى‏تواند در بسیارى از موارد با اختیار خودش قضا و قدر را تغییر دهد.(30)


پى نوشت ها:
1) قاموس قرآن، سید على اکبر قرشى، ج 5، ص 246دارالکتب الاسلامیة.
2) لسان العرب، ابن منظور، ج 5، ص 74.
3) دخان، 43.
4) رک: مجمع‏البیان، طبرسى، ج 10، ص 405؛ الحدائق الناضرة - محقق بحرانى، ج 13، ص 448 و....
5) نمونه، ناصر مکارم شیرازى و دیگران، ج 27، ص 188، دارالکتب الاسلامیه و براى آگاهى بیشتر ر ک: تفسیر کبیر، فخر رازى، ج 23، ذیل آیه 1 سوره قدر.
6) ملا محمد صالح مازندرانى، شرح اصول کافى، ج 5،ص 351.
7) طهارت روح، نماز و عبادت در آثار شهید مطهرى، ص 165، ستاد اقامه نماز.
8) اصول کافى، ج 1، ص 250.
9) متن روایت چنین است:عن مالک بن مرثد عن ابیه قال قلت لابى ذرسألت رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم: «عن لیلة القدر قال اناکنت اسأل عنها یعنى اشد الناس مسألة عنها فقلت یارسول اللَّه أخبرنى عن لیلة القدرافى رمضان یعنى اوفى غیره قال لابل فى شهر رمضان فقلت یا نبى اللَّه اتکون مع الانبیاء ما کانوا فإذا قبضت الانبیاء ورفعوا رفعت معهم أو هى إلى یوم القیامة قال لابل هى إلى یوم القیامة» سنن کبرى، بیهقى، ج 4، ص 307؛ تفسیر برهان، علامه بحرانى، ج 5، ص 714، موسسه البعثه؛ المیزان، ج 20، ص‏473.
10) نورالثقلین، عروسى هویزى، ج 5، ص 615، نشر علمیه قم.
11) نمونه، ناصر مکارم شیرازى و دیگران، ج 27، ص 190، نشر دارالکتب.
12) سوره قدر.
13) الفصول المهمة فى أصول الأئمة، حر عاملى، ج 1، ص 391؛ بحارالانوار، ج 25، ص 80 و ج 93، ص 380؛ میزان‏الحکمة، محمدى رى شهرى، ج 3، ص 2508 و....
14) دخان، 2.
15) دخان، 4.
16) رک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ج 20، ذیل آیات سوره قدر، ص 473-469.
17) المیزان، همان.
18) رک: نمونه، ناصر مکارم شیرازى و دیگران، ج 27، ص 192180.
19) بقره، 185.
20) دخان، 43.
21) بقره، 185.
22) بقره، 185.
23) المیزان، علامه طباطبایى، ج 20، ص 330، نشر مؤسسه اعلمى.
24) وسایل الشیعه، حرّ عاملى، ج 10، ص 311، مؤسسه آل البیت علیهم السلام؛ مقنعة، شیخ المفید، ص 309؛ اصول کافى، کلینى، ج‏4، ص 157؛ من لایحضره الفقیه، الصدوق، ج‏2، ص 159؛ بحارالانوار، ج‏11، ص 59.
25) بحارالانوار، ج 95، ص 121، مؤسسة الوفاء.
26) توضیح بیشتر این که سطح زمین کروى است و یک نیمکره آن در تاریکى و نیمکره دیگرش در روشنایى قرار دارد؛ بنابراین، امکان ندارد در ساعت‏هاى معین و مشترکى در سراسر زمین شب باشد؛ بلکه براى اهالى هر نقطه‏اى بر حسب سال قمرى خودشان، فقط یک «شب قدر» وجود دارد.
این مطلب که اهالى هر نقطه، ایام و اوقات مقدس خود را باید با افق خاص آن نقطه تعیین کنند، اختصاص به شب قدر نداشته؛ بلکه اعیاد نیز در کشورهاى مختلف اسلامى‏با تفاوت افقى که دارند، با افق خاص همان کشور تعیین مى‏شود.
بعضى از آیات و روایات نیز شاهد بر کروى بودن زمین هستند که از جمله آنها عبارت است از: آیه شریف: «فلا أُقسم بربّ المشرق و المغرب» سوگند به پروردگار مشرق‏ها و مغرب‏ها. و آیات: اعراف، 137؛ صافات، 5؛ الرحمن، 17 منظور از مشارق و مغارب در این آیات، نقاط مختلف کره زمین است که هر نقطه نسبت به نقطه «مشرق» و نسبت به نقطه دیگر، مغرب است؛ بنابراین، تعداد مشرق‏ها و مغرب‏ها دلیلى بر کروى بودن زمین است؛ زیرا اگر زمین مسطح و هموار باشد، براى جهان جز یک مشرق و یک مغرب وجود نخواهد داشت.
از جمله روایات، روایتى از امام صادق علیه السلام است که به همسفر خود فرمودند: «وظیفه ما این است که، هر موقع آفتاب از افق ما ناپدید شد، نماز مغرب را بخوانیم، نباید در انتظار غروب خورشید از نقاط دیگر باشیم، و هرگاه فجر طلوع کرد، بر ماست که نماز صبح را بخوانیم؛ اگرچه خورشید در همان موقع بر نقاط دیگر طالع باشد؛ چنان که بر مردم همان نقاط لازم است، نمازهاى خود را، طبق طلوع فجر و غروب آفتاب در افق خود انجام دهند».
27) دخان، 3 و 4.
28) رک: مجمع البیان، علامه طبرسى، ج 5، ص 61، نشر دار احیاء التراث عربى.
29) نمونه، ناصر مکارم شیرازى و دیگران، ج 27، ص 187، نشر دارالکتب.
30) رک، اصول کافى، کلینى، ج 2، ص 153، باب صلة الرحم، نشر دارالکتب.

منبع: سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن‏
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار