تا همین چند روز پیش محور عملیات روانی رسانههای غربی و رسانههایی که صهیونیستها در آن نقش اصلی را بازی میکنند حول محور همه گزینهها روی میز است و احتمال حمله اسراییل به تأسیسات هستهای ایران جدی است میچرخید که نقطه اوج آن بالا رفتن حجم تبلیغات در این رسانهها به هنگام افتتاح و بارگذاری سوخت نیروگاه اتمی بوشهر بود. در روزهای مانده تا 30 مرداد روز بارگذاری سوخت نیروگاه بوشهر و با بزرگنمایی نظرات جان بولتون، نو محافظهکار افراطی، جهتگیری خبرها و گفتوگوهای تلویزیونی برخی رسانهها به گونهای روی حمله احتمالی اسراییل به نیروگاه بوشهر متمرکز شده بود که سعی داشتند جدی بودن آن را به مخاطبان خود با درجه بالا القا نمایند. این تمرکز تبلیغاتی روی حمله در حالی بود که پس از موفقیت ایران در بارگذاری سوخت نیروگاه اتمی بوشهر و تبدیل شدن آن به پیروزی بزرگی برای تهران تبلیغات رسانههای بیگانه نه تنها تعدیل نشد که حالتی معکوس پیدا کرد، به طوری که این رسانهها به ویژه پس از مقاله مندرج در مجله فارین پالیسی چنین مطرح میکند که ایران آغازگر نبردی نظامی در خاورمیانه خواهد بود نه رژیم صهیونیستی. معکوس شدن محور تبلیغات عملیات روانی رسانههای بیگانه مبین آن است که سیاستها و تاکتیکهای عملیات روانی آنها رنگ باخته به ترفندی جدید روی آوردهاند البته در هر دو حالت یعنی چه در مرحله قبل از افتتاح نیروگاه بوشهر که برای رفع تهدید ایران حمله به تأسیسات آن را مجاز میدانستند و چه پس از افتتاح نیروگاه که روی آغازگری ایران در راه انداختن نبردی نظامی مانور میدهند یک محور ثابت است و آن ترویج و بزرگنمایی خطر ایران در منطقه است. این محور در حالی همچنان با تغییر تاکتیکهای تبلیغاتی در دستور کار رسانههای بیگانه قرار دارد که آنها این محور را ستون اصلی راهبرد ایران هراسی میدانند.
به نظر میرسد این سردرگمی تبلیغاتی که بعضاً 180 درجه تغییر جهت میدهد ناشی از عدم درک طراحان عملیات روانی از نقش و جایگاه ایران در منطقه ناشی میشود، خصوصاً اینکه طراحان چنین سناریوهایی از موفقیت ایران در استمرار همکاری هستهای با روسها و همین طور جلب نظر مثبت کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به ضریب امنیت بالای نیروگاه بوشهر دچار سردرگمی شدهاند. اما شاید واقعیت مهمتر ناتوانی آنها در برابر روند رو به افزایش قدرت ایران اسلامی است که با اتکا به خودباوری و پیشرفتها در صنعت دفاعی توانسته برقدرت بازدارندگی خود بیفزاید. شاید همین بالا رفتن توان بازدارندگی ایران است که طراحان عملیات روانی را دچار سردرگمی ساخته، مسیر تبلیغات آنها را در دو طیف ضرورت ضربه نظامی به ایران و یا معرفی کردن ایران به عنوان آغازگر اقدام نظامی احتمالی دچار نوسان ساخته است.
اما آنچه که طراحان عملیات روانی از آن غافل هستند بیداری و آگاهی ملت ایران و کشورهای منطقه از پس پرده چنین تبلیغاتی است که با وجود صرف هزینههای فراوان و تغییر تکنیکها میزان باورپذیری آن نزد مخاطبان به شدت رنگ باخته است، خصوصاً که امروزه بسیاری از مردم جهان میدانند ایرانیان مردمانی صلح دوست بوده در سایه تلاشی مضاعف با وجود سنگاندازی و تبلیغات مسموم دشمنان به دنبال در نوردیدن مرزهای دانش هستند و ترویج صلح و عدالت خواهی در جامعه جهانی.