کد خبر: 408288
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۲
مشکل، ستاره فوتبال نيست
مشکلي که در زمينه رعايت فرهنگ روزه‌داري ساليان سال، در محافل و مجالس مختلف مطرح بود اما درباره آن سخن گفته نمي‌شد براي اولين بار در اخراج ستاره فوتبال تيم استيل آذين رخ نمود و به اصطلاح طشت رسوايي فرهنگ ما اين بار از آسمان ورزش بر زمين افتاد. شايد براي نخستين بار رسماً اعلام شد که يک ورزشکار براي تظاهر به روزه خواري از يک باشگاه دسته اولي اخراج مي‌شود تا انکار او و اصرار باشگاه و اظهار نظرهاي پيراموني اين قضيه نيشتري بر دمل عفوني باشد که نه تنها بر اخلاق ورزشي، بلکه بر بسياري از عرصه‌هاي ديگر نيز در حال رسوخ و همه‌گيري است. عمق فاجعه زماني است که هم تيمي اين ورزشکار براي دفاع از او اذعان مي‌کند که به زعم او 95 درصد از فوتباليست‌هاي جام حرفه‌اي جمهوري اسلامي ايران، اساساً روزه نمي‌گيرند و ظهر روز بازي اين تيم و تيم استقلال اکثريت يا همه بازيکنان در رستوران باشگاه – احتمالاً با اطلاع باشگاه - غذا خورده‌اند يا اين که تدارکات تيم‌هاي فوتبال بزرگ در ماه رمضان هم بطري‌هاي آب را هنگام تمرين دور زمين فوتبال مي‌چينند. اين موضوع و موضوعات مشابهي که در عرصه‌هاي ديگر مانند هنر، سياست و اجتماع داراي ابعاد فقهي و فرهنگي است، دستمايه آن است که به حقيقت درباره اين نکته دقيق شويم که واقعاً تظاهر به روزه خواري داراي چه ابعادي است و از کجا نشأت مي‌گيرد؟روزه به عنوان يک عبادت فرهنگيدرسپهر فرهنگ، دين يکي از عناصر تعيين کننده است، يعني فارغ از جنبه الهي يا غير الهي بودن منبع دين، جامعه بسياري از آداب و رسوم خود را از هنجارها و دستورات ديني مي‌گيرد. مثلاً هر قدر هم در طول تاريخ جامعه غرب از دين فاصله گرفته باشد يا حتي آن را انکار کرده باشد نمي‌تواند منکر آن شود (مانند کمونيست‌ها)که سال‌نو بين‌المللي يک عيد ديني است. در ميان عبادات و مناسبت‌ها بخشي بيشتر حالت فرهنگ و سنت به خود گرفته و بخشي شخصي‌ترند. اتفاقاً اين رويدادهاي فراگير که از جنبه‌هاي عبادي فراتر رفته و به صورت يک نماد اجتماعي مطرح شده‌اند، در طول تاريخ به نمادي از دين تبديل شده و نه تنها براي مؤمنان بلکه براي کساني که به آن دين معتقد نيستند نيز محترم مي‌شوند. براي واضح شدن اين موضوع مي‌توانيم دو فريضه خمس و روزه را با يکديگر مقايسه کنيم. در ميان عبادات اسلامي، اولي تنها براي مسلمانان و دومي نه تنها براي مسلمانان بلکه براي حتي غير مسلمانان هم به عنوان شاخص تدين به اسلام شناخته مي‌شود. تأثيرات فرهنگي اين سنت تا جايي بالاست که حتي دولت‌هاي غير مسلمان و حتي متخاصم نيز براي تقرب به افکار عمومي به آن اداي احترام کرده و مجالس افطاري براي مسلمانان تشکيل مي‌دهند؛ مراسم افطاري که گاه حتي در کاخ سفيد امريکا و گاهي در سفارت رژيم جعلي اسرائيل در ترکيه نظر بسياري از مسلمانان را به خود جلب مي‌کند. اگرچه براي خنده!بنابراين نه تنها در ميان مسلمانان، بلکه در ميان غير‌مسلمانان هم روزه به عنوان يک شاخص فرهنگ اسلامي، محترم است و همانطوري که خدشه به فرهنگ ملي و ديني هر کشوري با ضديت آشکار با آن علم مخالفت با هويت آن ملت محسوب مي‌شود، مي‌توان نتيجه گرفت تظاهر به روزه خواري يک بيماري فرهنگي با منشأ کمبودهاي رواني است، مثل قانون‌گريزي، بي مسئوليتي، شهرت‌طلبي و. . . روزه به عنوان يک قانون فراگيربعد شرعي نيز به روزه جنبه قانوني بخشيده است. در واقع در جامعه اسلامي روزه صبغه يا رنگ اجتماع در يک زمان خاص است. براي فهم اين مطلب که چرا يک عبادت به عنوان يک قانون مطرح مي‌شود ارائه يک مثال راهگشاست. سعيد شعيبي کارشناس مسائل ديني معتقد است:«يکي از آزادي‌هايي که هر شهروند در محل زندگي خود دارد، انتخاب رنگ و نقش براي محل زندگي خود است. هر فرد مي‌تواند براي داخل زندگي خود هر رنگ و طرحي را انتخاب کند اما از آنجا که زيبايي شهر در گرو هم آهنگي رنگ و طرح‌هاي بيروني منازل است همه ما مجبوريم که بر اساس معيارهايي که زيباسازي شهرداري هر شهر اعلام مي‌کند بياييم و طرح و نقش بيروني ساختمان‌ها را بسازيم. شما حتي مي‌بينيد که هيأت‌مديره ساختمان‌ها براي کساني كه نظم و زيبايي ساختمان‌ها را با پهن کردن لباس و نصب آنتن و. . . به هم بزنند جريمه تعيين مي‌کنند. حال در نظر بگيريد که به لحاظ ديني و فرهنگي قرار است که جامعه يک طرح و يک رنگ فرهنگي و ديني بگيرد. آيا منطقي نيست که بياييم براي خدشه‌دار نشدن اين طرح و نقش براي کساني که پايبند اين موضع نيستند محدوديت قائل شده و از ايشان خواهش کنيم که به خاطر عقايد شخصي‌شان نظم، رنگ و نقش اجتماع را خراب نکنند؟اين يعني قانون و اولويت داشتن اجتماع بر اميال شخصي.»روزه خواري و تظاهر به روزه خواري!در ميان عبادت‌ها، عبادت‌هاي فردي و اجتماعي داريم كه عبادتي مثل نماز و روزه عبادت شخصي است. در‌حالي که جهاد و زکات عبادت‌هايي اجتماعي محسوب مي‌شوند.اين در حالي است که برخي از گناهان نيز حالت شخصي و برخي ديگر حالت اجتماعي دارند. يعني ممکن است يک عبادت شخصي محسوب شود اما نافرماني از آن داراي ابعاد اجتماعي هم باشد. مثلاً در ميان گناهان گرچه شرب خمر يک گناه فردي محسوب مي‌شود اما تظاهر به آن، گناهي اجتماعي است و داراي حد و مجازات عمومي. يا اين که گرچه کسي را براي بي‌نمازي مجازات نمي‌کنند اما اگر کسي بخواهد با روزه‌خواري حرمت روزه‌خواران در ماه صيام را بشکند بر اساس قوانين اسلام مرتکب يک گناه اجتماعي شده و حتي قانونگذار مي‌تواند در صورت اصرار فرد به اين اهانت به اجتماع پس از توبيخ و تعزير، فرد را به عنوان مخل نظم عمومي و مفسد في الارض مجازات نمايد. با اين حال به نظر نمي‌رسد، چنين برداشتي از موضوع روزه خواري و تظاهر آن حتي در نزد کساني که به عذر يا بدون عذر مرتکب اين عمل مي‌شوند وجود داشته باشد. گاهي ديده مي‌شود که افراد در ملأ عام در حال خوردن آب يا خوردني، جويدن آدامس و استعمال دخانيات هستند و حتي از اعتراض و نهي از منکر ديگران مي‌آشوبند. يا کارگراني که به عنوان پيمانکار شهرداري، آب و فاضلاب و. . . در خيابان‌ها کار مي‌کنند و با بيان اين که نمي‌توانند روزه بگيرند از خانه‌هاي مردم طلب آب، غذا و چاي مي‌نمايند. به کرات ديده شده ‌ اين افراد که در پوشش پيمانکار نهادهاي دولتي و عمومي هم قرار دارند، سفره‌هاي غذاي خود (اعم از صبحانه و ناهار) را کنار خيابان پهن مي‌کنند و مردم هم اتفاقاً به ديده ترحم به آنها نگاه مي‌نمايند. از کجا به اينجا رسيديم؟در سال‌هاي اخير روندي در حوزه فرهنگ عمومي رفتارها و ارزش‌ها را دچار دگرگوني نموده که بعضاً معروف‌ها جاي منکر و منکرها به امري متعارف تبديل شده است. به ياد داريم که در زمان سرمربيگري محمد مايلي‌کهن در تيم ملي به دليل اشتهار نامبرده به تقيد مسائل مذهبي، وي چگونه توسط رسانه‌ها با همين بهانه مورد تاخت و تاز قرار مي‌گرفت يا در پشت صحنه يک سريال تلويزيوني اگر کسي – مشغول نماز مي‌شد ـ چه دوربين‌ها و خبرنگاران متعجبي براي پوشش نماز استثنايي اين بازيگر به سمت وي جلب مي‌شد. گويي نماز نخواندن امري متداول اداي اين فريضه جزو استثنائات است. با اين نگاه است که تعجبي ندارد اگر ببينيم که سرمايه‌گذاري کلان ما در حوزه توليد برنامه‌هاي ديني يا کشاندن پاي ورزشکاران و هنرمندان در جنگ‌هاي مذهبي هيچ نتيجه‌اي براي توسعه فرهنگ دينداري ندارد. زيرا اين اعتقاد همه ماست که کلام کز دل برآرد لاجرم بر دل نشيند. محمد‌جواد رضوي، کارشناس علوم قرآني در اين زمينه معتقد است: «امروزه جلوه‌هاي هنر و ورزش ما عمدتاً وارداتي است و در کنار هنر و ورزش، اخلاق و ارزش‌هاي اين هنر و ورزش به صورت پيوست آن وارد کشور ما شده است. سخن از اين نيست که بگوييم که بازيگران و عوامل سريال‌هاي ديني و غير ديني ما معتقد به فرايض دين هستند يا نه؟در اين زمينه تجسس هم نه لازم است و نه جايز. اما مطلبي که بسيار مهم است اينکه هنرمندان و ورزشکاران، خوب يا بد به عنوان الگوهاي اجتماعي مطرح هستند. جامعه خواه يا ناخواه مي‌فهمد که در يک سريال رمضاني که اتفاقاً بخش اعظم آن هم در ماه رمضان ساخته مي‌شود و به اتمام مي‌رسد بسياري از بازيگران رنگ و روي روزه داري دارند يا ندارند؟ جامعه بسيار باهوش است و درک مي‌کند وقتي فلان هزينه از سوي فلان باشگاه براي يک برد و گرفتن سه امتياز صورت مي‌گيرد و به طور متوسط يک باشگاه ليگ حرفه‌اي براي برنده شدن در هر بازي ده‌ها ميليون تومان هزينه کرده است، آيا راضي مي‌شود که به دليل ضعف روزه‌داري در چهار هفته ليگ از کل سرمايه‌گذاري‌اي که در زمينه بدنسازي بازيکنان نموده صرفنظر کند؟ به هر صورت، ما با دستاوردهاي جديدي از زندگي مدني روبه‌رو هستيم که براي فرهنگ ما طراحي نشده و بومي‌سازي درستي روي آن صورت نگرفته است. به دليل چالش‌ها و جنجال‌هايي که بررسي اين موارد هم ايجاد مي‌کند بايد گفت که بررسي درستي هم در مورد اين موضوعات صورت نمي‌پذيرد. کما اين که اساساً در فرهنگ اسلامي ورزش و عوايد مستقيم و غير مستقيم آن به عنوان حرفه و تنها منبع درآمد آيا جايگاهي دارد يا خير؟ اين خود محل مناقشه‌اي است که بدان پرداخت نشده و نمي‌شود، چه رسد به اين که درباره منافات ورزش حرفه‌اي با روزه داري چه بايد کرد؟»با اين حال به نظر مي‌رسد اين رويه‌ها به زودي از سطح ورزشگاه‌ها و لوکيشن فيلم‌ها و سريال‌ها، فراتر رفته و کل اجتماع را با سؤالات متعددي در حوزه اخلاق وارداتي نخبگان و مقتضيات زندگي آنها روبه‌رو خواهد کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار