
سرانجام پس از چندین ماه سردی مناسبات ترکیه و جمهوری آذربایجان، عبداللهگل و الهام علیاف رؤسای جمهوری این دو کشور با امضای قرارداد «مشارکت استراتژیک و همکاری دوجانبه» در باکو کوشیدند بر راهبردی بودن مناسبات دو کشور تأکید کنند. مناسبات ترکیه و جمهوری آذربایجان پس از فروپاشی شوروی به دلایل مختلفی از جمله همکاریهای انرژی، اختلافات تاریخی ترکیه با ارمنستان و در نتیجه وجود دشمن مشترک، ادعای اشتراکات قومی و دیدگاههای کم و بیش یکسان سیاسی در سطح بالایی بوده است و موقعیتی که برای ارگانهای ترکیه در جمهوری آذربایجان ایجاد شده است، برای هیچ کشور دیگری دیده نمیشود.با وجود این از دو سال پیش با تشدید روند عادیسازی مناسبات ترکیه و ارمنستان و امضای دو پروتکل میان دو کشور در این خصوص ــ اکتبر 2009 در زوریخ سوئیس ــ مناسبات باکو و آنکارا به سردی گرایید و نمود خود را در اختلاف بر سر قیمت گاز که اخیراً حل شد، جمعآوری پرچمهای ترکیه از مزار شهدا و خودداری الهام علیاف از سفر به استانبول نشان داد. با وجود این بنبست در روند عادیسازی، بیانیه ارمنستان مبنی بر توقف این روند تا زمان تصویب پروتکلها در پارلمان ترکیه و پیوندهای منافع آنکارا و باکو و تحولات منطقهای باعث شده است که دو کشور به احیای این مناسبات بپردازند.هر دو کشور نیاز دارند که نشان دهند مناسبات آنها ابعادی راهبردی دارد. ترکیه در جریان موضوع عادیسازی مناسبات با ارمنستان که برخلاف وعده تاریخیاش صورت میگرفت، باعث رنجش جمهوری آذربایجان شد و آذربایجان نیز با موضعگیری ضعیف و انفعالی درباره حمله تروریستی رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی غزه که به شهید شدن 9شهروند ترکیه انجامید، موجبات رنجش ترکیه را فراهم کرد. در چنین شرایطی عبدالله گل و الهام علیاف با امضای قرارداد مشارکت و همکاری راهبردی کوشیدند بر شروع دور جدید در مناسبات دو کشور تأکید کنند. واقعیت این است که جمهوری آذربایجان برای تقویت موقعیت خود در مذاکرات حساس صلح قرهباغ به چنین قراردادی اهمیت میدهد. ترکیه نیز تمایل ندارد جایگاه خود در جمهوری آذربایجان بهویژه در عرصه اقتصادی و انرژی را از دست بدهد. باوجود این امضای این قرارداد بهمعنای پایان همه مسائل و اختلافات نیست چرا که عبدالله گل در سفر خود نتوانست حداقل به دو مورد از اهداف از پیش تعریف شده برسد.ترکیه از سالها پیش مانند ایران یکطرفه روادید را برای اتباع جمهوری آذربایجان لغو کرده است و انتظار داشت در این سفر، جمهوری آذربایجان نیز لغو رژیم روادید را اعلام کند اما باکو با تأکید بر ادامه بررسی موضوع، این خواسته را برآورده نکرد، ضمن اینکه صحبت از همکاری راهبردی میان دوکشور در شرایطی است که جمهوری آذربایجان هنوز «پکک» را به عنوان گروه تروریستی نشناخته است. در این میان گزارش برخی از مطبوعات جمهوری آذربایجان درباره اینکه تبار 21 درصد از مسئولان جمهوری آذربایجان کرد است و خودداری باکو از تحویل تعدادی از افراد «پکک» به آنکارا، تأملات و نگرانیهایی برای آنکارا ایجاد کرده است. نکته مهم اینکه در ترکیه نسبت به توسعه مناسبات باکو و تلآویو بهویژه در یک سال اخیر بدبینی وجود دارد و دولتمردان چانکایا معتقدند رژیم صهیونیستی از این روند بهعنوان ابزار فشار به ترکیه استفاده میکند، موضوعی که ترکها از سمت باکو انتظار آن را ندارند. در مقابل جمهوری آذربایجان انتظار دارد که ترکیه مرز خود با ارمنستان را برای عبور و انتقال تجهیزات ناتو به ارمنستان برای شرکت در رزمایش 11 سپتامبر آتی باز نکند اما در این خصوص حتی رئیسجمهوری ترکیه حاضر نشد وعده دهد.
نگرانیهای مشترک آنکارا ـ باکوبا وجود این سفر عبدالله گل به جمهوری آذربایجان که دو روز قبل از سفر دیمیتری مدودف رئیس جمهوری روسیه به ارمنستان صورت گرفت، نشان داد که پیوندها و نگرانیهای مشترک دو کشور را به سوی تقویت مناسبات سوق میدهد. رئیسجمهوری روسیه در ارمنستان با امضای پروتکلی که بر اساس آن اعتبار توافقنامه 1995 حضور نیروهای روس در پایگاه 102 گومری از 25 سال به 49 سال افزایش مییابد و همچنین تأکید بر تأمین امنیت ارمنستان در این توافقنامه و پیشبینی استقرار سلاحهای مدرن در پایگاه روسیه از جمله احتمال استقرار موشکهای
اس -400 نشان داد که طرح جدی برای تأثیریگذاری بر روند مذاکرات قرهباغ که بر اساس اصول مادرید پیگیری میشود و تحولات قفقاز آماده کرده است. این اقدام روسیه به نوعی نشان داد که روسها تنها در شعار مدعی هستند که به دنبال همکاری با ترکیه برای عادیسازی مناسبات با ارمنستان و حل مناقشه قرهباغ هستند؛ موضوعی که بهشدت ترکیه و جمهوری آذربایجان را ناخرسند کرده است و حتی برخی از رسانههای جمهوری آذربایجان در موضعگیری صرفاً تبلیغاتی از لزوم احداث پایگاه ترکیه در نخجوان خبر دادند. در واقع امضای قرارداد مشارکت راهبردی میان باکو و آنکارا بهمعنای آن است که خیز ترکیه برای تغییر در سیاست قفقازیاش تاکنون موفق نبوده است و آنکارا نتوانست تز خود را در قفقاز مبنی بر عادیسازی مناسبات با ارمنستان و گرفتن ابتکار عمل در حل مناقشه قرهباغ به پیش ببرد و بهنوعی به سیاست سنتی خود درباره جمهوری آذربایجان رجوع کرده است. شکی نیست که تغییر در معادلات قفقاز نه با اقدامات یک یا
دو جانبه بلکه با همکاری جمعی و چندجانبه کشورهای منطقه و از طریق شناسایی منافع مشترک ممکن خواهد بود.