عباس تقدسي نژاد - با بررسي اخبار و رويدادهاي نظامي و استراتژيك پيرامون كشورمان، ميتوان به راحتي استنباط نمود كه اين روزها منطقه خاورميانه از بعد نظامي دستخوش تحولات اساسي است، امريكا در حالي كه تبليغات گستردهاي را مبني بر انجام بزرگترين عمليات لجستيکى خود از جنگ جهانى دوم تا كنون با خارج کردن هزاران نيروى رزمى و بيشتر از يک ميليون تجهيزات لجستيکى از عراق به راه انداخته است، مدعي است قصد خروج نيروهايش از افغانستان را دارد؛ در صورتي كه اين تصميم به مرحله اجرا برسد، احتمالاً طرح تفويض امنيت داخلي افغانستان به نيروهاي بومي در دستور كار فرماندهان نظامي امريكا قرار خواهد گرفت.با وجود آنكه تلفات سنگين ماههاي اخير امريكا و متحدانش دليل اصلي تصميم براي خروج از افغانستان است، اما از آنجايي كه ساختار اجتماعي و فرهنگي افغانستان با عراق، تفاوتهاي اساسي دارد احتمالاً واگذاري امنيت به گروهها و اقوام محلي با تحريك امريكاييها ميتواند موجب برخورد گروههاي مختلف مردمي با يكديگر و گسترش دامنه جنگهاي داخلي در اين كشور شود. با افزايش دامنه ناآراميها، امريكاييها ميتوانند بدون دخالت مستقيم و صرف هزينههاي نظامي و انساني، مخالفان خود در افغانستان را بهوسيله خود افغانها از ميان بردارند. بدينترتيب امريكا ضمن دستيابي به اهداف مورد نظر در افغانستان، فرصت بيشتري براي مبارزه با دشمن اصلي خود در خاورميانه(ايران) خواهد داشت. از برخي همسايههاي ايران كه مناسبات نسبتاً خوبي با امريكا دارند نيز خبرهايي در خصوص تقويت تجهيزات نظامي به گوش ميرسد، به طور مثال: عربستان ?? جنگنده اف ?? از امريكا خريداري نموده و کويت به سرعت در حال استقرار سيستم دفاع موشکي پاتريوت است. کلمنس ورگين تحليلگر روزنامه آلماني دي ولت تقويت توان نظامي کشورهاي عربي حوزه خليج فارس را نشانه آن ميداند که ايالات متحده آمريکا ميخواهد توازن قوا را هم براي حمله به ايران و هم براي زماني که اين کشور ناچار به بمب اتمي مجهز شده باشد، حفظ کند. وي مينويسد که ناو هواپيمابر آمريکايي ترومن، نه عليه افغانستان، بلکه براي حفاظت از تنگه هرمز روانه خليج فارس شده است. اين نويسنده آلماني ميافزايد که تحرکات دريايي ايران و آمريکا بخشي از بازي قدرت تهران و واشنگتن در تنگه هرمز است که شاهرگ حياتي صدور نفت خاورميانه محسوب ميشود. امريكاييها حتي پيشبينيهايي نيز براي حملات هستهاي كردهاند، بهطوري كه بر اساس گفته مدير مرکز تحقيقات جهانيسازي کانادا، آمريکاييها به دنبال تفويض اختيار استفاده از بمب هستهاي به فرماندهان نظامي خود ميباشند. در صورت واقعي بودن اين تصميم، احتمالاً سردمداران اين كشور درصدد هستند تا تبعات استفاده از بمبهاي اتمي از رئيسجمهور به فرماندهان جزء نظامي کاهش يابد. در سطوحي پايينتر اخباري مبني بر خريد تسليحات نظامي پيشرفته را توسط امارات، بحرين و ساير كشورهاي همسايه ايران نيز ميتوان شنيد. ناگفته پيداست كه جمهوري اسلامي ايران بهعنوان كشوري مستقل و مقتدر نميتواند نسبت به اتفاقات محيط پيراموني خود بيتفاوت باشد و شايد به همين دليل و دلايل ديگر شاهديم كه اقدامات پدافندي و تأميني ايران نيز فزوني يافته است، بهطوري كه اينروزها شاهد افتتاح، رونمايي و آزمايش تجهيزات پدافندي متنوعي توسط مسئولان ارشد نظامي كشور بهخصوص وزير دفاع و پشتيباني بودهايم. به گزارش خبرگزاري فرانسه فيليپ کراولي سخنگوي وزارت امور خارجه ايالات متحده، روز دوشنبه انتشار اخباري در باره ساخت شناورهاي تندروي جديد و نيز هواپيماي بدون سرنشين در ايران را نگران کننده خوانده است.وى در اواسط ارديبهشت ماه و اندکى پس از برگزارى مانور دريايى سپاه در آبهاى خليج فارس نيز گفته بود:«ايران با ترکيب موشکهاى بالستيک و کروز، موشکهاى ضد کشتى، مينهاى دريايى و قايقهاى تندرو به چالشى براى نيروى دريايي ما در منطقه تبديل شده است». سؤال اينجاست كه آيا همه اين تحولات منطقهاي نمايانگر روزهايي خطرناك براي ايران و منطقه است و آيا به راستي جنگي در پيش است؟ پاسخ را بايد از چند جنبه بررسي كرد. اول از ديد استراتژي غرب براي سلطه بر ايران؛ توضيح آنكه جنگهاي امريكا عليه همسايگان ما، براي اين كشور قلدر مأب تجربههايي در بر داشته است، از آن جمله خسارات و تلفات ناشي از ورود مستقيم به صحنه كارزار است، بهطوري كه اين تجربه عاملي شده است تا امريكا تلاش كند ضمن خروج نظاميان خود با كمك نيروهاي داخلي و با نام واگذاري امنيت به نيروهاي بومي براي كنترل اوضاع در افغانستان و عراق عملاً نقش تخريبي خود را در حاشيه بازي كند تا خسارات كمتري را متقبل شود، هر تحليلگر سياسي اذعان دارد كه جنگ با ايران ولو از نوع هوايي و حمله مستقيم به تأسيسات هستهاي و حياتي ايران و بدون درگيريهاي زميني، دامنهاي به وسعت كل منطقه خاورميانه پيدا خواهد كرد و همه كساني كه مسبب ورود امريكاييها به منطقه شده و ميشوند بايد دود اين آتش احتمالي را در چشم خود تحمل نمايند و همانطور كه رهبري معظم انقلاب و رئيسجمهور محترم نيز بارها اشاره داشتهاند ايران ميتواند منافع متجاوزين را در همه جاي دنيا به خطر اندازد و اين فقط يك شعار ساده نيست كه اگر بود تاكنون امريكاييها در زمينه جنگ با ما فازهاي مختلفي را امتحان كرده بودند.تلاش همسايگان ايران براي تقويت بنيه رزمي و تجهيزاتي خود(برخي نمونههاي فوقالذكر) دليل خوبي براي اثبات اين ادعاست. دومين سطح تحليل ميتواند ويژگيهاي ذاتي و بعضاً خدادادي ايران باشد بهطور مثال تسلط بر تنگه هرمز كه 40درصد انرژي جهان از اين تنگه عبور ميكند و در خصوص توان ايران براي مسدود نمودن آن براي مدت طولاني بحثهاي متنوعي شده است و نيازي به تذكر مجدد ندارد. دلايل ديگر در اين خصوص عبارتند از:1- ايران داراي ??? تريليون فوت مکعب گاز است که تقريباً ??درصد کل ذخيره جهاني است و بعد از روسيه، (???/? تريليون فوت مکعب) قرار ميگيرد و ذخاير هيدروکربن ترکيب شده ايران(نفت و گاز)، حدود ??? ميليارد بشکه نفت ميباشد که صرفاً اندکي بعد از ذخيره ترکيب شده عربستان قرار ميگيرد. اين به معني به خطر افتادن منافع تمامي كشورهايي است كه مستقيم يا غير مستقيم وابسته به انرژي ايران هستند.2- بر خلاف عراق و افغانستان، ايران دوستداران بسياري در ميان ملتها و دولتهاي جهان دارد و مطمئناً اجماع جهاني كاملي براي حمله دست نخواهد داد.3- روسيه بهواسطه دوستي با همسايه جنوبي خود راحتتر ميتواند به آبهاي آزاد دستيابي داشته باشد تا همسايهاي درگير جنگ و اختناق. (اين مسأله يك استراتژي راهبردي براي روسيه در مسائل اقتصادي محسوب ميشود) .4- ايران بزرگترين صادرکننده نفتي به چين است(حتي بالاتر از عربستان سعودي)، به طوري که تأمينکننده ??درصد نفت کشوري ?/? ميليارد نفري است بنابراين رقيب بزرگ امريكا در حوزههاي اقتصادي، بعيد است به راحتي اجازه دهد منافع اقتصادياش با ماجراجويي يانكيهاي لنگه دنيا به خطر افتد. اينها و دهها مسأله عيان و محرمانه ديگر از جمله مسائلي هستند كه در معادلات جهاني احتمال بروز جنگ را كاهش داده و حتي به صفر ميرسانند اما به فرمايش رهبري معظم انقلاب، كار دشمن، دشمني كردن است و لذا همه دلايل براي عدم احتمال جنگ نبايد مانعي براي اقدامات تأميني و سياسي ايران شده و به حكم آيه شريفه وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ ضمن آنكه هماكنون اقدامات درخور تقدير و حيرتآوري در حال انجام است، مسئولان مربوطه بايد در راستاي توانافزايي رزمي و افزايش هژموني نظام اسلامي همت و كار مضاعفي را در پيش بگيرند تا در آيندهاي نه چندان دور حتي اجازه تفكر نظامي عليه كشور عزيزمان نيز بر ذهن دشمنان آن خطور نكند.