کد خبر: 408098
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۴۱
سجاد طایری - «حمله نظامی به ایران قریب‌الوقوع است» این جمله‌ای است که این روزها بسیار شنیده می‌شود. اگر چه این جمله بیش از آنکه از واقعیات نشأت گرفته باشد، ساخته و پرداخته ذهن برخی از سخن‌پراکنان در امریکا و اسرائیل است، با این حال حتی طرح این گونه مباحث خیالی و غیرواقعی نیز مخالفان فراوانی دارد. به عنوان نمونه، چین یکی از کشورهایی است که به‌رغم تلاش‌های بی‌وقفه صهیونیست‌ها برای همراه ساختن پکن با برنامه‌های خود، با این حال همواره از همراهی و همگامی با تل‌آویل و واشنگتن سرباز زده است.
اساساً چینی‌ها درک درستی از ساختار روانی اسرائیل و نیروهای تاریخی موجود که حمله به ایران را برای بسیاری از اسرائیلی‌ها توجیه‌پذیر می‌کند، ندارند. اسرائیلی‌ها نیز معتقدند به‌رغم رشد فزاینده اقتصادی و دیپلماتیک چین، ایالات متحده هنوز تنها ابرقدرت دنیاست.‌ چین حضور نظامی قابل توجهی در خاورمیانه ندارد در جنگ احتمالی متعاقب حمله نظامی اسرائیل نیز نقش نظامی نخواهد داشت و تنها به معامله پرسود فروش تسلیحات، آن هم احتمالاً به عده‌ای از شرکت‌کنندگان در این جنگ، دست خواهد زد. با این حال به نظر می‌رسد اگر اسرائیل هیچ اهمیتی به وخامت اوضاع اقتصاد جهان و چین ندهد، آنگاه با چالش‌های عدیده‌ای مواجه می‌شود، زیرا اگر تلاش‌های دیپلماتیک به رهبری ایالات متحده برای توقف برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران شکست بخورد و سپس حمله نظامی اسرائیل صورت بگیرد، چین با این خطر مواجه می‌شود که دوباره در دنیا به چشم قدرتی غیر‌مسئول در نظام بین‌المللی نگریسته شود. در چنین شرایطی دیگر مهم نیست که اسرائیل برای حمله به ایران، منطقی عمل کرده است یا نه، به همین سبب اسرائیل ظرف چند ماه گذشته سعی کرده چینی‌ها را در جریان عزم جدی و اراده خود مبنی بر عدم تحمل دستیابی ایران به بمب هسته‌ای و عواقب احتمالی وقوع یک حمله برای چین قرار دهد. اسرائیل در ماه آوریل برای رایزنی با چین در جهت حمایت از تحریم‌های سنگین‌تر سازمان ملل، امیر اشل، ژنرال بلندپایه و رئیس اداره برنامه‌ریزی آی- دی- اف را روانه پکن کرد تا درباره پیامدهای بین‌المللی گزینه نظامی، خصوصاً احتمال ایجاد وقفه در تأمین نفت به چینی‌ها هشدار بدهد. این در حالی است که تجارت بین‌المللی و کارخانجات چین تا حد زیادی به نفت وابسته هستند. از این رو حمله نظامی به ایران برای اقتصاد چین و ثبات سیاسی آن کشور فاجعه‌بار خواهد بود، زیرا چنین حمله‌ای می‌تواند در کنار سایر پیامدهای ناگوار، احتمالاً سبب افزایش فاجعه‌بار بهای نفت شده و اقتصاد جهان را وارد چنان دوره بی‌ثباتی کند که از پاییز 2008 تا کنون یا از زمان شوک قیمت نفت در سال 1973 تجربه نشده است.
علاوه بر این باید به روابط خاص چین با ایران نیز توجه داشت، زیرا کالاهای چینی اکنون سه‌چهارم صادرات به بازارهای ایران را تشکیل می‌دهند. همچنین بیش از یکصد شرکت چینی نیز در تمامی بخش‌های زیر‌بنایی، معادن، ساختمانی، کشتی‌سازی، آهن و فولاد، ترابری، سد‌سازی، ارتباطات، برق، کشاورزی، پتروشیمی، ماشین‌سازی و. . . در ایران مشغول فعالیت هستند که ایجاد هرگونه خلل در فعالیت آنها می‌تواند تبعات اقتصادی زیادی برای چین در پی داشته باشد. علاوه بر این، چین سلطه‌گری آمریکا در منطقه خلیج فارس را نوعی رویارویی میان‌مدت و بلندمدت علیه منافع خود تفسیر می‌کند و با توجه به نیازهای روز‌افزون پکن به انرژی، به راه افتادن یک جنگ جدید در منطقه را بر‌خلاف منافع حیاتی خود می‌بیند، به همین سبب نیز همواره به ابراز نگرانی پرداخته است. در نتیجه چین نه تنها با حمله به ایران، بلکه عملاً با لشکرکشی امریکا به هر نقطه‌ای از جهان مخالف است. حمایت چین از کره‌شمالی نمونه خوبی در این ارتباط است و بار دیگر به بسیاری از همسایگان آسیایی نشان داد که چین به بهای صدمه زدن به ایالات متحده امریکا دست به هر کاری می‌زند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار