
امیر مختار رجبی - اوباما امیدوار است با دادن امتیازات در منطقه بتواند برای به نتیجه رساندن سیاست خود راه مناسبی پیدا کند. هدف اصلی امریکا از افزایش تهدیدها، عملی کردن یک حمله نظامی به ایران نیست، بلکه کاخ سفید امیدوار است شرایط را به جایی برساند که بتواند از بحران به یک توافق دست یابد. در واقع واشنگتن میخواهد شرایط بحرانی را به جایی برساند که از دل آن توافق با ایران بیرون بیاید. بهخصوص که امریکاییها علاوه بر گرفتاریهایی که در عراق و افغانستان دارند و همچنین بحران اقتصادی که هر روز بیشتر از گذشته بر اقتصاد امریکا صدمه میزند، از واکنشهای کوبنده ایران نیز به خوبی آگاهی دارند. به نظر میرسد در صورت وقوع هرگونه تهاجم نظامی علیه ایران، جمهوری اسلامی دست کم به سه واکنش فوری دست بزند که این واکنشها میتوانند تبعات و پیامدهای جهانی دربر داشته باشند. این واکنشها عبارتند از:
1ـ بستن تنگه هرمز: نیروهای ایرانی در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند و در صورت تجاوز امریکا، تنگه هرمز را بهطور کامل در اختیار خواهند گرفت.
2ـ حمله به پایگاههای نظامی امریکا در منطقه: تمامی پایگاههای نیروهای امریکایی در افغانستان و عراق بهطور دقیق زیرنظر ایرانیان بوده و با کوچکترین اقدام فلج خواهند شد.
3ـ حمله نظامی به اسرائیل: با توجه به اینکه اسرائیل حیاط خلوت امریکا در منطقه محسوب میشود، بنابراین آسایش این حیاط خلوت نیز در صورت هر اقدام نظامی امریکا از بین خواهد رفت.
از این رو به نظر میرسد در حال حاضر کاخ سفید بیش از آنکه نگران ایران و برنامههای هستهای جمهوری اسلامی باشد، از اقدام و اعمال نسنجیده اسرائیل بیمناک است. در واقع دولت باراک اوباما نگران خطرات ناشی از حمله نظامی دولت بنیامین نتانیاهو به ایران ظرف ماههای آتی است، چرا که چنین امری میتواند آتش جنگ را در منطقه و حتی در کل جهان شعلهور سازد و امریکا را درگیر جنگی جدید و البته بینتیجه در خاورمیانه کند، بنابراین در شرایطی که صهیونیستها از یک سو سعی میکنند چنین جلوه دهند که جز حمله به ایران چاره دیگری ندارند و ایران هستهای از زمان آدولف هیتلر به بعد، بزرگترین تهدید موجود علیه بقای قوم یهود است، از سوی دیگر برای حمله به ایران نیازمند موافقت امریکا هستند، به همین سبب نیز در حال حاضر اسرائیلیها نسبت به هرگونه اقدام اوباما در علنی ساختن پرهیز تلآویو از ارتکاب این حمله حساسیت زیادی دارند. این امر نه تنها نشان میدهد که دولت اسرائیل نمیتواند بدون کسب اطمینان از دخالت مستقیم ایالات متحده در صورت بروز هرگونه جنگی با ایران دست به کار شود، بلکه عملاً از مخالفت عمیق امریکا با هرگونه تهاجم نظامی به ایران نیز حکایت دارد. از سوی دیگر مقامات اطلاعاتی اسرائیل و سایر مسئولان تصمیمگیرنده برای سیاست این کشور در قبال ایران نیز معتقدند اظهاراتی از جنس «آخر زمان» که در سالهای اخیر از سوی نتانیاهو عنوان شده، محکوم به شکست است همچنین افرادی نظیر گبی اشکنازی، رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل نسبت به مفید بودن هرگونه حملهای ابراز تردید کردهاند. ژنرال آهارون زیوی فرکش، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل اعلام کرده تصور افکار عمومی اسرائیل در خصوص تهدید هستهای ایران مخدوش شده است. فرکش و سایر مسئولان نظامی و اطلاعاتی موساد اعتقاد دارند انگیزه اصلی ایران برای دست یافتن به توانمندی تسلیحات هستهای تهدید اسرائیل نیست، بلکه بازدارنگی ایالات متحده از مداخله و تلاش برای تغییر رژیم در این کشور است. در نتیجه از آنجا که جنگ عراق به مسیر بدی کشیده شد، دلایل آغاز آن نادرست از آب درآمد و ایالات متحده دیگر انگیزهای برای شروع جنگ مشابهی ندارد، بنابراین میتوان تهدیدات امریکا را یک بلوف فرض کرد و برای آن اهمیتی قائل نشد. همچنین با توجه به شواهد و قرائن به نظر میرسد تهدید نتانیاهو برای دست زدن به حمله علیه ایران، بیش از آنکه متناسب با توان و قدرت نظامی و اطلاعاتی اسرائیل باشد، یک بلوف بزرگ است.