کد خبر: 407912
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۸
سينا تکاور- يك سال و چند ماهي از شكست بزرگ جريان اصلاحات گذشته است. حالا بعد از گذشت اين مدت كه هر روز پايگاه‌هاي اجتماعي اين جريان بيش از پيش در حال فروريختن بود، سيد محمد خاتمي به تكاپو افتاده تا مانع اضمحلال اصلاح‌طلبان شود؛ اضمحلالي كه ثمره سرمايه‌گذاري سنگين اين جريان و خرج كردن تمامي آبروي خود براي پيروزي ميرحسين موسوي در انتخابات دهم رياست جمهوري بود و پس از آن وقوع شكست بزرگ و وقوع آنچه كه مردم خود به خوبي از آن مطلع هستند، وقايعي كه اصلاح‌طلبان را به سمت اپوزيسيون و معاندين هل داد و آنها را در منظر عمومي به يك غده بدخيم براي نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل كرد. اما به‌رغم تمامي اين مسائل، شخص خاتمي حاضر نبود اضمحلال حرکتي را که هشت سال براي آن زحمت کشيده و حال به مثابه فرزند وي بود، بپذيرد. وي هزاران اميد به جريان خود بسته بود و قصد داشت آن را به حركتي اثرگذار در درون نظام تبديل كند تا از اين طريق بتواند بخشي از عطش قدرت خود را سيراب كند. از اين رو خاتمي تصميم گرفت خود را به عنوان يك منتقد در چارچوب نظام كه به اركان مختلف حاكميت معتقد است، جلوه دهد و از اين راه خود را به بدنه نظام نزديك كند و مانع مرگ اصلاحات شود. خاتمي به صراحت از موسوي و كروبي انتقاد و تلاش كرد ظرف جنبش سبز را از ظرف اصلاحات جدا كند تا وقتي حاميان سبز دچار ضعف شدند، به داشته‌هاي ظرف اصلاحات دستبرد نزنند. علاوه بر اين موضوع بازگشت به حاكميت براي خاتمي به حدي جدي شده بود كه وي چندين بار تلاش كرد با افراد تاثيرگذار جريانات مختلف ملاقات كند و از اين راه دالاني براي بازگشت خود به نظام بگشايد؛ موضوعي كه اتفاقي رؤيايي براي خاتمي محسوب مي‌شود كه هنوز محقق نشده است. آب پاكي روي دست اصلاح‌طلباناما خاتمي هنوز نمي‌داند جريان اصلاحات به يك جريان منفعل تبديل شده است كه ديگر توانايي هدايت تحولات را ندارد. اين اعترافي است كه در جريان آسيب‌شناسي جريان اصلاحات توسط كارشناسان اتاق فكر اين جريان عنوان شده است. اين كارشناسان در تحقيقات خود به چند نكته اساسي كه پاشنه آشيل جريان اصلاحات است، رسيده‌اند و آن را به مقامات اين جريان اعلام كرده‌اند و آب پاكي را روي دست اصلاح‌طلبان ريخته‌اند كه «ديگر نمي‌شود، اميدي به بازگشت داشت»اعتراف به تهاجم فرهنگي«بازيگر سياسي و روشنفكر ما چون از دنياي ديگري ارتزاق فكري و تئوريك مي‌كرده، از واژه‌هاي دنياي ديگر بهره مي‌برده، مي‌خواسته آنها را در دنياي پيشامدرن هم به كار ببرد اما پس از مدتي از طرف جامعه از عرصه خارج شده است. عده‌اي هم در فضاهاي ماركسيستي و ليبراليستي بوده‌اند و تناسبي با جامعه ايراني نداشته‌اند. در حالي كه وقتي مي‌خواهيم يك حركت توده‌اي و مردمي ايجاد كنيم، لاجرم بايد به فضاي جامعه و فرهنگ توجه كرد.» اين عين كلماتي است كه در مقاله آسيب‌شناسي جنبش اصلاحات به آن اعتراف شده است. موضوعي كه همان سال‌هاي نخستين دوران اصلاحات و روزگاري كه هركس با هر مسلكي وارد جريان شده و خود را باني اصلاحات معرفي مي‌كرد از سوي دلسوزان انقلاب گوشزد مي‌شد اما نه تنها گوش شنوايي در اين جريان وجود نداشت بلكه با جبهه‌گيري از سوي داعيه‌داران اصلاحات مواجه مي‌شد و اين دلسوزان را به تحجر متهم مي‌كردند. حالا پس از گذشت قريب به 10 سال و در ايامي كه اين جريان در حال احتضار به‌سر مي‌برد، اين واقعيت از زبان آنها عنوان مي‌شود. ستون‌هاي ماسه‌اي براي اصلاحاتواقعيت ديگري كه از سوي آسيب شناسان اصلاحات به آن اشاره شده است، تهي بودن اين جريان است. امروز جريان اصلاحات به اين نتيجه رسيده است كه آنها نه يك گفتمان، بلكه يك شبه گفتمان بودند كه ستون‌هاي آنها از جنس ماسه و از معني تهي بودند. همين موضوع سبب شد كه به‌رغم خلق تشكيلات مختلف در زمان حاكميت اين جريان بر دستگاه قانون‌گذاري و اجرايي كشور، امروز فاقد يك تشكيلات واحد باشند و با پايين آمدن از سرير قدرت به يك جريان وصله و پينه‌اي كه از هر گوشه‌اي از آن ناله‌اي بر مي‌خيزد، تبديل شوند. اصلاحات به دنبال ايدئولوژي‌زدايياما شايد بزرگ‌ترين مشكل اين جريان كه باعث بي‌اعتمادي مردم به اين جريان شد، ‌پيگيري پروژه ايدئولوژي‌زدايي توسط وابستگان اصلاح‌طلب بود. اين اتفاق در حالي شكل مي‌گرفت كه ايران به عنوان ام‌القراي شيعيان جهان در ديدگاه جهاني قرار داشت و مردم آن از ديرباز به دينمداري شهره بودند. حالا بايد مي‌نشستند و مي‌ديدند عده‌اي كه با خود برچسب ليبراليسم را همراه داشتند، قصد دارند دين آنها را بگيرند و به دنياي مدرن غربي پرتابشان كنند؛ موضوعي كه دليل اصلي سرنگوني رژيم پهلوي شد. بنابراين مردم به خوبي اين نكته را دريافتند و خود در مقابل دين دزدان برخاستند و محترمانه گفتند كه ما شما را نمي‌خواهيم. اما آنها كوتاه نمي‌آمدند و بازهم روي اين سناريوي خود پافشاري مي‌كردند و كار را به آنجا رساندند كه با يك راهپيمايي مردمي در روز 9 دي «نه بزرگ» را با تندترين شعارهاي مردمي به آنها ارائه دادند و اين جماعت را از جغرافياي سياسي ايران كنار گذاشتند. خاتمي نگران استتمامي اين مسائل باعث شد خاتمي احساس نگراني كند و اصلاحات را جرياني در حال اتمام تلقي كند و به دنبال سناريوي بازگشت بگردد؛ سناريويي كه باز هم از مسير نظام مي‌گذرد و طرح بحث‌هايي در خصوص وحدت از سوي مقامات مختلف باعث شادي او شود كه آري جايي براي ما در حال باز شدن است. وي اين روزها با بهره‌گيري از فضاي ايجاد شده در خصوص وحدت به دنبال اين ‌مي‌گردد كه خود را بار ديگر به نظام بچسباند و رؤياي اپوزيسيون مؤثر را دنبال كند. غافل از اينكه دست اين جريان براي مردم و مسئولان رو شده است و ديگر جايي براي آنها نيست. همانطور كه جايي براي پهلوي‌ها نبود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار