باراک اوباما، رئیس جمهورامریکا چندی پیش در برابر جمع کهنه سربازان معلول امریکایی ضمن اعلام پایان گرفتن عملیات نظامی در عراق خبر از خروج نیروهای این کشور از عراق داد و گفت: «ما به عهد خود عمل میکنیم. مأموریت ما در عراق سر موقع خاتمه پیدا میکند.» او در آن موقع وعده داد که تا پایان ماه آگوست حدود 90 هزار نیروی نظامی امریکا از عراق خارج خواهند شد و تنها 50 هزار نیروی این کشور باقی خواهند ماند که این گروه در عملیات علیه گروههای تروریستی عراقی دخالتی نخواهند داشت، بلکه تنها در امر تقویت و آموزش نیروهای امنیتی و نظامی عراق مشارکت خواهند داشت. اوباما بار دیگر و در روز چهارشنبه 18 آگوست، وعده خود را تکرار کرد و گفت: «ما به عهد خود عمل میکنیم. مأموریت ما در عراق سر موقع خاتمه پیدا میکند.» گویا فرماندهان و نیروهای امریکایی دیگر تحمل ماندن در عراق را نداشتند و نمیتوانستند تا پایان آگوست منتظر خروج بمانند و به همین دلیل کمتر از 24 ساعت بعد از این سخن اوباما خروج خود را از ساعات نخست روز پنجشنبه 19 آگوست و در تاریکی هوا آغاز کردند و مسیر زمینی 580 کیلومتری به سوی کویت را در پیش گرفتند. خروج نیروهای امریکایی در تاریکی شب در حالی صورت گرفت که فرماندهی نیروهای امریکایی از خبرنگاران همراه نیروهای تحت فرمان خود خواسته بودند تا از هر گونه اقدامی خودداری کنند که عقبنشینی نیروها را به خطر میاندازد. خروج بیهیاهوسایت اشپیگل آنلاین در ابتدای گزارشی از خروج نیروهای امریکایی از عراق به نکته قابل توجهی اشاره کرده و مینویسد: «روز پنجشنبه، آخرین واحدهای رزمی ایالات متحده مرز عراق با ترکیه را پیمودند اما بسیار کمتر از هیاهوی هنگام رسیدن نخستین نیروهای متحد به عراق در مارس 2003.» اشپیگل آنلاین سپس سخن لاک دیل، یکی از سربازان امریکایی را نقل میکند که از ابتدای حمله امریکا به عراق حضور داشته و آن زمان 18 سال داشت و اکنون 25 ساله است. دیل به اشپیگل آنلاین گفت: «من بنابر فشار آن موقع آمدم و اکنون با آخرین واحدهای رزمی خارج میشوم.» حرکت نیروهای امریکایی در تاریکی اولیه روز و وضع محدودیت برای خبرنگاران همگی حکایت از آن دارد که فرماندهان امریکایی قصد داشتند تا خروج نیروهایشان از عراق با کمترین هیاهو و نمایش رسانهای انجام بگیرد. میتوان گفت که آنان با تمهیدات در نظر گرفته شده و همراهی رسانههای بینالمللی در نیل به هدف خود موفق شدند. با نگاهی گذرا به گزارشها و تصاویر ارسالی رسانههای بینالمللی و به ویژه غربی از این واقعه معلوم میشود که خبر خروج نیروهای امریکایی انعکاسی ضعیف داشته و تصاویر گزارش شده از این نیروها در ساعات اولیه روز پنجشنبه نیز حاکی از آن است که به خوبی منعکسکننده ابعاد و حجم نیروهای در حال خروج نبودند. این تصاویر اختلاف فاحشی از تصاویر زمان حمله به عراق داشتند که در آن زمان ردیف تانکها و زرهپوشهای امریکایی و انگلیسی را نمایش میدادند که در حال پیشروی به سوی بغداد و دیگر شهرهای مهم عراق بودند. دلیل این اختلاف و تمهید رسانهای چیست و چرا فرماندهان امریکایی مایل نبودند تا خروج نیروهایشان برعکس مارس 2003، به طور واضح برای جهانیان به نمایش گذاشته شود؟ پاسخ روشن است. در واقع، این فرماندهان به خوبی میدانستند که حمله آنان به عراق و قریب به هفت سال و نیم سال اشغال این کشور را نمیتوان یک پیروزی نامید تا خروج نیروهایشان به صورت خروج نیروهای فاتح و پیروز باشد. به عبارت دیگر، حمله امریکا به عراق پیروزی به دنبال نداشت تا خروج نیروهای این کشور آن چنان نمایشی داشته باشد که در خور نیروهای فاتح باشد. این حقیقت با نگاهی گذرا به حدود هفت سال و نیم به جا مانده پشت سر نیروهای امریکایی معلوم میشود. هفت سال و نیم اشغالگریامریکا به همراه بریتانیا در 20 مارس 2003 یورش نظامی خود را به عراق آغاز کرد و حدود یک ماه و نیم بعد و در اول ماه مه، جورج بوش، رئیس جمهور وقت امریکا، پایان عملیات نظامی را با پیروزی نظامی امریکا اعلام کرد اما اعلام پیروزی بوش تنها ژستی سیاسی و تبلیغاتی بود و واقعیت امر چیز دیگری را نشان داد. در آن زمان، کشورهای بسیاری از جمله روسیه، آلمان و فرانسه مخالف حمله به عراق بودند و امریکا بدون توجه به این مخالفتها و حتی مشروعیت سیاسی و با مجوزی از سوی شورای امنیت به عراق حمله کرد. این حمله تنها یک نتیجه آشکار را به عنوان پیروزی در پی داشت و آن سقوط دولت عراق بود که دو سال بعد منجر به اعدام صدام حسین شد. جدا از این نتیجه، امریکا با ورود به عراق خود را درگیر باتلاقی کرد که جز قتل و کشتار و هزینههای سرسامآور مالی نتیجهای دیگر عاید این کشور نشد. آنچه از سوی رسانههای غربی در مورد آمار کشتهها در عراق بر اثر حمله امریکا به این کشور گزارش شده حاکی از 4400 کشته امریکایی و بیش از 100 هزار عراقی است، اما برخی گزارشها آماری دیگر اعلام کردهاند. برای مثال، خبرگزاری عراق در آگوست 2006 با استناد به فهرستهای یک شرکت هواپیمایی حمل و نقل اجساد اعلام کرد: «تعداد کشتهشدگان سربازهای آمریکایی در عراق در حال حاضر بیش از 10 هزار نفر است.» بنابر گزارش این خبرگزاری، وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون نام آن دسته از سربازانی را که در بیمارستانهای نظامی کشته میشوند جزو آمار کشتهشدگان جنگی به حساب نمیآورد و مرگ آنها در فهرست مرگهای غیرجنگی ثبت میکند. باید توجه داشت که آمار این گزارش مربوط به چهار سال پیش بوده و باید به آن تعداد کشتههای امریکایی در طول این چهار سال را نیز اضافه کرد. از سوی دیگر، آمار کشتههای عراقی تا کنون معضلی بوده که مبدل به موضوعی چالشبرانگیز شده است. برای مثال، آمارهای منتشره از سوی دو مؤسسه تحقیقاتی امریکایی اختلاف فاحشی را در تعداد کشتههای عراقی نشان میدهد. مؤسسه تحقیقاتی بروکینگز شمار کشتههای غیرنظامی عراق را 113 تا 166 هزار نفر اعلام کرده، اما تحقیقات دانشگاه جان هاپکینز امریکا حاکی از آن است که شمار کشتههای غیرنظامیان عراقی بیش از 650 هزار نفر بوده، زیرا شمار بسیاری از کشتههای غیرنظامی گزارش نشده است. وجه دیگر هفت سال و نیم اشغال عراق توسط امریکا به هزینههای مالی سنگین آن مربوط میشود. کاخ سفید در ابتدای حمله به عراق هزینههای آن را بین 50 تا 60 میلیارد دلار تخمین زده بود، از این رو کنگره کمتر از 50 میلیارد دلار را برای حمله تصویب کرد، اما طول کشیدن اشغال عراق باعث شد تا بنابر آمار خزانهداری امریکا، این کشور متحمل 1000 میلیارد دلار شود. برخی از تحقیقات نشان میدهد که هزینه لشکرکشی امریکا به عراق هزینه ای بیشتر از رقم خزانهداری امریکا در پی داشته و آن را حدود سه تریلیون دلار برآورد کردهاند. جوزف ای. استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد و لیندا جی. بیلمس همکار او در انتشار کتاب «جنگ سه تریلیون دلاری» معتقدند «هزینههای مخفی» بسیاری وجود دارد که در آمارهای رسمی ذکر نمیشوند و همچنین بدهیهای مالیاتی نیز لحاظ نشدهاند. نکته جالب توجه در هزینههای امریکا مبالغی است که وضعیت آنها معلوم نیست. نتایج یک بررسی منتشره از سوی یک نهاد نظارتی فدرال امریکا در 27 ژوئن سال جاری نشان میدهد سرنوشت هشت میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از 9 میلیارد دلار مشخص نیست. آمار و ارقام کشتهها و هزینههای هفت سال و نیم اشغالگری امریکا در عراق نشان میدهد که این کشور در طول این اشغالگری جز کشته و هزینههای بالا به نتیجهای دیگر نرسیده است. از این رو روشن است که عقبنشینی نیروهای این کشور نمیتواند پیروزمندانه انجام بگیرد و باید به صورت بازگشت مخفیانه انجام شود.