کد خبر: 407710
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۴
بای بسم الله
حکایت عجیبی شده است. این روزها مسئولیت پذیری در بخش‌های فرهنگی کشور ما و عجیب‌تر و عبرت آموزتر از آن آدم‌هایی است که می‌‌آیند و زودتر و سریعتر از آمدنشان می‌‌روند یا بهتر است بگوییم وادار به رفتن می‌‌شوند.
لازم به نام بردن نیست. اسمی اعلام می‌‌شود و فردی به عنوان مدیر یا دبیر یا مسئول فلان دفتر یا فلان جایزه ادبی به افکار عمومی معرفی می‌‌شود. این فرد نیز اگر از زمره با انصافان بود که می‌‌گوید‌: «ضمن تقدیر و تشکر از فعالیت‌های همکاران سابق، بنده از این پس بر اساس شیوه معلوم الحال آنها کار نمی‌‌کنم و قصد دارم...» و اگر هم این فرد منسوب در زمزه بی انصافان بود که ابتدا یک ماهی صبر می‌‌کند تا به اصطلاح، آب‌ها از آسیاب بیفتد و پس از آن نشستی ترتیب می‌‌دهد تا اعلام کند که اساساً تا پیش از آمدن او همه چیز از بن و ریشه غلط بوده است و او منجی این بخش است.
این نکته هم بماند که این فرد در ضمن همه این اصلاح‌گری خود چه نکات عجیب و غریبی را به زبان می‌‌آورد که مثلاً به فاصله یک روز پس از بیان آن باید به نوعی آن را رفت و روب و از بار مسئولیت شانه خالی کند.
الغرض اینکه این نوع مدیریت و این نوع نگاه به مدیریت فرهنگی نه تنها ریشه هیچ اصلاحی نیست و نمی‌‌توان به آن دل بست، بلکه به دام افتادن در سیکل بسته و معیوبی است که در تمام دوره‌های پیش از آن نیز به شیوه‌های مختلف، رواج داشته است.
نگاهی ساده به تمامی فعالیت‌های مدیریتی در بخش فرهنگی به ویژه در حوزه نشر مکتوب، نشان می‌‌دهد که خود رأیی و ایجاد حلقه‌های فکری و محفلی و گروهی برای مدیریت و عدم اعتماد به بدنه اصلی آن حوزه فرهنگی و تقسیم آنها به بچه‌های خودمان و دیگران که در تمام حلقه‌های ادبی و غیر ادبی و هنری رواج دارد، در کنار ایراد نقدهای غیر منصفانه بر آثار آنها به این نتیجه منتهی می‌‌شود که روزی بدون آنکه آن حلقه مدیریتی حس بکند، خود نیز بخشی از این سیکل معیوب شده و خود را در مراسم تودیع و معارفه‌ای ببیند که جمع زیادی از مخاطبان روزها برای آن لحظه شماری می‌‌کردند.
جان کلام اینکه آنچه این روزها به شدت نیاز به اصلاح آن در حوزه مدیریت فرهنگی به ویژه در حوزه نشر مکتوب به چشم می‌‌خورد، اصلاح نگاه به مدیریت است، نگاهی که در ادامه و در گذر سالیان، مخاطبان ادبیات در سایه آن باید به تغدیه روحی خود بپردازند.
سخت‌گیری‌های عجیب معلم گونه برای عدم ارائه اثر برتر و برگزیده و نیز اظهار نظرهای متناقض و متفاوت در حوزه نگاه به یک اثر نه تنها در فرآیند الگوسازی برای مخاطب و افزایش عطش او برای مراجعه به خروجی آثار جشنواره‌های ادبی تحت نظارت این فرآیند مدیریتی نقشی ایفا نمی‌‌کند بلکه در ساختاری لجام گسیخته مخاطب را به سمت ساخت صرف الگو برای خود توسط خود سوق می‌‌دهد که بی‌شک در این میان نخستین آسیب دیده بی‌آنکه بداند کسی جز خودش نیست. این همان پایانی است که در سیکل بسته و معیوب مدیریتی بی‌تمایل به اصلاح نگاه، به وجود خواهد آمد. با این وجود باید دید آیا اصرار به ادامه این روند می‌‌تواند توجیهی از سوی ادامه دهندگان آن نیز داشته باشد؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار