
سفر منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران به سوریه و دیدار وی با بشار اسد رئیسجمهور سوریه، المعلم وزیر امور خارجه و تنی چند از مسئولان سوری از چند جهت حائز اهمیت بود. زیرا این دیدارها که طی آن در خصوص مسائل منطقهای و روابط دو جانبه، گفتوگو و تبادلنظر صورت گرفت، نشان از روابط گرم میان تهران و دمشق دارد.
روابط رسمی میان ایران و سوریه در سال 1325، بلافاصله پس از اعلام استقلال این کشور آغاز شد. در20 آذر 1328، کشور ایران کنسولگری خود در دمشق را به سفارت تبدیل کرد و به منظور تقویت و تحکیم مناسبات دوستانه بین دوکشور، درسوم خرداد 1332 یک عهدنامه مودت بین دولت ایران و جمهوری سوریه در دمشق به امضا رسید. روابط ایران و سوریه در سالهای پیش از انقلاب همواره تحت تأثیرعامل رژیم صهیونیستی و همکاری شاه با تلآویو قرار داشت زیرا شاه عملاً رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته و از سیاستهای توسعه طلبانه آن در منطقه حمایت میکرد. در این بین وقوع انقلاب اسلامی در ایران، به چند دلیل موجب نزدیکی دو کشور به یکدیگر شد:
1- روابط نزدیک و گرم شاه با اسرائیل که تحت حکمرانی انقلابیون ایران به خصومت و دشمنی مبدل شده بود.
2- ارتباط مخفی دولت سوریه با بسیاری از مخالفان شاه که با پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از آنان در جایگاه قدرت و تصمیمگیری قرار گرفته بودند.
3- روابط گسترده سوریه با امام موسی صدر، روحانی متنفذ جهان تشیع در لبنان که در شهریور سال 1356 ناپدید شده بود.
4- مخالفت دو کشور با اقدام مصر در صلح با رژیم صهیونیستی و تأثیرات آن در منطقه.
5- حمایت دو کشور از جریان مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان.
6- رشد نا اطمینانی سوریها به حزب بعث عراق که از رقابتهای ناسیونالیستی آن دوران نشأت میگرفت، موجب شد که سوریه با بهبود روابط خود با ایران، عملاً رژیم عراق را تحت فشار قرار دهد.
پس از آن حمله صدام حسین به ایران، بهرغم آنکه روابط اکثر کشورهای عربی را با ایران به تیرگی کشاند، با این حال مناسبات تهران و دمشق را بیش از پیش افزایش داد. در حالی که تمام کشورهای عربی به همراه دو ابرقدرت شرق و غرب به حمایت از رژیم بعثی عراق میپرداختند، با این حال سوریه همچنان شریک استراتژیک ایران در منطقه باقی ماند. این روابط در سالهای بعد هم ادامه یافت و بیش از پیش گسترش پیدا کرد. در این بین رخداد 11 سپتامبر 2001، ارائه طرح خاورمیانه بزرگ و تهاجم نظامی امریکا به عراق، موجب امنیتیتر شدن اوضاع منطقه خاورمیانه شد. از سوی دیگر جنگ 33 روزه اسرائیل با حزبالله و پس از آن تجاوز 22 روزه صهیونیستها به غزه، موجب تحکیم همکاریها میان ایران و سوریه شد. این امر نشان میداد که ایران و سوریه بر خلاف سایر کشورهای منطقه درحمایت و پشتیبانی از جنبشهای مقاومت اسلامی نظیر حزبالله، حماس و جهاد اسلامی متفق القول هستند. علاوه بر این به رغم آنکه ایران از سوی کشورهای غربی و برخی از کشورهای عربی به تلاش جهت دستیابی به بمب اتمی متهم شده، با این حال سوریه همواره از فعالیتهای هستهای ایران دفاع کرده است. در این بین حتی گمانهزنیهایی در خصوص احتمال همکاری هستهای میان ایران و سوریه نیز به وجود آمده است که همگی حکایت از روابط نزدیک دو کشور دارد. بر این اساس نزدیکی ایران و سوریه به یکدیگر، دست کم سه دلیل استراتژیک دارد:
1- وجود دشمن مشترکی به نام اسرائیل و حمایت هر دو کشور از جریان مقاومت اسلامی
2- تعارض با سیاستهای ایالات متحده به عنوان تک قطب هژمونیک و مداخلهگر در امور جهانی
3- ناهمسویی کشورهای منطقه به خصوص اعراب با این دو کشور در قبال مسائل منطقهای.
بدین ترتیب ایران و سوریه دارای منافع و اهداف استراتژیک مشابه و مشترک میباشند. از این رو روابط ایران و سوریه در سالهای پس از انقلاب اسلامی همواره از روند رو به رشدی برخوردار بوده است، به نحوی که میتوان دو کشور را متحدان استراتژیک یکدیگر در منطقه ناآرام خاور میانه نامید.