علی قنادی - معادله قدرت در منطقه جنوب آسیا یک بار دیگر در حال تغییر کردن است؛ دهلی نو بعد از یک سال ناز و کرشمه سیاسی باز هم طبل بازگشت به خط لوله صلح بین ایران، پاکستان و هند را به صدا درآورده و سودای دورزدن تحریمهای امریکا علیه ایران را در سر میپرورد. در شرایطی که دولت اوباما بحث خروج از افغانستان تا جولای سال 2011 را مطرح کرده و حامد کرزای، رئیسجمهور افغانستان طرح مذاکره با طالبان را پیش میبرد، مقامهای ایرانی برای چندمین بار طی چند ماه گذشته به دهلی نو سفر کردهاند. هفته قبل علی فتحاللهی، معاون وزیر امور خارجه طی یک دیدار سه روزه به دهلی نو رفت و گستره وسیعی از مسائل منطقهای از جمله بحران افغانستان، مبادلات انرژی، مسأله بندر چابهار و حتی تحریمهای امریکا علیه ایران روی میز تهران- دهلی نو قرار گرفت.چند روز بعد از سفر فتحاللهی به هند، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه از طرح برگزاری کنفرانس منطقهای افغانستان در تهران با حضور 7 کشور منطقه خبر داد؛ کنفرانسی که هنوز معلوم نیست کدام کشورها در آن شرکت میکنند ولی انعکاس توافق بازیگران منطقهای برای نقش آفرینی برجستهتر ایران در تحولات افغانستان است. چند روز قبل از سخنان رامین مهمانپرست، باراک اوباما، رئیسجمهور امریکا هم در سخنان پربازتابش در حضور تعدادی از خبرنگاران در شورای امنیت ملی کاخ سفید گفته بود که ایران باید بخشی از مذاکرات منطقهای برای ایجاد ثبات در افغانستان باشد. رئیسجمهور امریکا همچنین تأکید کرده است که ایران میتواند یک «شریک سازنده» در افغانستان باشد و در توصیف منافع تهران و واشنگتن از تعبیر «منافع مشترک» استفاده کرده است؛ تعبیری که هیچ کدام از روسای جمهور امریکا طی 30 سال گذشته از آن استفاده نکردهاند.تغییر رویکرد دهلی به تهراندر شرایطی که طرحهای جنگی در خاورمیانه روز به روز از تلآویو و برخی پایتختهای غربی روی تلکس خبرگزاریها و رسانهها قرار میگیرد و تحریمهای سازمان ملل به نقطه اوج خود رسیده، به شکل طعنهآمیزی به نظر میرسد ایران در موقعیت منحصر به فردی برای ایفای نقش منطقهای در افغانستان قرار گرفته است؛ موقعیتی که البته میتواند به عنوان اهرم گریز از فشارهای فزاینده، مورد استفاده قرار بگیرد. هندیها بعد از یک سال بار دیگر به سمت ایران بازگشتهاند و از مشارکت در خط لوله صلح و همکاری در افغانستان صحبت میکنند. دلیل اقبال دوباره دهلی نو به ایران چند چیز است: اول اینکه طرحهای خروج امریکا از افغانستان که همزمان با پروژه ادغام طالبان در ساختار سیاسی افغانستان دنبال میشود، هندیها را به شدت نگران کرده است. ورود طالبان به ساختار قدرت در کابل، نه تنها برای امنیت کشمیر و غرب هند تهدید امنیتی به حساب میآید، بلکه رقیب تاریخی هند یعنی پاکستان را هم بر افغانستان مسلط میکند. همین مسأله باعث شده که هند به رویکرد امریکا در قبال ایران نگاه انتقادی پیدا کرده و از طرحهای جایگزین برای افغانستان حمایت کند. یک طرح، همان پروژه سنتی ایجاد اتحاد بین ایران، هند و روسیه برای شکل دهی به تحولات منطقه و افغانستان است. نیرو پامارائو، وزیر امورخارجه هند هفته قبل به مسکو سفر کرد و آنطور که منابع خبری گزارش کردهاند، مشارکت با روسیه در افغانستان یکی از بحثهایی است که دهلی و مسکو با یکدیگر درباره آن مذاکره کردهاند. باتوجه به تماسهای مکرر تهران- دهلی، به احتمال زیاد تهران ضلع سوم این طرح منطقهای خواهد بود.دلیل دوم تمایل هندیها به ایران، نیاز فزاینده آنان به انرژی است. ایران در حال حاضر 15 درصد نفت هند را تأمین میکند ولی رشد اقتصادی 5/8 درصدی هند، نیازهای دهلی را به انرژی دو چندان کرده و به نظر میرسد تضمینهای مکرر امریکاییها نیز نتوانسته دهلی نو را متقاعد کند که واشنگتن قادر است انرژی مورد نیازش را در آینده تضمین کند. علاوه بر این، هندیها نگران هستند که تحریمهای سفت و سخت امریکا باعث شود که چینیها نه تنها بازار ایران را تسخیر کنند، بلکه به عنوان تنها خریدار مهم، انرژی ایران را به غارت ببرند. در طول یکی، دو هفته گذشته گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد شورای امنیت هند دستورالعملی صادر کرده که معنای ضمنی آن، دور زدن تحریمهای انرژی امریکا علیه ایران است. در یک سند جدید وزارت خارجه هند آمده است: «هر چند تعامل سیاسی با ایران اهمیت زیادی دارد ولی احتمالاًٌ برای تضمین منافع ما کافی نخواهد بود. تعامل اقتصادی با ایران نیز ضروری است و به تقویت امنیت انرژی، اتصال و باز شدن بازارهای جدید و دستیابی به اهداف سیاسی ما کمک میکند.» همین سند تصریح کرده است که چینیها در حال تصمیمگیری برای استفاده از خلأ به وجود آمده ناشی از تحریمها علیه ایران هستند. کاخ سفید به ایران میاندیشدامریکاییها با وجود همه مشکلاتی که با ایران دارند، نمیتوانند از نفوذ قابل توجه جمهوری اسلامی در افغانستان چشم بپوشند. ثبات در افغانستان بعد از ورود اوباما به کاخ سفید و طرح جدید او برای افغانستان نه تنها بیشتر نشده بلکه برخی گزارشها نشان میدهد که ناآرامیها در مقایسه با سال گذشته میلادی روند صعودی پیدا کرده است و گزارش جدید سازمان ملل نشان میدهد که تعداد تلفات غیرنظامیان در افغانستان در طول شش ماه گذشته بیشتر شده است. از این گذشته استراتژیستهای امریکایی هنوز هم درباره خروج از افغانستان تا جولای 2011 چون و چرای جدی دارند. براساس گزارشی که چند روز قبل رسانههای امریکایی منتشر کردند، ژنرال پترائوس که از ماه جولای، فرمانده نیروهای ناتو و امریکا در افغانستان شده از دولت اوباما خواسته در مورد روند خروج نیروها از افغانستان تأمل بیشتری به خرج بدهد. علاوه بر این هنوز معلوم نیست که طرح مذاکره و ادغام طالبان در ساختار سیاسی افغانستان که امریکاییها به همراه کرزای آن را دنبال میکنند تا چه مقدار میتواند زمینه انتقال ساختارهای امنیتی به دولت را فراهم کند. تحولات افغانستان در طول ماههای گذشته امریکاییها را با وضعیتی مواجه کرده که برای اولین بار بعد از حمله به افغانستان در سال 2002 از لزوم مشارکت ایران در برقراری ثبات در افغانستان صحبت میکنند. این تحول در شرایطی اتفاق افتاده که هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد امریکاییها طی هشت سال گذشته از مشارکت ایران در افغانستان حمایت یا اینکه نسبت به آن ابراز تمایل کرده باشند. از سخنان بیسابقه اوباما درباره شراکت ایران در طرحهای منطقهای برقراری ثبات در افغانستان گرفته تا اعلام برگزاری کنفرانس منطقهای افغانستان در تهران و رویکرد مثبت هند به ایفای نقش همکارانه با ایران در افغانستان، همگی بازتاب نیاز فزاینده کاخ سفید به تهران برای حل و فصل بحران افغانستان است.اگر کاخ سفید نخواهدشاید سخن گفتن از شرایط منحصر به فرد برای نقشآفرینی ایران در تحولات افغانستان در کش و قوس تحریمهای اروپا و لفاظیهای جنگی تلآویو- واشنگتن کمی مبالغهآمیز به نظر برسد ولی حتی اگر امریکاییها هم شراکت ایران در افغانستان را برنتابند، روند تحولات افغانستان به سمت و سوی دلخواه ایران پیش میرود. حامد کرزای، رئیسجمهور افغانستان که از بعد از یک دوره پرتنش از انتخابات سال 2009 جان سالم به در برد و تا مرز تحقیر شرکای امریکاییاش پیش رفت، اکنون بیش از هر زمان دیگری برای در پیش گرفتن رویکردهای همکارانه با تهران انگیزه دارد. علاوه بر این انگیزه روسها برای مشارکت در تحولات افغانستان نیز طی ماهها و هفتههای اخیر تحریک شده است. پاکستانیها معتقدند که میتوانند از نقشآفرینی روسیه و چین به عنوان یک عامل متوازن کننده قدرتگیری هند در این کشور استفاده کنند. در همین راستا، آصف علی زرداری، رئیسجمهور پاکستان قرار است طی چند روز آینده برای شرکت در یک نشست منطقهای سه جانبه با روسها، تاجیکها و افغانها درباره تحولات امنیتی به مسکو سفر کند. علاوه بر پاکستانیها، ناتو نیز به عنوان دومین بازیگر تحولات افغانستان طی هفتههای اخیر اشتیاق زیادی برای نقش آفرینی کرملین در تحولات افغانستان از خود نشان داده است. تحت چنین شرایطی که بازیگران جدیدی مانند روسیه خود را به تحولات افغانستان نزدیک میکنند و تغییر معادلات این کشور بازیگران سنتی مانند هند را نگران کرده است. حتی اگر امریکاییها هم نخواهند زمینههای شراکت برجستهتر ایران در تحولات افغانستان پیش از هر زمان دیگری خود را دیکته خواهد کرد.