
الهام غلامی - اردیبهشت امسال اصحاب فرهنگ و هنر کشور شاهد برگزاری همایشی بودند که گویا قرار بود به دغدغه 50 سال (بیش و کم) اخیرشان فرجامی شیرین و آرامش بخش بدهد و خیال آنها را برای همیشه نه تنها برای خودشان که برای آیندگان جامعه فرهنگی و هنری راحت و آسوده کند. آن همایش که ذکرش رفت، نخستین همایش هم اندیشی حق مالکیت معنوی آثار هنری و فرهنگی یا به واژهای نام آشناتر برای اهالی این حوزه همان کپی رایت بود. مسأله حق مالکیت معنوی به خصوص طی یکی، دو دهه گذشته به عنوان یکی از آسیبهای جدی عرصه فرهنگ کشور به خصوص در زمینه کتاب و ادبیات تبدیل شده بود.
چرا که روند بالای ترجمه آثار در کنار عدم توجه به کیفیت آثار منتخب برای ترجمه به دلیل سهل الوصول بودن و آزادی انتخاب راحت برای مترجم از یک سو باعث شده بود که در بازار رقابت نشر در کنار آسیبهای فراوان اقتصاد نشر کتابها بدون در نظر گرفتن سطح کیفی و قلم مؤلف و حتی مترجم آن طی یک پروسه طولانی مدت سطح سلیقه و ذائقه مخاطب را پایین بیاورد و از سوی دیگر راحتتر بودن امر ترجمه در قیاس با تألیف آمار آثار تألیفی به ویژه در زمینه داستان و رمان را (از کودک گرفته تا بزرگسال) به شدت کاهش داده بود تا آنجا که علاوه بر انتقاد نویسندگان به روند بالای ترجمه و نشر گسترده این آثار و تأثیر آن بر مخاطب به خصوص از لحاظ قیمت پایینتر آثار ترجمه شده تا تألیفی، صدای اعتراض کارشناسان، جامعه شناسان و مسئولان ومتولیان امر فرهنگ را هم نسبت به این مسأله و تأثیرات منفی آن در فرهنگ بومی و ملی کشور را بلند کرد و جمیع این عوامل دست به دست یکدیگر دادند تا آن همایش با تبلیغات گسترده در سایه حمایت و حضور پرشور هنرمندان و به خصوص نویسندگان با بازتاب خبری گسترده و تأکیدات مسئولان امر فرهنگ و هنر به رعایت حق مالکیت معنوی درگام اول برای نویسندگان داخلی تا رسیدن به حق خرید آثار خارجی مواجه شد.
جمیع این اتفاقها دست به دست یکدیگر داد تا نوید بخش سامان گرفتن این دغدغه در بین مؤلفان و صاحبان نشر و دوستداران کتاب و کتابخوانی باشد، اما با شروع فصل تابستان و افزایش اوقات فراغت نسل جوان کشور به دلیل پایان یک سال تحصیلی و برنامهریزیهای متعدد فردی و سازمانی جهت پرکردن این اوقات به بهترین نحو در بطن خود اتفاقی را رقم زد که نشان دهنده فروکش کردن آن هیاهوهای همایش حق مالکیت معنوی و از همه بدتر نادیده گرفتن مصوبات آن همایش که قول اجرایی شدنشان نیز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داده شده بود، شد.
* موضوع از چه قرار بود
وزارت آموزش و پرورش در راستای اهداف و سیاستهای بزرگ و عظیم خود در راستای تربیت نسل آینده ساز کشور مانند هر سال اقدام به برگزاری جشنواره سراسری مسابقات فرهنگی و هنری در تمام استانهای کشور به صورت متمرکز نمود. تا اینجای کار همه چیز خوب و البته پسندیده بود، اما نکتهای که در این مسابقات آن هم به صورت کشوری نادیده گرفته شده بود در بخش تئاتر و سرود این جشنواره بود که به عنوان مثال اداره وزارت آموزش و پرورش استان چهار محال و بختیاری در راستای انتخاب آثار واحد جهت انتخاب دانش آموزان در دو شاخه تئاتر و سرود و شرکت آنها در بخش داوری این جشنواره با دو معیار مفاهیم قابل فهم با رویکرد تربیتی اقدام به ارسال لوحهای فشردهای به صورت مشترک برای تمام ادارات نواحی آموزش و پرورش سراسر این استان کرد که محتوای آن سیدیها دو بخش تئاتر اسکن مجموعه ده جلدی نمایشنامههای آسان و طبقه بندی شده دکتر حسن دولت آبادی، نمایشنامه نویس، مدرس دانشگاه و نویسنده برگزیده آثار نمایشی مخصوص مدارس و در بخش سرود تعدادی از اشعار آقای کاکاوند بود که به صورت گسترده و البته بدون کسب مجوز لازم از نویسنده و شاعر آن آثار به ادارات آموزش و پرورش استان چهار محال و بختیاری فرستاده شد و در اختیار دانش آموزان قرار گرفت تا آثار خود را جهت شرکت در جشنواره از بین آثار موجود در این سیدیها انتخاب کنند.
البته شایان ذکر است که با شنیدن خبر انجام این مسابقات و انتخاب آثار از میان مجموعهای محدود با خود انگاشتم که گویا آن همایش با تمام برنامهها و مصوباتش اکنون به حالت اجرایی درآمده و این خود نوید تحقق آرزوی دیرین نویسندگان این مرز و بوم مبنی بر رعایت حقوق مادی و معنوی آنها را میداد. بر همین اساس تماسی با دکتر حسن دولت آبادی برقرار کردیم تا از کم و کیف اجرایی شدن مصوبات همایش در مورد مجموعه 10 جلدی نمایشنامههای وی بیشتر مطلع شویم اما این نمایشنامه نویس با اعلام این نکته که این کار بدون اجازه وی و حتی ناشر صورت گرفته از عدم رعایت ابتداییترین حق نویسنده در زمینه استفاده از آثارش ابراز گلهمندی کرد.
* پیگیری مسأله در سطح گستردهتر
با کسب اطلاعات اولیه و مطلع شدن از کم و کیف برگزاری این جشنواره طی تماس تلفنی با آقای نبیالله کرمی دبیر جشنواره مسابقات فرهنگی، هنری و کارشناس فرهنگی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 شهرستان شهرکرد استان چهار محال و بختیاری قصد پیگیری این مسأله در حد رسانهای و نه حقوقی آن را داشتیم که وی با بیان تراکم حجم کاری، خواستار ارسال سؤالات به صورت کتبی از طریق فکس شد و قرار بر این شدکه پاسخ تمام سؤالات را در سربرگ اداره کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری با امضا، مهر و شماره ثبت شده به دفتر روزنامه ارسال کند که هر دو این کارها انجام شد و متن سؤالات و پاسخ آقای کریمی در روزنامه محفوظ است.
وی در پاسخ به این سه سوال که 1-منابع و آثار مورد نیاز دانش آموزان شرکت کننده در جشنواره را چگونه تأمین میکنید؟ 2-این اقدام ابتکاری تأمین سرودها و نمایشنامههای مناسب دانشآموزان که بر سیدیها اسکن شده آیا کار شما بوده 3-اینکه این آثارمتعلق به کدام هنرمندان بوده است؟ چنین پاسخ داده: «آثار از طریق اداره کل آموزش و پرورش استان، روی سیدی برای ما ارسال شد که در اختیار مدارس و دانش آموزان قرار گرفت، همچنین تأمین نمایشنامهها و سرودها از طریق اداره کل آموزش و پرورش استان انجام گرفت که از طریق اداره ناحیه به دستور اداره کل، تکثیر و توزیع شد و آثار عبارتند از نمایشنامههای طبقهبندی شده از آقای حسن دولت آبادی و اشعار آقای کاکاوند روی سیدی به صورت PDF !
* چه باید گفت، چه باید کرد؟
باتوجه به مقدمه ابتدایی این نوشتار بیشک نیازی به بسط و گسترش موضوع نیست اما ذکر چند نکته ضروری است:
الف) بی شک چشم امید تمام هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر به دستان و وعدههای متولیان امر فرهنگ است و حال آیا پاسخی برای این پرسش هست که چطور همایش و رعایت بیانیهها و مصوبات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای وزارت آموزش و پرورش اجباری نیست؟ آیا مصوبهها ابلاغ نشده؟ یا مصوبههای ابلاغ نشده برای آموزش و پرورش لازم الاجرا نبوده؟
ب) وزراتخانهای مانند آموزش و پرورش که رسالت آن آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان آینده ساز میهن اسلامی است، آموزش و رعایت حق ذاتی یک هنرمند من باب استفاده از آثار او با کسب اجازه از وی را برای کودکان و نوجوانان نادیده میگیرد؟
ج) این اولین اتفاق بعد از آن همایش نبوده و آخرین اتفاق هم نخواهد بود اما آیا روزی فرا میرسد که حق مالکیت معنوی به مصداق بارز کلام به عنوان یک «حق» برای هر فرد در نظر گرفته شود یا ...