کد خبر: 405980
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۵:۳۵
سریال«فاصله‌ها» و رمز و راز بازیگری درگفت‌وگوی «جوان» با حسن جوهرچی
حسن جوهرچی با سریال «در پناه تو» توانست در آن دوران به یك ستاره تلویزیونی تبدیل شود و خیلی‌ها شاید در آن مقطع انتظار داشتند او را در فیلم و سریال‌های تجاری مدام ببینند اما دركمال تعجب او قدم در راه ستاره شدن برنداشت و ترجیح داد بازیگری را بیشتر دلی ادامه دهد، به همین خاطر ما او را چندان پركار ندیدیم.جوهرچی در انتخاب نقش‌هایش چندان توجهی به فیزیك چهره‌اش ندارد و از این‌رو گاهی برخلاف چهره مثبت و معصومش در نقش‌های منفی هم ظاهر می‌شود.شاید خیلی‌ها از تماشای او در یك نقش خاكستری تعجب كرده‌اند اما خود جوهرچی معتقد است هنر یك بازیگر آن است كه خودش را در قالب‌های مختلف محك بزند و ساختارشكنی كند و تن به كلیشه ندهد.او سریال فاصله‌ها را در پرداخت مشكلات و معضلات خانواده‌ها بسیار موفق می‌داند و معتقد است این سریال‌ها تأثیر زیادی در فرهنگ‌سازی و بهتر شدن روابط والدین با فرزندان گذاشت.حسن جوهرچی بعد از مدت‌ها بار دیگر با یك سریال روتین به تلویزیون بازگشت.از این سریال كه حسابی بین مردم گل كرد، بگویید؟سریال «فاصله‌ها» به فاصله میان نسل‌ها پرداخت. فاصله‌ای ‌كه بسیار برای خانواده‌ها ملموس است؛ چرا كه این روزها شكاف زیادی بین پدر و مادرها و بچه‌ها به وجود آمده است.شاید نسل ما هم با پدر و مادرشان تفاوت دیدگاه و رفتاری داشتند اما این تفاوت اگر دوپله بود الان بیش از 100پله است؛ چرا كه جامعه كنونی عصر اینترنت و ارتباط است.جهان هر روز درحال تغییر است، به همین خاطر پدر و مادرها نمی‌توانند خودشان را به بچه‌هایشان برسانند.به‌همین دلیل بین آنها فاصله زیادی افتاده است.در این سریال تلاش شد كه به این شكاف‌ها اشاره شود و به خانواده‌ نشان داده شود كه اگر نسبت به بچه‌هایشان بیش از اندازه سخت‌گیر یا سهل‌گیر باشند چه عواقبی دامنگیر آنها می‌شود.اما برخی معتقدند این سریال بیش از اندازه شعاری ساخته شده صورت نصیحت گونه‌ای به خود گرفته است؟من با این حرف‌ها موافق نیستم.ما سعی كردیم در این سریال آینه‌ای برداریم و تصویری از روز جامعه را به مردم نشان دهیم و اصلاً هم نیت سازندگان آن نصیحت نبوده است.ما می‌خواستیم به پدر مذهبی بگوییم كه چطور فرزندش را به خودش نزدیك كند و با یك ارتباط دوستانه‌ای كه با او برقرار می‌كند حاشیه امنیتش را برای فرزندش به‌وجود آورد...از طرفی به جوان‌ها هم می‌گویم نباید دنبال فرد مورد علاقه‌ و شریك زندگی‌شان توی كوچه و خیابان بگردند؛ چرا كه یك دوستی و آشنایی ساده ممكن است باعث شود مسیر زندگی فردی دستخوش حوادثی بعضاً جبران‌ناپذیر شود.اگر سریال را با دقت نگاه كرده باشید متوجه خواهید شد خانواده‌ای كه من در آن نقش پدر را بازی می‌كنم دو پسر كاملاً متفاوت دارند؛ نیما و ساسان با اینكه در یك خانواده بازی می‌كنند اما به‌گونه‌ای كاملاً متفاوت تربیت شده‌اند؛ یكی از آنها یك پسر اهل و عاقل است كه در مسیر درست قدم برمی‌دارد و دیگری...كار كردن با سهیلی‌زاده چطور بود؟سهیلی‌زاده مرد با دانشی است.او نسبت به كارش اشراف كاملی دارد و به ‌همین خاطر می‌تواند اوضاع اطرافش را به‌خوبی كنترل كند و با اینكه ما به‌لحاظ زمانی در مضیقه بودیم توانست بدون آنكه از كار بزند سریال را جلو ببرد.از طرفی او ذائقه مخاطب را به‌خوبی می‌شناسد و به‌خوبی بلد است كه آنها را برای یك مدت نسبتاً طولانی پای تلویزیون بنشاند و برای دیدن قسمت بعدی همچنان مشتاقشان نگه دارد.با اینكه ما تا به حال از شما یك كار مناسبتی موفق دیده بودیم اما اگر اشتباه نكنم این اولین تجربه شما برای بازی در یك سریال روتین بود.از این تجربه راضی بودید؟كاملاً و اتفاقاً از آن هم حسابی لذت بردم.كارهای روتین به بازیگر این فرصت را می‌دهد كه همنفس با تماشاگر شود و حتی بتواند احساسات و نظرات آنها را هم در كارش دخیل كند به‌همین خاطر من هم از اینكه توانستم یك تجربه خوب و متفاوت این‌چنینی داشته باشم بسیار خوشحالم.البته شما هم حتماً می‌دانید كه بازی در یك سریال روتین حد وسط ندارد؛ یعنی یا آن كار دیده می‌شود و نقشی كه در آن حضور داشتید دیده می‌شود یا اینكه با شكست مواجه می‌شود؟حق باشماست؛ به‌همین خاطر است كه بازیگران باید با هوش، شناخت و دانش بیشتری كارهایشان را انتخاب كنند؛ چرا كه موفقیت در این آثار ارتباط مستقیمی با انتخاب بازیگر دارد.از نقشتان كمی صحبت كنید؛ شما برای چندمین بار در یك اثر نقش منفی را ایفا كردید؛ برای بسیاری عجیب است اینكه شما چرا بازی در نقش‌های منفی را می‌پذیرید با اینكه كاملاً با فیزیكتان درتضاد است؟به عقیده من یك بازیگر نباید صرفاً محصور در فیزیكش باشد و دائم این ترس را داشته باشد كه ساختارشكنی نكند و درهمان قالب كلیشه‌ای همیشگی دیده شود.این درحالی است كه من در بازیگری‌ام دائم به دنبال كشف نقش‌های جدید هستم به‌همین خاطر همواره با وجود پیشنهاد نقش‌های مثبتی كه عمدتاً شبیه به هم هستند.سعی می‌كنم نقشی را انتخاب كنم كه كمی متفاوت است.فیزیك شما، نوع نگاه و میمیك چهره‌تان به‌گونه‌ای است كه مخاطب سخت می‌تواند شما را درقالب یك كاراكتر منفی بپذیرد.در ابتدا این هراس و واهمه را نداشتید كه ممكن است بازی‌تان از جانب مخاطبان پس زده شود؟خب این مسأله كاملاً بسته به توانایی‌های خودم بود.هنر من بازیگر زمانی نمایان می‌شود كه می‌توانستم خودم را در قالب جدید ثابت كنم به ‌همین خاطر برای من هم بازی كردن در این نقش‌ها حكم محك‌زدن توانایی‌های خودم را داشت.نقشی كه شما در فاصله‌ها بازی كردید كاملاً منفی نیست؛ یك نقش خاكستری است كه احساسات متفاوت را نسبت به خود در مخاطب برمی‌انگیزاند.اگر این اتفاقی كه شما از آن حرف می‌زنید واقعاً افتاده باشد نشان می‌دهد كه ما در رسیدن به هدفمان موفق عمل كردیم؛ چرا كه از ابتدا ما نمی‌خواستیم یك كاراكتر صرفاً سیاه را به مردم نشان بدهیم، می‌خواستیم درگیری‌ها و دغدغه‌های روحی این آدم را به مخاطب‌ نشان دهیم و به او بگوییم چطور وسوسه حتی می‌تواند زندگی آدم‌های با تم مذهبی را هم دستخوش تغییرات كند.درهرحال هدف این سریال آگاهی به خانواده‌ها بود كه من فكر می‌كنم در رساندن پیامش موفق عمل كرد و شما در این سریال نقش پدری با یك پسر بزرگسال را بازی می‌كنید. این‌كه كاراكتر به لحاظ سنی با شما فاصله دارد.من بارها از قول شما خوانده بودم كه دوست ندارید نقش‌هایی را بازی كنید كه با شما اختلاف سنی دارد.با این تفسیر چطور شد كه بازی در این نقش را پذیرفتید؟حق با شماست، من بارها و به گونه‌های مختلف گفته بوم كه دوست دارم كاراكتری را كه ایفا می‌كنم همسن و سال خودم باشد.با اینكه چهره من كاملاً این قابلیت را توسط گریم دارد كه به یك پسر جوان تبدیل شوم و پیشنهادات زیادی هم در این باره داشتم، عكسش هم اتفاق افتاده است؛ یعنی برای بازی در نقش یك فرد مسن‌تر هم پیشنهاد داشتم اما هیچ كدام از آنها را نپذیرفتم؛ چرا كه به گریم اعتقاد چندانی ندارم و فكر می‌كنم گریم‌های سنگین مانع از این می‌شود كه بازیگر بتواند حسش را منتقل كند.به همین خاطر هم است كه كمتر اجازه می‌دهم ریش‌هایم را بتراشند، موهایم را كوتاه كنند، رنگ كنند یا ...چرا كه دوست دارم حسن جوهرچی را از دیرباز، زمانی كه او جوان بوده تا زمان میانسالی و پیری در كاراكترهای مختلف ببینند اما در مورد نقشم در این سریال بگویم شاید من در ظاهر پسر بزرگسالی داشتم اما گریم چندانی روی من نشده است، اما خب این نقش برای من آنقدر جذاب و قشنگ بود كه حاضر شدم نقشی را بپذیرم كه سال‌ها با من اختلاف سنی دارد.بازی در این سریال كه عمدتاً هم به روابط پدر و مادرها با بچه‌هایشان می‌پرداخت به نظرتان می‌تواند روی جامعه اثرگذار باشد؟ اصلاً چرا راه دور برویم؛ این موضوع روی رابطه شما با فرزندتان تأثیرگذاشت؟به نكته جالبی اشاره كردید.باید بگویم بله؛ به نظر من می‌تواند اثرگذار باشد.رسانه در بالا بردن سطح آگاهی مردم و انتشار یك فرهنگ نقش تأثیرگذاری دارد و من تا امروز بازخوردهای خوبی از این سریال گرفتم و بعضی‌ها را دیدم كه به اصلاح رابطه‌شان با فرزندانشان پرداختند.از طرفی ما هم نباید از یك سریال انتظار معجزه داشته باشیم و مثلاً بگوییم حالا كه این سریال پخش شد باید همه از آن الگو بگیرند و دیگر در جامعه هیچ فردی نباید با فرزندش اختلاف داشته باشد یا ...باید از این دست‌ سریال‌ها زیاد ساخته شود تا مردم را بیشتر با حقیقت‌هایی كه در جامعه رخ می‌دهد آشنا كرد اما خب راجع به قسمت دوم سوالتان باید بگویم من خودم با پسر اولم كه 12 سالش است شاید باورتان نشود كه به لحاظ دانش اینترنتی عقب‌تر هستم.گاهی می‌بینم او چیزی‌هایی از كامپیوتر و اینترنت می‌داند كه من كلاً از آن بی‌اطلاع هستم اما من همواره سعی می‌كنم فاصله‌ای كه بین من و پسرم وجود دارد را پر كنم هر چند كه همسرم نقش پررنگ‌تری را در تربیت فرزندانم داشت اما من هم هیچگاه از زیر بار مسئولیتم شانه خالی نكردم و همواره سعی كردم خودم را به آنها نزدیك‌تر كنم.خب سریال «فاصله‌ها» هم من را بر آن داشت كه یكبار دیگر روابط خودم را با فرزندانم بازنگری كنم و دنبال نقاط ضعفم بگردم.خب شرایط كنونی سریال‌های ما و بعضاً گرایش برخی از مردم ما به سریال‌های شبكه‌های ماهواره‌ای برخی را بر آن داشت كه راجح به این موضوع تحقیق كنند و نقد بنویسند.عده‌ای از منتقدان در این میان بر این باور بودند كه شرایط تلویزیون ما و خط قرمزی كه برای سریال‌ها ایجاد می‌شود باعث شده سطح كیفی سریال‌ها كاهش یابد و مردم به سمت سریال‌های آنطرفی گرایش پیدا كنند؟راستش را بخواهید من چندان با این نظریه موافق نیستم.نمی‌گویم در سازمان خط قرمزی وجود ندارد. اما گمان نمی‌كنم كه این مسائل باعث بروز این اتفاقات شده باشد.ما سال‌هاست كه با همین شرایط كار می‌كنیم و تا به امروز هم كه ما سریال‌های خوب زیادی را داشتیم كه تعدادشان هم كم نبوده حجم زیادی از مخاطب را به خود جذب كرده است.من معتقدم كه باید در هر شرایط خط قرمز و چارچوب و حد و مرز وجود داشته باشد. نمی‌شود توقع داشت كه هر كسی هر چیزی را كه دوست دارد تحت عنوان آزادی به تصویر بكشد به خورد مردم بدهد.ما حتی در هالیوود هم شاهد یكسری شرایط برای سازندگان هستیم و این طور نیست كه آنها هم هر چیزی را به تصویر بكشند.به نظر من برخی از سازندگان ضعف خودشان را به گردن خط قرمز‌های تلویزیون می‌اندازند، چون خودشان نمی‌توانند مخاطب جذب كنند این حرف‌ها را می‌گویند.شما همین سریال «فاصله‌ها» را ببینید؛ در آن فردی كه به جنگ رفته و رفتاری نادرست در اجتماع انجام می‌دهد به چالش كشیده می‌شود و دوستی‌های خیابانی هم نمایش داده می‌شود...پس چرا عده‌ای جذب سریال‌های شبكه‌های ماهواره‌ای می‌شوند؟شاید به خاطر رنگ و لعاب و جذابیت‌های ظاهری كه این سریال‌ها دارند خیلی از این افراد ناآگاهانه این كار را انجام می‌دهند و شاید هم اصلاً ندانند كه صاحبان این شبكه‌ها برای خوشایند و سرگرم كردن ما این شبكه‌ها را راه نینداخته‌اند و آنها پشت كارشان هدفی دارند و مسائل فرهنگی ما را نشانه گرفته‌اند؛ شاید اینجا وظیفه مسئولان تلویزیون بیشتر می‌شود كه با پخش برنامه و سریال‌های خوب و سالم مردم را به تماشای آثار وطنی كه سازگاری زیادی با فرهنگ ما دارند دعوت كنند.نكته جالب در مورد برخی از سریال‌ها برای من اینجاست كه برخی از آثاری كه در جذب مخاطب موفق عمل می‌كنند از كیفیت مطلوبی برخوردار نیستند؛ نه ساختار منسجمی دارند و نه بازی آنچنانی...! به نظر شما علت موفقیت آنها به دلیل ضعف ذائقه مخاطب است یا...؟ما هنرمندان در عرصه هنرهای نمایشی رسالت و وظیفه‌ای را روی دوش خود احساس می‌كنیم و آن هم ارتقا بخشیدن سطح سواد بصری افراد جامعه است.در دهه 60 و نیمه اول دهه 70 این تعهد را خیلی از ما داشتیم به همین دلیل بهترین آثار خلق شده در این زمینه متعلق به همان دوران است؛ باشو غریبه كوچك، هامون، اجاره‌نشین‌ها، خانه دوست كجاست و خیلی از آثار خلق شده دیگر.دوره، دوره‌ای بود كه فیلمسازان ما شدیداً معتقد بودند باید سطح سواد بصری مخاطب را بالا برد مثل سریال امام‌علی‌(ع) و در رده‌های دیگر همسران و در پناه تو...با این اوصاف فكر می‌‌كنید این استقبال بیشتر از آنچه كه به دلیل ضعف سلیقه مردم باشد به دلیل حس عدم تعهد فیلمسازان و بازیگران است؟باید پذیرفت كه در این مسأله بار اصلی مسئولیت بردوش سازندگان است و آنها وظیفه دارند كه سطح سلیقه مخاطبان را بالا ببرند و زمانی كه آنها در انجام مسئولیت خودشان كوتاهی می‌كنند طبیعی است كه نباید از مردم هم توقع آنچنانی داشت؛ چرا كه مردم دیگر پای تلویزیون می‌نشینند و فیلم و سریالی را تنها تماشا می‌كنند كه برای آنها بیشتر جنبه سرگرم كننده دارد.سریال «در پناه تو» با اینكه مدت‌هاست از زمان پخشش می‌گذرد اما هنوز در اذهان عمومی خاطره خوشی از آن به یادگار مانده است؟ فكر می‌كنید علت موفقیت سریالی مانند آن در چه بود؟در پرداخت نو و نگاه جدید، نو و جسورانه با مسائل روز جامعه،‌این سریال كه از تیم بازیگران خوبی برخوردار بود و سناریوی قوی هم كه داشت با كمك تیم كارگردانی خوب توانست خاطره‌ای خوش و ماندگار را در اذهان عمومی رقم بزند و به همین خاطر این سریال در نزد مردم به ماندگاری رسید.شما بعد از آن سریال این موقعیت را در اختیار داشتید كه قدم در مسیر ستاره شدن بردارید و در كارهای تجاری فروش داشته باشید اما این كار را نكردید، چرا؟صادقانه می‌گویم روح بازیگری برای من همیشه مهم‌تر از عناصر دیگر بوده است.من عاشق حرفه‌ام هستم و دوست دارم در كارم پیشرفت كنم و هیچ گاه جنبه‌‌های جانبی آن برایم مهم نبوده است به همین خاطر بیشتر از آنكه به سوپراستار شدن یا ستاره بودن فكر كنم به این فكر كرده‌ام كه یك بازیگر خوب و توانا باشم كه آثار قابل دفاعی را از خودش به جای می‌گذارد.شما یك نقش تاریخی هم در كارنامه خودتان دارید.از بازی در نقش «جابربن حیان» راضی بودید؟بله و بازی در این نقش یكی از بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی‌ام بوده است.بعد از سریال موفق «او یك فرشته بود» پیشنهاد بازی در این اثر ماندگار به من شد و من افتخار پیدا كردم ایفاگر نقش یكی از بزرگان تاریخ باشم.در لحظه به لحظه‌ای كه این نقش را ایفا كردم تمام تلاشم را خرج كردم كه بتوانم ادای دینی به این كاراكتر كنم و كاراكتر را به گونه‌ای بازی كنم كه با خود ایشان به لحاظ شخصیتی فاصله نداشته باشد.وقتی نقشی به شما پیشنهاد می‌شود صادقانه بگویید چقدر برایتان مهم است كه آن كاراكتری را كه بازی می‌كنید نقش اولی ‌باشد؟اگر بگویم اصلاً برایم مهم نیست نقشی كه بازی می‌كنم چندمی باشد یا كوتاه و بلند راست نگفته‌ام.من هم مثل هر بازیگری برایم مهم است نقشی كه بازی می‌كنم صاحب چه جایگاهی است، میزانش چقدر است و ...اما خب نقش اولی بودن صرفاً برایم مهم نیست.من گاهی سراغ نقش‌هایی می‌روم و آنها را بازی می‌كنم كه شاید در ظاهر نقش اول باشد اما بسیار اثرگذار است.منظورم این است كه تأثیرگذاری یك نقش هم برای من خیلی مهم است.جالب است، به نظرتان نقش های كوتاه را هم می‌توان تأثیرگذار بازی كرد؟صد در صد، بزرگان این عرصه گفته‌اند كه ما نقش بزرگ و كوچك نداریم بلكه بازیگر بزرگ و كوچك داریم.خیلی وقت‌ها پیش آمده كه بزرگان این عرصه نقشی را بازی كرده‌اند كه آن نقش خاص نبوده اما تأثیرگذاری فراوانی روی مخاطب گذاشته است.به نظر من اگر كسی بازیگر بزرگی باشد قطعاً بازیگر خوبی نیز هست، زیرا بازیگر خوب به طول و عرض نقش فكر نمی‌كند بلكه بیشتر به عمق نقش فكر می‌كند و اینكه نقش چقدر می‌تواند اثرگذار باشد.بعضی معتقدند علت ضعف برخی از آثار ما به دلیل ضعف فیلمنامه است؟بی‌شك بخشی از آن به دلیل ضعف فیلمنامه است.آثاری كه حداقل از من تا به امروز به ماندگاری رسیده است به خاطر فیلمنامه و قصه خوب آن بوده است.در واقع مشكل فیلمنامه یك معضل قدیمی است و فیلمسازان ثابت كرده‌اند هرگاه فیلمنامه خوبی به دست آنها می‌رسد قادرند یك اثر خاص و درخشان بسازند.نقشی بوده است كه دوست داشته باشید آن را ایفا كنید اما تا به امروز بسترش فراهم نشده باشد؟بله، خیلی دوست دارم كه نقش یك فرد را كه تعادل روانی ندارد بازی كنم؛ چرا كه معمولاً آدم‌ها وقتی به لحاظ روانی شرایط خوبی ندارند شخصیت پیچیده‌ای پیدا می‌كنند و اگر چنین نقشی به من پیشنهاد شود سعی می‌كنم آن را به بهترین شكل ممكن ایفا كنم.شما تجربه كار تئاتر را هم داشتید، به نظرتان بازیگری كه كارش را از تئاتر آغاز كرده قدر بازیگری را بیشتر می‌داند و به همین خاطر بازی‌های بهتری را هم از خود به نمایش می‌گذارد؟بله، معمولاً افرادی كه خاك صحنه را می‌خورند افرادی حرفه‌ای‌تر هستند و این نه تنها در بازیگری بلكه در كارگردانی،‌طراحی صحنه و ...صدق می‌كند؛ برای اینكه در تئاتر هر كس كار خودش را انجام می‌دهد و به نوعی مؤلف است.من خودم عاشق تئاتر هستم، اما متأسفانه مسائل مالی اجازه حضور روی صحنه را به من نمی‌دهد.كمتر بازیگری بعد از حضور در تلویزیون و سینما به تئاتر بازمی‌گردد، برای همین است كه هنرمندی مثل اصغر همت با وجود حضور در تلویزیون و سینما همیشه در اولین فرصت به تئاتر بازمی‌گردد.او واقعاً فرد شریفی است.ما شما را به عنوان مجری هم دیدیم؛ خودتان كه هر دو عرصه بازیگری و اجرا را تجربه كردید كدام را بیشتر می‌پسندید؟بازیگری را؛ چون كه اساساً روحم به آن بیشتر تعلق دارد، خب شما در اجرا خودتان هستید یعنی باید خود واقعی‌تان باشید اما در بازیگری نقش بازی می‌كنید.در هر حال من تجربه خوب و موفق اجرا را داشته‌ام اما ترجیحم این است كه روی بازیگری تمركز كنم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار