دکتر نعمت الله عبدالرحیم زاده - بیش از دو هفته است که شعلههای سرکش آتش جنگلهای اطراف مسکو را طعمه خود ساخته و با وجود آنکه حدود 240 هزار نفر در عملیات امداد و اطفای حریق شرکت داشتهاند، اما به نظر میرسد که آتش همچنان به کار خود مشغول است و حتی ولادیمیر استپانف، سرپرست مرکز ملی بحران، خبر از 400 نقطه جدید حریق داده است. دیمتری مدودف، رئیس جمهور روسیه، در یک پیام تلویزیونی خطاب به مردم روسیه این فاجعه را یک «تراژدی بزرگ» برای کشور خواند و گفت: «روسیه از تمام امکانات خود بهره خواهد برد تا در برابر قدرت نمایی طبیعت ایستادگی کند». عبارت «تراژدی بزرگ» در سخنان مدودف چندان بی وجه نیست، زیرا او به واقع با این عبارت سعی کرده تا ابعاد فاجعه را ترسیم کند، فاجعهای که حاصل آن کشته شدن بیش از 40 نفر و نابودی هزاران خانه بوده است. وادیم آدیانوف، جراح 47 ساله، یکی از هزاران کسی است که خانه اش در این آتشسوزی به کلی ویران شد؛ خانهایکه در حدود 330 مایلی جنوب مسکو قرار داشت. او در مورد این فاجعه گفت: «هیچ چیز حتی یک برگ علف هم باقی نمانده است. هیچکدام از آتشنشانان نیامدند و هیچ کس به ما کمک نکرد. ما نمیتوانستیم در برابر دیوار آتش کاری بکنیم. یک تانکر قدیمی آتش نشانی به روستای نزدیک ما رفت و در عرض 10 دقیقه تمام آب مخزن آن تمام شد و بعد رفت و دیگر برنگشت». این سخنان آدیانوف را میتوان درد دل هزاران کسی دانست. خانههای خود را در این فاجعه از دست دادهاند. در لحن او اعتراض و گلایه از عملکرد دستگاهها و نیروهای دولتی آشکار است و همین امر نیز مقامات مسکو را با دو فاجعه روبهرو کرده: ویرانیهای ناشی از آتش سوزی و بی اعتمادی مردم به کرملین.به عبارت دیگر آدیانوف و دیگر کسانی که در این فاجعه خسارت دیده اند از خود میپرسند، آیا نمیشد در همان ابتدای بروز آتش از گسترش آتش سوزی جلوگیری کرد و اگر مقامات دولتی به وظیفه خود درست عمل کرده بودند و به موقع نیروهای امدادی را به کمک آنها فرستاده بودند، از وقوع این همه خسارت جلوگیری نمیشد؟ گویا عبارتی چون «تراژدی بزرگ» و «قدرت نمایی طبیعت» از سوی مدودف تا اندازهای پاسخ به این سؤالات و دغدغههای ایجاد شده در ذهن مردم مصیبت زده است تا با بیان همدردی، تا اندازهای از شک و تردید آنها نسبت به عملکرد کرملین بکاهد. شعلههایی که سیاسی میسوزندولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه، بر خلاف مدودف تنها به پیام تلویزیونی قناعت نکرد و برای جلب اعتماد عمومی به روستایی رفت که خانههای آن در میان شعلههای آتش به کلی نابود شده بود و البته دوربینهای تلویزیونی را نیز به دنبال خود کشاند تا تصاویر او در میان روستاییان و سخنانش با آنان را برای تمام روسیه پخش کنند. روستایی که پوتین به آن سر زد در نیژنی نووگراد منطقه ولگا است که بعد از آتشسوزی به ویرانهای مبدل شده است. تصاویر او را نشان دادند که از خانهای ویران به خانهای دیگر وارد میشود و دائم سرش را به عنوان تأسف تکان میدهد و در آخر به میان گروه کثیری از اهالی محزون وارد میشود و اعلام میکند: «تا قبل از زمستان تمام خانههای اینجا دوباره برپا خواهند بود». او صدایش را آنچنان بلند میکند تا هم جمعیت حاضر بشنوند و هم رسانههایی که ماجرا را برای تمام روسیه پخش میکنند. زنی از او میپرسد: «آیا قول میدهی؟» و او پاسخ میدهد: «بله قول میدهم و هر عضوی از خانواده شما غرامتی بیش از 6000 دلار دریافت خواهد کرد». در پایان، یکی از اهالی دیده میشود که از سر شوق پوتین را در آغوش گرفته و او را میبوسد و پوتین نیز به احساسات او پاسخ میدهد. در نمایی دیگر، پوتین ایستاده در میان بیشهای زیبا از درختان غار دیده میشود که با تلفن همراه خود با مدودف در حال گفتوگو است و به او میگوید که تمام اقدامات لازم انجام شده و لازم است تا او دستور اعزام نیروهای بیشتر دفاعی را بدهد و در ادامه مدودف در مورد پرداخت غرامت به مردم از وی میپرسد که پوتین پاسخ میدهد: «ما قبلاً این کار را کردهایم». پوتین در این تصاویر علاوه بر همدردی با مردم و تأکید بر جبران خسارتها، بر سر مقامات محلی تشر میزند و قصورشان را در انجام وظایفشان به آنها متذکر میشود و حتی در خبری دیگر نیز گفته شد که آنان را به مسکو فراخوانده تا به صورت رسمی آنان را به دلیل عدم آمادگی برای جلوگیری از گسترش آتش توبیخ کند. ایگور کلیامکین که معاون بنیاد مأموریت آزاد یا یکی از اتاق فکرهای مسکو است در مورد این رفتار پوتین میگوید: «رفتار اخیر پوتین حاکی از نگرانی او در مورد افت محبوبیت حزب روسیه متحد وی است و او تصمیم گرفته از نفوذ شخصی خود استفاده کند تا خیلی زودتر از انتخابات آوریل 2012 حزب را تقویت کند» و نتیجه میگیرد: «این شیوه اخیر پوتین تنها به یک پیام ختم میشود؛ او مصمم است تا به سوی دور سوم ریاست جمهوری خود گام بردارد». لیلیا شوتسوا، کارشناس مرکز کارنگی مسکو، معتقد است که این رفتار پوتین گامی است که او از هم اکنون برای مبارزات انتخابات ریاست جمهوری در 2012 برداشته است و میگوید: «کاملاً روشن است که پوتین از این موقعیت سخت استفاده میکند تا به مردم نشان دهد که چه کسی فرد قدرتمند کشور و رهبر ملی است و میتواند کاری انجام دهد و چه کسی متصدی کرملین است». روشن است که تصاویر تلویزیونی حضور پوتین در بین مردم مؤید سخنان این دسته از تحلیلگران است و میتوان نتیجه گرفت که او از هم اکنون برنامه خود را برای انتخابات حدود یک سال و نیم آینده شروع کرده، اما لازم به ذکر است که انجام این برنامه زود هنگام تنها برای بهره برداری از موقعیت فعلی نیست، بلکه باید گفت به دنبال بروز این فاجعه نگرانیهایی نیز برای پوتین به وجود آمده که او را مجبور میکند تا از هم اکنون دست به کار شود. در مورد نگرانیهای پوتین نخست لازم است تا به انتخابات محلی روسیه در اوایل ماه مارس نگاهی انداخته شود. در آن انتخابات حزب متحده روسیه به رهبری پوتین توانست قریب به 50 درصد آرا را کسب کند و هر چند که این مقدار آرا به معنی تداوم تسلط این حزب بر دومای روسیه است، اما باید توجه داشت که در مقایسه با انتخابات پیشین، این حزب شاهد افت 10 تا 20 درصدی محبوبیت خود در بین مردم بود. به عبارت دیگر، نتایج انتخابات ماه مارس زنگ خطر را برای پوتین به صدا در آورد و هشداری به او بود تا برای افزایش محبوبیت حزب تدبیری بیندیشد، موضوعی که برای انتخاب وی به مقام ریاست جمهوری ضروری است. اکنون، بروز فاجعه آتش سوزی و قصور مقامات دولتی در دفع آن و جلوگیری از گسترش آتش به مناطق دیگر پیامد سنگین سیاسی برای پوتین و حزب وی به دنبال داشته است، نکتهای که کلیامکین به آن اشاره کرده و با توجه به نتایج انتخابات ماه مارس، این واقعه میتواند افت محبوبیت حزب او را به حدی بسیار بیشتر از آن میزان برساند، امری که میتواند در نهایت به وجهه مورد قبول وی از خودش به عنوان قهرمان مردم روسیه لطمه وارد کند. از این رو، او در شرایط فاجعه باری که آتش سوزی برای مردم به وجود آورده خود را ملزم میبیند در میان آنان رفته و تصویر فردی دلسوز و نگران حال مردم از خود نشان دهد تا به این وسیله بر محبوبیت عمومی وی خدشهای وارد نشود و بتواند با قدمهایی مطمئن به سوی آوریل 2012 گام بردارد.