
زهرا چیذری - اینکه چه کار بکنیم، کجا برویم و چه بپوشیم سؤالی است که همیشه بدون داشتن جوابی مناسب در گوشه ذهن ما جوانها باقی مانده و هیچکس نیست که به این سؤال پاسخ جالب و شایستهای بدهد. سالها پیش زمزمههایی از ساماندهی مد و لباس به گوش رسید، اما هیچگاه این زمزمهها به سامان نرسید و در آشفته بازار بیسر وسامان مد و لباس هیچکس به فکر نیاز جوانها به مدهای مناسب و قابل پذیرش در شرع و عرف ایران اسلامینبود. پس در اثر پیدایش این خلأ بزرگ در بازار نیاز جوانها به برندهای خارجی با سمبل و نشانههای خاص و مغرضانه وارد عرصه شدند. میدان مد و لباس ایران باز بود و عرصهای برای جولان اهداف آنها که با برنامهریزی آمده بودند. آمدند تا بدحجاب و حتی بیحجابمان کنند.
نمیدانم چه شد که پس از مدتها از خواب غفلت بیدار شدیم و برای مدت کوتاهی موجی علیه این بد حجابیها راه افتاد. مردم و جوانان پر شورمان با تظاهرات در کوچه و خیابانها انزجار خودشان را از هر آنچه آنها را از دین و آیینشان دور میسازد بیان کردند. هر کسی چیزی گفت و اظهارنظری کرد. صحبت از عفاف و حجاب شده بود. تیتر یک روزنامهها و نقل تمامیمحافل مهم. اما نمیدانیم چه شد که دوباره همه به خواب فرو رفتیم. انگار آنان که میخواهند هویت ملی و ارزشهایمان را از ما جدا کنند خوب رگ خواب ما را در دست گرفتهاند. داستان عفاف و حجاب یک نمایش نیست که برای مدتی به صحنه برود و تمام شود. حجاب هویت ملی و ایرانی ماست. هویتی که هرکدام از ما باید با تمام قوا از مخدوش شدنش جلوگیری کنیم. اما انگار در شهر و دیارمان حرفها مانند فصلهای سالند که میآیند و میروند. انگار گاهی وقتها برای مدت کوتاهی جوگیر میشویم و کمکم آتش غیرتمان سرد میشود. یادمان میرود هدفمان چه بود و جایگاهمان کجاست.
اما صرفنظر از تمام حرف و حدیثها به راستی وظیفه ما جوانان در این روزگارچیست؟ ما باید بدانیم که رهبر انقلاب به من و شما خیلی امید دارد و ما خودمان اگر بخواهیم، میتوانیم به طراحی مد و لباسهای جدید، جذاب و متناسب با فرهنگ بومی ایرانی – اسلامی را بپردازیم. لباسهای سنتی اقوام ایرانی میتواند الگوی مناسبیبرای طراحی لباسهای زیبا و پوشیدهای باشد که اگر ما تولیدکننده آنها باشیم بدون شک میتوانیم مد را لااقل به کشورهای اسلامیصادر کنیم. این را باور کنید.