
بهینهسازی مصرف سوخت بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهای توسعه یافته همزمان با اولین بحران انرژی در جهان مطرح شد و بعد از اولین شوک نفتی که در سال 1973 اتفاق افتاد، دو رویکرد متضاد در کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده به کار گرفته شد. در آن زمان قیمت نفت پرش وسیعی داشت و از 5/1 به 10 دلار افزایش یافت. با افزایش قیمت نفت، متأسفانه کشورهای تولیدکننده با اعمال یارانه بر روی حاملهای انرژی و اقلام حیاتی، کشورشان را به مصرفکنندگان بزرگ تبدیل کردند و در مقابل کشورهای مصرف کننده، مصرف انرژی را کاهش داده و با روشهای بهینهسازی مصرف و اتکا به فناوریهای جدید مصارف ویژه کشور را کاهش دادند.
در این خصوص، «جوان» میزگردی با حضور عباس کاظمی، مدیرعامل سازمان بهینهسازی مصرف سوخت، سید مهدی حسینی، معاون اسبق وزیر نفت در امور بینالملل و جواد کیپور، مسئول بخش انرژی اندیشگاه تحلیلگران انرژی انجام داده که در پی میخوانید:
آقای کاظمی به نظر شما کشوری که آغازگر صنعت نفت در جهان است و سابقه وسیع صنعتی و دانش فنی- مهندسی دارد، چرا در گذشته به فکر استفاده از تکنولوژیهای جدید نیفتاده است؟
کاظمی: متأسفانه حاکمیتهای کشورهای نفتی به درآمدهای زیادشان دلخوش کردند و به حاملهای انرژی داخلی یارانه پرداختند و این اقدام کاملاً اشتباه در طول 37 سال گذشته باعث شده که ساختمانها، وسایل نقلیه و حمل و نقل پرمصرف شوند و به دلیل قیمت ارزان انرژی، مردم بدون توجه به قیمت به سمت کالاهای پرمصرف روی آورند.
چگونه دولت حاضر است، میلیاردها لیتر در اختیار مصرفکننده قرار دهد، اما با به کارگیری تکنولوژی جدید عطش مصرف انرژی را کاهش نمیدهد؟ آیا همتی در دولتمردان نبوده است؟
کاظمی: کشورهایی که به انرژی به عنوان شیشه عمر خودشان نگاه میکنند به دنبال مصرف بهینه هستند. به عنوان مثال، ژاپن هیچ کارخانه دولتی ندارد. تمامی امور به دست بخش خصوصی است و استانداردهای سختگیرانهای از سوی دولت در بخش مصرف انرژی اعمال شده به طوری که از نظر کارایی این کشور مقام اول را در دنیا دارد. در ایران وزارت نفت براساس اساسنامهای که در دوران انقلاب شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشته وظیفه اکتشاف، استخراج، توسعه میادین و... از چاه نفت و گاز تا باک خودروها، کارخانجات و منازل را دارد. در آن زمان اصلاً بحث بهینهسازی مصرف مطرح نبود و هیچ دغدغهای وجود نداشت بلکه دولتمردان به دنبال مصرف انرژی بودند. در آن زمان 10 درصد فرآوردهها مصرف و 90 درصد آن صادر میشد.
پس از انقلاب در طول دوران سازندگی، دولت به این فکر افتاد که برای دستگاههای انرژی بر تکالیفی را تدوین کند. در ابتدای برنامه سوم در ماده 121 برنامه، مجلس شورای اسلامی، دولت را موظف کرد کمیته پنج گانه تشکیل دهد و دستورالعملی برای دستگاههای انرژی بر تدوین شود. در آن کمیته 18 استاندارد برای صنایع انرژی بر و 35 استاندارد برای مصرفکنندگان در بخش حمل و نقل نیز 13 استاندارد تدوین شد که متأسفانه این استانداردها، در بخش مسکن کمتر رعایت شده است و در حالی که ساختمانها 40 درصد مصرف انرژی را به خود اختصاص میدهند، اما در سال گذشته فقط 18 درصد ساخت و سازها این استانداردها را رعایت کردهاند.
به اعتقاد شما، نگاه مدیریتی و نرمافزاری به این بخش، چقدر میتواند جامعه را به سمت مصرف بهینه هدایت کند؟
کاظمی: برای بهینه شدن مصرف، دولت باید چند کار را انجام دهد؛ اول اینکه پالایشگاهها موظف به اعمال استانداردها شوند، دوم اینکه در بخش بالادستی نفت فناوریها ارتقا یابد، تنوع سبد سوخت در حمل و نقل جدی گرفته شود و کیفیت خودروها نیز بهبود یابد. در کنار این اقدامات الگوهای حمل و نقل و مصرف باید اصلاح شود و اعتبارات قابل قبولی به حمل و نقل عمومی تخصیص یابد.
بهرهگیری از جغرافیای خاص کشور چقدر میتواند کمک کند؟
کاظمی: در حال حاضر بیش از 90 درصد نفت خام و گاز با خط لوله جابهجا میشود و کمتر از 10 درصد توسط جاده حمل و نقل میشود. اگر دولت بتواند از مزیتهای شمال کشور استفاده کند و سوخت را از آن کشورها وارد کند و به استانهای شمالی کشور برساند و در مقابل از جنوب کشور صادر کند، میتوان به آینده مصرف بهینه امیدوار بود در غیر این صورت همچنان مصرف بیرویه انرژی، در بلند مدت ایران را با مشکلات فراوانی روبهرو میکند.
آقای حسینی راهکار شما برای سرعت بخشیدن به موضوع مصرف بهینه انرژی در کشور چیست؟
حسینی: به اعتقاد من، مدیریت مصرف در کشور وجود ندارد. در سال 73 مصرف انرژی به 580 هزار بشکه رسید و در حال حاضر این رقم به 7/2 میلیون بشکه افزایش یافته است. به عبارت دیگر، طی دهه گذشت، مصرف دو رقمی شده و بالانس تولید و مصرف در طول این سالها به نفع مصرف بوده است. در سال 1355، مصرف نفت و بنزین ایران با کشور ترکیه مساوی و در فرانسه شش برابر ایران بود اما امسال ایران دو برابر فرانسه و شش برابر ترکیه مصرف نفت و بنزین دارد.
در بخش بنزین، جهت درستی در کشور طی نشده و مصرف نیز مدیریت نشده است. سیاستگذاری بر این اساس بوده که بنزین ارزان به مردم بدهیم اما برای رشد صنعت خودرویی کشور، خودرو را با کیفیت پایین و با قیمت بالا بفروشیم. در حالی که در دنیا عکس این عمل میشود. این سیاست دولت باعث شد که خودروهای فرسوده در کشور تردد کنند و مصرف بالا برود.
متأسفانه در تمام بخشها مشکلات اساسی داریم، استانداردها رعایت نمیشود و علاوه بر بخش خانگی در صنعت نیروگاهی پرت انرژی فراوان است. اگر تکنولوژی مدرن میشد این پرتیها کم میشد.
برای بهبود شرایط فعلی، چه توصیهای به وزارت نفت دارید؟
وزارت نفت به عنوان متولی این بخش باید تولید و مصرف را مدیریت و فعالیتهای سازمان بهینهسازی را گستردهتر کند و به عنوان سیاستگذار در بخش مصرف در کشور جا بیندازد و به آن وجهه قانونی دهد. متأسفانه در این سالها، هیچ اقدام جدی از سوی این سازمان صورت نگرفته البته تیزرهای تلویزیونی در بخش فرهنگسازی مهم است اما کافی نیست.
علاوه بر اینکه در کشور ما در هیچ یک از بخشهای حمل و نقل، مسکن و صنعت استانداردها رعایت نمیشود. برخی از کارشناسان معتقدند که نیروگاهها براساس استاندارد تجهیز نشدهاند و پرتی انرژی در شبکه انتقال برق نیز بسیار است، ارزیابی شما چیست؟
کیپور: بهینهسازی در مصرف باید در بخشهای صنعت، ساختمان و حمل و نقل جدی گرفته شود. متأسفانه به دلیل اتخاذ سیاستهای نادرست صنایع انرژیبر با تولید سنتی در کشور افزایش یافته؛ مثل پتروشیمی، آجر، سیمان و ...و بررسی ساده نشان میدهد که صنایع اصلی کشور با استاندارد مصرف انرژی تدوین نشده یا استانداردهای موجود اجرا نمیشود.
مانند صنایع پالایشگاهی، پتروشیمی، نیروگاهی و ... نیروگاهها سالانه 400 میلیون بشکه معادل نفت خام مصرف انرژی دارند. در کشور 50 نیروگاه داریم که یک ششم مصرف انرژی کشور را به خود اختصاص دادهاند و متأسفانه بازدهیشان حدود 34 تا 35 درصد است، حتی نیروگاهی با بازدهی 14 درصد در سمنان و برخی دیگر بین 20 تا 30 درصد وجود دارند که در مقابل مصرف زیاد انرژی، بازدهی کمی دارند.
علاوه بر این در شبکه توزیع نیز بین 22 تا 26 درصد تلفات انرژی داریم به عبارت دیگر یک چهارم انرژی تولیدی تا به دست مصرف کننده برسد در شبکه از بین میرود. در ژاپن بازدهی نیروگاهها 40 تا 50 درصد است و تلفات شبکه در کره جنوبی 7 درصد است.
تمام این آمارها نشاندهنده این است که استانداردها نه در بخش حمل و نقل و نه ساختمان و صنعت جدی گرفته نمیشود.
پیشنهاد شما چیست؟
کیپور: کاهش تلفات شبکه را با 2 برنامه باید پیش برد. ابتدا اینکه شبکه انتقال،بهینهسازی و نقاط فرسوده اصلاح شود. دوم اینکه سیاست تولید برق باید اصلاح شود. به عبارت دیگر فاصله مصرف تا تولید کاهش یابد.
واگذاری امور به بخش خصوصی چقدر میتواند ما را در بهینهسازی مصرف انرژی کمک کند؟
کیپور: در حال حاضر اقتصاد کشور در حال گذار از دولتی به خصوصی است.
4 نیروگاه خصوصی در خرمشهر، اصفهان،تهران و مشهد وجود دارد. افزایش این رقم نیازمند قوانین قوی و سیاستهای حمایتی بیشتر است.
سود بخش خصوصی باید تضمین شود. با اجرای طرح تحول، بخش خصوصی نمیداند که نرخ سوخت آن چگونه محاسبه خواهد شد. البته این تعداد نیروگاههای خصوصی باعث میشود که خودشان سوخت مصرفی را انتخاب کنند و با افزایش تکنولوژی از تلف شدن انرژی جلوگیری کنند که البته اکنون بخش خصوصی با قدرت، وجود ندارد که ریسکها را بپذیرد و وارد عرصه شود در این شرایط دولت باید خودش فکری به حال شبکه انتقال انرژی کند.
از فرسودگی شبکه انتقال انرژی که بگذریم، آمارها نشان میدهد در بخش خانگی و ساختمان که به مبحث 19 معروف است، نیز استانداردها رعایت نمیشود؛ ارزیابی شما چیست؟
کیپور: بله، متأسفانه، مبحث 19 در ساختمانها به درستی اجرا نمیشود.
گفته میشود عدم اجرای آن به دلیل افزایش قیمت تمام شده ساختمان و عدم همکاری نهادهای مختلف مثل شهرداریهاست که ادامه این روند چندان به نفع کشور نیست.
34 تا 35 میلیون نفر قشر جوان طی دهه آینده، تشکیل خانواده میدهند یعنی 17 میلیون خانوار جدید تشکیل و باعث میشود 17 میلیون انواع لوازم خانگی، یخچال، لباسشویی و لوازم پرمصرف انرژی به زنجیره مصرف اضافه شود و به دلیل انرژی ارزان، مصرفکننده به دنبال کالای کممصرف نیست و با تداوم مصرف کنونی بین 1393 تا 1403 ایران به واردکننده نفت تبدیل میشود. در آن زمان هم درآمد ارزی و هم اشتغال قطع خواهد شد و کشور با چالشهای جدید مواجه میشود و موقعیتش از لحاظ استراتژیک و امنیتی نیز در سطح بینالمللی به خطر میافتد و حاکمیت باید در بحث مصرف بهینه انرژی پا را فراتر گذاشته و از تدوین دستورالعمل و قانون جدید بپرهیزد و بیشتر به مسائل عملیاتی بپردازد.
آقای کاظمی، نظر کارشناسان را شنیدیم. شما به عنوان فرد مسئول در سازمان بهینهسازی بفرمایید چگونه میشود به سمت تکنولوژی جدید برویم و با مصرف بهینه از اتلاف انرژی در کشور جلوگیری کنیم؟
کاظمی: مدیریت مصرف به عهده حاکمیت است نه به عهده مصرفکننده؛ مصرفکنندگان در اتوبانی حرکت میکنند که حاکمیت برای آنها ترسیم کرده است. بعد از سال 68 که توسعه در کشور اتفاق افتاد، همواره اعلام میشد که ایران انرژی و کارگر ارزان دارد و باعث شد که صنایع انرژیبر وارد کشور شود که بعضاً خطوط تولید کشورهای اروپای شرقی که استاندارد نبودند وارد صنعت و تولید کشور شدند.
در شرایط فعلی ایران در ساخت خودرو استاندارد یورو2 مدنظر است. مصرف انرژی در یک مترمربع ساختمان معادل 310 کیلووات ساعت انرژی است، در حالی که در اسکاندیناوی این رقم 60 است و ما انتظار داریم این رقم در ایران اندکی کاهش یابد. بنابراین با توجه به واقعیتهای جامعه که در مقایسه با دیگر کشورها ایدهآل نیست، رعایت استانداردها میتوان در صنعت کشور سالانه 5/14 میلیون بشکه، ساختمان 163 میلیون و خودرو 19 میلیون بشکه صرفهجویی کرد که در مجموع این ارقام به 298 میلیون بشکه میرسد.
بنابراین براساس استاندارد مصوب ملی انرژی در داخل کشور سالانه میتوان معادل تولید چهار پالایشگاه 200 هزار بشکهای که میزان سرمایهگذاری آن 4 میلیارد دلار و هزینه نگهداری آن 10 میلیارد دلار است صرفهجویی کنیم. به عبارت دیگر سالی 23 میلیارد دلار میتوان صرفهجویی کرد و این رقم را به اقتصاد ملی برگرداند.
به اعتقاد من با اعمال استانداردهای انرژی و نظارت سه قوای مقننه، مجریه و قضائیه میتوان مصرف را کاهش داد و مدعی بهینهسازی مصرف شد در غیر این صورت، ایران از کشوری تولیدکننده به بزرگترین کشور مصرفکننده تبدیل میشود.
کاظمی: متأسفانه حاکمیتهای کشورهای نفتی پس از شوک نفتی در 1973 به درآمدهای زیادشان دلخوش کردند و به حاملهای انرژی داخلی یارانه پرداختند که کاملاً اشتباه بود
ساختمانها 40 درصد مصرف انرژی را به خود اختصاص دادند و در سال گذشته فقط 18 درصد ساخت و سازها، این استانداردها را رعایت کردند حسینی: در گذشته سیاستگذاری بر این اساس بوده که بنزین ارزان به مردم بدهیم اما برای رشد صنعت خودرویی کشور، خودرو را با کیفیت پایین و با قیمت بالا بفروشیم
کیپور: در کشور 50 نیروگاه داریم که یک ششم مصرف انرژی کشور را به خود اختصاص دادند و متأسفانه بازدهیشان حدود 34 تا 35 درصد است.
در شبکه توزیع بین 22 تا 26 درصد تلفات انرژی داریم، یعنی یک چهارم انرژی تولیدی تا به دست مصرفکننده برسد در شبکه از بین میرود.