
تأکید بر تحولات مثبت در عرصه لبنان پس از توافق دوحه، استمرار آشتی، گفتوگو و حمایت از وحدت ملی، جلوگیری از خطرات خارجی و همراهی لبنان در مواجهه با تمهیدات اسرائیل. این عبارات ماحصل شفاهی دیدار سهجانبه میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان، ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی و بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در نشست قصر بعبدای بیروت و آخرین ایستگاه سفر پادشاه سعودی در خاورمیانه بود اما صرفنظر از اینکه هر طرف میتواند برداشتی از این شفاهیات زیبای دیپلماتیک داشته باشد آنچه در عمل رخ میدهد میتواند نسبتی از یک اختلاف 180 درجهای را شامل شود.
رسانهها گزارش کردند که پس از دیدار اسد با ملکعبدالله هرکس به راه خود رفت اسد دیداری با نبیه بری داشت، ولید معلم وزیر خارجه سوریه به نمایندگان جناح مقاومت چون محمد رعد، حسن فضلالله و قاسم هاشم به خلوت نشست و ملک عبدالله نیز به بیتالوسط اقامتگاه سعد حریری رفت تا زمزمههای پنهانی خود را در گوش وی داشته باشد. سفر ملک عبدالله به بیروت به طور خاص و سایر کشورهای منطقه از جمله سوریه به طور عام ریشه در پیشینهای دارد که درک علل سفر را آسانتر میکند.
از چندسال پیش و پس از ترور رفیق حریری نخستوزیر فقید لبنان همواره هجمهای با شدت و ضعف متوجه مقاومت شده است تا آن را مسئول مرگ حریری قرار دهند. هر از گاهی روح حریری فقید بر فراز منطقه به پرواز در میآید تا هدف انفعال و نابودی جبهه مقاومت- بهزعم برخی محقق شود. هنوز زمان زیادی از خرید آرا در انتخابات پارلمانی لبنان با پولهای نفت عربستان به نفع جناح 14 مارس نگذشته است و از اتهام سوریه نیز درخصوص دست داشتن در ترور رفیق حریری. همین دو روز پیش بود که جناح تحت حمایت عربستان سعودی در آستانه سفر عبدالله به بیروت بیانیهای به بهانه ثبات در لبنان صادر کرد و در آن سلاح مقاومت را نشانه رفت.
آنچه در برهه حاضر قرار بود محقق شود این بود که پس از طرح امریکایی دادگاه حریری که پیشاپیش و بدون استنادات واقعی- آنچنان که رئیس اسبق دستگاه اطلاعاتی فرانسه میگوید- حزبالله را به دست داشتن در ترور حریری متهم میکند، عربستان سعودی نقش شکاف افکندن بین ارکان مقاومت ـ سوریه، حزب لبنان و ایران را بازی میکند تا زمینه کامل برای ماجراجوییهای بعدی علیه این ارکان و صد البته این بار به تفکیک و از سر آسایش صورت پذیرد. حزبالله در صورت محکومیت طی دادگاه فرمایشی ترور حریری تنها در صورتی باید خود را آماده ماجراجویی امریکایی ـ اسراییلی کند که مقدمات منطقهای آن چون عدم برخورداری از حمایت سوریه و جبهه مقاومت فراهم شود و تنها زمانی بحث خلع سلاح آن جدی خواهد شد که طرفهای منطقهای و بینالمللی زمینه را مساعد ببینند و سفر عبدالله باید این مقدمات را فراهم میکرد اما نتایج این سفر حاکی از حقایق دیگری بود. مسألهای که هادی محمدی کارشناس مسائل بینالمللی آن را مأموریت ناتمام نام میگذارد.
وی میافزاید: در دمشق ملکعبدالله موفق نشد که موضع سوریه را نسبت به ایران یا مقاومت یا محتوای دادگاه حریری تغییر دهد. اسد حتی تصریح کرده که عملکرد دادگاه حریری باعث ویران شدن لبنان شده است. نتیجه آنکه اسد از عبدالله میخواهد که تلاش کند بازتاب دادگاه حریری متوقف شود یا به تعویق افتد. وی بر این باور است که دادگاه حریری و نتایج آن میتواند خشک و تر را در لبنان بسوزاند و عبدالله هم قطعاً تمایل ندارد باندش را در لبنان از دست بدهد.
وی تصریح میکند این مسأله آنقدر برای حزبالله حساس است که میتواند صحنه سیاسی لبنان را به شکل متفاوتی رقم بزند و دولت حریری در وضعیتی نامساعد قرار گیرد زیرا این دادگاه بخشی از طرحی بزرگتر برای ماجراجوییهای بعدی علیه حزبالله مانند طرح خلع سلاح، صدور قطعنامه شورای امنیت و قرار دادن لبنان تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل و در نهایت حذف مقاومت است.
سوریه حتی اجازه نداده برخی چهرههای غربی 14 مارس نظیر سمیر جعجع در جلسه حضور یابند، امین جمیل را دعوت نکرده و به علمای مسیحی هم اجازه حضور نداده است، نمایندگان کتائب لبنان نیز به همین ترتیب.
این علائم شاخصهایی هستند که نشان میدهند سوریه چه موضعی در قبال هم پیمان عربستان سعودی در لبنان دارد و بالطبع دستور کار عبدالله همچنان ناتمام است.