معصومه دیودار - از زمانهای گذشته تا به امروز هنر، زبان مشترک میان ملتها بوده است و در این راستا جوانان نقش اساسی در روند توسعه و شکلگیری عرصههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و هنری جوامع ایفا کردهاند و همواره به عنوان هنرجویان و کارآموزان در کنار اساتید خود به فن آموزی پرداخته و سپس وارد عرصههای تخصصی و حرفهایتر شدهاند. این روند همواره در طول تاریخ ادامه داشته است و شاهد استاد شدن جوانان و شاگردان گذشته و حال بودهایم. با افزایش شمار علاقهمندان به هنر و هنرمندان، مسئولان برای جوابگویی به عطش این قشر برای ارائه آثار خود و علم آموزی، برگزاری جشنوارهها و نمایشگاههای هنری را چاره اندیشیدهاند و این روزها شاهد برگزاری بسیاری از این جشنوارهها به عناوین گوناگون اعم از «جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی جوانان»، «جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوان»، «جشنواره هنرهای تجسمی مقاومت» و. . . هستیم به گونهای که میتوان گفت دچار جشنواره زدگی شدهایم و از آن سوی بام به پایین پرت شدهایم. محسن راستانی منتقد و نویسنده مقالات عکاسی و داور بخش عکاسی جشنواره ملی جوان ایرانی معتقد است که برگزاری جشنوارههای متعدد در عرصههای هنرهای تجسمی مسیری مناسب برای تشویق جوانان نیست بلکه ساده ترین راه حل برای افرادی است که فاقد اطلاع از مباحث هنری هستند و در واقعگویی قصد برگزار کنندگان تشویق جوانان نیست بلکه به نوعی مطرح کردن خودشان است، در این میان جامعه هنری نخواهد توانست به سبک خاص خود دست یابد. 4 هزار عکس غیر هنریوی طرفدار برگزاری و آموزش کارگاهی و حضور استاد و شاگرد در کنار یکدیگر است و میگوید: در دنیا مسابقات و جشنوارههایی که برای جوانان و تشویق آنها برگزار میشود اکثرا توسط بسیاری از نهادها نظارت و هدایت میشوند این درحالی است که در میان 4000 عکس ارسالی به جشنواره ملی جوان، فقط 80 عکس قابلیت نمایش روی دیوار را داشتند و این ضایعهای بزرگ در این عرصه به شمار میرود و بیانگر آن است که بهتر است هزینههای هنگفتی که صرف برگزاری چنین جشنوارههایی میشود را صرف برگزاری پروژههای هنری بکنیم چراکه بسیاری از هنرمندان ما در انتظار حمایتهای مالی هرچند اندک برای عملی ساختن پروژههای هنری خود هستند در حالی که هیچ حمایتی از آنها صورت نمیگیرد. به اعتقاد راستانی بهتر است برای مدتی هرچند کوتاه برگزاری جشنوارههای هنری با چنین درهمآمیزی متوقف شوند و هزینههای هنگفتی که صرف برگزاری این جشنوارهها میشود را صرف آموزش و برگزاری ورک شاپها کنند چراکه این کارگاههای آموزشی این فرصت را برای جوانان ما به وجود میآورد تا تحت نظارت اساتیدی باشند که در آن ورک شاپها عین یک شاگرد در کنار آنها به خلق اثر میپردازد و تجربیات خود را در اختیار ایشان قرار میدهند. در این میان نباید فراموش کرد که برگزاری ورکشاپ خود دارای فرایند زمانی و مکانی خاصی است که گویی در ایران تنها صرف عنوان شدن نام برگزاری کفایت میکند این در حالی است که راستانی بر برگزاری صحیح ورک شاپ تاکید میکند و میگوید: هدف از برگزاری ورک شاپها رفع خطاهای آموزشی و برقراری رابطهای دوستانه و تجربی میان استاد و شاگرد فارغ از محیط درس و دانشگاه است که پراکندگی و تعویضهای دائمی که در مکان برگزاری ورک شاپها و افراد شرکتکننده در آنها صورت میگیرد سبب میشود که این مهم تحقق نیابد. راستانی در ادامه نهادهای متولی هنر، دانشگاهها و نهادهای آموزشی را گمراه کنندگان جوانان میداند و میگوید: در بسیاری از تیترهایی که از برگزاری این جشنوارهها عنوان میشود شاهد لغت« کشف استعداد» هستیم این درحالی است که در نهایت امر به آمدن چند مدیر و چند داور و دادن سکهها و جوایز ختم میشود این در حالی است که ما باید با دیدن آثار جوانان این فرصت را داشته باشیم که به آنها آموزش دهیم و حاصل آن را به نمایش بگذاریم. این عکاس باسابقه مستند اجتماعی خاطر نشان میکند: در شرایطی که همواره صحبت از اصلاح الگوی مصرف است صحبت از اصلاح الگوی مدیریتی میتواند بسیار کارساز باشد. جوانان و نگاه متفاوتعلیرضا کریمی صارمی از به وجود آوردن موقعیتی خوب و مناسب برای جوانان سخن میگوید و این را حاصل تلاش مسئولان و متولیان امر میداند و میافزاید: مدیران هنری و مسئولان باید اقدامات و برنامهریزیهایی را انجام دهند که طی آن در مرحله نخست، استعدادها شناسایی بشوند و آنگاه که این مهم تحقق یافت، موقعیتی برای ایشان فراهم شود که بتوانند تحصیلات آکادمیک داشته باشند و در عین حال بتوانند همزمان با تولید آثار هنری و نمایش آن در داخل کشور این موقعیت ایجاد شود که این آثار در گالریها و نمایشگاههای خارج از کشور نیز به نمایش در بیاید و اسباب بروز خلاقیتها و رشد آنها فراهم شود به گونهای که جوانان ما بتوانند با جوامع جهانی ارتباط برقرار کنند و بازتاب نگاه مخاطبین را ارزیابی کنند؛ آنگاه خواهیم توانست با ایجاد چنین انگیزهای در جوانان شاهد رشد و تعالی ایشان در عرصه هنرهای تجسمی باشیم. وی با اشاره به این نکته که جوانان امروز نگاهی متفاوت از جوانان نسل گذشته دارند میگوید: ما به هیچ عنوان نمیتوانیم حضور جوانان را در عرصههای هنری نادیده بگیریم و به آن توجه نکنیم چراکه جوانان با ذهنیت و نگاهی جدید به فعالیت میپردازند این درحالی است که باید راه را برای تحقیق و پژوهش و به تبع آن باز شدن دریچههای جدید و آگاهانه نگاه کردن به مسائل برای جوانان گشود چراکه جوانان امروز معلمان فردای نسل جوان هنرمند ما خواهند بود و هرچه این نسل آگاهتر و دارای نگاهی وسیعتر باشد میتوان به دورنمایی زیباتر و عمیقتر از آینده هنریمان اندیشید. تکراری شدن نگاهها و سوژهها در عرصه عکاسی راستانی معتقد است به دلیل ضعف سیستم و فضای آموزشی موجود، جوانان ما به نگاههای هنری دست نیافتهاند و میافزاید: بر همین اساس عکاسان ما تصور میکنند که باید از همه چیز عکس بگیرند در حالی که جوانان و حتی نوجوانانی که به این عرصه وارد میشوند باید سعی کنند تا ذهنیت و دید خود را چیدمان دهند و سازمان یافته گام به جلو بردارند چراکه عکاسی کردن از همه آنچه در اطراف ما وجود دارد کاری غیرحرفهای است. این هنرمند عکاس معتقد است که باید به هنرمندان جوان آموزش داده شود تا برای مدتها از یک سوژه عکاسی کنند تا بتوانند در آن به نگاه و دید شخصی خود دست یابند. وی میافزاید: در بسیاری از مواقع اتفاق میافتد که هنرمندی پیر شده است و پس از گذشت سالهای بسیار از فعالیت هنری خود هنوز به سبک ویژهای دست نیافته و با دیدن آثار او شاهد گسترهای از موضوعات، سوژهها و سبکهای گوناگون هستیم و گویی در ایران کسی به عکاسی و هنر به عنوان پروژه نمی نگرد. صارمی معتقد است که این مهم به این شدت و حدتی که راستانی عنوان میکند نیست و معتقد است که ما در عصر ارتباطات زندگی میکنیم و با گسترده شدن وسایل ارتباط جمعی و بهرهمندی از اینترنت سبب شده است که جوانان ما با نگاههای جهانی آشنا شوند. وی یادآور میشود:برای دستیابی به نگاههای نو باید حرفهای جدید شنید و به تبع آن حرفهای جدید زد و باید از استادان و هنرمندان صاحبنام خارجی دعوت نمود تا در ایران حضور یابند و در قالب برگزاری سخنرانیها، ورک شاپها، نمایشگاهها و. . . از تجارب ایشان بهره برد چراکه هر جامعهای برای رشد و اعتلای خود نیازمند بروز تغییراتی است و این تغییرات در عرصه فرهنگ و هنر میتواند نرمافزاری باشد و باید به این نتیجه رسید که حول محوری که خودمان طراح آن بودهایم حرکت نکنیم و سعی کنیم در این راستا از تجارب دیگران نیز بهرهمند شویم و هم راستا با بحثهای مطرح جهان گام برداریم. صارمی میافزاید: آنگاه خواهیم توانست به نگاههای خلاقانهای دست یابیم که پایه و اساس آن بر بنیان فرهنگ ایرانی و علم جهانی استوار باشد و این مهم خواهد توانست تحرک و پویایی را در عرصه هنرهای تجسمی به وجود آورد و این مهم همواره نیازمند بسترسازیهای مناسب است. این هنرمند عکاس معتقد است که نسل اول و دوم عکاسی ایران توانستهاند به نگاه و دید خود دست یابند این در حالی است که وی بر تلاش نسل سومیها برای رسیدن به این نگاه تاکید میکند و میافزاید: ایشان در تلاشند تا آثاری را خلق کنند که تقلیدی از آثار نسل گذشته نباشد چراکه نگاهی دیگر به بیانهای گذشته دارند و در این میان بیان نسل جدید با نگاههای غربی درهم آمیخته و گویی تقلیدی بیش نیستند و بعضی از این هنرمندان به درک شخصی خود نرسیدهاند وشاهد کپی برداری از آثار و فرمهای غربی در آثار ایشان هستیم و محتوای آثار به درجه پختگی لازم نرسیده است. وی یادآور میشود: شاید این گونه عنوان شود که چرا به محتوا توجه میکنیم باید متذکر شد که همواره تحقیق و پژوهش بنیان و پایه و اساس سازنده ساختارهای جدید بوده است و آنگاه که این مهم محقق نشود آن راه نمیتواند ادامه یابد و جوانان ما باید به این مهم توجه کنند و برای قوام بخشیدن به ذهن خلاق و نگاه پویای خود در پی مطالعه باشند. راستانی در ادامه به عدم تبدیل علاقه به حرفه در جامعه عکاسی اشاره و خاطرنشان میکند: تمام تلاشها تنها از سوی عکاس شکل نمیگیرد بلکه سازمانها ونهادهای ذیربط نیز در این عرصه دخیل هستند. در این میان برای گالریدارها، خریداران آثار هنری، نهادهای آموزشی و. . . این فرصت ایجاد نشده است که طبق استانداردها و با توجه به سطح کیفی مناسب ارتقا داده شوند. صارمی نیز میافزاید: بر کسی پوشیده نیست که جوانان با استعداد ایرانی همیشه زبانزد همگان بودهاند و همیشه به عنوان هنرمندانی که حرفی برای گفتن دارند مطرح میشدند و امیدوارم که موقعیتی فراهم شود تا جوانان ما بتوانند بیش از پیش و بیش از استادان خود به فعالیت بپردازند و بتوانند وارد عرصههای جهانی بشوند.