به گزارش جهان؛ دانیال حکیمی، شاهرخ استخری، مریم کاویانی، روشنک گرامی، رضا توکلی، حمید شریفزاده، احمد قاسمی، نوید قنبریان، مینو شیخان، محمدرضا قیاس آبادی و… می رود تا به یکی از پر بیننده ترین سریال ها ی تلویزیون مبدل شود. داستان سریال فاصله ها در خانواده دو برادر و یک خواهر اتفاق می افتد که خانواده برادرها در تضاد کامل با یکدیگر هستند، یکی خانواده ای کاملا از هم گسسته و دیگر خانواده ای به هم پیوسته و استوار بر مبانی دینی.خانواده رضا کریمی، خانواده ای کاملا همبسته است که تمام مسائل و مشکلات اعضای خانواده در آن بررسی و حل می شود، در عوض خانواده محسن کریمی یک خانواده از هم گسسته است که فرزند بی اعتنا به نظرات پدر و بدون مشورت با او درس و دانشگاه را رها کرده، برای خود شغلی پیدا می کند که منجر به آشنایی با یک دختر و دوستی با او می شود. در این خانواده، رابطه دختر و پسر به صورت مخفیانه صورت می گیرد و حتی در دیالوگهایی که دو کاراکتر سعید و بیتا در رستوران با هم دارند، موضوع بی اهمیت نشان دادن خانواده از زبان بیتا بیان می شود، درحالی که در خانواده رضا، این موضوع برعکس است و دختر خانواده نامه پسری را که از او خواستگاری کرده است در حضور پدر و مادر می خواند و از آنها درباره ازدواج خود نظرخواهی می کند. اگر خوشبینانه نگاه می کنیم بنظر می رسد این سریال قصد دارد دو نوع متفاوت ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف را نشان دهد که یکی به صورت مخفیانه و به منظور دوستی انجام می شود و دیگری به صورت آشکار و با آگاهی خانواده و در قالب خواستگاری و کارگردان در نهایت قصد دارد اولی را رد و دومی را تایید کند.اینکه کدام یک از این دو نوع رابطه درست و کدام غلط، موضوعی است که اگر کارگردان نتواند آن را به خوبی مدیریت کند در نهایت مخاطب را دچار سردرگمی خواهد کرد.البته نباید فراموش کرد که مخاطبی که در هر قسمت شاهد انحطاط اخلاقی شخصیت ها است و روابط مخفیانه دختر و پسر را در قالب دعوت به رستوران و دیالوگ های احساسی دیده است دیگر نمی تواند در یک قسمت و به صورت سرهم بندی شده نتیجه گیری مورد علاقه نویسنده را تحصیل کند.امیدواریم کارگردان این سریال این نکته را مدنظر داشته باشد که برای نتیجه گیری درست از یک سریال 50 قسمتی نیاز به صرف وقتِ بیشتر از یکی دوقسمت پایانی است.البته نکته قابل تحسین در این سریال تلاش های محسن برای برگردان پسر به مسیر درست و کانون خانواده است، که متاسفانه امروزه در برخی از خانواده ها به فراموشی سپرده شده است و به محض اینکه فرزند خانواده در مسیر نادرست قرار می گیرد از سوی خانواده طرد شده و یا هیچ تلاشی برای بازگرداندن او نمی شود.