مهندس علی دانش منفرد از جمله مبارزینی است که در تحولات آغازین دهه 40 وارد مبارزه شده است و درکارنامه فعالیتهایش از همکاری با کمیته استقبال حضرت امام تا عضویت در شورای فرماندهی سپاه در سال 57، نمایندگی دوره ششم مجلس شورای اسلامی و استانداری فارس دیده میشود. دانش منفرد از جمله افرادی است که از روزهای اول تشکیل سپاه با این ارگان انقلابی همراه بوده است، همچنین کتاب خاطراتش در سال 84 توسط مرکز اسناد انقلاب منتشر شده است، پای صحبتهایش نشستیم تا از خاطرات دوران مبارزه و روزهای اول تأسیس سپاه برایمان بگوید و ما آنها را برای شما به مناسبت روز پاسداربه رشته تحریر دربیاوریم:آقای دانش منفرد برای شروع مصاحبه علاقه مند هستم از آغاز فعالیتهای مبارزاتی و ماجرای زندانی شدن شما در زمان دانشجویی بیشتر بدانم؟ من از دوران دانش آموزی به همراه تعدادی ازدوستان درتظاهرات که روز به روزهم در کشور بیشتر میشد، شرکت میکردم و بعد ازگذشت چند ماه از آغاز فعالیتهای مبارزاتی با پیروی از برادرم که برگزاری جلسات گروه سیاسی- مذهبی «شیعیان» را در آن زمان برعهده داشت، با این گروه همکاری خود را به صورت مستمر آغاز کردم. فعالیت این گروه دوسال ادامه داشت که با کودتای۲۸ مرداد و درجریان اتقافات و رویدادهای آن سال از فعالیت بازماند و من اینبار فعالیت خود را در دوران دانشجویی با گروههای دانشجویی ادامه دادم، درهمین دوران بود که به علت فعالیتهای انقلابی مدتی زندانی شدم. دوران زندان وحضوردرجمع مبارزان دیگر فرصت خوبی برای من به عنوان موقعیتی جدیدی برای شناخت بیشترجریانات سیاسی مذهبی و زمینه آشنایی با آیت الله طالقانی به حساب میآید. شما پیش از انقلاب به عنوان عضوثابت درگروه مجاهدین فعالیت داشتید، اما بعد ازمدتی به دلایل نامشخص ازاین گروه جدا شدید، علت جدا شدن شما چه بود؟ فعالیت سیاسی- مذهبی و شرکت درجلسات سخنرانی آقای طالقانی باعث آشنایی من با حنیف نژاد، بدیع زادگان و سعید محسن از رهبران ابتداییسازمان مجاهدین خلق شد و این موضوع باعث آغاز فعالیتهای من درگروه مجاهدین بود، اما به علت برخی اختلافات در ابتدای راه موجب شد که من از سران اولیه سازمان جدا شوم. علت به وجود آمدن این اختلافها در چه مواردی بود؟ بعد ازگذشت مدتی ازفعالیتهای سازمان قرار بر این شد که سازمان جداگانهای برای جذب نیرو از داخل دانشگاهها تشکیل شود، انتخاب نیروها دراینسازمان از بین نیروهای موجود دانشگاه توسط کمیته دانشگاهی انجام میشد و براساس تصمیم گیری شورای رهبری گروه، جذب تعداد زیادی نیرو از این طریق در دستورکار قرارگرفت. پس از ماهها بحث و گفتوگو، جمع بندی، بستن پیمان و میثاق، متأسفانه دو نفر ازاعضای گروه به نامهای حنیف نژاد و سعید محسن به رغم پذیرفتن اصول اصلی سازمان مجاهدین خلق به تدریج از عهد و پیمان خود عدول کردند. این دونفربا افرادی که از طرف ما برای این نوع مبارزه صلاحیت نداشتند، مخفیانه ارتباط برقرار میکردند. قرار بود مشی مبارزه مسلحانه عجولانه درمیان اعضا و حوزهها مطرح نشود که این عهدشکنی به خصوص از سوی حنیفنژاد باعث اختلاف کمیته دانشگاه و گروه شد. این شخص میخواست همه چیز را زیرسیطره خود داشته باشد و به نظرات دیگران چندان بها نمیداد. طرح انتقادات از عملکرد مجاهدین خلق به جدایی من ازسازمان منجر شد و دریک تحلیل میتوان گفت که عوامل رژیم و سازمانهای جاسوسی جهانیسازمان را به سمت سازمانی مارکسیستی سوق دادند، من به شخصه افراد مؤمن و معتقد زیادی را در سازمان میشناختم که یکباره به اعتقادات خود پشت پا زده و مارکسیست شدند. در سابقه فعالیتهای مبارزاتی شما عضویت در کمیته استقبال از حضرت امام مشاهده میشود پس از اعلام بازگشت حضرت امام به میهن، در مورد بازگشت و اقامت امام با چه تصمیماتی اتخاذ شد و کمیته استقبال از حضرت امام، چگونه شکل گرفت؟ زمانی که شورای انقلاب تشکیل شد، جلسات مختلفی با حضور شهید بهشتی ورجایی برگزار شد ودراین جلسات مقررشد که درباره تشکیل کمیته استقبال و محل اقامت حضرت امام تصمیماتی گرفته شود، زمانی که مشخص شد، امام قصد ندارند که پس از بازگشت به خانهشان در قم مراجعت کنند و باید در تهران که مرکز مبارزه بود، مستقر میشدند، حساسیت کاری شورای انقلاب دو چندان افزایش پیدا کرد. در آن زمان مکان و جایگاه کمیته استقبال، از دغدغههای اصلی بود که کمیته استقبال با آن مواجه شد و به همین علت، از طریق حاج احمد آقا با حضرت امام(ره) در پاریس، تماس گرفته شد تا نظر امام(ره) برای تعیین مکان کمیته استقبال آگاه شویم، با توجه به مشخصاتی که حضرت امام ارائه کردند، چند مرکز از جمله مدرسه علوی در جلسات کمیته برای اقامت امام مطرح شد. درنهایت، حضرت امام، برای اولین مکان اقامت خودشان پس از بازگشت از پاریس، مدرسه رفاه را انتخاب کردند که این انتخاب هم دلایل خاص خودش را داشت، چراکه از طرفی مدرسه رفاه، درخیابان ایران و نزدیک میدان بهارستان قرار داشت که از بهترین محلات آن زمان به حساب میآمد و از طرف دیگر این مکان در مالکیت شخص خاصی قرار نداشت و آن را جمعی از نیروهای متدین و آگاه و شخصیتهایی چون آقایهاشمی رفسنجانی و تعدادی از نیروهای متدین و مبارز بازار، به صورت مؤسسه تعاون رفاه به وجود آورده بودند. در کمیته استقبال چه فعالیتی بر عهده شما بود؟ تدوین و تهیه ساختار تشکیلاتی کمیته استقبال و انتخاب و ساماندهی نیروهای مطمئن، برای مسئولیتهای مختلف، ایجاد امنیت کامل برای کمیته استقبال، به این علت که جایگاه ورود حضرت امام بود و تأمین نیازهای اساسی و اولیه کمیته استقبال، مانند تلفن، فکس، تلکس، دستگاه تکثیر، خودرو، مینیبوس برای کارهای تبلیغاتی و بیسیم، مهمترین وظایفی بود که به عهده من قرارگرفت. سال 57 شما به عنوان عضو ثابت شورای فرماندهی در سپاه فعالیت داشتید، در روزهای اول تشکیل این ارگان انقلابی به چه مشکلاتی مواجه بودید؟ سپاه سال 57 به دستورحضرت امام تشکیل شد، درآن زمان نیروهای سپاه همگی از نیروهای مردمی بودند و درآن روزها ازهمه اقشار جامعه ازجمله بازاری، دانشجو، کارگرو فرهنگی در این ارگان دیده میشد، در روزهای اول بعد ازفرمان حضرت امام حتی تا چند ماه بعد ما با یک مشکل اساسی مواجه بودیم و آن هم اینکه در آن روزها هنوز سپاه یک انسجام خاصی به خود نگرفته بود و به عنوان یک تشکیلات منسجم در مجامع مختلف و حتی در بین تعدادی از اقشار مردم شناخته نشده بود. برای اینکه این شناخت عمومی از فعالیتهای سپاه در بین مردم به وجود آید، چه اقداماتی توسط مسئولان وقت سپاه صورت گرفت؟ در روزهای ابتدایی تشکیل سپاه، یکی از دغدغههای اصلی فرماندهان این بود که شناخت عمومی از فعالیتهای این ارگان در بین مردم به وجود آید و به همین علت درجلسات مختلفی که با حضور نمایندگان امام و اعضای شورای فرماندهی سپاه برگزارشد، تصمیمات مهمی ازجمله مبارزه با عناصر باقی مانده ساواک در کشور و دستگیری عناصر رژیم سابق در مراکزی که قبل ازپیروزی انقلاب ساکن بودند، اتخاذ شد. از طرف دیگر حفظ وحراست از مراکز حساس رژیم سابق با محافظت نیروهای سپاه در این مراکز ازجمله مصوبات دیگر این جلسات بودکه برای حضور پررنگ تر سپاه در جامعه اتخاذ شده بود. جلسات شورای فرماندهی سپاه در آن زمان در چه مکانی تشکیل میشد؟ زمانی که شورای فرماندهی سپاه دارای انسجام خاصی شد، این شورا تصمیم گرفت که به صورت موقت جلسات خود را در مرکز شنود ساواک تشکیل دهد و در حقیقت اولین مقر سپاه همین مرکز بود و حتی اساسنامه سپاه در این مکان و با حضور اعضای شورای فرماندهی و شهید کلاهدوز به تصویب رسید. بعد از مدتی نیروهای انقلابی دیگرهم به ما پیوستند.سپاه در ابتدا زیر نظر معاونت امور انقلاب نخست وزیری بود، سپس قرار شد که زیر مجموعه شورای انقلاب فعالیت کند. در بین صحبتهایتان به مراکز حساس و حفاظت از آنها اشاره داشتید، این مراکز بیشتر در چه محلهایی قرار داشت؟ یکی از این مراکز که باید به شدت از آن محافظت میشد، سازمان اطلاعات و امنیت کشور درخیابان سلطنت آباد قدیم و پاسداران فعلی بود که بعد از پیروزی انقلاب تا چند ماه بعد هم هنوز عوامل وابسته به رژیم در این سازمان نفوذ داشتند، با تدابیری که درجلسات مختلف گرفته شد، حفاظت و پاکسازی این مرکز از وجود این عناصربه سپاه واگذار شود. از طرف دیگر پادگانها ومراکز آموزش نظامی هم باید یک پاکسازی اساسی میشد که به مرور زمان و با انسجام بیشتر سپاه این مراکز هم از وجود عناصر باقی مانده پاکسازی شد. در سالهای اول تشکیل سپاه افرادی که بدنه اصلی را تشکیل میدادند، بیشتر از چه طیف یا گروههایی بودند؟ عناصر و اعضای سپاه در سال 57 بیشتر افرادی بودند که در کمیته استقبال از حضرت امام فعالیت داشتند و در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب از اعضای کمیته انقلاب اسلامی بودند. سپاه سال57 در حال انسجام و تشکیلاتی شدن بود، اما هنوز اساسنامه سپاه مشخص نشده بود و هیچگونه اعتباری برای اداره این ارگان انقلابی وجود نداشت، اما به تدریج با آموزش کادر و نگارش اساسنامه و تفکیک نیروها در بخشهای مختلف سپاه تشکیلات منسجم خود را به دست آورد. در سپاه سال 57 تعدادی از نیروهای ارتش که سابقه خوبی در مبارزات انقلابی داشتند برای آموزش به نیروهای بسیج و پاسداران انتخاب شدند. تا چه زمانی با سپاه همکاری داشتید؟ بعد از تشکیل شورای فرماندهی سپاه و انتخاب یک فرمانده برای اداره این ارگان انقلابی و تعیین آقای جواد منصوری به من عنوان استاندار فارس پیشنهاد شد و به همین جهت از سپاه جدا شدم.