
هفته گذشته اعلام شد، علی مطهری درصدد است فراکسیون جدیدی را در مجلس شکل دهد و با هویتی جدید در عرصه سیاسی کشور ظاهر شود. اگرچه وی تأکید میکند که این فراکسیون چیزی جدای از اصولگرایان نیست اما چرایی آن میتواند در پرونده سیاسی وی ثبت شود و اما و اگرهای متفاوتی را به دنبال داشته باشد.
در مجلس، فراکسیونهای مختلفی وجود دارد که هویت آنان
(غیر از فراکسیون اقلیت و اکثریت) موضوعی است یعنی محوری از عرصههای کار و تلاش موجب تشکیل آن شده است. به طور مثال فراکسیون روستاییان یا فراکسیون ایثارگران و... اما فراکسیون مدنظر جناب مطهری هم سیاسی است و هم با انگیزه سیاسی متولد میشود و دقیقاً انشقاق و انشعاب زمانی مفهوم مییابد که تشکلی جدید با انگیزه سیاسی تشکیل شود.
جناب مطهری شخصیتی سیاسی نیست و با هویت سیاسی شناخته نمیشود. تجربه سیاسی هم ندارد و صاحب تحلیل سیاسی هم نیست، بنابراین این اتهام زود به وی نسبت داده میشود که دیگرانی صحنهگردان ماجرا هستند و وی فقط در هیبت ابلاغکننده پیام ظاهر شده است. بررسی در همه مسائلی که علی مطهری در یک سال گذشته نسبت به آن نقد و اعتراض داشت، نشان میدهد که وی نه آدم سیاسی است و نه از بصیرت لازم سیاسی برخوردار است، بنابراین ورود به کار سیاسی و فراکسیونسازی با چنین بصیرتی سم مهلک است.
1- وی تحولات پس از انتخابات را همیشه در کلیشه دو قطبی ارزیابی میکرد و بر این باور بود که دو قطب مقصر در این ماجرا وجود دارد که هم خانه انقلاب محسوب میشوند بنابراین هر موقع چکشی به میخ میزد پتکی هم به نعل میزد، اما تجمع ضدانقلاب و پلورالیسم سبز در ذیل خیمه فتنه به باور ایشان وارد نشد.
2- ایشان حوادث پس از انتخابات را زاییده مناظره احمدینژاد- موسوی میداند و بارها بر آن تأکید کرده است در صورتی که اسناد و مدارک قطعی نشان میدهد تمرین خیابانی قبل از انتخابات و مهمتر از همه محتوای جلسه 19/4/87 حزب مشارکت برنامهریزی در این باره را قطعی کرده است، اما علی آقای مطهری از درک آن عاجز است.
3- نامبرده دانشجویانی را که در اعتراض به مصوبه اخیر مجلس درباره دانشگاه آزاد مقابل مجلس تجمع کرده بودند عوامل دولت خواند و با یک تیر دو نشان زد یعنی هم دولت را متهم کرد و هم جریان دانشجویی را به وابستگی به مراکز قدرت متهم ساخت. بنابراین کلیشههای اینچنینی نشان میدهد که علی مطهری باید خود را از معرکه سیاست بیرون بکشد، نداشتن بصیرت سیاسی و حتی اطلاعات اولیه درباره پدیدههای سیاسی باید مانع از محور شدن در مسائلی شود که کوچکترین اشتباه میتواند تأثیرات مخربی را به همراه داشته باشد.
نگاه بیرونی به تشکیل فراکسیون جدید نیز زیبنده آقای مطهری نیست، زیرا همه بر این باورند که مخالفت با دولت اساس این فراکسیون است که این برداشت به تقلیل جایگاه منجر خواهد شد. علاوه بر آن، نداشتن مرجعیت و سابقه شناخت سیاسی نیز علی مطهری را به بازیچه قرار گرفتن متهم خواهد کرد. کما اینکه بعید است نمایندگانی زیر چتر وی جمع شوند زیرا وی را فاقد ثبات سیاسی و جهتگیری پایدار میدانند. امید است هزینههای انشعاب در اصولگرایان به حساب علی آقا نوشته نشود و ایشان بتواند در زیر عبای پدر در افکار عمومی باقی بماند.