
در ظلمتکده جهان که حقیقت با اوهام آمیخته و راه از چاه هویدا نیست و از برخورد امیال و وظایف و قیود در هر قدم هزاران پیچ و خم و پرتگاه در پیش است، برای فرار از حیرت و گمراهی، دلیل راهی باید جست و به پرتو او این راه سخت و پرخطر را آسان و بیخطر پیمود. این کار از همه ساخته نیست؛ طینتی پاک باید و گوهری اصیل و روحی چون کوه استوار و همتی چون آسمان بلند و حوصلهای چون دریا وسیع و از همه مهمتر، باید دلی از شوق لبریز و سری از عشق پرشور و روحی از پرتو غیب روشن داشته باشد تا راه را از چاه بازشناسد و از تاریکی نجات یابد و آنگاه است که گمگشتگان به سرمنزل مقصود رهنمون میشوند. این مقام عالی، اوج کمال انسانی است. کسی که به این مرحله از کمال نائل آمد جهان را با هرچه در اوست، زیرپا میگذارد و از سرمنزل طبیعت مادی تا سرحد حقیقت اوج میگیرد. از خلق میگذرد و به حق میرسد. تمام این ویژگیها در سال اول بعثت در موجودی زمینی ولی از جنس آسمان و منزه جمع شد و از منزلی ناشناخته اما عطرآگین به بوی بهشت به پرواز درآمد و در غار حرا در مقابل خالق یکتا رخ نمایاند. در سرزمین دور از مدنیت و در میان درهای خشک، آنچنان ندای وحدانیت بندهای رسم عاشقی را مشق کرد که پس از هزار و اندی سال هنوز عطر دلانگیز آن جسم و جان مدهوش میکند. در آستانه مبعث عزیزترین و گرامیترین برگزیدهای هستیم که در عصر جاهلیت، امتی واحد را شکل داد و از مجموعهای پراکنده و ناهمسو، مردمانی هدفمند و آرمانگرا که همچون کوه، استوار در دستیابی به اهداف دین بودند، گرد آورده. پیامبر برانگیخته شد تا همه منیتها زدوده و اتحاد و یکدلی جایگزین گردد. او مبعوث شد تا حلاوت گذشت و فداکاری را سرلوحه و دستورالعمل رفتاری مردم قرار دهد. 23 سال سختی دعوت به حق را به جان دل خرید و بر رسالت خویش بدون هیچ تردیدی پای فشرد و در راه آرمانهای الهی خویش وفادارترین یاران را از دست داد و تا زمانی که گردنکشان قریش سرتسلیم فرود نیاوردند، لحظهای آرام ننشست، تا امروز به ما بیاموزد که مبعث آغاز یک تحول بزرگ برای ادامه مسیری پرخطر و خستگیناپذیر است. آیا تاکنون اندیشیدهایم که چه شد قریش صاحبنفوذ و مدعی مکه در کمتر از 10 سال آنچنان مقهور قدرتی شدند که با دست خالی از میعادگاه وحی خارج و در گوشهای از خاک غربت(مدینه) سکنی گزیده بود؟ این قدرت لایزال الهی با کدام نیروی توانمند شکل گرفته بود که سران قبیله قریش را مجبور به تمکین در برابر خواستههای مسلمین در سال دهم هجری کرد. خداوند پاداش کدامین رفتار پیامبر و یاران او را داد که اینچنین قدرتهای بزرگ سرتسلیم در مقابل او فرود آوردند؟ نگارنده بر این تصور است که قدرتی که مسلمین در صدر اسلام بر آن تکیه داشتند، چیزی جز«وحدت» و «استواری در هدف» نبود، چرا که نه تجهیزات و ساز و برگ نظامی پیامبر و اصحابش فراتر از امکانات دشمنان بود و نه دیپلماسی و مراودات حکومت تازه تأسیس ایشان دفع کننده تهدیدات احتمالی میشد. آنچه مبعث و تحولات پس از آن برای ما درسآموز است، تأسی از رفتار پیامبر(ص) و بازسازی آن دوران و به کار بستن آن ویژگیها در زندگی فردی و اجتماعی است.