
محمد صادق زمانی - تهران و بسیاری از شهرهای کشور به قلمرو حاکمیت این امپراتوری پیوسته اند. گستره نفوذ و حکمرانی امپراتوری موتوری ها به اندازه ای وسیع است که حتی پیاده روها را نیز در بر می گیرد. از این پس باید در ورودی پیاده روها نوشته شود:«اینجا محل عبور موتوری هاست عابران پیاده حق ورود ندارند»!
تنها قانون ابلاغ شده در قلمرو این امپراتوری، «بی قانونی و هرج و مرج» است. رسالت اصلی این امپراتوری، افزایش آلودگی های صوتی، سنگین تر کردن بار ترافیکی و افزایش آلودگی هواست. برخی از مَرکَب های موتوری ها که تولید کارخانه های فاقد استاندارد تولید است آن چنان صدای ناهنجاری دارند که گوش عابران از خشونتی که در صدای آن هاست به پنبه و یا چوب پنبه پناه می برد! البته تعدادی از موتوری ها برای خودنمایی و یا عرض اندام، صدای موتور را دستکاری می کنند و این می شود که از خشونت مضاعف صدای مرکب آنان باید به ایزد منان پناه برد!
البته برخی صاحبنظران از «موتور»- این وسیله فاقد امنیت- با عنوان «مرکب الفقرا» یا همان وسیله نقلیه طبقه متوسط و سوم نام می برند. شاید تا حدی این نامگذاری قابل پذیرش باشد اما در همه موارد اینگونه نیست زیرا در امپراتوری موتوری ها افرادی هم هستند که وضعیت اقتصادی مناسبی دارند و از موتور تنها برای فرار از ترافیک استفاده می کنند. آن ها برای نجات از ترافیک به شیوه های گوناگونی متوسل می شوند؛ روش هایی همچون موتورسواری در پیاده روها، عبور از چراغ قرمز و سایر مواردی که شما هم حتماً شاهد آن بوده اید. عموم وابستگان امپراتوری موتوری ها را که به هیچ قانونی- منظور قوانین راهنمایی و رانندگی و فرهنگ عبور و مرور- پایبند نیستند می توان با یک ویژگی بارزشان شناخت و آن «بددهنی» است.
موتوری ها که استاد شکستن حریم های قانون رانندگی هستند وقتی با اعتراض رانندگان و عابران مواجه می شوند از خورجین مرکب شان «فحش های آبدار و متلک های شور» نثار معترضان می کنند! آن ها از چندان قدرتی برخوردار هستند که در بسیاری از موارد یک بزرگراه را قرق کرده و ترافیک سنگینی خلق می کنند. در حقیقت آن ها علاقه زیادی به شرکت در مسابقات تصادف دارند!
این را هم نباید از قلم انداخت که تعدادی از موتوری ها، از راه سرقت، زورگیری، کیف قاپی و خفت کردن امرار معاش می کنند؛ این دسته از وابستگان امپراتوری موتوری ها به این اصل اعتقادی ندارند که «دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای؛ فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد».
کارشناسان بر این دیدگاه هستند که موتوری ها غالباً افرادی از جان گذشته و جان برکف اند که فقط به «زود رسیدن» می اندیشند نه به «سالم رسیدن». آن ها استاد بهره گیری از «راه های دررو» هستند و وجب به وجب شهر را ملک خود می دانند. آنان که طی سال های گذشته با سرعت شگفت انگیزی تکثیر شده اند به موتورسواری روی پشت بام ها می اندیشند؛ زیرا خیابان ها و پیاده روها پاسخگوی خواسته هایشان نیست! گروهی از آن ها که به «موتوری های آهنین» شهرت دارند حتی در زمستان سرد و یخی هم از مرکب خود جدا نمی شوند. بسیاری از این افراد که به نظر می رسد فارغ التحصیل رشته عملیات روانی از دانشگاه های گمنام باشند، مهارت ویژه ای در مختل کردن اعصاب و روان رهگذران و رانندگان خودروها دارند.