با سپری شدن فضای تحریم در هفتههای اخیر که درپی تصویب قطعنامه 1929 شورای امنیت و همچنین تحریم یکجانبه کنگره امریکا برضد ایران پررنگ شده بود، اکنون فضای مذاکره پررنگ شده است. پررنگ شدن فضای مذاکره پس از فضای تحریم به خودی خود مبین اهداف امریکا و برخی دولتهای اروپایی براساس سناریو کهنه چماق و هویج است تا بهاین ترتیب بتوانند ایران را به تمکین از خواستهای خود وادار سازند. تأکید اوباما، هیلاری کلینتون و سوزان رایس بر مسدود نبودن مسیر دیپلماسی پس از تصویب قطعاً در کنار درخواست اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای مذاکره با دبیر شورایعالی امنیت ملی و تازهترین مورد اظهارات لاوروف وزیرخارجه روسیه مبنی بر از سرگیری مذاکره بین کارشناسان ایرانی با کارشناسانی از روسیه، امریکا، فرانسه و آژانس در قالب گروه وین همگی شاخصهایی هستند که از پررنگ شدن فضای مذاکره خبر میدهند. با وجود محسوس بودن چنین حرکتی، نکتهای که همچنان مورد کمتوجهی این مقامات قرار گرفته است، نادیده گرفتن فضای واقعی حاکم بر بحث هستهای ایران است، بهعبارتی درحالی مقامات 1+5 در فضای دلخواه خود سیر میکنند که فضای واقعی با آنچه آنها دنبال میکنند متفاوت است. تا مدتها این خاویر سولانا مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود که بستههای پیشنهادی را به ایران میآورد و صحنه را به گونهای طراحی میکرد تا ایران در میدانی که آنها تعیین میکنند بازی کند اما درپی اعلام بسته پیشنهادی از سوی ایران در سال گذشته مشخص شد که فضا عوض شده است و این ایران بود که به طرفهای مقابل توجه داد که بسته پیشنهادی ایران باید مبنای مذاکرات باشد. این فضا اکنون باز هم تغییر یافته است چرا که پس از بیانیه تهران و اشتراک مواضع ایران، ترکیه و برزیل اکنون مبنای مذاکرات باید بیانیه تهران باشد، یعنی نه تنها میدان بازی که قواعد بازی نیز عوض شده است. باوجود قابل لمس بودن چنین تحولی که غیرقابل انکار است، نوع لحن و ادبیات مقامات غربی و حتی لاوروف نشان میدهد آنها یا حاضر نیستند به فضای واقعی تن دهند یا اینکه همچنان در فضای ذهنی دلخواه خود بهسر میبرند، شاید بههمین علت است که وزیرخارجه روسیه از ایران میخواهد با توقف غنیسازی 20درصدی با گروه وین مذاکره کند. طرح چنین پیشنهادی بهمفهوم مذاکره با پیششرط است. امریکا مدتها برطبل مذاکره با پیششرط میکوبید اما با حضور ویلیام برنز در مذاکرات ژنو 1 و 2 عملاً از پیششرط عدول و در مسیر مذاکره بدون پیششرط حرکت کرد. عجیب است که برخی مقامات 1+5 هنوز حاضر نیستند، به واقعیات تن دهند و همچنان برای مذاکره شرط تعیین میکنند و این رویکرد کهنه درحالی است که اکنون بحث از مذاکره 3+5 درمیان است یعنی ترکیه و برزیل نیز به 1+5 اضافه شوند. علاوه بر این مذاکرات باید برابر و بدون پیششرط باشد و از همه مهمتر مبنای مذاکره باید بیانیه تهران باشد.
به این ترتیب هرچند امریکا و سایر اعضای 1+5 از تحریم به مذاکره ورود کردهاند اما باتوجه به فضای ذهنی و ادبیاتی که بهکار گرفتهاند، بهنظر میرسد همچنان در جاده یکطرفه میرانند؛ رویکردی که تاکنون به پیچیدهتر شدن موضوع منجر شده است. طبیعی است برای پرهیز از پیچیدگی بیشتر قضیه و برونرفت سریع از آن توجه به واقعیات موجود و شرایط مطرح شده از سوی ایران اسلامی متغیر مؤثری است که 1+5 باید به آن توجه داشته باشد.