
مقدمه:
محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد دولت نهم با حضور در این سمت حساس و با بهرهگیری از تجربیات فرهنگی خود، به عنوان مدیری با دغدغه بالای فرهنگی وارد میدان شد. این که وی در این سمت موفق شد یا نه امری است که تا به حال اظهار نظرهای زیادی درباره آن شده و در این مقال نمیگنجد اما قطعا حضور صفارهرندی در جایگاهی که پیشتر (به ویژه در دوره اصلاحات) منتقد رویکردهای فرهنگی آن بود، او را با چالشهای مختلفی درگیر ساخت که از بسیاری از آنها پیروز بیرون آمد.
فراهم شدن شرایط مصاحبه با وی یکسال پس از کنار رفتن وی از سمت وزیر ارشاد با توجه به این که وقوع فتنه بعد از انتخابات وی را در قامتی سیاسی قرار داد، امر مغتنمی بود که در اختیار این خبرگزاری قرار گرفت تا ناگفتههایی هر چند کوتاه از زبان وی، بتواند شمایی از حضور وی در دوره چهار ساله مسئولیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به مخاطبان ارائه دهد. هر چند در این مصاحبه مجال صحبت درباره موارد زیادی از تصمیمات جنجالی وزارت فرهنگ و ارشاد در زمان مدیریت صفارهرندی نشد و قرار شد در زمانی دیگر به ناگفتههایی دیگر پرداخته شود.
فارس: با تشکر از وقتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار دادید. لطفا در ابتدا تفاوت دوران کنونی وزارت ارشاد با دوران تصدی وزارت ارشاد در زمان خودتان و نیز یک ارزیابی از وضعیت کنونی فرهنگ را به صورت تحلیلی بیان کنید؟
صفارهرندی: این کار سختی است که من بخواهم دوره خودم را با دوره دیگری مخصوصا بعد از خودم مقایسه کنم. طبعا من خیلی راغب و مایل به این مسئله نیستم و این قضاوتها را دیگران باید انجام دهند. اما با توجه به این که دولت به یک معنایی جابهجا نشده و رئیس دولت باقی مانده است یک نکته را میتوانم بگویم، و آن این که آئین و مبنای دولت دهم با دولت نهم نمیتواند متفاوت باشد. من با شناختی که از آقای حسینی وزیر فعلی ارشاد دارم و صحبتهایی که با ایشان داشتم، اصلا برداشت نکردم که در دوره فعلی یک نظم جدیدی در ارشاد جاری شود؛ ولی خب در زیرمجموعه ایشان گاهی علامتهایی صادر میشود که نشاندهنده تفاوتهایی است؛ مثلا در حوزه سینما ما شاهد یک نوع مواجهه متفاوت با مسائل سینما در مقایسه با دوره قبل هستیم، البته فلسفه این تغییر نگرش را از آن کسانی باید بپرسید که دارند آن را اجرایی میکنند.
فارس: به نظر میرسد این تفاوتها، یکی از آنها درباره آقای شمقدری است که ایشان در جایگاه مشاور هنری رئیسجمهور و شما در جایگاه وزیر ارشاد یک دوگانگی ایجاد کرده بود، مثل صحبتها و موضعگیریهای خاصی که گاه برخلاف روش ارشاد در دوره شما انجام میشد، مثلا فیلم "درباره الی " از سوی ارشاد توقیف میشود ولی با نامهنگاریهای وی با رئیسجمهور این فیلم رفع توقیف میشود و حتی در جشنواره فجر و برلین هم جایزه میگیرد؟ این دوگانگی باعث ایجاد این توهم میشد که یک دولت سایه برای وزارت فرهنگ در دوره شما وجود داشته و بعد از انتقال آقای شمقدری به وزارت ارشاد و معاونت سینمایی خیلی از این سیاستها اجرایی شد و مثلا فیلمهای توقیفی در دوره شما مجوز اکران گرفت؟
صفارهرندی: ما اصلا کاری با یکدیگر نداشتیم که بخواهیم با یکدیگر اختلاف کنیم. من گمان میکردم یک رئیس دولتی وجود دارد که ما را انتخاب کرده، یک مجلسی است که بالای سر، نظارت میکند. ما از مجلس رأی اعتماد گرفتیم و یک فرد خبیر فهیم، فرهنگی مثل رهبر انقلاب اسلامی نیز بالای سرکار است که بهترین و شایستهترین کسی است که میتواند در حوزه فرهنگ وارد شود و نظر دهد، من نگاه ایشان را نه فقط به عنوان رهبر، بلکه به عنوان خبیرترین فرد فرهنگی کشور قبول داشتهام و همیشه مترصد بودم که همین نگاه در حوزه فرهنگ اجرایی شود و گمان میکردم هیچ کس هم نباید توقع داشته باشد که چیزی را جدای از این نگاه که رهبر انقلاب برای حوزه فرهنگ پیش ببرد. حالا اگر آقای شمقدری یا هر کسی مثل او میآمد در حاشیه اقدامات فرهنگی دولت چیزهایی میگفت بنده فقط به عنوانی حرفی که گفته شده میشنیدم و عبور میکردم.
فارس: اما این صحبتها و حرفها گاهی اجرایی میشد؟
صفارهرندی: حالا در یک مورد این نظرات درباره فیلم "درباره الی " چنان شد ولی این دوستان خیلی کارها و دیدگاههایی داشتند که اگر بنا بود ما بخواهیم هر روز این دیدگاهها را اجرایی کنیم من هیچ وقت در موضع مسئولیت وزارت فرهنگ باقی نمیماندم. من میگفتم حالا کسی یک حرفی برای خودش میزند، بگذار بگوید، حرف زدن که آزاد است.
فارس: به نظر میآید که شما در برابر این طیف مقاومت میکردید و احساس میشد که در دولت هم نفوذ دارند؟
صفارهرندی: ناراحتی ایشان هم به این خاطر بود که ایشان ده تا مطلب میگفت. من از میان ده تا موضوع، یکبار آن را با یک جملهای جواب میدادم. چون قرار ما نبود که مسئولان دولتی و منتسبان به دولت آن هم در ردههایی مثل مشاور رئیسجمهور بخواهند زیرآب مسئولان همان دولت را بزنند. اگر کسی حرفی دارد باید بیاید به خود آن مسئول بگوید. من در جلسه دولت این موضوع را به آقای احمدینژاد گفتم که رئیسجمهور نیز ضمن وارد دانستن اشکال در یک مورد کار ایشان را تقبیح کردند.
فارس: آیا شد که شما احساس کنید که اختیارات شما آن قدر نیست که بتوانید کاری کنید؟
صفارهرندی: به نظر من اختیارات در وزارت فرهنگ و ارشاد کم نیست اما همه اختیارات حوزه فرهنگ، هم در آنجا نیست. یعنی خیال نکنید ما که داریم وزارت ارشاد را اداره میکنیم میتوانیم گردش امور در دستگاههای بزرگ فرهنگی مثل صدا و سیما ، سازمان تبلیغات یا حوزه علمیه را نیز تنظیم کنیم، این طور نیست چون آنجا مدیریت مستقل دارد. هیچ کدام آنها قانونا تحت نظر ارشاد نیستند .
فارس: این مسائل که در دوره جدید مطرح شده مثل قائممقام شعر یا قرآنی چطور در ساختار ارشاد میتواند عمل کند؟
صفارهرندی: به نظرم این مسائل کاملا تشریفاتی است البته یک جهتگیری را میتواند نشان بدهد که ما به این مسائل علاقه داریم. اما واقع مطلب این است که با همین سازمان و اختیارات در صورتی که آن مدل شورای انقلاب فرهنگی عمل شود، طبیعی است که همین اختیارات میتواند ارشاد را به عنوان یکی از مؤثرترین دستگاههای فرهنگی پیش ببرد. گمشده ما مهندسی فرهنگی است و گمشده ما ایجاد یک ستاد هماهنگی مدیریتهای فرهنگی است که هم مجلس به سراغ آن رفت و هم شورای انقلاب فرهنگی آن را پیگیری کرد و هم دولت، بعضیها خیال کردند درست این است که ما دولت را تبدیل کنیم به مدیرکل تمام برنامههای فرهنگی کشور و همه سازمانها ادغام شوند در وزارت ارشاد و یک دستگاه فرهنگی بیشتر نداشته باشیم.
فارس: در دیداری که هیئت دولت نزد رهبر انقلاب رفته بودند بعد از ارائه گزارش آقای احمدینژاد، مقام معظم رهبری (نقل به مضمون) گفتند من یک نقطه خالی دیدم در این گزارش و آن فرهنگ است و تعبیر به مظلومیت فرهنگ کردند. بعد از فرمایش ایشان، شما و دیگر نهادها سریعا گفتند که میخواهیم از فرهنگ رفع مظلومیت کنیم! بعد از مدتی که از این قضایا گذشت هیچ مظلومیتی از فرهنگ رفع نشد! شما چه اقداماتی در این زمینه انجام دادید؟ آیا شما منظور اصلی رهبر انقلاب بودید که ایشان از این تعبیر استفاده کردند یا کل مجموعه دولت مدنظر بوده است؟
صفارهرندی: رهبر انقلاب در آن جلسه فرمودند که حتی اینجا هم (در گزارش رئیس جمهور) هیچ اشارهای به فرهنگ نشد. البته این که چطور در گزارش اشارهای به موضوع فرهنگی نشد نمیدانم، که آیا غفلت شده بود یا وقت نشد در گزارش بیاید که البته اقای احمدینژاد هم در همان جلسه گفتند که فرصت کم بود والا ما گزارش داشتیم. اما معلوم بود که آقا با عنایت به گزارشهایی که دریافت کردند استنباطشان این بود که این دغدغه در مدیریت کلان دولت جدی نیست که بعدا هم فرمودند به حوزه فرهنگ بیشتر رسیدگی کنید.
بودجه بگذارید و اگر پول کم دارد باید به آن تخصیص داد. این که خودشان مشخصا میگویند پول بگذارید و بودجه را افزایش دهید معلوم است به این ارزیابی رسیده بودند که فرهنگ مشکل بودجه دارد یعنی بخشی از آن هم از این موضوع نشأت میگیرد. به همین دلیل وقتی در جلسه بعدی دولت برای تحقق خواسته رهبری مبنی بر رفع مظلومیت از فرهنگ بحث شد، رئیس جمهور گفت امسال باید رقمی در حدود 50 تا صد میلیارد تومان اضافه برای فرهنگ اختصاص دهیم و سالهای بعد هم آن را افزایش دهیم. وقتی از جلسه دولت بیرون آمدیم یکی از وزرا به من گفت که خوب نانتان در روغن شد اما یکی از پیردیرهای دولت گفت زیاد جدی نگیر. اینجا فقط چیزی گفتند که شما خوشحال شوید.
فارس: شما در حوزه فرهنگ دیدار خصوصی با رهبر انقلاب که راهنماییهای خاصی نیز برای شما داشته باشد، داشتهاید؟
صفارهرندی: رهبر انقلاب با تمام وزرا و یا بخشی از وزارتخانهها حداقل سالی یکبار دیدار خصوصی میگذاشتند و ما میرفتیم در حد دو سه نفر که گزارشی خدمت ایشان میدادیم و یک پرسشها و رهنمودهایی هم ایشان بیان میکردند.
فارس: انتقاد چطور؟ بر کدام بخشها ایشان بیشتر تأکید داشتند؟
صفارهرندی: بیتردید بعضی از آنچه که ایشان میفرمودند ناظر به اصلاح برخی روندها بود. ایشان چند دغدغه داشتند که یکی از آنها کتاب بود و به تبع آن میفرمودند در هنرها، هنر سینما خیلی برجسته است و سینما عمدتا معطوف به سناریوی خوب است و سناریو نیز از ادبیات داستانی نشأت میگیرد و اگر ما عرصه ادبیات داستانی را تقویت کنیم طبعا منجر به تقویت سینما هم میشود.
بعضی از چیزها نیز به صورت موردی مطرح میشد مثل این که کتابی را خوانده بودند یا گزارشی داشتند، میپرسیدند و توضیحات لازم هم داده می شد و در حقیقت ما رهنمود کلی میگرفتیم. اجمالا میتوانم بگویم که حاصل این جلسات در محضر رهبر معظم انقلاب عمدتا همراه با یک نظر لطف و عنایتی بود که ما خودمان را لایق آن نمیدانستیم.
فارس: شما میفرمائید رهبر انقلاب از عملکرد شما راضی بودند؟
صفارهرندی: طبعا اگر من احساس میکردم که ایشان ناراضی هستند در سمت وزیر ارشاد باقی نمیماندم و ادامه نمیدادم. من نمیگویم که رضایت ایشان صد درصدی بود بلکه رضایت ایشان نسبی بود و همین به روحیه مضاعف میداد.
فارس: یکی از نکات مهمی که در مناظرات انتخاباتی مورد توجه قرار گرفت در حوزه فرهنگی بود و تنها اشکالی که آقای احمدینژاد پذیرفت در حوزه کتاب بود. البته ما نقطه نظرمان در اینباره مقابل آقای احمدینژاد است. ایشان در مقابل کتابی موضع گرفت که چرا بعد از 15 چاپ توقیف شد ولی ما میگوییم چرا همان دفعه اول جلویش را نگرفتند. آقای صفار خیلی از کتابها هست که برخی از آنها خیلی شاخص است از لحاظ محتوایی و بسیار مبتذل و اباحهگرا هم هست. با اینکه در این دوره دایره انتشار کتابهای مبتذل تنگ بود ولی وقتی ارشاد کتابی از دستش در میرفت به نظر یک فاجعه بزرگ بود انتشار این کتابها؟
صفارهرندی: یک سیستمی در ارشاد هست که کار بررسی کتاب را انجام میدهد. خب قاعدتا باید کسانی باشند که تبحری در کار تخصصی خود داشته باشند. مشکلاتی داشتند دوستان، برای به کار گرفتن این عزیزانی که کار بررسی را به آنها بسپارند. سعی شده بود کسانی به خدمت گرفته شوند که در دیدگاهها با نگاه ارشاد در زمان ما که منطبق بر قانون و شرع بود هماهنگ باشند. چرا که ما به خاطر برخی کتابها منتقد گذشته خودمان بودیم. اما چطور میشد که گاهی کتابی از دست در میرفت؟ برخی از آنها مربوط به دورهای بوده که طرف رمان یا داستانی را مجوز گرفته ولی منتشر نکرده. اما مثلا در سال 85 به فکر چاپ افتاده است. ما البته خودمان را در قبال این آثار هم مسئول میدانستیم برای همین برای هر دور تجدید چاپ کتاب یک بررسی مجدد گذاشتیم. برای همین هم علیه وزارت ارشاد این همه جنجال درست میشد. قضیه حرف آقای احمدینژاد در آن مناظره هم ماجراهایی دارد که فعلا بگذاریم و بگذریم.
فارس: البته برخی از افراد مثل آقای امیرخانی که با شما لابی میکردند مجوز کتابهایشان را میگرفتند؟
صفارهرندی: من از اعطای مجوز به کتاب آقای امیرخانی دفاع میکنم و آن را بهترین اقدام میدانم. اگر احیانا بررس در بررسی کتاب اشتباه کرده بود. این از اختیارات وزیر است که در مواجهه با این خطا (چه در سختگیری، چه در آسانگیری) آن را اصلاح کند. من کتاب آقای امیرخانی را با این که چند عبارت آن را و برخی علامتگذاریهایش را نمیپسندیدم ولی گفتم کتاب نباید به هوای این مسائل متوقف شود. نباید بابت خطاهای کوچک جلوی کتاب یک نویسنده خوب را بگیریم. لذا کمک کردم به آن کتاب. این نمونههای کتاب هم که شما اشاره کردید مسائلی است که از دست بررس و سربررس در رفته است و تا فهمیدهاند (چه خودشان فهمیده باشند و چه تذکرات از بیرون بوده) سریع جلویش را گرفتند. فرق ما قبلیها در این زمینه همین بود که به محض پی بردن به اشتباه، سریعا در صدد جبران برمیآمدیم.
فارس: این آثار در بازار کتاب موجود است و جمعآوری نشده ولی یک کتاب دیگر مثل "خاطرات دلبرکان غمگین من " سریعا جمعآوری شد؟
صفارهرندی: کتابی که باید توقیف شود تا مرحله داخل چاپخانه هم دست ارشاد است. اگر در چرخه توزیع هم قرار گرفته باز هم میتوانیم مدیریت کنیم. مدیرکل ما برخی اوقات خودش به کتابفروشیها میرفت و دستهای از این نوع کتابها را میخرید و از گردونه نشر خارج میکرد. اما موضوع کتاب "آهستگی " فرق دارد. این کتابی است که یکی از ناشران آمده در وزارت ارشاد و با اصلاحات مورد نظر ما مجوز گرفته است و یک کلمه هم مشکل ندارد. اما انتشارات دیگری آمده و همان متن مشکلدار و غیراصلاحی را منتشر کرده است. این ناشر با ترجمهای که اشکالی ندارد آمده از ما مجوز گرفته ولی کتابی را چاپ کرده که اصلاحات مورد نظر ارشاد را انجام نداده است. وقتی این کتاب چاپ شد دوستان مقداری را که در چاپخانه بود جمعآوری کردند. یکی از اقدامان خلاف برخی از این این است که گاهی چندین چاپ از یک کتاب را به اسم چاپ اول منتشر میکنند و ارشاد هم نمیتواند کاری کند مگر این که از چاپ غیرقانونی و زیرزمینی آن مطلع شود و جلوی آن را بگیرد.
فارس: شما ساختار فعلی وزارت ارشاد را دارای این قابلیت میدانید که بتواند هم منویات مقام معظم رهبری را اجرایی کند و هم بتواند تغییرات جدی در حوزه فرهنگ ایجاد کند؟ یا ارشاد فقط در حد توزیع پول بتواند انجام وظیفه کند؟
صفارهرندی: این پرسش ناظر به یک موضوعی است که بالاتر از حد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این چیزی که شما به آن نظر دارید مأموریت کلانترین دستگاه هدایتکننده فرهنگ کشور است و آن شورای عالی انقلاب فرهنگی است. شورای انقلاب فرهنگی در یک دوره طولانی از یک مأموریت بزرگ خودش غافل بوده و آن برنامهریزی کردن توأم با رصد دائمی فعالیتهای فرهنگی و مدیریت دستگاههای فرهنگی است. یعنی هم در هدفگذاری بداند جامعه را به کجا ببرد و هم این که دستگاهها هر کدام چه مأموریتهایی دارند و چه جوری اینها با همدیگر هماهنگ شوند تا همافزایی داشته باشند. این موضوع را در سال 82 و 83 حضرت آقا با عنوان مهندسی فرهنگی مطرح فرمودند و بعد هم طرح پیوست فرهنگی مطرح شد. قضیه مهندسی فرهنگی را خوشبختانه دولت نهم در شورای انقلاب فرهنگی پیگیری کرد. یکی از جلسات ثابت زیر مجموعه شورای انقلاب فرهنگی، شورای مهندسی فرهنگی است که هر دو هفته یکبار جلسه دارد و به نتایج خوبی هم دارد میرسد. اگر آن مدل را ما مبنا قرار بدهیم آن وقت باید آن جا تعریف کنیم ببینیم وزارت ارشاد ما در قالب مهندسی فرهنگی که دارد صورت میگیرد چه شأنی بر عهده او است و چه کار باید بکند؟ به خاطر آن کارها آیا ساختارش جواب میدهد یا نه؟ باید تغبیر بکند یا خیر؟ ما چون هیچکدام آنها را الان نداریم فعلا به تبع عادت پیشین عمل می کنیم.
فارس: الان که به یک صورتی این اتفاق با تشکیل کارگروه فرهنگی دولت افتاده است؟
صفارهرندی: در مقام عمل چنین چیزی محقق نشده است. اگر منظورتان آن کمیسیونی است که رئیس دفتر رئیس جمهور مدیرش است قبلا هم بوده، البته هیچ وقت رئیس دفترها در آن نقشی نداشتند؛ ولی حالا با مدیریت ایشان تشکیل میشود و اعضای دیگری هم آن کمیسیون دارد که میآیند مقدمات لازم را برای مصوبات دولت فراهم میکند. کلان مسائل فرهنگی همچنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی میشود. بحث من بر سر این است که حالا این مدیران دستگاههای مختلف به لحاظ مدیریتی یک جایی باید بنشینند که با هم چفت شوند و شورای انقلاب فرهنگی سیاستگذاری کند.
فارس: شورای انقلاب فرهنگی که عمدتا به صورت ارشادی عمل میکند، شما چقدر مصوبات این شورا را اجرایی میکردید؟
صفارهرندی: مصوبات این شورا باید به صورت کامل اجرا شود. در دوره ما هم اجرایی میشد.
فارس: شما نگرش فرهنگی آقای احمدینژاد را چه طور میبینید و اصلا ایشان را چقدر صاحب ایدههای فرهنگی میدانید؟ رابطه شما با ایشان در حوزه فرهنگ چه طور بود؟
صفارهرندی: آقای احمدینژاد خیلی در مسائل فرهنگی مداخله نمیکردند. من برداشتم این بود که چون هدفگذاریهای اصلی ایشان در حوزههای دیگر بود ایشان به این حوزههای فرهنگی خیلی نمیرسید؛ البته گاهی وقتها که آقای رئیس جمهور را دعوت میکردیم مثلا شرکت در برنامه سمفونی مقاومت انقلاب یا ایثار، میآمدند و ضمن استقبال از این موضوعات تشویق و حتی کمک هم میکردند که رونق بگیرد، اما این طور نبود که به همان میزان که مثلا در شورای اقتصاد رئیس جمهور وقت میگذاشت در این عرصه هم وقت بگذارند. شاید برداشتشان این بود که خب یک شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم که رئیسجمهور هم رئیس آن است و ما وقت کافی در آن حوزه میگذاریم. زمانی بر اثر پیگیریهایی که شد توسط مدیران فرهنگی دولت (ارشاد، آموزش پرورش و علوم) که رئیس جمهور بیشتر در امر فرهنگ مداخله کند. همچنان که رئیسجمهور در شورای اقتصاد میآید تصمیمات کاملا عملیاتی در عرصه اقتصاد میگیرد در حوزه فرهنگ هم بیاید تصمیمات عملیاتی بگیرد، بنبست شکنیهایی شود و یک مقدار موانع از سر راه برداشته شود که این منجر شد به تشکیل شورای فرهنگی در دولت (به غیر از کمیسیون فرهنگی) که در واقع بیشتر کمکهای مدیریتی میکرد. چند جلسه هم تشکیل شد، گاهی این جلسات صبح بود و گاهی ظهر، ولی خیلی کار این شورا نگرفت. گمان من این بود که هم آقای احمدینژاد از یک سو دوست داشت که به صورت جدیتر در حوزههای فرهنگی وارد شود و مداخله کند و از سویی دلمشغولیهای دیگری داشت که به قدر کافی وقت او را می گرفت و شاید از همان دو سال پیش که به فکر هدفمند کردن یارانهها افتادند، ذهن ایشان درگیر آن حوزه ها بود و به صورت کامل نمیرسیدند خیلی در این عرصه وقت بگذارند و حاصلش بیمهریهای این گونه میشد. با رقم کمی میشد فرهنگ را از مظلومیت و غربت ( از نوع مالی) نجات داد.
فارس: خیلی از این موضوعات در حوزه فرهنگ به مسائل مالی وابستگی دارد ولی از لحاظ همت و کار زیاد وابستگی ندارد. شما بیشتر میدانید که در اوایل انقلاب کار فرهنگی بدون پول بیشتر جواب میداد؛ یعنی اگر ملاک کار فرهنگی شد پول، نتیجه کمتری گرفتیم؟
صفارهرندی: خیلی مطلق نمیشود این را بیان کرد. حالا من برای روشن شدن ذهن شما مسائلی را عرض میکنم. وقتی فیلم 300 علیه ایران ساخته شد خیلیها میگفتند خب چرا ما نمیتوانیم در اثبات حقانیت خودمان فیلمهایی این جور تأثیرگذار بسازیم؟ آن زمان به آنها گفتیم میدانید دستمزد هنرپیشه اول آن فیلم معادل کل بودجه سالانه سینمایی ماست؟ وقتی آن توقع را در جامعه ایجاد میکنید که چرا ما مقابله با آنها نمیتوانیم بکنیم، هنرمندان هم به شما جواب میدهند که دوربینهای شما متعلق به 20 سال پیش است یا تکنیکهایی که در سینمای امروز استفاده میشود که روح مردم را تسخیر میکند آن تکنیکها به ما نرسیده است، اینها پول میخواهد. آن وقت فیلم خود را در این جا میسازید و برای فلان تکنیکش مجبورید بروید هنگکنگ، شاید به همین دلیل است که اخیرا دولت با اتخاذ رویکرد فرهنگی در سفرهای استانی رقمهایی برای فرهنگ در استانها پیشبینی میکند که بعضی از آنها معادل کل بودجه سالانه وزارتخانه درگذشته است.
فارس: شما این رویکرد را مثبت میدانید؟
صفارهرندی: من معتقدم اگر برنامه داشته باشند بله، اما بدون برنامه همه چیز ضایع میشود.