پسلرزههای رسوایی ناشی از ترور محمود المبحوح از رهبران بلندپایه حماس در دوبی برای رژیم صهیونیستی همچنان ادامه دارد و ابعاد این رسوایی و هزینههای ناشی از آن برای این رژیم در نهایت میرداگان رئیس موساد را به ترک سمت خود وادار کرد. میر داگان در طول 8 سال ریاست خود بر دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی موسوم به موساد، این سازمان را از یک نهاد اطلاعاتی به یک سازمان مافیایی و تبهکاری نزدیک کرد و ترور را در سرلوحه برنامههای این سازمان قرار داد. هر چند اتخاذ این سیاست موجب حذف و ترور برخی از شخصیتهای مهم و فکری جنبشهای مقاومت لبنان و فلسطین همچون عماد مغنیه و محمود المبحوح شد اما در مجموع ناکامیهای موساد در دوره ریاست میرداگان خیلی بیشتر از دستاوردهای آن در زمینه ترور تعدادی از رهبران فکری جنبش مقاومت بوده است. این ناکامیها در ابعاد و زمینههای مختلف نمایان بوده است از جمله اینکه در دوره میرداگان دو جنگ سرنوشتساز روی داد که در هر دو مورد یعنی جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 روزه غزه رژیم صهیونیستی شکست مفتضحانهای را متحمل شد و در این شکستها موساد سهم قابل توجهی داشت زیرا نتوانسته بود ارزیابی دقیقی از میزان تواناییهای دفاعی و اطلاعاتی جنبشهای مقاومت تهیه کند. بر عکس در این مدت جنبشهای مقاومت و در رأس آن حزبالله لبنان به موفقیتهای اطلاعاتی بیسابقه در برابر موساد دست یافت به گونهای که بسیاری از شبکههای اطلاعاتی این رژیم در جنوب لبنان لو رفتند و متلاشی شدند. موساد در برابر حماس هم کم آورد و در خلال چند سال گذشته نتوانست ردپایی از گلعاد شالیت نظامی به اسارت درآمده اسراییلی بهدست آورد. بر همین اساس به اعتقاد برخی از کارشناسان انتشار خبرهایی دال بر طرح موساد برای ربودن المبحوح و مبادله آن با شالیت اقدامی از سوی این سازمان برای حفظ وجهه داخلی خود بوده است. علاوه بر این در مواردی هم که موساد در اجرای عملیات تروریستی موفق بوده باز برای این رژیم هزینههای زیادی را در پی داشته است. برای مثال موساد با ترور عماد مغنیه، مسئولان این رژیم را در وضعیتی قرار داده است که هر آن درباره اینکه با اقدام مقابله به مثل حزبالله روبهرو شوند در ترس و نگرانی به سر میبرند. همچنین موساد با ترور محمود المبحوح ضمن اینکه حق عملیات تلافیجویانه را در اختیار حماس قرار داده بلکه با جعل گذرنامههای اروپایی و استرالیایی به روابط این رژیم و اروپا خدشه جدی وارد کرده است و اگر چه ابعاد این موضوع رسانهای نمیشود اما به نظر میرسد به عنوان آتش زیر خاکستر در روابط دو طرف عمل میکند. چنانکه ایرلند یکی از اعضای سفارت رژیم صهیونیستی در دوبلین را به لحاظ اینکه از مصونیت سیاسی خود سوءاستفاده کرده و در عملیات ترور المبحوح همکاری کرده به عنوان عنصر نامطلوب تشخیص داد و از کشور اخراج کرد و آلمان هم خواستار استرداد یوروی برودسکی از لهستان شده است که به علت جعل گذرنامه این کشور و استفاده از آن در عملیات تروریستی تحت تعقیب قضایی این کشور قرار دارد. در چنین وضعیتی شاید یکی از دلایل رژیم صهیونیستی از طرح برکناری میرداگان از ریاست موساد نوعی دلجویی از اروپا باشد تا این کشورها از پیگرد قضایی جاسوسان اسراییلی دخیل در ترور المبحوح منصرف شوند. با اینحال بعید به نظر میرسد که کنارهگیری میرداگان از ریاست موساد موجب شود که این رژیم بتواند از مسئولیتهای ناشی از اقدامات وی شانه خالی کند و یا با هزینههای ناشی از اقدامات وی کنار بیاید.