طاهره صالحابوالقاسمی - بالاخره همگی به روزهای برگزاری ماراتن کنکور نزدیک شدیم؛ روزهایی که سواد 12 سالهمان در معرض آزمایش قرار میگیرد برای اینکه وارد دانشگاه شویم و به قول معروف«سری در سرها دربیاریم». امسال یک پاسخ برگ منتظر ماست که با سیاه کردن درست آن میتوانیم از مرز دانشآموز بودن بگذریم و به دانشجو بودن برسیم. معلوم نیست از چه زمانی دانشجو بودن برای جوانان ایران اینقدر مهم شد، اما تاریخ گواه بوده که هیچ گاه عرصه این رقابت بیداوطلب نمانده است، حتی گاهی این رقابت به قدری نفسگیر و فرسایشی میشد که مثل کابوسی هولناک بر زندگی دانشآموزان سایه میانداخت، اما این اواخر با تغییر نگرش جوانان، افزایش ظرفیت دانشگاهها و کاهش جمعیت داوطلبان روند قبلی به خاطرهها پیوسته است و حتی بنا به اظهارات وزرای آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری از سال آینده موجودی به نام کنکور از اساس به تاریخ میپیوندد اما اینکه چطور با کمترین خطا و رعایت بالاترین ضریب امنیت حذف کنکور اجرایی میشود، جای بحثی جداگانه دارد اما طعم شیرین ورود به دانشگاه بدون دلهره و اضطرابی که بعد از 12 سال تحصیل در یک روز و در طول چهار ساعت محیط اطراف حوزههای امتحانی و صندلی داوطلبان را محاصره میکرد، هرگز به تلخی چرا و چگونه و اما و اگرهای آن آلوده نمیشود. هدف شما از دادن کنکور چیست؟خیلی از دانشآموزانی که انگیزههای بالا و آمادگیهای درسی خوبی دارند، هدف خود را در کنکور قبولی صددرصد قرار میدهند، حتی بسیاری از دانشآموزان دیگر هم میخواهند به هر نحو ممکن قبول شوند حتی اگر شده از یک رشته پایینتر و دوست دارند بالاخره در پایان کار مهر قبولی بر پیشانی آنها هم بخورد. اگر ناراحت نمیشوید باید بگوییم که چنین هدفی، هدف منطقی محسوب نمیشود، این از جمله اهدافی است که ایجاد اضطراب میکند. شما حین فعالیت و تا قبل از کنکور فشار روانی زیادی را باید تحمل کنید که نتیجه آن اضطراب غیرقابل کنترل است. علاوه بر آن اگر هدف را موفقیت حتمی قرار دهید و به آن نرسید، لطمه زیادی میخورید. اگر هدف تلاشهای خود را موفقیت حتمی قرار دهید باید استرس و اضطراب ناشی از آن را هم بپذیرید. علت حضور شما در میدان کنکور چیست؟ آیا با پای خودتان وارد این عرصه شدهاید یا دیگران شما را به میدان هل دادهاند و مواظبتان هستند که از میدان فرار نکنید! اگر در این مورد شک دارید، خود را با یک ملاک میتوانید ارزیابی کنید. چقدر برای کنکور سرمایهگذاری عملی کردهاید؟ به عبارت دیگر هدف و انگیزه شما چقدر با تلاشهایتان تطابق دارد؟ آیا به اندازه حرفهایتان جدی هستید؟ اگر احساس کردید حضور شما در کنکور بیش از آنکه برای خودتان مهم باشد، برای دیگران مهم است یا صرفاً به این دلیل در کنکور حضور دارید که دیگران هم این کار را میکنند، همین امروز رویه خود را تغییر دهید. هیچ عاملی اعم از جو زندگی، انتظار اطرافیان، تبلیغات و سایر شرایط نباید شما را به این مسیر کشانده باشد. باید خودتان آگاهانه قدم به میدان کنکور بگذارید. کنکور میتواند فرصتی برای محک زدن خودتان در زندگی باشد و اینکه چقدر برای اهدافتان ارزش قائلید و سرمایهگذاری عملی میکنید. یا شانس یا اقبالبعضیها چون حوصله تلاش ندارند، هم در فعالیت و هم در نتیجه به حداقل رضایت میدهند. اینان بیشتر به دنبال شانس و اقبال هستند و اینکه بالاخره شاید دری به تخته بخورد و یک جوری قبول شوند. متأسفانه این دسته همیشه دنبال راههای در رو هستند. مثلاً اینکه چگونه پاسخنامه کنکور را علامت بزنند تا حداقل نتیجه را بگیرند، برای آنان سوژهای جالب محسوب میشود. آنها حتی درصدی هم برای احتمال اشتباه در کامپیوترهای علامتخوان در نظر میگیرند! آنها همچنین از دبیران و مدرسانی که فقط کلیدها و کلیشهها را برای علامت زدن گزینهها آموزش دهند، استقبال میکنند. در شرایط فعلی کنکور و فضای رقابتی شدید، کسانی که به حداقلها رضایت میدهند نباید منتظر کسب نتیجه باشند به خصوص اینکه آنها در ارزیابی موقعیت و تواناییهای خود هم دچار اشتباه میشوند. شنیدهاید دانشآموزی که فکر میکند در امتحان نمرهای میگیرد، معمولا کمتر از پیشبینی خود به دست میآورد. حضور باری به هر جهت در کنکور و کسب نتیجه را به شانس و عوامل دیگر واگذار کردن در شرایط رقابتی کنکور، سادهاندیشی و انکار واقعیت است. جایگزین کنکور چیست؟صاحبنظران دلایل مختلفی را در رد شیوه موجود برگزاری کنکور بیان میکنند که این اشکالات به طور کلی در چهار دستهبندی زیر خلاصه میشوند:1 - زمانی که آموزش و پرورش پس از 12 سال در اختیار داشتن دانشآموزان و انجام امتحانات گوناگون قادر به شناسایی علایق و استعداد آنها نیست، چگونه سازمان سنجش میتواند ظرف چهار ساعت استرسزا به آنها پیببرد؟ آیا اجازه انتخاب 100 رشته به داوطلبان کنکور، دلیلی بر این مدعا نیست؟ 2 - چرا وزارت علوم و سازمان سنجش امتحانات برگزار شده توسط آموزش و پرورش را به رسمیت نمیشناسد؟ آیا از تخلفات یا ناهماهنگیهای برگزاری امتحانات نهایی آگاهی دارند؟ 3 - طرح کاهش دوره متوسطه از چهار سال به سه سال و تشکیل دوره پیشدانشگاهی در نظام جدید متوسطه مگر جهت ساماندهی کنکور نبوده است. انجام آزمون جهت ورود به دوره پیشدانشگاهی نیز مگر در جهت کاهش سیل جمعیت داوطلبان کنکور پیشنهاد نشده بود؟ پس چرا اجرا نشد و هماکنون تقریباً همه سال سومیها، به نوعی وارد دوره پیشدانشگاهی میشوند؟ 4 - آیا فشارهای روحی و روانی وارده به داوطلبان و خانواده آنها، صرف هزینههای فراوان جهت شرکت در کلاسهای کنکور، ارائه روشهای گوناگون تستزنی حتی از طریق صدا و سیما، برگزاری آزمونهای آزمایشی حتی توسط خود سازمان سنجش، چاپ و انتشار روزافزون کتب کمکآموزشی و غفلت از مطالب کتب درسی از واقعیتهای اجتنابناپذیر و تلخ برگزاری کنکور نیست؟این موارد از نظر کارشناسان مهمترین علل لزوم ایجاد تغییر در روند فعلی هستند، اگرچه تنها دلایل به شمار نمیروند. کنکور آزمونی سرنوشتساز و ناعادلانه است! البته قبول شدن در کنکور دلیلی بر موافقت با شیوه برگزاری آن نیست. حتماً مصاحبه رتبه نهم کنکور سراسری ریاضی سال گذشته را خواندهاید. بله در مورد عادلانه نبودن شیوه برگزاری کنکور شما تنها نیستید. به عقیده مهدی جعفرنیاجهرمی که جزو اولین نفرهای عبورکننده از خط پایان تحصیلات عمومی مدرسهای است نیز کنکور آزمونی سرنوشتساز است اما به علت اینکه میزان دانش فرد طی چهار ساعت سنجیده میشود، ناعادلانه است، چون ممکن است فرد به علت بیماری یا داشتن استرس، زمان کم بیاورد، اما این دلیل بر درس نخواندن وی نخواهد بود. او میگوید: کنکور یک ریسک است، چون نمیتوان سرنوشت را در چهار ساعت رقم زد و بیشتر داوطلبان با نزدیک شدن به این آزمون دچار استرس میشوند و من به آنها توصیه میکنم که در این وقتها داوطلبان این آیه «ان معالعسر یسری» از قرآن را بخوانند که همین آیه در جلسه کنکور باعث آرامش من هم شد.