
به گزارش خبرگزاری فارس، "نفوذ و دخالت کشورهای زورگو در کشورهای ناتوان را استعمار می نامند "؛ این آخرین و بهترین تعریفی بود که قبل از سفر به آفریقای جنوبی از استعمار شنیده و خوانده بودم. اگر چه هضم چنین تعریفی در هزاره سوم برایم قابل درک نبود، اما جام جهانی 2010 و سفر به ژوهانسبورگ بسیاری از ناگفته ها و ابهامات را با دیده های عینی برایم حل و فصل کرد.
درک استعمار و مشاهده عینی از بهره کشی انسان ها در هزاره فعلی با سفر به ژوهانسبورگ عینیت پیدا کرد و باید اعتراف کرد که تا حدود زیادی مرا به نحوه مدیریت در جهان بدبین کرد.
آپارتاید واژه ای است که هر مخاطبی با شنیدن آن به یاد آفریقای جنوبی می افتد. این واژه انگلیسی که به معنای جدایی و تفکیک است سال ها میان مردم سیاه و سفید پوست آفریقای جنوبی جریان ساز بوده است. از اوایل دهه 90 میلادی گفته می شد که دوران آپارتاید در این کشور آفریقایی به پایان رسیده و برخلاف دوران گذشته، سیاه و سفید در کنار همدیگر زندگی می کنند اما مدتی زندگی در ژوهانسبورگ گواهی می داد که آپارتاید در جنوب آفریقا به پایان نرسیده و فقط شکل و شمایل آن تغییر کرده است.
شروع جام نوزدهم و میزبانی آفریقای جنوبی بهانه ای شد که بار سفر به این سرزمین بسته تا در کنار هنرنمایی ستارگان فوتبال با حال و هوای آن نیز بشتر آشنا شوم.
الماس، طلا، دموکراسی، حقوق بشر، جاذبه های توریستی و .... مواردی بودند که مرا قبل از سفر به ژوهانسبورگ امیدوار کرده بود تجارب جدیدی را در این کشور آفریقایی به دست آورم.
دوست داشتم رهایی از استعمار و زندگی آزاد را در ژوهانسبورگ تجربه کنم و ببینم پس از آن همه سال درگیری چطور مردم، آزادانه در کنار همدیگر زندگی می کنند. اینکه یک کشور آفریقایی برای اولین بار میزبان مسابقات جام جهانی فوتبال شده، برای من و هر فرد دیگری شگفت انگیز بود و این موضوع بیش از پیش انگیزه می داد که با سفر به جنوبی ترین کشور قاره سیاه شرایط و امکانات را مورد ارزیابی قرار دهم.
* از ورود به فرودگاه مدرن ژوهانسبورگ تا خوردن نان و نوشابه
با ورود به فرودگاه "او آر تامبو " و با مشاهده بیش از 60 گیت ورودی، چنین به نظر می رسید که پیشرفت و توسعه در این کشور به حداکثر رسیده و باید روزهای خوشی را در آفریقای جنوبی تجربه کرد.
زن و مرد و پیر و جوان، از مدیر ارشد گرفته تا یک کارگر دستفروش و نظافتچی همه به خوبی و با لهجه اصیل بریتانیایی به زبان انگلیسی صحبت می کنند در حالی که اطلاعات تئوری نشان می داد "زولو " زبان مادری ساکنین آفریقای جنوبی است. استعمار اما آنقدر در این کشور نفوذ کرده که مردم آفریقای جنوبی زبان مادری شان را فراموش کرده و به زبان انگلیسی صحبت می کنند.
فرودگاه با معماری نوینی ساخته شده و کارکنان، ظاهر آراسته ای دارند و تصاویر متعدد ماندلا در کنار جام قهرمانی جام جهانی در سالن های ورودی فرودگاه همه نگاه ها را به خود جلب می کند.
به دلیل دیرهنگام بودن ساعت ورود به ژوهانسبورگ باید چند ساعتی را تا طلوع خورشید در فرودگاه صبر کنم و به همین دلیل در بدو ورود به سرزمین الماس با یک دستفروش هم صحبت می شوم.
جوانی 24 ساله که برای دخل و خرج زندگی خود و پدر و مادرش دکه ای را در ضلع جنوبی سالن ورودی "او آر تامبو " اجاره کرده و با فروش تنقلات امرار معاش می کند.
"کی کیتا " پس از خوردن مقداری از پسته های ایرانی راحت تر ارتباط برقرار می کند و از سختی های زندگی در کشورش می گوید. از صحبت هایش چنین استنباط می شود که فقر در این قاره بخش لاینفکی از زندگی ساکنین قاره سیاه است و سرنوشت سیاه ها با این مقوله گره خورده است، بنابراین الماس و طلا نه تنها کمکی به نجات آنها نکرده بلکه بر مشکلات شان نیز افزوده است.
از الماس و طلا، آپارتاید و فاصله طبقاتی سیاه ها با سفیدها در آفریقای جنوبی سوال می کنم و "کی کیتا " با صدایی بغض گرفته و برای تسکین دردهایش فقط نام ماندلا را بر زبان می آورد. او معتقد است ماندلا برای آزادی سیاه ها سال ها جنگید، اما همچنان سفیدها در رفاه هستند و سیاه ها در رنج.
تنها دلخوشی سیاه ها به رهایی از اسارت و بردگی ختم می شود و آنها در سرزمینی که به نام الماس نامگذاری شده، با این سرمایه و بی نیازی بیگانه هستند.
این فروشنده شب ها را در فرودگاه به صبح می رساند و با طلوع خورشید جای خود را به خواهرش می دهد و به خانه بر می گردد تا برای امرار معاش فرد دیگری از خانواده این ماموریت را بر عهده داشته باشد.
با شنیدن درد دل های کی کیتا تا صبح در فرودگاه منتظرم می مانم تا با روشن شدن هوا خود را برای حضور در ورزشگاه ساکرسیتی و گرفتن آی دی جام جهانی آماده کنم.
بالاخره عقربه های ساعت روی عدد 6 می رسند و هنگام ترک فرودگاه او آر تامبو و خداحافظی با دوست جدید آفریقایی فرار می رسد. با پرداخت 100 دلار به راننده سیه چرده تاکسی مسافت 50 دقیقه ای را تا ورزشگاه اصلی جام جهانی طی کرده و خود را به ساکرسیتی می رسانم.
*زمین های خاکی در فضای بیرونی ورزشگاه و نگرانی از میزبانی مطلوب
پرداخت کرایه 100 دلاری به راننده تاکسی و مشاهده زمین های خاکی و نامرتب در فضای بیرونی ورزشگاه ساکرسیتی نگرانی هایی را به وجود می آورد و حس عجیبی می گوید که این میزبانی با آنچه که در جام جهانی 2006 در آلمان برگزار شده تفاوت بسیاری دارد.
در یک صبح زمستانی و سوز آور در کنار کارگران، ماموران امنیتی، خبرنگاران و عکاسان خارجی در صف طولانی می ایستم تا آی دی خود را دریافت کنم.
با گرفتن "آی دی " کار اصلی در ژوهانسبورگ آغاز می شود. هر چند برنامه ارائه شده از سوی کشور میزبان گواهی می دهد که هیچ امکانات مناسبی برای خبرنگاران در نظر گرفته نشده و باید تا پایان مرحله گروهی روزهای سختی را در هوای زمستانی آفریقای جنوبی تجربه کرد.
پس از گذشت چند روز و بعد از آشنایی بیشتر با حال و هوای ژوهانسبورگ و آفریقای جنوبی سوال تکراری "چرا آفریقا میزبان جام جهانی شد " به ذهن خطور می کند. آیا این میزبانی رنگ و بوی سیاست نمی دهد؟
سپ بلاتر و مسئولان فیفا بر چه اساسی با این میزبانی موافقت کردند؟ الماس و طلا تا چه در این میزبانی تاثیر گذار بوده اند و نقش بانک های انگلیسی در این تورنمنت بزرگ جهانی چقدر است؟
در داخل شهر با ساختمان ها و مراکز تجاری گسترده ای روبرو هستیم و بزرگراه ها، امکانات توریستی مجهز و تردد خودروهای آخرین مدل بسیاری از لایه های فقر را در خود پنهان کرده و این دلیلی است که در ساعات اولیه همگان را به اشتباه می اندازد تا کمتر کسی از فقر و نا امنی و مشکلات سخن براند، اما اقامت چند هفته ای و کنکاش در مورد ناگفته ها و مسایل پنهانی، ما را به سوی واژه ای تلخ، اما واقعی سوق می دهد و آن واژه همان " استعمار " است.
در سرزمینی که به نام طلا و الماس نامگذاری شده قدم می زنم، اما همچنان شاهد فقر در لایه های مختلف آن هستم. با مشاهده چنین وضعیتی باید هم به استعمار فکر و حضور بیگانگانی که از این سرزمین سوء استفاده می کنند را تائید کرد.
خوردن نان و نوشابه ساده ترین راهی است که می توان به فقر شهروندان ژوهانسبورگ پی برد چرا که هر توریستی به محض ورود به این شهر می بیند که تا چه مصرف نوشابه بین شهروندان بالا است و بسیاری از مردم این شهر با آن و نانی که مثل نان باگت خودمان است خودشان را سیر می کنند.
جام جهانی بزرگ ترین تورنمنت ورزشی است، اما در جریان برگزاری همین مسابقات، فقر کاری می کند که کارکنان فرصت را غنیمت شمرده و دست به اعتصاب بزنند.
ماموران امنیتی در اوج مسایل امنیتی از کار دست می کشند و به دلیل کمبود حقوق ماهیانه به خانه هایشان می روند.
"بن گیفت "، یکی از ماموارن امنیتی ورزشگاه الیس پارک ژوهانسبورگ است که در جریان دیدار تیم های ملی برزیل و کره شمالی به همراه سایر ماموران دست به اعتصاب زد.
وی در گفت و گو با خبرنگار اعزامی فارس به آفریقای جنوبی به مشکلات زندگی اش اشاره می کند و می گوید: ما فکر می کردیم با میزبانی جام جهانی شرایط بهتری پیدا خواهیم کرد، اما نه تنها این اتفاق رخ نداد بلکه وضعیت برای زندگی و امرار معاش برای ما مشکل تر از قبل شد. سود این میزبانی به سیاه ها تعلق ندارد بلکه انگلیسی ها و شرکت های تجاری ماحصل آن را خواهند برد. به عنوان یک مامور من نگران پایان مسابقات جام جهانی هستم چرا که با اتمام مسابقات بار دیگر سیاه پوستان باید در بدترین شرایط به حیات خود ادامه هند.
* چهره زشت فقر در چهارراه های شهر رنگین کمان
با حضور در مناطق فقیر نشین بر شدت بد بینی هایم افزوده می شود و دوباره از خود سوال می کنم که پول های الماس و طلا به جیب چه کسانی واریز می شود و چرا همچنان سیاه ها در بدبختی زندگی می کنند.
بسیاری معقتدند فقر ماحصل آپارتاید در آفریقای جنوبی است، اما باید پذیرفت که تاثیر استعمار بیش از هر چیز دیگری خودنمایی می کند.
شاید در چند سال اخیر رشد اقتصادی در این کشور سیر صعودی داشته، اما آمار نشان می دهد بیشتر سودهای مالی به حساب های دولتی انگلیس و رژیم صهیونیستی واریز شده چرا که بزرگ ترین بانک های فعال در آفریقای جنوبی که بیشترین میزان گردش پول در آنها جریان دارند متعلق به این کشورها است.
تاریخ آفریقای جنوبی گواهی می دهد که این کشور ثروتمند تحت استعمار کشورهای متعددی از جمله پرتغال، هلند و انگلیس بوده و همچنان نیز می توان ادعای تداوم استعمار در این کشور را مورد تائید قرار داد.
در سال 1833 بریتانیا که آفریقای جنوبی را به عنوان مستعمره خود در اختیار گرفته بود نظام برده داری را در این کشور لغو شده اعلام کرد، اما مشاهده شرایط فعلی گواهی می دهد که در همان زمان انگلیسی ها برنامه ریزی های لازم را برای گذر از استعمار کهنه به سوی استعمار نوین آغاز کرده بودند و همچنان نیز سایه شوم استعمار به خوبی احساس می شود.
میزبانی جام جهانی 2010 در آفریقای جنوبی کلید خورد و همگان بر این باورند که با این میزبانی سود کلانی به خزانه دولتی این کشور وارد خواهد شد. بیلان کاری و سودهای واریز شده در بانک های THE WEST BANK و FOREIGN CONTROLLED BANKS نشان می دهد همچنان بیگانگان در اولویت هستند و اگر قرار باشد منفعتی از این میزبانی در نظر گرفته شود، خارجی ها نهایت سود را خواهند برد.
توریست های بیشتر کشورهای جهان با خطوط هوایی امارات ایرلاین خودشان را به آفریقا رساندند. این خط هوایی اگر چه به نام امارات است، اما بیشترین سود آن به نام انگلیسی ها است و محل اقامت بیش از 2 میلیون نفری که به کیپ تان، پرتوریا، ژوهانسبورگ، دوربان و ... سفر کرده اند، هتل هایی است که متعلق به انگلیسی ها، آمریکایی ها و صهیونیست ها است. در شرایط بحران اقتصاد جهانی به نظر می رسد میزبانی جام جهانی به نام آفریقا و به کام غیر آفریقایی ها و سرمایه داران جهانی باشد.
در روزهای اول سفر به ژوهانسبورگ دفاع همه جانبه بلاتر و دوستانش از میزبانی آفریقای جنوبی چندان سوال برانگیز نبود، اما با گذشت چند روز و با مشاهده سرمایه های غربی به ویژه با لمس کردن استعمار، چندان به دفاعیات رئیس فیفا شک نکردم و فقط خودم را به کار رسانه ای در این کشور مشغول کردم.
شاید این روزها علاقمندان به فوتبال در زمینه مالی فکر و ذکرشان را به سود حاصل از فروش وووزلاهای چینی در آفریقا معطوف کنند، اما در پس این اقتصاد خرد، درآمدهای میلیارد دلاری وجود دارد که انگلیس بیش از هر کشوری از آن بهره می برد.
تیم ملی انگلیس روزهای خوشی را در سرزمین الماس و طلا تجربه نکرد و با حواشی بسیار دست و پنجه نرم کرد و سرانجام با شکست تحقیرآمیز برابر آلمان حذف شد، اما در مقابل، سیستم استعماری به جا مانده از بریتانیا بار دیگر به دولتمردان و اقتصاد دانان آن کمک کرد که در جنوب قاره سیاه علاوه بر طلا و الماس این بار با یک توپ گرد و مستطیل سبز میلیاردها دلار به جیب زده و سیاه ها را در سرزمین مادری شان با فقر، تنگدستی، بیماری و .... تنها بگذارند.
نه تنها فوتبال بلکه هیچ مقوله دیگری از جمله الماس، طلا، نفت یا هیچ چیز دیگری نمی تواند با استعمار مبارزه کند و این پدیده شوم و به روز شده را از بین ببرد.
شاید بتوانند برای پاک کردن صورت مسئله، سیاه ها را در برخی از حوزه های ورزشی، سیاسی و فرهنگی نمایان تر جلوه دهند، اما استعمار نوین در نقطه سرنوشت ساز بر هر چیز برتری دارد. سیاه برای خودنمایی فقط باید در ظاهر پیروز شود چرا که برتری واقعی و چیره گی مالی در جای دیگری دیکته می شود و برندگان آن از پیش تعیین شده هستند.
جام جهانی 2010 و میزبانی آن از سوی آفریقای جنوبی نیز در همین مقوله استعمار نوین گنجانده می شود چون برنده واقعی آنهایی هستند که سود مالی را می برند بدون آنکه کمکی به فقرای قاره سیاه شود.
آفریقا میزبان می شود و میلیاردها دلار وارد آن می شود، اما از درصد فقر، مرگ بر اثر بیماری هایی مانند مالاریا، ایدز، گرسنگی و ... کاسته نمی شود. نه تنها از فاصله طبقاتی سیاه ها با سفیدها کاسته نمی شود بلکه بر شدت آن نیز افزوده می شود.
گزارش: علیرضا خلیفه- خبرنگار اعزامی خبرگزاری فارس به آفریقای جنوبی