
هفتم تیرماه سال 1360 یادآور یکی از تلخترین روزهای تاریخ ایران اسلامی است، دشمنان انقلاب اسلامی که با گذشت قریب به کمتر از سه سال از پیروزی انقلاب اسلامی، از مهار این حرکت نوخاسته انقلابی ناکام مانده و تثبیت آرمانها و اصول انقلاب را در عرصههای مختلف اجتماعی و سیاسی کشور شاهد بودند، و از سوی دیگر با تحریک رژیم بعثی عراق در حمله به ایران و تحمیل یکی از سنگینترین جنگهای نظامی تاریخ معاصر بر ایران اسلامی نیز طرفی نبسته و نتوانستند نظام اسلامی را به تسلیم در برابر خود وادارند، اینبار با بهرهگیری از عوامل مزدور خود فاجعه تروریستی هفتم تیرماه را در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی طراحی و اجرا کردند که طی آن بیش از 72 تن از مسئولان نظام را به شهادت رسانیدند. این حادثه اگرچه به لحاظ انسانی ضربهای جبرانناپذیر به حرکت انقلاب اسلامی بود اما چون حوادث دیگر انقلاب چهره مخالفان نظام اسلامی را بیش از پیش آشکار ساخت. در یک بررسی جریانشناختی، حادثه هفتم تیر مولود پیوند دو جریان التقاطی چپ و لیبرال علیه انقلاب اسلامی بود که در هیبت سازمان منافقین و بنیصدر مزدور در مقابل انقلاب اسلامی صفآرایی کردند. جریانهایی که درطول دوران شکلگیری انقلاب اسلامی بهدلیل هوشمندی و تدبیر حضرت امام(ره) و نیروهای انقلاب نتوانستند ماهیت التقاطی و انحرافی خود را آشکار ساخته و با پنهان کردن خود در زیر چتر خط امام، کوشیدند تا درمیان تودههای اجتماعی پایگاه و نفوذی پیدا کنند اما وقتی که در ادامه حرکت انقلاب، ابعاد پنهان التقاط و انحراف آنها برای تودههای اجتماعی روشن شد، آنگاه مسلحانه در مقابل انقلاب اسلامی ایستادند و حوادث تأسفبار 6 تیر، 7 تیر و 8 شهریور و ترور هزاران مسلمان انقلابی را برنظام اسلامی تحمیل کردند.
اکنون و با گذشت قریب به سه دهه از آن حادثه تلخ، یکبار دیگر عرصه سیاسی کشور شاهد پیوند حلقههای فکری و انحرافی است که همچون گذشته عزم خود را برای مقابله با انقلاب اسلامی جزم کرده و اینبار نه پنهان، بلکه آشکار در سایه حمایتهای بیگانگان، درمقابله با حرکت اصیل انقلاب اسلامی صفآرایی کردهاند. حمایت آشکار سران نفاق از فتنه بعد از انتخابات و بازیگری عوامل میدانی آنها در حوادث بعد از انتخابات (روز قدس، 13آبان، عاشورا و...) و حتی آمادگی و تجهیز آنها برای ایجاد تنش درعرصه سیاسی کشور در سالگرد برگزاری انتخابات نمایانگر تلاش مجدد جریان نفاق درمقابله با نظام اسلامی درعرصه جدید است. عرصهای که متأسفانه اینبار تنها بنیصدر مزدور همپیمان آنها نیست، بلکه اینبار کسانی در داخل متحد استراتژیک منافقین درمقابل انقلاب اسلامی هستند که داعیه انقلابیگری و... دارند.
اما در هر دو صحنه میتوان حمایتهای بیشائبه دشمنان را از عوامل میدانی برای مقابله با جریان ناب انقلاب اسلامی دید. حمایت آشکار کنونی سران سلطه از منافقین و عوامل فتنه در داخل نکتهای نیست که از دید ناظران و فعالان سیاسی کشور مغفول مانده باشد. اما درنقطه مقابل، شرایط نیروهای انقلاب با گذشته متفاوت است. اکنون نیروهای انقلاب که هم تجربه تیرماه 60 را دارند و هم تجربه فتنه 88 را بدیهی است که اینبار بهرغم همگرایی داخلی و بینالمللی عوامل فتنه و نفاق، نسبت به اقدامات آنها غافلگیر نخواهند شد.