
دنيا حيدري - با توجه به مشخص بودن سرمربي تيم و حل شدن مشكل دوشغله بودن كاشاني و مشخص بودن اينكه او همهكاره پرسپوليس است، به نظر ميرسيد اين تيم روزهاي پركاري را در فصل نقل و انتقالات امسال داشته باشد، اما خزانه خالي پرسپوليس و جيب تار عنكبوت بسته اين تيم اجازه نداد در فصل نقل و انتقالات امسال براي سرخپوشان خاطرهانگيز باشد!در شرايطي كه تيمهايي چون سپاهان و استيلآذين كولاك ميكردند و شهر را حسابي بههم ريخته بودند و بهترينهاي بازار را گلچين ميكردند، پرسپوليس بينواتر از هر زماني با چشماني حسرتبار، تنها نظارهگر اين شلوغي بازار بود و بس.البته مديران پرسپوليس به اميد رسيدن پول باب مذاكره با بازيكنان مورد نظر خود را هم باز كردند اما جيب خالي آنها اجازه نداد خيلي از مذاكرات پا را فراتر از حد مذاكره بگذارد و غائله در همان نطفه براي پرسپوليس خفه شد و فقط چند صفر جلوي قيمت اين بازيكنان اضافه ميكند! بيآنكه چيزي نصيب اين تيم شود!روز به روز بر ليست نفرات استيلآذين و سپاهان افزوده ميشود اما پرسپوليس تنها به جذب اميرحسين فشنگچي، محمد نوري، مازيار زارع، غلامرضا رضايي و در اين آخر رحمان احمدي دلخوش كرده و تمديد قرارداد با كريم باقري، سپهر حيدري، محمد منصوري، حسين بادامكي، شيث رضايي و عليرضا محمد! و با جذب همين تعداد كم، كفگيرش به ته ديگ خورده و ديگر توان خودنمايي در بازار نقل و انتقالات را هم ندارد و از آنجايي كه همه هم ميدانند چيزي در چنته ندارد براي رو كردن، ديگر حتي روي مذاكره كردن خشك و خالي را هم ندارد!البته ليستي را پرسپوليس آماده كرده بود. ليست خوبي بود كه ميتوانست اين تيم را براي فصل آينده زرهپوش كند اما از آنجايي كه خزانه كاشاني خالي بود، پز عالياش با جيب خالي بود و دست حريفان پر، هر بازيكني را كه پرسپوليس روي آن دست گذاشت يا قيمت رضايتنامهاش سر به فلك گذاشت يا با رقمي چهار برابر پيشنهاد پرسپوليس توسط رقباي متمولش بر زده شد تا دست آخر پرسپوليس بماند و حوضش! و براي كچل نبودن ليست تيم، كادر فني رو به بازيكنان اميد آورد. بازيكناني كه تجربه ثابت كرده جز سكونشيني شانس ديگري در پرسپوليس ندارند!كريم انصاريفرد يكي از آن نفراتي بود كه پرسپوليس در صدد جذب او بود. بازيكني كه ميتوانست آينده خوبي در پرسپوليس داشته باشد و خودش نيز به حضور در اين تيم اميدوار بود. اما مسئولان سايپا بعد از هفتهها سردواندن پرسپوليس و بالا بردن هر روزه قيمت رضايتنامه او، پاي اين بازيكن را در سايپا غل و زنجير كردند.مهدي رحمتي نفر بعدي بود. پرسپوليس به يك دروازهبان تمام عيار نياز داشت و نظر دايي روي رحمتي بود. اما او هم جز بازارگرمي كار ديگري براي سرخپوشان نكرد و با نام اين تيم تا توانست رقم قرارداد خود را بالا و بالاتر برد و سرانجام در همان سپاهان ماندني شد تا ذخيره او راهي پرسپوليس شود.هادي عقيلي هم از گزينههاي مورد نظر علي دايي بود كه شرط پرسپوليسي شدنش را گرفتن بازوبند كاپيتاني عنوان كرده بود اما او هم كه ديد به اين بازوبند نميرسد، با بهانه كردن مشكلات خانوادگياش از هواداران عذرخواست و از آمدن به پرسپوليس پشيمان شد!سيدجلال حسيني هم گرچه پيشتر با دايي كار كرده بود و ميدانست سرمربي پرسپوليس به او اعتقاد دارد اما شرايط و پول بيشتر را به اعتقاد دايي ترجيح داد.عمادرضا اما نهتنها سر پرسپوليس را شيره ماليد كه براي خيلي تيمهاي ديگر هم بازارگرمي كرده سرانجام سر از مصر درآورد به جاي پرسپوليس يا ديگر تيمهاي ايراني! خلعتبري و معدنچي هم از بازيكنان مدنظر پرسپوليس بودند كه بعد از كلي امروز و فردا كردن، قيد اين تيم را زدند. معدنچي اما بعد از كلي قول و قرار با كاشاني سر از استيل درآورد و كلي هم سر پرسپوليس و هوادارانش منت گذاشت كه به خاطر اين تيم و هوادارانش بوده كه از رفتن به پرسپوليس چشم پوشيده! در حالي كه پرواضح بود او هم مثل خيليهاي ديگر توان ايستادگي برابر رقم پيشنهادي استيلآذين را نداشته نه ناراحتي هواداران پرسپوليس را!اما شايد پرسروصداترين نام، از آن مبعلي بود. بازيكني كه عاشق پرسپوليس است اما به واسطه اختلافاتي كه با دايي داشت نتوانست به رغم بازگشت به ايران به تيم محبوبيش بپيوندد!دايي بارها از ساختن تيمي قدرتمند براي حضور در ليگ دهم حرفهاي حرفزده و قول داده بود اما در شرايطي كه ساير تيمها با حفظ استخوانبندي خود به دنبال جذب مهرههاي مطمئن بودند براي برطرف كردن نقاط ضعف تيم خود، دايي به همراه عليرضا حقيقي، مازيار زارع، جلال اكبري، محمد منصوري، عادل كلاهكج، مهدي الهايي، حميدرضا علي عسگر، هادي نوروزي، سعيد حلاني، مجتبي زارع اميرحسين فشنگچي، محمدحسين نائيجي، حسين بادامكي، محمد نوري، غلامرضا رضايي، رضا نورمحمدي، سامان آقازماني، اشپيتم آرفي، شيث رضايي، سپهر حيدري، ابراهيم شكوري و عليرضا محمد راهي اردوي اردبيل شد كه در ادامه راه، تياگو، كريم باقري و برادران شيري و رحمان احمدي نيز به كاروان اين تيم اضافه شدند.پرسپوليس در حالي با نفرات يادشده راهي اولين اردوي پيش از فصل خود شده بود و مشغول انجام تمرينات بدنسازي كه عادل كلاهكج، مجتبي زارعي، اشپيتم آرفي و سعيد حلافي، از بين حاضران در اين اردو، در ليست مازاد دايي و پرسپوليس قرار داشتند!اوضاع مالي پرسپوليس به اندازهاي خراب بود كه دايي براي عقب نماندن همين تعداد بازيكني كه داشت از مرز آمادگي، با كمك دوستانش تدارك دو اردو را ديد. يكي در داخل و ديگري در داخل كشور. طي برنامهريزي دايي در اردوي داخلي بازيكنان بايد به كارهاي بدنسازي بپردازند و دادن تستهاي آمادگي جسماني و در اردوي خارج از كشور به مرور برنامههاي تاكتيكي و انجام ديدارهاي تداركاتي و دوستانه براي محك خوردن تيم توسط سرمربي آن.اما يكي ديگر از مسائل جالب مربوط به پرسپوليس اين است كه باز هم در زمان بدنسازي، ليست نفرات تيم تكميل نيست و تيم دايي در حالي مشغول انجام تمرينات بدنسازي است كه هر آن امكان اضافه شدن يك بازيكن به آن وجود دارد. مخصوصاً كه ليست پرسپوليس هنوز هم بسته نشده و اگرچه كمي دور از ذهن است اما مسئولان تيم و كادر فني آن خبر از بسته شدن ليست نفرات اين تيم را تا پايان هفته جاري كه تنها يكي دو نفر از آن باقي مانده ميدهند!پرسپوليس اما در اين اوضاع بيبازيكني، نفراتي چون ميثاق و خليلي را هم از دست داد. شايد از دست دادن ميثاق با توجه به عملكرد ضعيف او در فصل گذشته خوشحالكننده باشد اما از دست دادن محسن خليلي آن هم در شرايطي كه پرسپوليس در اين پست فقط غلامرضا رضايي و هادي نوروزي را دارد، كاري بس اشتباه بود! مخصوصاً كه خليلي يكي از محبوبترين نفرات پرسپوليس طي چند سال اخير هم بوده و همين مسأله باعث شده عدهاي بر اين باور باشند كه همين محبوبيت او باعث شده اين بازيكن در حالي كه هيچ مشكلي هم با پرسپوليس و دايي نداشت، از اين تيم كنار گذاشته شود!وضعيت برخي مثل محمد پروين هم همچنان مشخص نيست و به امروز و فردا موكول ميشود. پروين كوچك كه فصل قبل فرصتي براي اعلام حضور در پرسپوليس پيدا نكرده بود، قصد جدايي از اين تيم را دارد اما پرسپوليس خواستار 300 ميليون جهت صدور رضايتنامه اين بازيكن را كرده! رقمي كه شايد تيمي جز استيلآذين كه اتفاقاً پدر محمد هم مدير فني آن است، نتواند از پس آن برآيد!البته ميثاق هم كه حاضر نيست در صورت ترانسفر شدن 20 درصد از حق رشدش را به پرسپوليس بدهد نيز از ديگر بازيكنان بلاتكليف اين تيم به حساب ميآيد كه شايد با حضور رحمان احمدي ديگر عملاً جايي در پرسپوليس نداشته باشد!ظاهراً همه چيز آرام است و پرسپوليس خوشبخت اما با آنچه اين روزها در مورد سرخپوشان ميبينيم و ميشنويم، بيشك روزهاي سختي در ليگ دهم براي تيمي كه امسال تقريباً از لحاظ كادر مديريت و حتي شرايطي بسيار بهتر از سالهاي قبل داشت پيشبيني ميشود. روزهايي كه دايي دستش به خاطر نيمكت خالياش در پوست گردو است و حسرت فرصتهايي را خواهد خورد كه در فصل نقل و انتقالات از دست رفت. حسرت روزهايي كه پرسپوليس تنها تماشاگر بود و بس!اما اين مشكل نه براي امروز است، نه ديروز و نه فقط فردا.مشكل پرسپوليس مشكلي است ريشهاي كه سالهاست با اين تيم دست به گريبان است. مشكل مالي! مشكلي كه تا زماني كه پرسپوليس زير يوغ سازمان تربيت بدني است و فدراسيون و وابسته به آنها، از شر آن خلاص نخواهد شد. چرا كه خزانه اين ارگانها هم هميشه آنقدر پروپيمان نيست كه تا پرسپوليس اراده كند، دستش را گرفته و يارياش كنند و تا زماني كه اين مشكل پرسپوليس حل نشود، اين داستان تلخ و تراژدي دردناك براي اين تيم ادامه خواهد داشت و آن را رها نخواهد كرد!