
مردم ژاپن برای اینکه بگویند بر خلاف بسیاری از سیاستمداران خود تمایلی به وجود سایه سنگین امریکا برسر خود ندارند، به 50 سال زمان نیاز داشتند.
در پایان جنگ جهانی دوم که فقط با بمبهای اتمی امریکا به نتیجه رسید و این گمان را در برخی از سیاستمداران جهان تقویت کرد که سلاح هستهای نهتنها میتواند عاملی بازدارنده بلکه دلیلی بر به کرسی نشاندن حرف خود در نظام آنارشیک بینالملل باشد، ژاپن را چند دهه زیر یوغ امریکا قرار داد. اما این ساموراییهای همیشه تازهنفس طی 50 سال با تقویت و انقلاب اقتصادی خود را به رقابتهای جهانی بازگرداندند. ولی این بازگشت بر خلاف اقتصاد در عرصه سیاست سرکوب شد زیرا ایالات متحده امریکا میدانست که اگر دست چشمبادامیهای مغرور را باز بگذارد، شاید برای کنترل دوباره آنها و حفظ هژمونی خود در شرق آسیا نیازمند دوباره بمب اتمی باشد.
اما انتخاب پرسروصدای یوکیوهاتویاما به عنوان رئیس حزب دموکراتیک ژاپن که طی 50 سال تبدیل به یک اپوزسیون از نوع ژاپنی شده بود نشان داد که شهروندان این کشور خسته از حضور امریکا در پی تغییر فضای سیاسی کشورشان هستند. از این رو هاتویاما را که در شعارهای انتخاباتی خود علیه امریکا و حضور نیروهایش در ژاپن مواضع تندی گرفته بود، انتخاب کردند تا بگویند اگر دموکراسی به معنای حاکمیت مردم(دموس+ کراتوس) و چرخش قدرت به شیوه مسالمتآمیز است ما نیز خواهان آن هستیم. در پس این چرخش قدرت که هاتویاما را در 25 شهریور سال جاری(16 سپتامبر میلادی) بر کرسی نخستوزیری ژاپن نشاند، حرف دیگری نهفته بود که به زبان خاموش میگفت دست امریکا باید از ژاپن کوتاه شود و توکیو در عرصه نظام بینالملل رفتاری سیاسی مستقلی از خود ارائه دهد. اما تغییرات اخیر ژاپن که به استعفای زودهنگام هاتویاما و روی کار آمدن نائو توکان، وزیر دارایی همان دولت منجر شد، نشان داد که چرخش قدرت و دموکراسی در ژاپن با منافع دموکراسی دلخواه امریکا تفاوتهای اساسی دارد.
اصولاً امریکا به نوعی از دموکراسی علاقهمند است که اهدافش را برآورده کند بنابراین با چرخش قدرتهایی مثل انتخابات 2006 فلسطین کاملاً مخالف است و آنها را دموکراسی نمیداند اما در عین حال به دموکراسی مصر بسیار علاقهمند است. با حضور هاتویاما در سیاست ژاپن و مواضع ضدامریکایی آن که بزرگترین نمادش پایگاه نظامی فوتنمادر اوکیناواست، ایالات متحده را به این هراس انداخت که مبادا چین و ژاپن که کمکم در حال چشمپوشی مصلحتآمیز از کینههای تاریخی خود هستند، متحد شده و فیزیک سیاسی جدیدی را در شرق آسیا ترسیم کنند.
نکته دیگر این است که نخستوزیر پیشین به دلیل کاهش محبوبیت در بین مردم استعفا داد. محبوبیتش نیز به این دلیل طی نه ماه نخست وزیری به زیر 20درصد رسید که نتوانست خواسته مردم را در مواضعی ضدامریکایی که به یک حزب مخالف رأی داده بودند، برآورده کند و در نهایت با عذرخواهی از شهروندانش میدان سیاست را ترک کرده و عرصه را برای کسی باز کرد که هفتهنامه نیوزویک در مطلبی با تیتر «نائوتو کان، همان کسی است که ژاپن اکنون به آن نیاز دارد» از این چرخش تقدیر کند. چرخشی که خواسته امریکا و زیر فشار کاخ سفید و بر خلاف همان چیزی بود که شهروندان ژاپنی میخواستند و پس از 50 سال آرزویش را داشتند.