دو ماه پس از سقوط دولت سابق قرقیزستان که به واسطه انقلاب مخملی و با حمایت غربیها در سال 2005 روی کار آمده بود، درگیریهای شدیدی در این کشور به وقوع پیوسته که این درگیریها تاکنون منجربه کشته شدن دو هزار نفر شده است.
برخی معتقدند این حوادث به واسطه اختلافات قومی و نژادی رخ داده، اما برخی دیگر اعتقاد دارند مسائل سیاسی پشت پرده این حوادث است و حامیان دولت سابق عامل ایجاد این درگیریها هستند. در همین زمینه گفتوگویی را با جیمز تیکسی کارشناس مسائل آسیای مرکزی انجام دادهایم.
به عنوان سؤال اول، اگر ممکن است تصویر صحیحی از حوادث قرقیزستان برای ما ارائه دهید، زیرا برای ما که اطلاعات را از رسانهها دریافت میکنیم، مشخص نیست دقیقاً در قرقیزستان چه اتفاقی افتاده است؟ توضیح دهید که چرا این حادثه دو ماه پس از سقوط دولت سابق رخ داده است؟
در واقع چیزی که در قرقیزستان اتفاق افتاده، ناشی از اختلافات قومی و نژادی نیست. علاوه بر این نارضایتی از حکومت نیز باعث بروز این حادثه نشده است، زیرا دولت قرقیزستان یک حکومت موقت نیست، بنابراین نمیتوان گفت که تنها دو ماه حضور این حکومت بر سر کار باعث نارضایتی مردم از حکومت شده است. چیزی که باعث بروز این حوادث شده، ابزارسازی سیاسی از اختلافات قومی و نژادی است که توسط مدیران و سیاستمداران فرصتطلب و رهبران محلی و برخی افراد که به رژیم قبلی وابستهاند، انجام شده است. زمانی که ما با یک دولت ضعیف که اعلام کرده در انتخابات آینده شرکت نخواهد کرد، روبهرو میشویم، متوجه میشویم که اعتبار و قانونی بودن این دولت زیر سؤال رفته و به همین دلیل است که ما شاهد بیثباتی در قرقیزستان هستیم؛ مسألهای که در هفته اخیر شکل جدیدی به خود گرفته است.
با توجه به این شما این مسأله را که اختلافات قومی موجب این حوادث شده است، رد میکنید؟
بله، من فکر نمیکنم این مسأله به خاطر اختلافات قومی و نژادی رخ داده باشد. اگرچه ما شاهد حوادثی از سوی اقوام ازبک بودهایم که به خاطر مسائل قومی و نژادی رخ داده است، اما این مسأله به این دلیل نیست که این افراد نمیتوانند در کنار یکدیگر در صلح زندگی کنند. این مسأله به این دلیل است که افراد فرصتطلب که همواره در کمین هستند از اختلافات قومی و همچنین ضعف حکومت به نفع خود سوءاستفاده کردهاند، بنابراین فکر میکنم اشتباه باشد که بگوییم این وضعیت مشابه اختلاف سنی و شیعه در جهان اسلام است. من با این مسأله که یک اختلاف و تنش مذهبی در قرقیزستان رخ داده است مخالفم و معتقدم که این خشونتها بیشتر ریشه سیاسی دارد.
شما گفتید که افراد فرصتطلب از این موقعیت سوءاستفاده کردهاند. آیا به نظر شما تغییر حکومت در قرقیزستان به این افراد برای نیل به اهدافشان کمک نکرده است؟
بله، همین طور است. حکومت قبلی از میان رفته و احتمال بازگشت نیز بسیار کم است، اما هنوز مشخص نیست که حکومت قبلی تا چه حد در روند این حوادث نقش داشته است، همچنین مشخص نیست که خانواده، دوستان و وفاداران رژیم سابق تا چه حد در بروز این حوادث نقش داشتهاند، بنابراین نمیتوان گفت که خشونتها صددرصد از سوی حکومت قبلی سازماندهی شدهاند، زیرا حکومت قبلی و حامیانش اکنون قدرتی ندارند، اما من با این مسأله موافقم که افراد فرصتطلب توانستهاند از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را ببرند، علاوه بر این مشکلاتی چون فقر، فساد و همچنین وجود پایگاههای آمریکایی در کشور نیز باعث گسترش این حوادث شده و این مسأله نشان میدهد که خوشی و شادی در قرقیزستان وجود ندارد، البته علاوه بر این ضعف دولت فعلی نیز خود یک مشکل مضاعف است.
احتمال افزایش قدرت برخی گروههای افراطی مانند حزبالتحریر را پس از این حوادث چگونه میبینید؟
حزبالتحریر هم اکنون نیز عملیاتی را در قرقیزستان انجام میدهد، اما مسألهای که در اینجا مطرح است این است که هیچ اشتیاقی در آسیای مرکزی برای افراطگرایی وجود ندارد. در واقع افراطگرایان در منطقه تمایلی برای به دست گرفتن قدرت ندارند.
درست است که مذهب مسیحیت و کشیشگرایی در منطقه قدرت بیشتری دارد اما این مسأله باعث ایجاد انگیزه برای افراطگرایی مسلمانان نخواهد شد.
امریکا و روسیه دیدگاه مشترکی در مورد حوادث قرقیزستان داشتهاند. دلیل آن چیست؟
من البته با وجود دیدگاه مشترک تا حدی موافقم. من موافقم که برخی دیدگاههای این دو کشور مشترک است زیرا هر دو دارای پایگاههای هوایی در این کشور هستند. در واقع قرقیزستان تنها کشور دنیاست که هم روسیه و امریکا در آن پایگاه دارند، بنابراین هیچ یک از دو کشور به خاطر منافع خود از جنگ داخلی در قرقیزستان حمایت نمیکنند و هیچ یک از دو کشور نمیخواهند که حکومت و کشور قرقیزستان دچار بیثباتی شود، زیرا این مسأله نه به سود امریکاست و نه روسیه. با وجود این من فکر میکنم بهتر است بگوییم روسیه منافع بیشتری در قرقیزستان نسبت به امریکا دارد. درست است که روسیه در مورد دموکراسی و حکومت مستقل در جامعه بینالملل سخن میگوید، اما اینها فقط سخن و حرف است، روسیه تمایل بسیاری برای نفوذ در قرقیزستان دارد. پوتین تلاش زیادی برای کمک به قرقیزستان میکند تا بتواند در سیاستهای این کشور تأثیرگذار باشد، بنابراین احتمال اینکه روسیه در این بازی نقش دارد، از احتمال نقش داشتن امریکا بیشتر است.
آیا ممکن است که حادثهای مشابه حادثه قرقیزستان در دیگر کشورهای منطقه آسیای مرکزی نیز رخ دهد؟
من این طور فکر نمیکنم. من معتقدم این اتفاق در کشورهای دیگر رخ نخواهد داد، البته ممکن است در مرز قرقیزستان با کشورهای دیگر حوادثی رخ دهد، اما این حوادث روی آن کشورها تأثیر نخواهد گذاشت، زیرا در دیگر مناطق آسیای مرکزی حوادث مشابهی تاکنون مشاهده نشده است. در واقع اشتیاق یا تمایلی در دیگر کشورها برای وقوع حادثه مشابه وجود ندارد. حکومت کشورهای دیگر باثبات است.
تأثیر حوادث قرقیزستان روی تعادل قدرت در منطقه آسیای مرکزی چه خواهد بود؟
تأثیر چندانی نخواهد داشت، زیرا آسیای مرکزی دارای یک رهبر منطقهای است که این رهبر در منطقه به حیات و تأثیرگذاری خود ادامه خواهد داد. روسیه نیز منافعی در پایداری تعادل قدرت در منطقه دارد. نیروهای آمریکایی به آهستگی در حال عقبنشینی از منطقه هستند، اما تمایلی ندارند که برای همیشه از منطقه خارج شوند. علاوه بر این دولت چین نیز تمایل دارد فعالیتهای اقتصادی خود را در منطقه ادامه دهد، بنابراین فکر میکنم ثبات در منطقه با توجه به منافع کشورها همچنان ادامه یابد و تغییر چندانی در این مسأله ایجاد نخواهد شد.