
حبیب ترکاشوند- ظاهراً این روزها آقای خاتمی مخاطبی مهمتر از چند جوان که خود را سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی نامیدهاند نیافته تا تصورات خود را برآنان القا کند. (توضیح اینکه «سازمان» در ساختار هر حکومتی یک تعریف خاصی است و شاخه کوچکی از یک حزب نمیتواند نام سازمان را برای خود برگزیند.)
آقای خاتمی در ابتدای این دیدار با بیان اینکه این دیدار تصادفاً(!) 25خرداد برگزار میشود را به فال نیک گرفته و عنوان کرده است: «حضرت امام خمینی روی مسأله انتخابات و حضور مردم و بهخصوص جمله طلایی میزان رأی ملت است تکیه زیادی داشتند، بنابراین انتخابات بسیار مهم است و 25خرداد هم به هر حال نسبتی با انتخابات و مردم دارد.»
اینکه 25خرداد با انتخابات نسبت دارد صحیح است اما خاتمی توضیح نمیدهد که چه نسبتی؟ 25خرداد حاصل سرایت توهمات طرفداران دموکراسی اشراف بر مردم بیخبر است که فکر میکنند واقعاً آرایشان به تاراج رفته اما وقتی پس از ماهها مدعیان قانونگرایی نتوانستند حتی یک ادعای خود را ثابت کنند به راحتی از حمایت آنان کنار کشیدند.
آقای خاتمی در ادامه گفته است که «صرفنظر از درستی یا نادرستی اعتراض، اصل دغدغه بسیار بااهمیت است.» اما ظاهراً فراموش کردهاند که صبح روز انتخابات شخص ایشان در حسینیه جماران و هنگام انداختن رأی تأکید کرد که همگان باید نتیجه انتخابات را بپذیرند، حال چگونه است که خود و اطرافیانشان رأی مردم را نمیپذیرند که هیچ بلکه اعتراض به انتخابات را بسیار بااهمیت برمیشمرند. رئیس دولت اصلاحات در ادامه میگوید: «25خرداد میتوانست و هنوز هم میتواند مبنایی باشد برای یک نوع انسجام جهتدار در راستای اهدافی که انقلاب اسلامی ما داشت، یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت.» این سخن خاتمی درست است، چرا که بسیاری از شرکتکنندگان در تجمع 25خرداد وقتی با استدلالات واهی کاندیداهای ناکام مواجه شدند و دیدند که آنها به خاطر منافع خود اصل نظام را هدف گرفتهاند در 9 دی و 22بهمن چگونه با شور و شعور در خیابانها حضور یافته و برائت خود را از آنان اعلام داشتند.
بنابراین 25خرداد نه سقف یک مبنا که عبرتی همیشگی است از حاکمیت مردم بر سرنوشت. از آنجا که جوانان حاضر درجلسه عضو حزب کروبیاند، خاتمی از جفای به کروبی و حزبش سخن میگوید و میگوید: به جای نقد صحیح، شاهد تخریبها و توهینهای یک فرقه و جناح هستیم.»
اما نمیگوید مگر آقای کروبی با تهمتهای بیسابقهاش به نظام جایی نیز برای نقد صحیح گذاشته است. از ماجراهای کهریزک گرفته تا ادعای تجاوز به خانوادهاش، کشتههایی که یک به یک زنده شدند و آخرین مورد آن نیز وصیتنامه یادگار عزیز امام (ره) را که شهره آفاق است و بارها مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام آن را منتشر کرده است آن را دستکاری شده خواند.
خاتمی بخش دیگری از سخنان خود را به تخریب شورای نگهبان اختصاص میدهد و اینکه «انسانهای شایسته را رد میکنند و قدرت انتخاب مردم را محدود میکنند که این لطمه به انقلاب و روح نظامی است که امام آن را بنیان نهاد.» اما به این اشاره نمیکند که در انتخابات مجلس هشتم گروهی که زیر عکس بزرگ خاتمی خود را معرفی میکردند و هیچکدام از آنان نیز انسانهای گمنامی نبودند حتی نتوانستند رأی 30تهران را کسب کنند.دارو دسته کروبی نیز که با تبلیغات فراوان موفق شد رأی شصتوسوم تهران را از آن خود کند. اگر آقای خاتمی مدعی است که انسانهای شایسته رد شدهاند پس چرا مردم به رفقای آن شایستهها که مشهوریت این افراد بالاتر از ردصلاحیت شدهها بود نه گفتند.
رئیس مجمع روحانیون در ادامه به دفاع از شیخ یوسف صانعی میپردازد و اینکه ایشان از شاگردان خوب امام بودهاند اما توضیح نمیدهد که همان شخصی که در زمان بینانگذار انقلاب مسئولیتهای حساس را برعهده میگیرد حال باکدام توجیه میگویند «مردم مرا ضدنظام میشناسند سپاس مرخدا را» آیا بند آخر وصیتنامه امام را ندیدهاند که امام استمرار آن تأییدات را ماندن در خط نظام میدانند و تأکید میکنند که میزان وضع فعلی افراد است.