علیالله سلیمی
در کتاب «دختران خرمشهر»، نویسنده در پنج داستان کوتاه، زندگی پنج دختر جوان از اهالی این شهر را روایت میکند که در عنفوان جوانی، رشادتهایی از جوانان شهر خود میبینند که فراموش کردن آنها برایشان دشوار است.
در دوران هشت سال دفاع مقدس وقایع بیشماری در شهرهای جنوبی و غرب کشور به وقوع پیوست که اکثر نویسندگان و هنرمندان برای نشان دادن ابعاد مختلف این رویدادها با استفاده از ابزارهای گوناگون به خلق آثاری دست زدهاند که هر یک از آنها اکنون به عنوان سندهای با ارزش در حوزه فرهنگ و ادب جای دارند. از جمله در بخش ادبیات داستانی فعالیتهای گستردهای صورت گرفته که نمونههای شاخص آنها را میتوان در این حوزه جستوجو کرد. یکی از این آثار، مجموعه داستان «دختران خرمشهر» نوشته اختر دهقانی است. این کتاب را نشر مجنون در شهر قم به چاپ رسانده که به فاصله کوتاهی به چاپ دوم رسیده است.
کتاب حاضر شامل پنج داستان کوتاه با عناوین «عاشقانهای کنار کارون»، «دل هست به یاد نرگست مست هنوز»، «عشق و خون در خرمشهر»، «خانه مهناز» و «عشقستانی به نام نهر خین» است و در همه آنها موضوع محوری شهر و دختران خرمشهر است. وقایع داستانها هم اغلب به محدوده زمانی اشغال این شهر توسط نیروهای عراقی در اوایل جنگ مربوط است که نحوه واکنش ساکنان این شهر به موضوع اشغال شهرشان توسط دشمن و ستودن مقاومت جوانان خرمشهری در برابر تجاوز اشغالگران از سوژههای اصلی داستانهای این نویسنده است.
تقریباً در همه داستانهای کتاب، رویکرد اصلی نویسنده به مضمون داستان ها معطوف شده و به عبارت دیگر، نویسنده تلاش کرده به مظلومیت جوانان به ویژه دختران خرمشهری در زمان اشغال این شهر توجه بیشتری داشته باشد و در این کار تقریباً موفق هم بوده است، اما در کنار این رویکرد مضمون گرایانه، به فرم و ساختار داستانها توجه چندانی نشده و برای همین اغلب داستان به قالب خاطره نزدیک شده و مخاطب هنگام مطالعه آنها وجه خاطره گونه نوشتهها را بیشتر احساس میکند تا وجوه داستانی این آثار را که در شناسنامه کتاب به آن اشاره شده است. شگرد نویسنده در روایت داستانهای این کتاب به گونهای است که ابتدا به یک رابطه عاطفی در دنیای نوجوانی و جوانی دختران خرمشهری اشاره میکند و در ادامه با پیش کشیدن موضوع اشغال شهر توسط نیروهای عراقی، فاصلهای بین این روابط ایجاد میشود که در این مقطع زمانی، شخصیتهای داستانی به ابعاد شخصیتی همدیگر در مواجهه با واقعه ناخواستهای که پیش آمده پی میبرند و بیش از پیش شیفته همدیگر میشوند و در اغلب مواقع، این بینش زمانی به وجود میآید که یکی از طرفین در دفاع از شهر جان خود را از دست داده است. عشقهای اولیهای که در ابتدای داستانها معمولاً شکل میگیرد غالباً ساده و معصومانه است و ایثار و مقاومتی که در ادامه به وجود میآید به این عشقهای ساده دوران جوانی ابعاد به مراتب بزرگتر میدهد. در پایان داستان کوتاه عاشقانهای کنار کارون، از زبان شخصیت دختر داستان میخوانیم: «حالا سالها پس از آزادی خرمشهر، خیلیها که برای قدمزدن به کنار کارون میآیند زنی میانه سال را میبینند که غروبها وقتی خورشید بساطش را جمع میکند، به کنار کارون میآید و تا پاسی از شب آنجا جولان میدهد به یاد نادرش!
من هنوز به یاد نادر و به به عشق او تنفس میکنم، و خوشحالم اگر نادر نیست خرمشهر هست! من هنوز وفادارم به همان عشق منار کارون!» (ص 18 (
در داستان کوتاه «دل هست به یاد نرگست مست» هنوز هم همین رویکرد به شکل دیگری تکرار شده است. باز هم در این داستان یک دختر خرمشهری سوگوار جوانی است که در دفاع از شهر جان خود را از دست داده است و نویسنده با این پس زمینه ذهنی داستانهای دیگر کتاب را هم خلق کرده است. در مجموع، اختر دهقانی در پنج داستان کوتاه کتاب دختران خرمشهری، زندگی پنج دختر جوان از اهالی این شهر را روایت میکند که در عنفوان جوانی، رشادتهایی از جوانان شهر خود در دفاع از ناموس و آب و خاک میهن خود میبینند که فراموش کردن آنها برایشان دشوار است و همواره با یاد و نام آنها زندگی میکنند.