
.
به گزارش خبرنگار «جوان»، عصر روز بیست و هفتم فروردینماه سال 86 ساکنان یک مجتمع مسکونی با شنیدن فریادی دلخراش از داخل منزل یکی از ساکنان سراسیمه وارد آپارتمان او شدند و در اتاق خواب با جسد بیجان زن صاحبخانه به نام مارال مواجه شدند.
زمانی که فریادهای دلخراش پدر و مادر مارال فضای خانه را پر کرد همسایگان مأموران پلیس را از وقوع حادثه باخبر کردند. وقتی بازپرس هنرمند و مأموران کلانتری 134 شهرک غرب به محل جنایت رسیدند دریافتند مارال 31 ساله درحالی که بستههای قرص اطراف او رها شده بود به طرز مرموزی از پای درآمده است.
پزشک جنایی در صحنه جنایت زمان مرگ را 2 تا 3 روز قبل اعلام و گمانه اولیه برای علت وقوع جنایت را مسمومیت بر اثر مصرف قرص اعلام کرد. به دستور بازپرس هنرمند برای رمزگشایی از علت مرگ، جسد به پزشکی قانون فرستاده شد. اما با اعلام نظریه پزشکی قانونی پرونده وارد مسیر تازهای شد. پزشکان پس از معاینه جسد اعلام کردند که مارال بر اثر خفگی با جسم نرم مثل بالش به کام مرگ رفته است.
با اعلام این فرضیه خانواده مقتول اعلام کردند دامادشان آروین دست به ارتکاب جنایت زده است آنان به کارآگاه پلیس گفتند که دخترشان مدتها بود که با آروین اختلاف شدیدی داشت و با شدت گرفتن دامنه اختلاف مارال حاضر نبود از آروین جدا شود. او امیدوار بود بتواند آرامش را به کانون زندگیاش بازگرداند اما مارال اسیر سرکشیهای آروین شده است. آروین در پی مشاجره با مارال خانه را ترک کرده بود و مارال مدت یک هفته به تنهایی در خانه زندگی میکرد و امکان خودکشی او کاملاً منتفی است. با اعلام شکایت اولیای دم آروین بازداشت شد اما در کلیه مراحل پرونده ارتکاب جنایت را انکار کرد.
آروین به مأموران پلیس گفت من در یک مراسم عروسی با مارال آشنا شدم. و در همان مراسم دلباخته او شدم از همینرو پس از مدت کمی به خواستگاریاش رفتم. مدت کمی که از ازدواج ما گذشته بود دریافتم او عصبانی است و روزها را تا هنگام عصر میخوابد. من به او اعتراض کردم و حتی از خانوادهاش به دلیل انجام نشدن کارهای خانه گلایه کردم او همواره قرصهای آرامبخش میخورد و این موضوع نگرانی مرا تشدید میکرد. آروین گفت یک روز که به خانه آمدم دریافتم او به خواب سنگینی فرو رفته اما با بررسی بیشتر دریافتم او تعداد زیادی قرص مصرف کرده است به همینخاطر وحشتزده خانوادهاش را باخبر کردم.
زمانی که آنها دیر کردند همسرم را به بیمارستان آتیه بردم و پزشکان او را از مرگ نجات دادند. زمانی که این اتفاق افتاد من از همسرم خواستم که روزها را در بیرون از خانه به کار مشغول شود اما زمانی که با مخالفت او مواجه شدم مصرف قرصها دوباره آغاز شد.
آروین گفت: همسرم دو بار قصد خودکشی داشت و من هر دوبار او را از مرگ نجات دادم. من چند روز قبل از حادثه در پی بالا گرفتن مشاجره او را به خانه پدرش بردم و از او خواستم تا نهایی شدن تصمیم آنجا بماند.
زمانی که به همراه خواهرم برای برداشتن مدارکم به خانه رفتم دریافتم او قفلها را عوض کرده و این تعویض قفل چند بار تکرار شد.
او درباره روز حادثه گفت: خواهرم در طبقه پایین منزلمان مطب داشت و من از طریق او از جریان قتل باخبر شدم.
مادر مقتول نیز به مأموران پلیس گفت: چند روزی بود که دخترم پاسخ تلفنهای ما را نمیداد با شدت گرفتن دلشورهام از همسرم خواستم به منزلش برویم. زمانی که او در را به روی ما باز نکرد سراغ همسایه رفتیم و او نیز از سرنوشت مارال اظهار بیاطلاعی کرد.
او گفت: شوهرم از نورگیر خانه همسایه وارد خانه دخترم شد و لحظاتی بعد با فریاد دلخراش او از قتل او باخبر شدیم.
آروین بیستم آبانماه سال گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد و اتهام قتل را انکار کرد. قاضی تردست اعلام نظر نهایی در پرونده را برای محرز شدن وقوع قتل منوط به نظریه کارشناس پزشکی قانونی دانست و جلسه را تجدید کرد. پزشکی قانونی در گزارش جدید خود علت مرگ را خودکشی اعلام کرد.
روز گذشته آخرین جلسه محاکمه متهم به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار دادگاه تشکیل شد.
گودرزی، وکیل اولیای دم در این جلسه گفت: پزشکی قانونی در پرونده 5بار درباره قتل اظهارنظر کرده است و وجود خراشیدگی، کبودی، ساییدگی در گردن و ... را علت مرگ عنوان کرده است در گواهی فوت نیز علت مرگ فشار بر گردن و مجاری تنفسی اعلام شده است و نظر دادهاند که فشار بر گردن علت قطع علائم حیاتی بوده است. وکیل متهم در اعتراض به نظر جدید پزشک قانونی گفت قبلاً 10 پزشکی درباره علت مرگ اظهارنظر کرده و در نظر جدید 5 پزشک اعلام نظر کردهاند.
در ادامه جلسه یاورزاده وکیل متهم در دفاع از موکل خود گفت: پزشک قانونی حاضر در صحنه علت خراشیدگیها را بعد از مرگ اعلام کرده است. همچنین در کنار جسد تارمویی کشف شد که صاحب آن هرگز شناخته نشد. این تار مو نه متعلق به متهم و نه متعلق به مقتول بوده است. مارال پیشتر دوبار توسط متهم از مرگ نجات یافته بود اما غریزه زندگی در او مرده بود بنابراین با 180 قرص خودکشی کرد.
قاضی تردست در ادامه جلسه را برای مشاوره با اعضای دادگاه به مدت 15 دقیقه اعلام تنفس کرد. پس از تشکیل مجدد قاضی متهم را برای آخرینبار تفهیم اتهام کرد او ارتکاب قتل را انکار کرد و گفت من هیچ خصومتی از اولیای دم ندارم و پس از مرگ همسرم مشتریان مطب من بیشتر شدهاند.
قاضی در خاتمه گفت: از آنجا که متهم در کلیه مراحل پرونده ارتکاب قتل را انکار کرده و نبود شواهد کافی بر علیه متهم و عدم اثبات قتل متهم، از اتهام قتل همسرش تبرئه میشود.
قاضی خطاب به اولیای دم گفت: حق اعتراض به رأی دادگاه برای آنها محفوظ است اما آنها میتوانند متهم را برای عدم ارتکاب به جنایت قسم دهند و سپس به رأی اعتراض کنند. اولیای دم گفتند که قصد قسم دادن را ندارند و قاضی تردست ختم جلسه را اعلام کرد.