علیرضا محمدی
نام ابوترابی هر جا که برده شود، آزادهها را همان جا خواهی یافت، مردی پاک از سلالهای مطهر و نورانی که دهمین سالگرد شهادتش، مصادف با شب میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) تعداد زیادی از رزمندگان، آزادهها، مردم و مسئولان کشوری و لشکری را در مسجد جامعه امام حسین (ع) گردهم آورده بود، مراسمی که در خلال آن بارها دو واژه ایثار و از خودگذشتگی را از زبان دوستان و همرزمانش شنیدم و تو گویی این مرد بزرگ جزخدمت و فداکاری خاطره دیگری از خود به یادگار نگذاشته است.
این مجلس که با مشارکت مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، بنیاد شهید و بسیج مسجد امام حسین (ع) برگزار شده بود، درابتدا با بیان خاطراتی از مرحوم ابوترابی توسط عدهای از همبندان دوران اسارتش آغاز به کار کرد و این بین ذکر «یا زهرای» او در آن هنگام که از بین تونل وحشت نگهبانان اردوگاه تکریک میگذشت، همان ندایی بود که از پس 23 سال به گوش میرسید و قطرات اشک را برگونه حضار جاری میساخت.
این خاطره که توسط یکی از آزادهها گفته شد، پیشدرآمد سخنان حجتالاسلام شیخ علیرضا پناهیان بود که به عنوان سخنران اصلی مراسم با کمی تأخیر وارد مسجد شد و به ایراد سخنرانی پرداخت.
حجتالاسلام پناهیان در ابتدا با اشاره به نزدیکی 15 خردادماه این روز را فصل بهار جامعه اسلامی دانست و بیان داشت: سالها پیش نهال جامعه خشکیده ما در چنین روزهایی فرصت تجلی یافت و تحت رهبری امام خمینی (ره) فضای لازم را جهت پرورش بزرگمردانی همچون ابوترابی به وجود آورد. بهترین وجه تشبیه برای انقلاب اسلامی ایران واژه بهار است که در آن فضا و فرصت لازم برای پرورش انسانها به وجود آمد. این طور نیست که اگر کسی از فرصت به دست آمده استفاده نکرد، تقصیر آن را به گردن باغبان بیندازیم؛ همان ایرادی که برخی نسبت به امام خمینی (ره) وارد میکنند. تصور این افراد از انقلاب همانند خم رنگرزی است که یک رنگرز در کنار آن ایستاده و نخها را درونش فرو میبرد. آن وقت اگر چند رشته نخ رنگ نشدند، تقصیر را به گردن رنگرز میاندازند، نخیر، این تشبیه اشتباه است و در واقع انقلاب ما همانند بهاری است که با فراهم آوردن شرایط رشد و تعالی، تمامی افراد جامعه را به طور مساوی دربرمیگیرد. اگر کسی از این شرایط به دست آمده استفاده نکرد، تقصیر از خود اوست نه از بهار.
سخنران ویژه مراسم با معرفی مرحوم ابوترابی و آزادگان به عنوان مثالهای بارز انسانهای تربیتیافته در بهار انقلاب گفت: انقلاب هیچ چیز برای ما کم نگذاشت. سند من برای این حرف مرحوم ابوترابی است که چه در دوران اسارت و چه آن زمان که مسئولیتی یافت هیچ گاه از مسیر عدالت و ایثار فرو نماند و چراغ روشنی شد برای همه ما که بدانیم شرایط برای رشد فراهم است و اگر نمیتوانیم همانند او شویم، مشکل از کمهمتی خودمان است. در واقع انقلاب 15خردادماه میدانی را در اختیار جامعه ما قرار داد تا میوههای رسیده خود را بچیند. این فرصت هنوز هم وجود دارد و اگر نمیتوانیم از آن استفاده کنیم، لااقل تقصیر را به گردن امام (ره) و انقلاب بیندازیم.
پناهیان در ادامه به بیان خاطراتی از حجتالاسلام ابوترابی پرداخت و اظهار داشت: مرحوم ابوترابی پیش از اسارت برنامه دیدار روزانه با امام خمینی (ره) را داشت. اما هیچ گاه از نزدیکی خود با ایشان استفاده نکرد و تنها در دوران اسارت و آن هم برای دلگرمی سایر اسرا به تعریف این دیدارها پرداخت. او مردی بود که وقتی به عنوان نمایندگی مجلس رسید، در پاسخ به درخواست کمک یکی از آزادهها که ظاهراً مشغول ساختن خانهاش بود، حاضر میشود در کسوت یک کارگر ساده شبها را در خانه او کار کند. اینجاست که با قاطعیت میگوییم اگر کسی بخواهد انقلاب ما را بشناسد، باید امثال ابوترابی را بشناسد و ببیند که انقلاب اسلامی چطور انسانهایی را در دل خود پرورش میدهد.
حجت الاسلام پناهیان در ادامه بحثی پیرامون تقدم ایثار در جامعه اسلامی را مطرح کرد و گفت: وقتی قرار است از ایثار بگوییم چارهای نیست جز خراب کردن برخی از مسائل. در حدیث شریفی آمده است که با مؤمنان با ایثار رفتار کن و با مردم منصفانه، این حدیث نشان میدهد که ایثار بالاتر از عادلانه رفتار کردن است. اصلاً در جایی که ایثار است انصاف معنای خود را از دست میدهد. زن و مردی که اهل ایثار نیستند منصفانه از هم طلاق میگیرند: اکنون در جامعه ما هم برخی از افراد دچار همین اشتباه شدهاند که فکر میکنند اگر به مفهوم آزادی و قانونمداری رسیدهاند، چیزی بالاتر از آن وجود ندارد. در صورتی که مفهوم ایثار بالاتر از این مفاهیم است و در جامعه ما نیز الگوهای خوبی همانند ابوترابی وجود دارند.
به تعبیر دیگر قانون و انصاف در برابر ظلم معنا میدهند، اما اکنون راه نجات جامعه ما منصفانه رفتار کردن نیست، بلکه ترویج روحیه ایثار و فداکاری است.
شیخ علیرضا پناهیان در پایان اتفاقات رخ داده در یک سال اخیر را با عدم وجود روحیه ایثار در برخی از مسئولان مرتبط دانست و افزود: در جریانات اخیر دیدیم که چطور منیتها باعث برزو اختلافات شدیدی در میان مسئولان شدند؛ اختلافاتی که با کمی گذشت و ایثار به راحتی قابل حل بودند. در سیره مرحوم ابوترابی موارد بسیاری دیده میشود که او حتی در مقابل دشمنانش نیز از خودگذشتگی نشان میداد. یکی از آزادهها تعریف میکرد که وقتی صلیب سرخ از ابوترابی در مورد وضعیت اردوگاه پرسید، ایشان هیچ حرفی مبنی بر بدرفتاری عراقیها نگفتند. وقتی دلیل این رفتارش را جویا میشوند این طور میگوید که عراقیها نیز مسلمانند و نباید مشکلات بین دو گروه مسلمان را به عدهای غیرمسلمان بروز داد.
ابوترابی میوه دل انقلاب است و با دیدن چنین سیره و رفتاری از او به راحتی میتوان گفت: سیدعلیاکبر ابوترابی موجب روشنایی چشم مادرش زهرای مرضیه (س) است.