
مقام معظم رهبرى تاكيد دارند كه ما بايد بدون تعارف و همانند امام(ره)، در حفظ مرزهاى اعتقادى و اصول خود صريح باشيم.حقيقتا اين حركت ملت در تداوم راه و خط امام(ره)، مانند ساير مجاهدتهاى ملت بزرگ ايران در اصل انقلاب، در جنگ تحميلى و در آزمايشهاى گوناگون، يك حركت استثنايى و به يادماندنى بود. من در اين فرصت، مايلم رؤوس جهتگيريهاى ملت ايران را - كه در حركت عمومى مردم، در حركت دولت و در حركت مسؤولين نظام مجسم شده است و دقيقا منطبق با همان خط و جهتگيرىاى است كه امام(ره) براى ما ترسيم كرده بودند - به اجمال عرض كنم.
من رؤوس مطالبى را در خصوصيات اين خط و اين جهتگيرى - كه ما به آن "خط امام " مىگوييم و مشخصه حركت نظام جمهورى اسلامى در ده سال حيات با بركت امام(ره) بوده است - عرض مىكنم: خط امام(ره)، يعنى آن مسلك و سلوك حكومتى امام امت، يعنى چيزى كه تفسيركننده نظام جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى مىتواند با جهتگيريهاى مختلفى تحقق يابد. آنچه اين جهتگيريها را به صواب نزديك مىكند و مورد قبول و اعتقاد امام(ره) بوده است، اينها است:
اول، ايستادگى در برابر تحميل و نفوذ قدرتهاى خارجى و نداشتن سر سازش با اين قدرتها. اين، اولين مشخصه حركت امام بزرگوار ماست.
دوم، اهتمام به تعبد و عمل فردى و ايستادگى در برابر سلطه شيطان نفس و وسوسههاى نفسانى. اين دو مطلب بزرگ و اين دو ميدان مبارزه را امام(ره) از هم جدا نمىكردند و در صحنه اجتماع و سياست، در مقابل شيطان بزرگ و شيطانهاى قدرت مىايستادند. در صحنه روان آدمى و درون وجود انسان، امام(ره) با نفس مبارزه مىكردند و بر تعبد و عمل اسلامى و فردى و شخصى اصرار داشتند.
سوم، اهميت دادن به توانايى ملتها و "اصل " دانستن آنها بود. امام(ره) با ملتها سخن مىگفتند و معتقد بودند كه تحولات بزرگ عالم، اگر به دست ملتها انجام گيرد، غير قابل شكست است و ملتها مىتوانند در دنيا تحول ايجاد كنند و محيطهاى خودشان را عوض نمايند.
چهارم، اصرار بر وحدت مسلمين و مبارزه با تفرقهافكنى استكبار.
پنجم، اصرار بر ايجاد روابط سالم دوستانه با دولتها، مگر استثناهايى كه هر كدام استدلالى قوى پشت سرش بود. امام(ره) به ما ياد دادند كه جمهورى اسلامى، در سطح عالم مىتواند و بايد از روابط سالمى با دولتها برخوردار شود. البته رابطه با آمريكا مردود است، به سبب اينكه آمريكا يك دولت استكبارى و متجاوز و ظالم است و با اسلام و جمهورى اسلامى در حال معارضه و محاربه است. ارتباط با رژيم صهيونيستى نيز مردود است، اما رابطه با بقيه دولتها، بسته به مصالح نظام جمهورى اسلامى است و اصل بر ايجاد ارتباط است.
ششم، اصرار بر شكستن حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامى و التزام به اسلام ناب. هم تحجر، از ديدگاه امام(ره) - در بيان و عمل - مردود بود، هم التقاط.
هفتم، نقش محورى دادن به نجات محرومين و تأمين عدالت اجتماعى. هميشه، مردم در چشم امام(ره)، اصل بودند. در منطق و در خط حكومتى امام امت، محرومان و مستضعفان، محور تصميمگيريها محسوب مىشدند و همه فعاليتهاى اقتصادى و امثال آن، بر محور نجات محرومين از محروميتها بود.
هشتم، توجه ويژه به مبارزه با رژيم اشغالگر قدس و رژيم غاصب صهيونيستى بود. مبارزه با اسرائيل، جايگاه خاصى در منطق امام(ره) - در راه و رسم حكومتى - داشت. از امورى كه در نظر امام امت بههيچوجه براى ملتهاى مسلمان قابل اغماض نبود، مبارزه با صهيونيستها بود، چون امام بزرگوار(ره)، نقش ويرانگر و مخرب اين رژيم تحميلى را از سالها پيش از پيروزى انقلاب، به درستى تشخيص داده بودند.
نهم، حفظ وحدت ملى و ايجاد يكپارچگى در ميان ملت ايران و اصرار بر مقابله و مبارزه با هر شعار تفرقه افكنانه.
دهم، حفظ مردمى بودن حكومت و ايجاد رابطه با مردم و حفظ ارتباط با آنها. لذا امام(ره)، هم به مسؤولين سفارش مىكردند كه "از مردم جدا نشويد، با مردم باشيد، زى مردم را داشته باشيد، به فكر مردم باشيد " و خلاصه، رابطه را از طرف مسؤولين تأمين مىكردند، هم متقابلا به مردم، سفارش مسؤولين و دولتها را مىكردند، يعنى امام(ره) با كسانى كه ارگانهاى نظام و دولت را تضعيف مىنمودند، به نحوى از انحا مقابله مىكردند.
يازدهم، اصرار بر سازندگى كشور و تحويل يك نمونه عملى از كشور و جامعه اسلامى به جهان كه در ماههاى آخر عمر با بركت امام(ره)، جايگاه مهمى داشت. بر اين اصرار داشتند كه كشور بايد از لحاظ اقتصادى، از لحاظ كارهاى زيربنايى و از لحاظ موارد درآمد بازسازى شود و براى مردم، نمونهاى عينى و عملى از سازندگى اسلامى ارائه گردد.
آن مواردى كه به اعتقاد بنده رؤوس و خطوط اصلى بينش امام(ره) و سلوك عملى و حكومتى ايشان بود، اينها است. هر چند ممكن است بعضى موارد هم از ديد بنده مخفى مانده و مورد غفلت قرار گرفته باشد.(21)
نكاتى اساسى از وصيتنامه امام(ره)
من چند نكته از وصيتنامه پر نكته امام(ره) را اينجا مطرح مىكنم.
1- مردمى بودن انقلاب و حفظ آن توسط مردم
نكته اول اين است كه امام(ره) در وصيتنامهشان تأكيد مىكنند كه اين انقلاب، يك انقلاب الهى است و پايه اصلى آن مردمند، يعنى اين انقلاب متعلق به مردم است. معناى اين حرف اين است كه هيچكس - هيچ قشرى، هيچ فردى، هيچ طبقهاى - نمىتواند و نبايد ادعاى مالكيت اين انقلاب را بكند، خود را مالك بداند، ديگران را مستأجر اين انقلاب بداند. اگر قرار بود كسى خود را نسبت به اين انقلاب مالك و صاحب بداند، از همه مناسبتر و شايستهتر، خود امام(ره) بود كه انقلاب بر محور عزم و اراده و شخصيت او به وجود آمد، ولى امام(ره) خود را هيچكاره و خدا را همهكاره مىداند. اين در بيانات امام(ره) موج مىزند و در وصيتنامه به آن تأكيد و تصريح شده است.
پس صاحب اين انقلاب مردمند. وظيفهاى بر دوش همگان سنگينى مىكند و آن حفظ اين امانت بزرگ الهى است. مردم بايد خودشان را حافظ اين انقلاب بدانند.
2- پيشگويى امام از گسترش انقلاب(ره)
نكته بعدى اين است كه امام(ره) در وصيتنامه اعلام مىكند كه اين انقلاب گسترش خواهد يافت، دست استعمارگران را از جهان اسلام كوتاه خواهد كرد. اين پيشگويى امام بزرگوار(ره) است. امروز به صحنه كه نگاه مىكنيم، مىبينيم اين اتفاق افتاده است. گسترش انقلاب از نظر امام(ره) از راه ايجاد فتنه در كشورها نيست، از راه لشگركشى نيست، از راه گسترش تروريزم نيست، گسترش انقلاب در ميان ملتها از راه الگوسازى نظام جمهورى اسلامى است، يعنى ملت ايران، نظام جمهورى اسلامى را به حدى و مرتبهاى برسانند كه وقتى ملتهاى ديگر به اين الگو نگاه مىكنند، شوق پيدا كنند و آن راه را دنبال كنند، از راه ترويج معارف اسلامى و از راه صراحت در دفاع از طبقات مظلوم دنياى اسلام و ملتهاى مظلومى كه در دنياى اسلام پامال ظلم استكبار شدهاند. اين گسترش نظام اسلامى است كه اتفاق افتاد.
3- روح انقلاب؛ روح ابتكار و پيشرفت
نكته سوم كه در وصيتنامه امام بارز است و در بيانات امام(ره) در طول اين ده سال حيات پربركتش منتشر و گسترده است و براى ملت و جوانان ما اهميت دارد، اين است كه انقلاب اسلامى كمك به پيشرفت ملت است، انقلاب اسلامى كمك به خلاقيت و نوآورى ملت است.
دشمنان اسلام اينجور وانمود مىكردند كه ديندارى با پيشرفت منافات دارد، با هم سازگار نيست. اگر ملتى بخواهد پيشرفت پيدا كند، بايد از دين دست بكشد، بايد برود به دامن غرب و خود را سر تا پا به رنگ غربى در بياورد تا بتواند پيشرفت كند. امام بزرگوار ما از اول انقلاب تا روز آخر و در وصيتنامه خود تأكيد مىكند كه روح انقلابى، روح حركت به جلو است، روح پيشرفت است، روح ابتكار و نوآورى است و اين در واقعيت ملت ايران هم تحقق پيدا كرد.
4- توجه به جنگ روانى دشمن
نكته ديگرى در وصيتنامه امام(ره) وجود دارد كه بسيار مهم است و آن توجه به جنگ سرد و عمليات روانى دشمن است. دشمن آن وقتى كه در ميدان، در صحنه عمل نتواند كارى از پيش ببرد، دست به جنگ روانى مىزند؛ براى مأيوس كردن، براى نااميد كردن، براى خالى كردن دل ملتها. با جنگ روانى و با تهديد سعى مىكنند ملتهاى مقابلشان ميدان را خالى كنند. اين معنايش اين است كه در ميدان عملى قدرت مقاومت در مقابل اين ملت را نداشتهاند. اين جنگ روانى از اولين روزهاى انقلاب تا امروز كه سى سال مىگذرد، همچنان ادامه دارد. گاهى مىگفتند اين انقلاب تا دو ماه ديگر بيشتر نمىماند، گاهى مىگفتند تا دو سال ديگر بيشتر نمىماند. امروز سى سال است كه اين انقلاب با قدرت تمام به پيش رفته است و روزبهروز ملت ايران را منسجمتر، پراميدتر، پرانرژىتر كرده است.
5- هشدار به جوانها
يك نكته ديگر در وصيتنامه امام بزرگوار، هشدار به جوانهاست در مقابل توطئههايى كه هدف و آماج آن، فقط جوانها هستند. جوان يك كشور اگر بخواهد مثل موتور پيشبرندهاى آن ملت را پيش ببرد، احتياج دارد به اينكه سر حال، بانشاط، تندرست، قوى و دلبسته به كار و پيشرفت باشد. براى اينكه اين روحيه را در جوان ايرانى از بين ببرند، تلاش مىكنند با توطئههاى گوناگون، با ترويج فساد، با ترويج فحشاء، با ترويج مواد مخدر، با باندهاى هدايتشده، جوان ايرانى را منصرف كنند. جوان ايرانى بايد به هوش باشد. امروز اگر مسؤولين نظام جمهورى اسلامى با مواد مخدر به سختى مبارزه مىكنند، اين يك جهاد بزرگ، يك حركت بسيار عميق در راه پيشرفت ملت ايران است. اينها نمىخواهند جوان ايرانى در كارگاه، در آزمايشگاه، در دانشگاه، در محيط علمى، در محيط كار و تلاش صنعتى و كشاورزى بانشاط باشد. آن جوانى كه سرگرم مسائل شهوانى جنسى باشد يا اسير مواد مخدر باشد، نه حال كار كردن دارد، نه حوصله فكر كردن دارد، نه نيروى كار كردن دارد، نه ابتكار دارد، نه عزم و اراده راسخ و لازم را دارد. امروز مبارزه با توطئههاى سازمانيافته براى كشاندن جوان ايرانى به شهوات، به مواد مخدر، به سرگرميهاى گوناگون جنسى، يك توطئه بسيار خطرناكى است. مبارزه با آن در درجه اول بر عهده خود آحاد ملت، به خصوص جوانها است. جوانها بايد هوشيار باشند.
6- ايستادگى قدرتمندانه مقابل استكبار
يك نكته اساسى ديگر در وصيتنامه و در بيانات امام(ره)، مسأله مواجهه با زورگويان عالم است. قدرتهاى سلطهگر و زورگوى جهانى، البته در طول تاريخ هميشه بودهاند، اما با پيشرفت علم و صنعت و با امكانات ارتباطاتى مدرن، اين سلطهگرى براى آنها آسانتر شده است. لذا مىبينيد آمريكائيها نسبت به همه جهان، ابراز طمعورزى مىكنند و با اين بهانه كه منافع ما در فلان جا به خطر افتاده است، وارد مىشوند، گويا منافع آنها بر منافع همه دنيا ترجيح دارد، بر منافع ملتها ترجيح دارد.
در مقابل اين زورگويى و گردنكلفتى و حرفنشنوى و حقناشناسى چه جور بايد برخورد كرد؟ اگر يك ملتى مىخواهد شر زورگويى زورگويان - و امروز شر آمريكا - را از سر خود كم كند، بايد در مقابل زورگويى آمريكا با قدرت و صلابت تمام بايستد.(22)
دو نكته اساسى در حركت امام(ره)
دو نكته اساسى در حركت امام بزرگوار بود كه همين دو نكته، سرمايه ارزشمند اين انقلاب بود و هست: يكى اين است كه هدف اين انقلاب، اسلام است. دوم اينكه سربازان اين انقلاب و لشكر اين انقلاب، مستضعفان و پابرهنگان و همچنين قشر جوانند. اين انقلاب را، پابرهنگان به پيروزى رساندند. اين جنگ طولانى تحميلى هشتساله را جوانان اين مملكت به نتيجه رساندند. امروز هم جوانان، در راه خدا و در راه اسلامند. امروز هم اگر خطرى اين انقلاب را تهديد كند، اولين كسانى كه به ميدان خواهند آمد، همين جوانانند، جوانان حوزهها، دانشگاهها و جوانان سراسر كشور و قشرهاى مختلف.
ملت بايد از اسلام جدا نشود و نخواهد شد. همه مسؤولان، در خدمت اسلام و كمربسته اسلامند. دعاى حضرت بقيةالله (عجل الله تعالى فرجه الشريف) به اين مردم و اين ملت، همواره پايدار خواهد بود. اسلام از اين كشور دفاع خواهد كرد. دنيا و آخرت ملت ايران، به بركت اسلام تأمين خواهد شد. اين خيل عظيم ميليونى مردم، به خصوص جوانان عزيز، سربازان اسلام و در راه اسلامند. مادامى كه اسلام در ميان شما حاكم است و مادامى كه اين وحدت كلمه عظيم، بحمدالله بر شما حكمفرما است، آمريكا، صهيونيست و دشمنان شكستخورده و روسياه، نخواهند توانست با اين ملت كارى بكنند و خسارتى بزنند.(23)
وظايف ما
1- حفظ عزت انقلاب و ادامه راه امام
وظيفه اول اين است كه صلابت و ابهت و عزت انقلاب را حفظ كنيم و راه امام را با قاطعيت ادامه دهيم و تسليم باجخواهيهاى دشمنان اسلام و انقلاب نشويم. شرق و غرب عالم اين انقلاب را شناختهاند و زورگوهاى دنيا هم توقعشان را از جمهورى اسلامى كم كردهاند. ملتها و دولتهاى ضعيف، با ضعف خود، بزرگترين ضربه را به خودشان مىزنند. چنين ملتها و دولتهايى از طرف قدرتهاى بزرگ مورد ترحم قرار نمىگيرند.
2- پيشرفت و تعالى در همه ابعاد
وظيفه دوم، توجه به سازندگى و آبادانى كشور است. اگر ما نتوانيم كشور خود را بسازيم، ملتهاى مسلمان از ما مأيوس مىشوند و دشمنان نيز نسبت به ما جرى خواهند شد. بدگوها خواهند گفت (كه) اينها نتوانستند كشورشان را بسازند و آباد كنند. ما وظيفه داريم براى آبادانى كشور تلاش كنيم و سازندگى را در همه ابعاد طبيعت و شهرها و روستاها و اقتصاد و صنعت و كشاورزى و اشتغال و... محقق سازيم. همچنين وظيفه داريم فقر و محروميت را در كشور از بين ببريم و به زندگى اين قشر بيشتر رسيدگى كنيم. اين، وظيفه ما و وصيت امام(ره) است.
سازندگى بايد در تمام ابعاد مادى و معنوى آن صورت گيرد؛ هم بايد چرخهاى اقتصاد به حركت درآيد و هم بايد روحيه معنوى و اخلاق و رابطه با خدا در ما تقويت شود. همه ما در قبال اين وظيفه بزرگ مسؤوليم.
شرط انجام وظايف؛ وحدت كلمه
اگر بخواهيم اين دو وظيفه بزرگ را به نحو مطلوب انجام دهيم، بايد همواره يك راز را كه رمز پيروزى و توفيق در سازندگى و توفيق در حفظ انقلاب و جمهورى اسلامى بود، مورد توجه قرار دهيم و آن، "وحدت كلمه " است.
بايد بهانهها را دور ريخت. بايد انگيزههاى اختلاف را در درون خود كشت. بايد طرح مسائل اختلافانگيز را ممنوع دينى و شرعى دانست. بعضيها به خاطر محدود بودن شعاع وجودشان، خيلى نمىتوانند زمينهساز اختلاف و تفرقه باشند، ممكن است حداكثر بين چند نفر ايجاد اختلاف كنند، هرچند همين موارد جزيى هم حرام است و اشكال دارد. اما بعضيها هستند كه نقش و تأثير و قوت وجودىشان طورى است كه كمترين اشاره آنها - هرچند غيرعمد باشد - ممكن است خداى نكرده موجب تفرقه و اختلاف شود.
افرادى كه حساس هستند و حركات و حرف و اشاره و تصريح آنها در مردم اثر مىگذارد، بايد مواظب باشند كه كار آنها به ايجاد اختلاف و تفرقه دامن نزند. كسانى كه قلم در دستشان و تريبون در اختيارشان است و كسانى كه در ميان مردم از وجههاى برخوردارند، بايد خيلى مراقبت كنند. بايد وحدت كلمه را حفظ كرد، اين وصيت دائمى امام(ره) بود. شايد در طول ده سال بعد از انقلاب، كمتر مسألهاى به اندازه "وحدت " مورد تأكيد آن بزرگوار بود.(24)
هويت انقلاب به شعارهاى انقلاب
انقلاب هويتش، معنايش به شعارهاى انقلاب است، به جهتگيرىهاى انقلاب است، به ارزشها و مبانى انقلاب است. هميشه بودهاند، امروز هم هستند، در آينده هم خواهند بود كسانى كه بخواهند به بهانه اينكه اوضاع جهان عوض شده است، شعارهاى انقلاب را تغيير بدهند يا شعار دينى - بعد دينى - را از انقلاب جدا كنند يا بعد عدالت اجتماعى را از انقلاب جدا كنند يا بعد سلطهستيزى و بيگانهستيزى را از انقلاب جدا كنند يا بعد ضد استبدادبودن را از انقلاب جداكنند.
(به) انگيزههاى مختلف (و) به بهانههاى مختلف، هميشه ممكن است وارد ميدان شوند، براى اينكه شعارهاى انقلاب و هدفهاى انقلاب را تغيير دهند. مردم بايد هوشيار باشند، بدانند. اين انقلاب با شعارهاى خود زنده است.
اصلىترين شعارهايى كه در اين انقلاب بر روى پرچم انقلاب نوشته شده است، شعار اسلامىبودن است، پايبندبودن به مبانى دين و اصول و قواعد دينى است، سلطهستيزى است، ستيزه با استكبار است، دفاع از مظلومان عالم است؛ آن هم دفاع صريح و صادقانه از همه مظلومان.(25)
انقلابىبودن به ...؟
در راه انقلاب، اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پيوستگى حركت وجود نداشت، انسان رابطهاش با انقلاب قطع مىشود، اين بىوفايى به انقلاب است. هميشه بودند كسانى كه به انقلاب بىوفايى كردند، به انقلاب دلبستگى خود را كم كردند، به انقلاب پشت كردند. وصيت امام(ره) اين است كه جوان ما، مردم ما، نسلهاى گوناگون ما، با چشم واقعبينانه نگاه كنند. اصل، انقلاب است، اشخاص اصل نيستند. انقلابىبودن به حفظ رابطه خود و عمل خود و پيوستگى خود با انقلاب است.(26)
مهمترين مسأله، رعايت مرزها و حريم انقلاب
امام راحل(ره) در دوران نهضت اسلامى و پس از پيروزى انقلاب اسلامى، با نوشتار و گفتار خود، خطوط اساسى و مرزهاى نظام جمهورى اسلامى ايران را مشخص كردند و مهمترين مسأله، رعايت اين مرزها و حفظ حريم هويت انقلاب اسلامى است.
امام بزرگوار(ره) در مراحل مختلف انقلاب اسلامى، همواره تلاش كردند با حفظ حريم هويت انقلاب اسلامى، مانع از كجروى و گمراهى و نفوذ عناصر بيگانه شوند كه اين روش، درس بزرگى براى ما است.
امام راحل(ره) براى حفظ حريم هويت انقلاب اسلامى، حتى استفاده از واژههاى عاريتى همچون جمهورى دموكراتيك را منع مىكردند و بر نوآورى و واژهسازى در چارچوب نگاه دينى و اعتقادى انقلاب تأكيد داشتند.(27)
نمىتوان شعار طرفدارى از امام(ره) (را سر) داد، اما به دنبال جداسازى ايدئولوژى از سياست بود و در همان مسير ايدئولوژىزدايى آمريكاييها حركت كرد. ما بايد بدون تعارف و همانند امام(ره)، در حفظ مرزهاى اعتقادى و اصول خود صريح باشيم و نگذاريم مرزهاى اعتقادى كمرنگ شوند.(28)
21) 14/3/1371
22) 14/3/1387
23) 14/3/1377
24) 3/4/1368
25) 14/3/1387
26) 14/3/1387
27) 1/3/1387
28) 3/3/1385