حبیب ترکاشوند- فردا 14خرداد، بیستویکمین سالی است که ملت ایران و تمامی آزادیخواهان جهان عروج رهبری را به سوگ مینشینند که به جرأت میتوان گفت: بعد از پیامبران و معصومان (علیهمالسلام) کسی به جامعیت ایشان در قرون گذشته و عصر حاضر نمیرسد. عارفی بالله، مجتهدی جامعالشرایط، فقیهی روشن ضمیر، مدیری مدبر و قاطع، حکیمی دوراندیش که با الهام از آیات قرآن، آموزههای نبوی و معصومان (علیهمالسلام) نهضتی را درجهان برپا کرد که نظام تثبیت شد. جهانی را بههم ریخت و عرصه جدیدی از زندگی را پیش پای بشریت غوطهور در ایسمهایی چون مارکسیسم، لیبرالیسم، اومانیسم، سکولاریسم و لائیسم ساخته شده دست روشنفکران غرب و شرق گشود.ظرفیت نظام تأسیس شده امام(ره)برخلاف تمامی نهضتها و انقلابات چند سده اخیر جهان که رهبران آن یا از قبل پیروزی به یک حکومت دیگر وابسته یا دلبستگی داشتهاند و یا اینکه پس از پیروزی برای استمرار و بقای نهضت خود دست به دامان قدرتهای بزرگتر از خود شدهاند، اما انقلاب ایجاد شده توسط امام اولین نهضتی است که از بدو آغاز تا پیروزی و از روز پیروزی تاکنون که 32 سالگی خود را پشتسر میگذارد نه تنها وابسته به هیچ مکتب و حکومتی نبود، بلکه از همان آغاز راه خود را از دو ابرقدرت مطرح جهان جدا کرده و سیاست خود را در نفی خوی استکباری ابرقدرتها قرار داد، به همینجهت هیچگاه قدرتهای مطرح جهان به این نهضت روی خوش نشان ندادند و اگر دو ابرقدرت متخاصم با تمامی اختلافات ممکن، در یک نقطه اشتراکنظر داشتند حذف این انقلاب نوپا بود که خطر آن به مرور شیرازه ارکان قدرت آنان را از هم میپاشید.نگاهی گذرا به وقایع سهمگین انقلاب درحیات امام این نکته را روشن میسازد که اگر حوادث عظیمی چون گروهکهای جداییطلب، منافقین و گروههای تروریستی، کودتای نوژه، جنگ تحمیلی، تسخیر لانه جاسوسی و دهها حادثه دیگر هرکدام از آنان دریک نظام نوپا ایجاد میشد به تنهایی کافی بود تا بنیانهای آن نظام را متلاشی کند و نهضت را در نطفه خفه سازد اما این نظام بهدلیل ظرفیتهای بیبدیلش که حاصل دوراندیشی فوقالعاده امام عظیمالشأن است باتمامی این حوادث کوچکترین خللی در آن ایجاد نشد.جمهوری ظرف اسلامیت انقلاببرخلاف عدهای که مدام از تقابل بین اسلامیت و جمهوریت سخن میگویند و جمهوریت را رکنی مستقل در مقابل رکن اسلامی نظام میآورند و از بهخطر افتادن جمهوریت نظام معمولاً ابراز نگرانی(!) میکنند امام هیچگاه این دو را متقابل ندید بلکه امام جمهوریت را ظرفی برای شیوه پیادهسازی اسلامیت نظام در عصر کنونی میدانست. بنابراین مدعیان راستین خط امام نمیتوانند ادعا کنند که در مسیر ایشان حرکت کنند اما مدام درجهت دور کردن این دو از هم و البته پررنگکردن جمهوریت آن باشند.ولایت فقیه؛ عصاره نهضت خمینی(ره)هرچند این نهضت از نگاه جهانبینی، استراتژی و اهداف چشمانداز با انقلاب معاصر خود بسیار متفاوت است اما اگر بخواهیم به مهمترین تفاوت قابل لمس آن با سایرین بپردازیم، ولایت فقیه است که این انقلاب را با این تز درجهان شناسانده است. تمامی مؤلفههای نهضت حضرت امام از سال 42 تا زمان عروج ملکوتیاش در واژه ولایت فقیه خلاصه شده است و ایشان با تبدیل این ایدئولوژی به یک سیستم و نظام، روشی را بنیان نهادند که سالهای سال برای نهضت و خطر انحراف آن مصونیت ایجاد کند.آیندهنگری امام رمز بقای نهضتتفاوت دیگر نهضت ایجاد شده امام، دوراندیشی ایشان برای رهبری نظام در دوران پس از خود ایشان است.برخلاف سایر رهبران انقلابها که بیشتر روی سلب حکومت مستقر، متمرکز شده بودند و ترسیمی از نظام جدیدالاحداث نداشتند اما حضرت امام از همان ابتدا شالوده اصلی این نهضت را که محوریت آن اصل ولایت فقیه بود با تبدیل آن به قانون سعی کرد این اصل لامتغیر بماند و از گزند هوسها و هواپرستیهای شخصیتها در امان بماند. هرچند اعضای مجلس خبرگان فردی را برای جانشینی امام برگزیدند که شخص ایشان به این کار راضی نبود اما ایشان به دلیل احترام به آرای آنان سکوت کردند تا کار به جایی رسید که سکوت جایز نبود و در دو ماه باقی مانده به پایان عمر مبارکشان، برترین جایگاه بعد از خود را برکنار کردند. اما ایشان در همان دوران به شخصی چشم داشتند که همچون خود ایشان حکیم، دوراندیش، مدیر و مدبر، اسلامشناس و زمانشناس و بصیر باشد. این فرد کسی جز آیتالله خامنهای نبود و در چند جلسه ایشان به بهانههای مختلف این موضوع را مطرح کرده بودند و در جمع بزرگان نظام پس از برکناری منتظری نیز بار دیگر به ایشان به عنوان کسی که شایستگی رهبری نظام را دارد اشاره کردند. هرچند بنا به خواسته مقام معظم رهبری این امر تا پایان حیات امام مخفی ماند.رخدادهای بعدی نشان از دوراندیشی امام داشتشاید پس از رحلت امام و انتخاب حضرت آیتالله خامنهای به رهبری نظام توسط مجلس خبرگان، عدهای هنوز شک داشتند که این روحانی 49 ساله خواهد توانست جایگزین حضرت امام با آن مقام و منزلت شود اما حوادث بعدی نشان داد که انگشت اشاره امام، هدف خود را درست انتخاب کرده بود. هنوز چند ماه از رحلت آن پیر فرزانه نمیگذشت که با هدایت الهی جانشین آن یار سفرکرده، کمتر کسی خلأ وجود امام را حس کرد. تمامی مؤلفههای رهبری جانشین امام اعم از شجاعت، سادهزیستی، زهد، تقوا، علم و بصیرت، زمانشناسی و تدبر همگی حضرت امام را در ذهن متبادر میساخت. تفاوت قابل لمس ایشان با امام این بود که قریب به 40سال از آن پیر روشنضمیر جوانتر بودند. دوران پرفراز و نشیب رهبری مقام معظم رهبری در 21 سال گذشته نشان داده است که اگر هدایت الهی ایشان نبود؛ حتی یک سال نیز پس از رحلت امام نظام دوام نمیآورد، مشکلات اقتصادی،تشدید تهاجم فرهنگی و فعالیت شبکههای ماهوارهای، ماجرای میکونوس، واقعه 18 تیر و فتنهای که به راه افتاد و بالاخره، جنگ نرم تمام عیار سال 88 نشان داد که این ردا برازنده تن ایشان است و کسی را یارای رقابت با ایشان نیست.معیار برای پیروی از راه امام چیست؟حال سالهاست که آن پیر در میان جامعه نیست. چه بسیارند افرادی که با نام امام سعی دارند جایگاه خود را در انقلاب وی تثبیت سازند و این نام ابزاری شده است برای مطرح کردن خود و طرد رقیبان، اما معیار پیروی از راه امام چیست؟ قرابت فامیلی، همنشینی یا انتصاب در یک مسئولیت کلان از جانب امام، اینها دلایل کافی و وافی برای راه امامند یا اینکه این مؤلفهها به پارامترهای دیگری نیز نیازمندند که سره از ناسره را تشخیص دهند.محکمات و متشابهات امامواکاوی اندیشه امام طی 10 سال رهبری ایشان و 15 سال قبل از پیروزی نهضت، محکمات و متشابهاتش را در ذهن متبادر میسازد که نیازمند آن است که ابتدا آن محکمات شناخته شده و بعد متشابهات با توجه به آن محکمات سنجیده و بعد تفسیر شوند.شاید بتوان عصاره محکمات اندیشه امام(ره) را در وصیتنامه سیاسی ـ الهی ایشان دید که توصیههای راهبردی ایشان برای نسلهای بعدی ایران و تمامی مسلمانان جهان است. برخی از این محکمات عبارتند از: استکبارستیزی، سادهزیستی و حمایت از مستضعفان، ضدیت با اشرافیگری و خوی سلطانی و سلطانمنشی، خدامحوری و اولویت دانستن رضایت الهی بر رضایت مردم و اطرافیان، وظیفهمحوری به جای نتیجهمحوری، ترجیح مصلحت نظام اسلامی بر مصلحت فرد، گروه یا جریانها، حمایت از مسلمانان مظلوم جهان و کنار گذاشتن توصیه مصلحتاندیشان در این رابطه و...این چند مؤلفه و سایر مؤلفههای شاخص امام تا حدودی بیانکننده اصول رفتاری امام(ره) است. حال باید از مدعیانی که امروزه برای امام سینهچاک میکنند پرسید رابطه و نسبت شما با این محکمات چیست؟هرچه با این محکمات تناسب بیشتری داشته باشید از هر جناح فکری که باشید به همان اندازه به بنیانگذار انقلاب نزدیکترید.