در هر ملتی وحدت و همبستگی مردم، موجب تلاش مشترک برای دستیابی به اهداف ملی و آرمانی میشود. این مهم راه رسیدن به سعادت را که غایت و نهایت اهداف هر جامعهای محسوب میشود، فراهم میکند. در این میان نباید نقش موثر نظام تعلیم و تربیت را در ارتقای چنین هدفی نادیده گرفت. به راستی رابطه وحدتاندیشه و انسجام معارف با کارآمدی آموزش و پرورش چیست؟به طور کلی وحدتاندیشه و انسجام در نظام آموزش و پرورش در پنج مرحله قابل بررسی و نقد و نظر است. مرحله اول، انسجام معارف آن چه که در یک نظام تعلیم و تربیتی اصالت دارد، «کل» است، زیرا این کل است که زمینه را برای رشد انسان فراهم میکند. فیزیک، شیمی، جامعه شناسی، ادبیات و... اجزایی هستند که به تدریج وارد ظرف واحدی به نام ذهن دانشآموز شده و در نهایت کل را تشکیل میدهند، به شرطی که به «وحدت» بینجامد. پس از شرایط کمال انسان، وحدتاندیشه و تفکرات است و «انسجام معارف» اولین مرحله آن میباشد. مرحله دوم، انسجام در معارف نزدیک به هم دومین مرحله از شرایط کمال و وحدتاندیشه، انسجام در معارف و علوم نزدیک به هم است. تشکیل مناطق مختلف علوم در حوزههای معرفتی از آن جهت اهمیت دارد که در بین هر یک از این علوم، اعم از تجربی، انسانی، دینی، اجتماعی و... ارتباط قویتر و نزدیکتر و منسجمتری وجود دارد. به عنوان مثال انسجام دو درس قرآن و عربی با یکدیگر بیشتر است تا دروس عربی و جغرافی؛ هرچند تمامی دروس با هم مرتبط هستند، اما ارتباط آنها از نظر شدت و ضعف متفاوت است. به عنوان مثال: آیا معلم درس قرآن و یا معلم ریاضی به این نکته اندیشیده است که ارتباط درسش با دیگر دروس کجاست؟ آیا برنامه ریزان و مؤلفان کتابهای درسی و معلمین دروس مختلف به وحدت این درسها در ذهن دانشآموز فکر میکنند و به نتیجه آن؟ آیا هر یک از دروس، جزء منشور کمال و رشد انسان محسوب میشود یا خیر؟ آیا اگر متولیان و برنامهریزان درسی و معلمان، نتوانند این ارتباط را کشف کنند و یا به این موضوع توجه کافی نداشته باشند، دانشآموزان میتوانند این انسجام را کشف نمایند؟ مرحله سوم، انسجام عناصر چه باید کرد تا نقطههای ارتباط بین دروس مختلف کشف شود؟ برای رسیدن به جواب این سؤال بایستی به مرحله سوم یعنی «انسجام عناصر» در هر یک از این علوم توجه شود. باید بین عناصر یک درس، انسجام معنادار حاکم باشد، یعنی بین هدف (یا اهداف) برنامه آموزشی، محتوای برنامه درسی (کتاب)، رسانههای آموزشی و کمک آموزشی، روشها و راهبردهای تدریس، شیوههای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و دورههای آموزش و ارتقای معلمان و دروس مراکز تربیت معلم و... یک ارتباط درون رشتهای لازم است تا معجزهای به نام یادگیری اتفاق بیفتد. توجه به این قانون یادگیری و اصل آموزشی ضروری است که ذهن دانشآموز طالب وحدت است نه کثرت، اگر علوم را به مثابه دانههای تسبیح فرض کنیم، نخ تسبیح، همان ارتباط است و اگر نخ ارتباطی نباشد، علوم و عناصر آن به هم ریخته و در یکدیگر، گم میشود. پس ذهن کودک، تسبیح طلب است نه دانه طلب. مرحله چهارم، انسجام اجزای یک عنصر چهارمین مرحله از شرایط کمال «انسجام اجزای یک عنصر» است. مثلاً اجزای عنصر به نام محتوای درسی عبارتند از عناصر اصلی (حیطههای سهگانه یادگیری؛ شامل شناختی، روان- حرکتی و عاطفی) و عناصر فرعی (رنگها، تصاویر، نمودارها، جدولها و...)؛ ارتباط اینها باید از یک منطق علمی برخوردار باشد و نه سلیقهای و قائم به شخص. تجربه سالهای گذشته نشان دهنده این مطلب است که کم توجهی به این شاخصه در اغلب فعالیتهای آموزشی و مخصوصاً پرورشی و فعالیتهای فوق برنامه، باعث ناکارآمدی آنها شده است. مرحله پنجم، انسجام در تجارب دانشآموزان مرحله پنجم از شرایط کمال «انسجام در تجارب دانشآموزان» است. اجزای مختلف هر یک از عناصر برنامههای درسی و آموزشی، باید در طول سال تحصیلی و طی مراحلی، به طور نسبی و طبیعی، وارد ذهن شاگردان شود و به هم پیوند بخورد. آن چه که باید در درون ذهن بچهها اتفاق بیفتد «وحدت تجربه» است. همچنین نظام تعلیم و تربیت باید به گونهای عمل کند که اطمینان داشته باشد که محصول نهایی فرایند آموزش و پرورش اگر سیاستمدار، اقتصاددان، هنرمند و... شد به اصول اعتقادی خود پایبند است. بی توجهی به وحدتاندیشه و انسجام معارف به جای فراهم آوردن شرایط کمال، شرایط زوال را در پی خواهد داشت. انسان تربیت نشده، همانند دکتری است که به جای جراحی، قصابی میکند. انسان تربیت نشده است وحدت اصیل را به راحتی میگیرد و به جای کثرت اعتباری ذبح میکند. تاریخ بشریت خود به خوبی بیانگر این مطلب است. راه رسیدن به انسجامآنچه مسلم است این است که قرار نیست در جامعه معجزه، اتفاق بیفتد، خداوند حکیم بنای خلقت عالم را بر طبیعی بودن امور قرار داده است. در این میان آن کسی که برنامهریزی کند، پیروز میشود و هر کس طراحی بهتر انجام دهد و مدیریت صحیح به خرج دهد، موفق است، خواه مسلمان باشد یا غیرمسلمان.هر مکتبی نیازمند ضابطه و انسجام است، نظام و قاعدهای دارد، محتوایی را شامل میشود که چرایی آن را تشکیل میدهد و به گونهای است که قابل دفاع است، روش دارد و مدلی را ارائه میکند. متأسفانه باید بپذیریم آنچه که از مکتب حیات بخش اسلام، در نظام تعلیم و تربیت کشور ما آمده است، چیزی جز یک اسم و تعدادی اهداف غایی نیست. نظام آموزش و پرورش فعلی کشور نه تنها در استراتژی نظام با نظام جمهوری اسلامی در تناقض است، بلکه با مبانی عقیدتی و اصول اساسی اسلام نیز ناسازگاری لازم را ندارد. چرا که در نظام اسلامی کشور ما، «دین» هم محور و بنیاد تمامی نهادهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... است و هم انسجام دهنده آنها به همین خاطر در همه جا نیز حضور مؤثر دارد، درست در مقابل نظامهای غیر دینی که دین را به موازات سایر نهادها میدانند و اجازه دخالت به آن در سایر امور را نمیدهند.شاید بیان این هشدار در همین جا مناسب باشد که در نظام تعلیم و تربیت فعلی کشور که چارچوب آن را کشورهایی مانند فرانسه برای ما تعیین کردهاند، اضافه کردن دروسی همچون قرآن و دینی، نه تنها نتوانسته است در اسلامی کردن آموزش و پرورش، چندان اثربخش باشد، بلکه این گونه دروس به تدریج جایگاه شایسته خود را نیز از دست دادهاند، چرا که این دروس به جای آن که محور سایر درسها قرار گیرند- با یک نگاه خوش بینانه- همواره در موازات سایر دروس دیده شدهاند. بی سبب نیست که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از فرهنگیان با ایشان در روز معلم سال ۱۳۸۵ درباره وضعیت قرآن در آموزش و پرورش فرمودند: «قرآن در آموزش و پرورش حقیقتاً مهجور است...» باید از متولیان تعلیم و تربیت کشور و از برنامهریزان و مؤلفان کتابهای درسی و از آموزگاران و دبیران محترم آموزش و پرورش سؤال کنیم که: - آیا برنامههای آموزشی و کتابهای درسی ریاضی، علوم تجربی، جغرافی، حرفه و فن، فیزیک، شیمی، زیست شناسی و... در کشور جمهوری اسلامی ایران، با کشورهای غیراسلامی و غربی چقدر تفاوت دارد؟ و آیا اصولاً میتواند تفاوتی داشته باشد یا خیر؟ - آیا این همه حساسیت درباره تعلیم و تربیت اسلامی دانشآموزان، فقط برعهده معلمان دینی و قرآن و مربیان پرورشی است و سایر معلمان در این باره مسئولیتی ندارند و یا نمیتوانند داشته باشند؟ اتخاذ استراتژی هماهنگ با نظام، طراحی و برنامهریزی آموزشی و درسی با محوریت وحدتاندیشه و انسجام معارف، آن هم برپایه آیات و احکام حیات بخش قرآن کریم- این کتاب هدایت و رستگاری تمامی انسانها در تمامی زمانها- میتواند بهترین گزینه و حتی تنها راه برای نجات نسلهای آینده باشد. پیامبراعظم(ص): «و اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن»: (و هنگامی که فتنههای زمانه، همچون پارههای شب تار، بر شما هجوم آورد، بر شما باد پناه بردن به قرآن.) نباید چنین به نظر برسد که بیگانهترین کتاب، در نزد بسیاری از دانشآموزان، قرآن است. این مهم برعهده تمامی متولیان نظام تعلیم و تربیت و معلمان و حتی والدین دانشآموزان است که قرآن را به معنی واقعی از مهجوریت درآورند. مسئول انسجام معارف در آموزش و پرورش کیست؟ نزدیکترین شخص به دانشآموز، پس از والدین (حتی در دوره ابتدایی بیش از والدین) آموزگار پایه و معلم است، در راهبردهای نوین آموزشی معلم، مدیر یادگیری است و کار اصلی وی «ایجاد فضای منسجم آموزشی» میباشد. مدیر مدرسه «رهبر آموزشی» بوده و وظیفه اش «ایجاد فضای آموزشی» است. وقتی سؤال میشود، چه کسی در آموزش و پرورش مسئول انسجام است؟ پاسخش برمیگردد به دو رابطه طولی و عرضی. به عنوان مثال: مسئول برنامه درسی، دفتر برنامهریزی و تألیف کتب درسی است. مسئول فضای آموزشی،سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس است. مسئول معلمان، دفتر آموزش و ارتقای نیروی انسانی است، مسئول فیلمهای آموزشی، دفتر تکنولوژی آموزشی است و... اما این سؤال که مسئول انسجام و هماهنگی اینها کیست؟ سؤالی است که در حال حاضر جوابی برای آن دیده نمیشود.نتیجه بحث اندیشهها و آرمانهای خوب، اگر بد طراحی شود و انسجام در آنها لحاظ نشود، در مرحله عمل، فرایند و نتیجه بدی به همراه خواهند داشت و اثربخش نخواهند بود و بالعکس وحدتاندیشه و انسجام معارف باعث کارآمدی آموزش و پرورش و در نتیجه فراهم آمدن شرایط کمال میشود. قرآن کریم نمونه بارز وحدتاندیشه و انسجام معارف و مراحل پنجگانه آن است و همچنین شخصیت پیامبر اعظم(ص) و امیرمؤمنان و ائمه اطهار(ع) نیز اگر همه جاودان و همواره مورد توجه هستند، به خاطر آن است که در تمامی ابعاد دارای وحدتاندیشه و انسجام بودهاند. راهکار قرآن کریم و سنت پیامبر(ص) و سیره ائمه هدی(ع) در این باره روشن است: «صبغه الله، و من احسن من الله صبغه، و نحن لهو عابدون» بقره/۱۳۸ در اثر انسجام است که معلمان میتوانند نقد علمی کنند، تولید داشته و مولد باشند و از تجارب آنان در تبادلاندیشه و افکار استفاده کرد و شاهد معلمانی محقق و مؤلف بود. انسجام است که باعث جاودانگی میشود و «انسان کامل» که باید ثمره آموزش و پرورش باشد، تحویل جامعه میگردد.* کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی و کارشناس و مؤلف کتابهای درسی آموزش قرآن دوره ابتداییدفتر برنامهریزی و تألیف کتاب درسی وزارت آموزش و پرورش