علي رضايي - در اوايل انقلاب اسلامي سال 57 دولت آمريكا براي ايجاد بحران در ايران تلاش گستردهاي كرد. چنانكه با شناسايي ضدانقلابيون داخلي موج ترورها را به راه انداخت و با تقويت گروهكهاي منافق در خاك ايران، اهداف خصمانه خود را پيگيري كرد. اما اين تلاش ناكام ماند و آمريكا به ترفندهاي ديگري همچون مهار بينالمللي دخيل بست و سعي داشت با تحريك جامعه جهاني عليه ايران، نابودي نظام جمهوري اسلامي را شاهد باشد. در همين راستا هشت سال جنگ را بر ايران تحميل كرد كه اين نيز با شكست مواجه شد. زمينخوردنهاي پيدرپي آمريكا در پيش پاي ايران باعث شد كه سياستهاي خصمانه ايالات متحده عليه ملت و كشور مقاوم ايران شدت گيرد و از شگردهاي تازهاي به عنوان مكمل ترفندهاي سابق پردهبرداري كند.بهكارگيري سياستهاي دوگانه از سوي ايالات متحده آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران از دهه 70 به راه افتاد كه اين روش در مقطع كنوني تاريخ با وضوحي بيش از پيش ديده ميشود. چنانكه شاهديم دولتمردان آمريكا به ويژه باراك اوباما رئيس جمهور اين كشور شعار تغيير سر ميدهند و نوع رويكرد خود در قبال ايران را متفاوت از پيش معرفي ميكنند. ادعاي مذاكره و گفتوگوي جامع و بدون پيش شرط با ايران دارند و اين را در افكار عمومي ميپرورانند، ولي در عمل همچنان پايبند به ادبيات تهديد و تشديد تحريمها هستند، بنابراين تعبير دقيق اين راهبرد آمريكاييها هماني است كه رهبر حكيم انقلاب فرمودهاند:«آنها ميگويند به سوي ايران دست دراز كردهايم و ما ميگوييم اگر آمريكا در زير دستكش مخملي، دستي چدني را پنهان كرده باشد اين اقدام هيچ معنا و ارزشي ندارد.»دست چدني، زير دستكش مخمليراهبرد فريبكارانه آمريكاييها يعني اتخاذ سياستهاي دوگانه در قبال ايران بيش از هر چيز براي تشكيك در آرا و افكار عمومي است. اگر به يك مورد در اين زمينه توجه كنيم، اين ادعا ثابت ميشود. باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا در پيامي به مناسبت نوروز 89 مدعي عزم واشنگتن براي حل و فصل پرونده هستهاي ايران از راه گفت وگو و ديپلماسي شد و همچنين ادعا کرد که مقامات ايران دست گشاده او به سمت ايران را با مشت گره کرده پاسخ دادهاند! اما در همان پيام مشاهده ميشود كه اوباما از پيگيري موضوع تحريمهاي بيشتر عليه ايران براي جلوگيري از دستيابي اين کشور به فناوري هستهاي خبر داد و در اظهاراتي کاملاً متناقض گفت: «ما در حال رايزني با جامعه جهاني براي وادار کردن دولت ايران به پذيرش مسؤوليت بينالمللي خود هستيم.»اين نوع اظهارات دو سويه، شنونده را به شك مياندازد كه اوباما با ماست يا بر ماست؟! و اين همان چيزي است كه دولتمردان آمريكا خواستارند.دستكش مخمليبراي حمايت از ضدانقلابيونپس از تشكيك در افكار عمومي، اما رفتهرفته هر كسي بنا بر نوع نگرش و محاسبات فكري خود به نتيجهاي قطعي در خصوص اين اظهارات ميرسد. آنان كه از اين انقلاب رويگردانند، آمريكا را دوست ايران و شريكي بزرگ در عرصه سياست خارجي تلقي ميكنند. بنابراين از هر شيوهاي براي مجاب كردن دولتمردان ايراني استفاده ميكنند تا رابطه با آمريكا برقرار شود. برخي از رسانهها با قلم و عدهاي آشوبگر هم با چوب و چماق. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت آن بخش از سياستهاي آمريكا كه در ظاهر «دستكش مخملي» مطرح ميشود براي دفاع و حمايت از ضدانقلابيون داخل نظام و جلب نظر مثبت اين طيف بافته شده است. اما بعد ديگر سياستهاي آمريكا يعني «دست چدني پنهان» مربوط به كدام قشر است؟دست چدني براي توقف انقلاب ايراناگر به رخدادهاي اخير در عرصه سياست خارجي ايران دقت كنيم، پاسخ سؤال مزبور به روشني داده ميشود. بيانيه تهران موفقيت بزرگي از تلاش ايران در پيشبرد اهداف بينالمللي به شمار ميآيد، اما با اين حال دولتمردان آمريكا درصدد تصويب قطعنامهاي ديگر عليه ايران برآمدهاند و قصد دارند بر دامنه تهديدات و تحريمها عليه جمهوري اسلامي بيفزايند.اين حركت آمريكا را به وضوح ميتوان در قالب دست چدني مشاهده كرد كه علامت خطري را در مقابل اقدامات ملي و مستقلانه دولتمردان ايران برافراشته است و اين هشدار را به انقلابيون ميدهد كه اگر ادامه دهيد با دست چدني آمريكا مواجه خواهيد شد، اما در موضوع بيانيه تهران هم اگر دقت كنيم مشاهده خواهيم كرد كه آمريكا در اين زمينه نيز دستكش مخملي را در دست دارد. چنانچه تركيه و برزيل با پيشنهاد آمريكا وارد مذاكره با ايران براي تبادل سوخت شدند، اما حال كه مذاكرات به نتيجه مثبت رسيده، آمريكا ادعا ميكند كه شفافسازيهاي ايران در حيطه استفاده از انرژي هستهاي كامل نبوده و بيانيه اخير تهران نگرانيها را رفع نميكند، بنابراين با اين روش به عدهاي از همراهان خود در ايران پيغامي را ميدهد كه ما خواهان رفع نگرانيها هستيم و در صورت توقف انقلاب ايران، ما دوست شماييم! اما از سوي ديگر به دولتمردان اين پيام را ميدهد كه اگر ادامه دهيد، با دست چدني و قطعنامه و شايد هم حمله نظامي به ايران مواجه شويد. اين پيامي است كه از ابتداي انقلاب سال 57 به گونههاي مختلف از سوي آمريكا به ايران مستقل ارسال شد و امروز به شيوههايي نوين و اتخاذ سياستهاي دوگانه، براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي را در پيش گرفتهاند. غافل از آنكه انقلاب ايران همچون روز اول در برابر بيگانگان ايستاده و فريبكاريهاي آمريكا در ظاهر دستكش مخملي اگرچه توانسته عدهاي را از مسير انقلاب منحرف سازد، اما توده مردم باطن سياستهاي آمريكا يعني دست چدني را مشاهده كردهاند و براي قطع كردن اين دست هيچ واهمهاي ندارند و آمادهاند.