
صغری خیل فرهنگ
مقاومت در خرمشهر، نشان از اراده پولادین ملتی داشت که گوش به فرمان رهنمودهای رهبری فرزانه بودند که پایداری در خرمشهر، به مدت یازده برابر آنچه که دشمن پیشبینی کرده بود، رسید. آری همه آرزوهای اشغالگران نقش بر آب شد و این فقط از عهده ملتی چنین متحد و سرافراز برمیآید. و تهاجم به خرمشهر و مقاومت 35 روزه تمام دلاورمردان با چنگ و دندان و خلق حماسههای بیبدیل در برابر سپاهی تا دندان مسلح نشان از حماقت دشمن و جسارت و شهامت مردم ایران دارد، که گوش به فرمان بوده و هستند عزیزان دلاور زیادی در به تصویر کشیدن تبسم ویرانههای خرمشهر، نقشآفرینی کردند و الحق که خرمشهر را باید خونینشهر نامید و اگر نبود لطف خدا و رهبری دانا و همت مردم، چه کسی میداند که امروز جه بر سرما میآمد.
اما در میان خیل حماسهسازان این پیروزی بس عظیم، گردان 151 در خرمشهر حماسهها آفریدند که متأسفانه گمنام ماندهاند، پادگان دژ، مکانی است مقدس که قدامتش از فکه و طلائیه و شلمچه ... نمیماند، عرصه جولان دلاورانی است که بخش عظیمی از دفاع خونین خرمشهر را رقم زدند، و تا زمانی که پادگان دژ سر پا ایستاده بود خرمشهر سقوط نکرد، اما به محض سقوط پادگان، خرمشهر نیز سقوط کرد.
دژی برای مقاومت
گردان 151 پیاده دژ خرمشهر در سال 1349، تأسیس شد. این گردان که شامل 5 گروهان بود، بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را به عهده داشت و برای انجام این مأموریت به 32 پاسگاه تقسیم شد.
مأموریت این گردان در زمان درگیری انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت 48 ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان دو پاسگاه یا دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود.
گردان دژ از شلمچه تا طلائیه قدیم عملا مرزبانی 65 کیلومتر از خط مرزی را به عهده داشت. محل دژ مرکزی شلمچه در قبرستان فعلی نزدیک به شلمچه است که عراقیها پس از اشغال آن باقیمانده ساختمان آن را باخاک یکی کردهاند و امروزه جز تعدادی آجر و مقداری نخاله ساختمانی چیزی از آن نمانده است.
با آغاز تهاجم نیروهای عراقی به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران همه دژها در مرز، وارد عمل شدند و در نهایت پس از حداکثر 3 روز کلیه دژها در مرز سقوط کردند و دژ مرکزی کوشک توانست به مدت پنج روز در کوشک و حسینیه و جفیر ارتش عراق را به تأخیر بیندازد ولی دژ مرکزی شلمچه الحق حماسه آفرید و به روایت مدافعین دژ مرکزی شلمچه این دژ تا روز دهم شهریور 59 در مقابل عراقیها ایستادگی کرد که الحق حماسه مقاومت شلمچه از همین نقطه رقم خورد، البته در این مقاومت یگانهای دیگری از نیروی زمینی حضور داشتند و در روزهای آخر حضور تعدادی غیرارتشی برای کمک به پرسنل در شلمچه مشهود است. پس از هجوم ارتش عراق به دژهای مرزی عملا سازمان دژهای مرزی به هم ریخت و تعدادی شهید و تعدادی اسیر و تعدادی مفقود شدند. مجروحان به بیمارستانهای مختلف انتقال یافتند و از تاریخ دهم شهریور به بعد واژه دژ فقط به پادگان دژ خلاصه میشد.
پرسنل پادگان دژ پس از عقبنشینی به پل نو بلافاصله در سطح شهر نیز حاضر شده و با عراقیهای متجاوز، مبارزه میکردند.
گردان دژ در طول جنگ بیش از 10 بار بازسازی شد و بعضی از پرسنل آن که از مدافعین خرمشهر بودند در یگانهای دیگر و در مناطق دیگر به فیض شهادت نائل آمدند. در پایان جنگ، طبق آمار موجود گردان 151 پیاده دژ خرمشهر با 78 نفر شهید کادری و 207 نفر شهید وظیفه و 320 نفر اسیر و مفقود کارنامه عملیاتی هشت سال دفاع مقدس خود را، به تاریخ تقدیم نمود.
هر چند مقاومت در دژ خرمشهر به جای 48 ساعت عملا 48 روز طول کشید، اما گردان دژ در 30/7/59 به طور کامل سقوط کرد.
اما در تاریخ 1/9/59 سرهنگ زمانفر فرماندهی گردان را به عهده گرفت و گردان را خیلی زود آماده عملیات نمود.
گردان دژ گردان مقدسی است و در عملیات 25/2/61 که به آزادی خرمشهر انجامید، در چند عملیات ایذایی شرکت نمود و با موفقیت آنها را اجرا کرده و دین خود را به خرمشهر ادا کرده، زمینه را برای آزادی خرمشهر هموار نمود.
حضور رزمندگان در پادگان دژ همه توأم با حماسه بود. آنچه مسلم است روزهای آخر دفاع از پادگان به عهده تنها پرسنل پادگان دژ نبوده است، چرا که در این دفاع ارزشمند به اسم افرادی برمیخوریم که جمعی پادگان دژ نبودند، ولی در دفاع از پادگان نا مشان ثبت شده است و در نهایت آخرین مدافعان پادگان دژ تعداد 19 نفر بودند که در پشت پیراهنهای خود از داخل وصیتنامه نوشته و در قسمت ترابری پادگان به دفاع ایستادند. این حماسهسازان تا آخرین گلوله در مقابل دشمن ایستادند و در نهایت پس از اتمام مهمات خود در حال عقبنشینی و تغییر موضوع به ستاد گردان بودند که عراقیها متوجه آنها شده و تعدادی را با گلوله به شهادت رساندند و از روی بدن زنده بعضی از آنها با شنی تانک رد شدند.
وقتی خبر سقوط پادگان دژ به صدام میرسد او نا باورانه اعلام میدارد که قصد بازدید از محل را دارد. بلافاصله مسئولان مهندسی عراق کاخی برای صدام در انتهای پادگان درست میکنند که این دژ از نظر ساختمانی بینظیر و از نظر استحکام تمامعیار بود. صدام در شب هشتم آبان به پادگان آمده و در صبح روز بعد یا همان روز در مراسم صبحگاهی که در میدان پادگان برگزار میشود شرکت میکند و این فیلم بلافاصله در تلویزیون عراق و کشورهای عربی پخش میشود.