
مصطفی خدابخشی
اشاره
در روند دفاع هشت ساله از آنجایی که ایران نمیتوانست درازدستی به اراضی خود را تحمل کند در سلسلهعملیاتهای مشترکی با همکاری ارتش، سپاه و بسیج اقدام به بازپسگیری وجببه وجب خاک گرفت. یقیناً یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین این عملیاتها، عملیات بیتالمقدس است که با اعجازی خاص طی 25 روز ضرب شبانهروزی خونینشهر را به دامان کشور بازگرداند تا امام خمینی(ره) در جملهای قصار آزادی آن را مرهون لطف خدا بیان کند.
واکاوی چند و چون آزادسازی خرمشهر میسر نخواهد شد جز آنکه دقایقی را با مردان آن حماسه بزرگ سپری کرده و پرده از حقایق آن برداشت. در همین راستا با امیر بختیاری به گفتوگو نشستیم که شرح آن را در زیر میخوانید.
جناب بختیاری! اولین برنامه نیروهای نظامی بعد از سقوط خرمشهر چه بود؟ آیا تدارکی برای بازپسگیری شهر دیده شده بود؟
بعد از سقوط خرمشهر اولین موضوعی که مدنظر قرار گرفت جلوگیری از نفوذ بیش از پیش عراق و محصور شدن آن در خرمشهر بود. به طور طبیعی بعد از این رویه برنامههایی برای بازپسگیری مناطق اشغالی مد نظر قرار گرفته شد، منتها برای آزادسازی خرمشهر تقدمها و اولویتهایی وجود داشت که باید آنها انجام میشد تا به آزادسازی خرمشهر رسید. ابتدا در جبهه گسترده 1600 کیلومتری که در تمام طول مرزهای مشترک عراق باز شده بود باید به یک سازماندهی مشترک میرسیدیم. اینکه خرمشهر از دستور کار نیروی زمینی حذف شده باشد یا نادیده گرفته شده باشد مطلقاً چنین چیزی وجود نداشت. از همان ابتدا آزادسازی به صورت یک تکلیف و وظیفه به عنوان مأموریت و آرمان در دستور کار نیروی زمینی قرار گرفته بود ولی باید اولویتها را رسیدگی میکردیم.
امیر! به اولویتها اشاره کردید. به جز سازماندهی خط آیا اولویت دیگری هم وجود داشت؟
ابتدا باید گامهای کوچک را برداشت تا به اهداف بزرگ رسید. آن زمان که عراق به ایران حمله کرده بود توان نظامیش 10 برابر ایران بود، به همین دلیل نمیتوانستیم بلافاصله حمله کنیم. اول اولویتها لحاظ شد تا توان لازم برای بازپسگیری خرمشهر فراهم شود. لذا به فکر این افتادیم که ابتدا مناطق دیگری که مقدور هست آزاد شوند و نیروهای عراقی در دیگر مناطق تصرفی به عقب رانده شوند تا در همین فاصله نیروی زمینی به بازسازی خود مبادرت کند و بعد به سراغ خرمشهر برود.
پس نیروی زمینی به دنبال ترتیببندی فعالیتها بود؟
یقیناً. اگر شما به روند آزادسازی خرمشهر نگاه کنید میبینید که ابتدا عملیات ثامن الائمه برای شکستن حصر آبادان صورت میگیرد، سپس عملیات طریقالقدس برای آزادسازی بستان یا میانه خوزستان اجرایی میشود و بعد عملیات فتحالمبین برای آزادسازی منطقه غرب اندیمشک و دزفول انجام شد. در طول این عملیاتهای سهگانه ضربات سنگینی به عراق وارد شد و طی آنها نیروهای زیادی از عراق از بین رفت. در شرایطی که میوه رسید و زمان برای آزادسازی خرمشهر مهیا شده بود، عملیات بیتالمقدس به مرحله اجرا وارد شد، در واقع در ادامه آن عملیات زنجیرهوار قبلی بود که توفیق حاصل شد تا نیروهای مردمی سازمانیافتهتر و منسجمتر در یک روند رو به تکامل به کمک ارتش بیایند تا در کنار هم خرمشهر را آزاد کنند.
19 ماه گذشت و سه عملیات به وقوع پیوست. یک مقدار در مورد خورد عملیات بیتالمقدس سخن بگویید که چگونه این عملیات پیش رفت.
اگر اجازه بدهید ما در این زمینه از بحثهای حرفهای خارج شویم تا پیچیدگی کلام خوانندگان را خسته نکند، هر عملیات از اجزایی تشکیل میشود. یک مرحله طرحریزی آن، مرحله بعدی تهیه آن که براساس آن نیازها سنجیده میشود، بعد از این مرحله به سراغ اجرا میرویم و بعد از آن نیز مرحله هدایت پیش میآید تا طرح دچار تغییر و انحراف نشود.
عملیات بیتالمقدس نیز شامل همین چهار مرحله اصلی بود اما ویژگیای که آن را نسبت به سایر عملیاتها متمایز میکند، ویژگیهای خاص آن است. در ابتدا باید بگویم این عملیات را کسی نمیتواند به نام خود ثبت کند. در این عملیات ملت ایران حضور داشتند و با مشارکت خود خرمشهر را پس گرفتند.
در مرحله طرحریزی ویژگی بارز این عملیات سرعت در طرحریزی بود. دشمن را خوب دیدند و خوب برآورد کردند. صحنه عملیات درست پیشبینی شد و طرحی که تهیه گردید از این قابلیت برخوردار بود که دشمن را غافلگیر نماید.
نکتهای که در این طرح مورد توجه قرار گرفته بود از کجا حمله کردن و چه زمانی تاختن بود تا دشمن بایکوت شود.
طبق رول سال اول و دوم جنگ هم از سوی ما و هم از طرف عراق عملیاتها معمولاً هر 3 ماه انجام میگرفت تا طی آن قوای مبارز تجدید شوند اما دراین عملیات روند حاکم شکسته شد تا عراق نتواند ساماندهی مناسبی به نیروهای خود بدهد. بعثیون هیچگاه فکر نمیکردند با یک برنامهریزی منسجم بتوانیم پنج لشکر را از رودخانه عبور دهیم و در مقابلشان آرایش نظامی بگیریم.
آرایش و گسترش نیروهای عراق نشان میداد که هیچ گاه پیشبینی این هجم وسیع نیرو را نمیکردند ولی ما این کار را انجام دادیم و توانستیم در یک تک غافلگیرانه نیروهای پدافندکننده عراق در غرب رودخانه کارون را زمینگیر کنیم.
در مرحله تهیه تلاش شد عراق متوجه حرکات و ساماندهی و جابهجایی نیروها نشود و تک اصلی ما را شناسایی نکند که این کار توسط یک سلسله اعمال حفاظت اطلاعات به دست آمد. علاوه بر این در همین مرحله عملیاتی با عنوان امیرالمؤمنین، 15 کیلومتر بالاتر از محل اجرای عملیات بیتالمقدس در غرب دزفول واقع در منطقه عملیاتی فتحالمبین در نظر گرفته شد تا با ورود نیروهای لشکر 77 ارتش و برادران سپاه حواس دشمن را پرت کنند و آنها به نوعی دچار سرگیجه شوند. از طرف دیگر با اجرای این عملیات در پی حذف بخشی از قوای دشمن بودیم تا نتوانند سدی در برابر آزادسازی خرمشهر شوند.
ویژگی دیگری که عملیات بیتالمقدس دارد وسعت منطقه عملیاتی آن است. وسعت منطقه عمل حدود 6 هزار کیلومتر در نظر گرفته شده بود که در 5400 کیلومتر عمل شد. این بزرگترین منطقهای بود که در طول جنگ ما برای آن فعالیت انجام دادیم.
مسئله بعدی هجم نیرویی بود که ما وارد عمل کردیم. سه لشکر به همراه چند تیپ مستقل از ارتش که در مجموع 5/4 لشکر را به وجود آورد و همپای ما برادران سپاه قرار گرفتند تا با استعداد خاص خود نیروی عظیمی در منطقه ایجاد شود.
یکی دیگر از ویژگیها طول مدت عملیات است. مقاومت 25 روزه و ممارست در عمل باعث شد تا توان دشمن رو به ضعف برود و هجم وسیعی حدود 25 هزار نفر اسیر به بار آورند.
امیر شما به ویژگیهای این عملیات اشاره کردید. دستاوردهای آن چه بود؟
دستاوردها به دو دسته تاکتیکی و استراتژیکی تقسیم میشود. دستاوردهای تاکتیکی این عملیات آزادسازی 5400 کیلومتر از مناطق اشغالی، انهدام نیروهای دشمن، آزادسازی جاده اهواز ـ خرمشهر، شهر هویزه و پادگان حمید، وارد آوردن خسارت و تلفات به دشمن و عقب راندن دشمن از مناطق اشغالی و رسیدن به خط مرز مشترک است.
اما مهمتر از دستاوردهای تاکتیکی دستاوردهای استراتژیکی حائز اهمیت آن، استراتژی عراق از حمله به ایران، به دست آوردن کرانه شمالی رودخانه اروند و لغو قرارداد الجزایر بود. آنها در سر حاکمیت کامل بر اروند را میپروراندند در حالی که ایران به هیچ وجه نمیتوانست سهم قانونی و شرعی خود را نادیده بگیرد. با آزادسازی خرمشهر و شکست حصر آبادان استراتژی عراق در هم شکست.
یکی دیگر از دستاوردهای اثبات نیرومندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بود و به عراق ثابت کرد که یارای مقاومت در برابر ایران را ندارد.
از اینجا به بعد است که ما عراق را در خاک خودش تعقیب میکنیم و این کشور را وادار به پذیر خواسته و اراده خود میکنیم.
اثبات توانمندی سیاسی نظام نوپای جمهوری اسلامی دستاورد دیگری است که در پی این عملیات به دست آمد.
شما به تاکتیکها اشاره کردید. در آزادسازی بین سپاه و ارتش هدف مشترکی وجود داشت ولی گفته میشود تفاوتهایی در تاکتیک به چشم میخورد، دراین مورد توضیح دهید.
من اصلاً به این امر معتقد نیستم و در عملیات بیتالمقدس مثل عملیات فتحالمبین، طریقالقدس هماهنگی و همدلی کاملی بین نیروهای ارتش و سپاه وجود داشت. نیروها به صورت ادغامی عمل میکردند من این موضوعی را که شما مطرح کردید مطلقاً قبول ندارم. یگانهای سپاه داخل یگانهای ارتش بودند و بالعکس. نیروها به صورت همتا در کنار هم و در یک خط عمل میکردند.
فرمانده میدان چه نیرویی بود؟
این عملیات به صورت دو فرماندهی اجرا شد. یک وحدت فرماندهی بین سپاه و ارتش برقرار بود.
یعنی بین شهید صیاد شیرازی و محسن رضایی بود؟
بله. اما در بین این دو چه گذشت و چه قرار و مدارهایی گذاشته شده بود را خبر ندارم. ولی در مجموع مشکل وجود نداشت.
بعد از آزادسازی خرمشهر، دیوارهای بصره لرزید؟
اساس عملیات بیتالمقدس بر این استوار بود که شهر بصره تهدید شود. از نظر نظامی بین تهدید و تصرف بسیار تفاوت وجود دارد. ما به فکر تصرف بصره نبودیم. این پیشبینی شده بود که با تهدید بصره خرمشهر را محاصره کنیم و آن را از دست عراق خارج کنیم و یک عمل تابهتا انجام شود، اما در حین هدایت عملیات به این نتیجه رسیدیم که اگر به سمت خرمشهر برویم زودتر به نتیجه میرسیم، لذا طرح تغییر کرد و فلشهای حمله به سمت شلمچه تغییر کرد.
با توجه به فاصلهای که بین شلمچه و بصره وجود دارد هرگونه عملیات دراین منطقه دیوارهای بصره را به لرزه درمیآورد و عراق هم این دفاع شدید را سازمان داد تا دروازههای بصره را به سوی نیروهای ایرانی باز نگه ندارد.
یکی از مسائل مطرح در جنگ ناپاک بودن جنگ عراق است. آیا جنگ ایران پاک بود؟
جنگ پاک یعنی شما فقط مناطق نظامی را بزنید و مناطق غیرنظامی هدف قرار نگیرد.
عراق البته جنگ غیر پاکی را انجام داد چون در تصرف شهرها و انهدام آنها هیچ رعایت قوانین جنگی را نکرد اما ایران این را رعایت میکرد اگر چه در آن زمان بحث جنگ پاک وجود نداشت. در مورد عملیات بیتالمقدس هم باید بگویم از آنجایی که عملیات در مناطق غیرمسکونی انجام میشد و شهرهای خرمشهر و هویزه کاملاً از وجود مردم خالی شده بود نمیتوان گفت که بحث پاک یا ناپاک در آن دخالت داشته باشد.
حرف آخر؟
من معتقدم تمام نیروهای مسلح ایران در هر لباس و رنگی برای حفاظت از سرزمین در کنار یکدیگر بودند. در این جنگ فقط نیروهای مسلح نقش نداشتند بلکه مهندسین نفتی، پزشکان، صنعتگران و هر شغل دیگری که باعث چرخش چرخ اقتصاد کشور میشد با ما همکاری داشتند و افتخارآفرین شدند و در مجموع باید گفت نسل جنگ دین تاریخی خود را در قبال کشور انجام دادند.