کد خبر: 390156
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۴:۴۷
دكتر منذر سلیمان استراتژیست و كارشناس مسائل امنیت ملی در گفت‌وگوی اختصاصی با «جوان»:

امین ارشادی
در حالی كه روند صلح خاورمیانه با اتخاذ سیاست وقت كشی از سوی تل آویو و با وجود امتیاز دهی مكرر اعراب با موانع جدی روبه‌رو شده است، آگاهان سیاسی از احتمال ماجراجویی رژیم صهیونیستی به مثابه سیاستی برای فرار به جلو و انحراف اذهان عمومی جهان به تهدیدهای امنیتی جدید خبر می‌دهند. از سوی دیگر تهدید هسته‌ای باراك اوباما رئیس جمهور آمریكا علیه ایران در چارچوب یارگیری‌های جدید بین‌المللی و همچنین عملیاتی روانی تحت فشار لابی‌های ضد ایرانی ارزیابی می‌شود. در گفت‌وگو با دكتر منذر سلیمان استراتژیست و تحلیلگر سیاسی عرب به بررسی ابعاد و چشم‌انداز طرح‌های مذكور درمنطقه پرداختیم.
* با توجه به بهانه‌های مكرر رژیم صهیونیستی در بحث صلح و با عنایت به همراهی سران موسوم به اعتدال عرب با سیاست‌های رژیم صهیونیستی،‌آینده تحولات فلسطین و بحران جاری آن را چگونه می‌بینید؟
آنچه از اختلافات ظاهری بین دولت آمریكا و رژیم صهیونیستی در نگاه اول به نظر می‌رسد این است كه از سرگیری مذاكرات صلح نوعی كوتاه آمدن از جانب رژیم صهیونیستی قلمداد می‌شود، اما این در قالب یك طرح بزرگ‌تر قابل درك است. طرح سلطه و نژادپرستی یك طرح فراگیر در اقدامی هماهنگ از سوی رژیم صهیونیستی و آمریكاست. این طرح گاهی به وسیله خود آمریكا و گاهی هم به صورت وكالتی از سوی رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود. حال این سؤال مطرح می‌شود كه آیا اختلافی بین طرح سلطه آمریكا و طرح سلطه وكالتی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟ به اعتقاد من این یك طرح صهیونیستی- آمریكایی مشترك است.
صهیونیست‌های آمریكایی، صهیونیست‌های یهودی، صهیونیست‌های عرب و مسلمان هم كه از اندیشه صهیونیسم حمایت می‌كنند را باید به این طرح افزود. نگاه صهیونیستی تنها به یهودیت محدود نمی‌شود از این رو كاملاً واضح است كه تلاش دولت اوباما این باشد كه زمینه‌ مانوری برای استفاده رژیم صهیونیستی را فراهم كند.
ما می‌بینیم كه گویی ایالات متحده آمریكا پس از اشغال افغانستان و عراق و دخالت در كشورهای منطقه بیش از ایفای نقشی بین‌المللی تبدیل به یك دولت منطقه‌ای شده است و بر این موضوع باید حضور لجستیكی و نظامی آمریكا در قالب پایگاه‌های نظامی- امنیتی منطقه‌ای را هم افزود.
از این رو آنچه ایالات متحده هم اكنون در پی تحقق آن است، مجبور كردن كشورهای منطقه به مذاكره مستقیم یا غیر مستقیم با رژیم صهیونیستی در موضوع صلح فلسطینیان با این رژیم است. این یعنی آنكه آمریكا از پروژه فرسایشی صلح فارغ می‌شود تا بتواند به بحران‌های خطرناك‌تر و اولویت‌دارتر خود بپردازد. زیرا این موضوع هزینه‌های انسانی و مالی زیادی را درگیر و دار بحران شدید مالی برای ایالات متحده داشته است. به این دلیل من تناقضی واقعی بین سیاست‌های رژیم صهیونیستی و دولت آمریكا نمی‌بینم. آشكارترین دلیل بر این مدعا اختلاف نمایشی آمریكا و رژیم صهیونیستی بر سر مدت زمان شهرك‌سازی و میزان آن است. این در حالی است كه اساس شهرك‌سازی صهیونیست‌ها غیرقانونی است. به موجب قوانین بین‌المللی رژیم صهیونیستی اجازه ندارد كه انسان‌ها یا زمین و یا حتی یك سنگ را در تصرف خود بگیرد. بنابراین رژیم صهیونیستی رژیمی قانون شكن و در عین حال مورد حمایت ابر قدرتی به نام ایالات متحده آمریكاست. بنابراین نمی‌توان بر آنچه تلاش‌های صلح نامیده می‌شود، اعتماد كرد و معتقد نیستم كه ایالات متحده ملتزم به چیزی به نام صلح در منطقه باشد. آنچه ایالات متحده از آن به عنوان اختلاف با رژیم صهیونیستی نام می‌برد حتی حداقل حقوق را به اعراب و فلسطینیان نخواهد داد. تمام تلاش‌ها در راستای ادامه سیاست شهرك‌سازی‌ها بعد از جنگ 1967 قرار دارد. حق بازگشت آوارگان فلسطینی در این میان نادیده گرفته می‌شود تا دیگر چیزی به نام صلح معنایی نداشته باشد.
* در این اوضاع و احوال وضعیت جبهه مقاومت را در معادلات قدرت منطقه در مقابل رژیم صهیونیستی، آمریكا و جبهه سازش عربی چگونه ارزیابی می‌كنید؟
می‌توان گفت علاوه بر تمام تلاش‌های مقاومت در لبنان و فلسطین و فعالیت‌های ضد اشغالگری در افغانستان، جبهه مقاومت بر دو محور اساسی ایرانی و سوریه‌ای استوار است، تركیه هم به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تلاش می‌كند از مواضع جبهه مقاومت حمایت كند.
در زمانی كه برخی سران عرب حق رژیم صهیونیستی را به گونه‌ای فریاد می‌زنند كه گویا وكلای مدافع طرح سلطه آمریكایی هستند، اردوغان مانند یك رهبر عربی از حقوق ملت‌های عرب دفاع می‌كند. شاید دلیل سكوت انفعالی سیران سازشكار عرب آن باشد كه به خود شیرینی برای ایالات متحده از یك سو و رضایت رژیم صهیونیستی از دستگاه‌های حكومتی خود نیاز دارند.
كاملاً واضح است كه اردوگاه مقاومت توانست به خوبی و با وجود همپیمانی ایالات متحده آمریكا، اسراییل و سران سازشكار موسوم به جبهه اعتدال عربی در تلاش آنان برای نابودی جبهه مقاومت ایستادگی كند. آنان تلاش خود را به كار گرفتند تا دشمنی جایگزین به جای رژیم صهیونیستی معرفی كنند؛ ایران به جای رژیم اشغالگر قدس. نظام قدرتمند معنوی كه در اركان جبهه مقاومت متجلی شده است به صورت رسمی یا غیر رسمی آن به خوبی با اردوگاه مقابل خود به مواجهه برخاسته است و این مقابله هر روز محور مقاومت را قدرتمندتر می‌كند، زیرا ریشه محور مقاومت در اراده مردمی منطقه است. اردوگاه مادی جرأت آن را ندارد كه در حال حاضر هژمونی، سیطره، دشمنی و اشغالگری را در منطقه به نمایش بگذارد و وارد یك ماجراجویی نظامی جدید شود.
نه در عرصه جنگ علیه ایران و نه در عرصه‌های عربی- اسلامی. مقاومت ثابت كرده است كه قادر است خسارات جبران‌ناپذیر مادی و معنوی به اینگونه طرح‌ها وارد كند. حتی اگر رژیم صهیونیستی برای وادار كردن آمریكا به حمایت نظامی از خود بخواهد وارد چنین ماجراجویی شود به اعتقاد من هرگونه درگیری در آینده چه به صورت محدود و موضعی و چه فراگیر قادر به تغییر نقشه سیاسی از طریق جنگ نخواهد بود. چنین اقدامی قطعاً محدود نخواهد ماند و شكلی منطقه‌ای پیدا خواهد كرد. حتی اقدام محدود در این زمینه هم به مواجهه‌ای فراگیر در سطح منطقه تبدیل خواهدشد. هرگونه جنگی در آینده نبردی منطقه‌ای را در پی خواهد داشت.
* شما از احتمالات جدیدی درباره ماجراجویی‌های بعدی سخن گفتید. سخنان باراك اوباما درباره احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران را چگونه تحلیل می‌كنید؟ برخی كارشناسان این اظهارات را در ارتباط با دكترین جدید نظامی روسیه می‌دانند كه در آن بر احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای در مقابل تهدید امنیتی روسیه یا تهدید موجودیت هم پیمانان آن تأكید شده است و برخی آن را در راستای یاركشی‌های جدید بین‌المللی برای ادامه تحریم‌ها و تهدیدها علیه ایران بررسی می‌كنند. نظر شما چیست؟
پیش از پاسخ به سؤال شما اجازه بدهید به تناقض آمریكایی درباره خلع سلاح هسته‌ای نگاهی دوباره بیندازیم. به باور من اگر آمریكا جدیتی درباره خلع سلاح در جهان می‌داشت به جای اصرار بر جلوگیری ایران از غنی‌سازی محدود،‌ به فكر تدوین یك استراتژی جامع برای خلع سلاح در سطح بین‌المللی می‌افتاد تا اساساً‌ چیزی به نام باشگاه هسته‌ای غیرصلح‌آمیز در جهان وجود نداشته باشد و باشگاه‌هایی برای ساخت سلاح‌های كشتار جمعی در جهان نباشد. تأسف‌آورتر این است كه ایالات متحده‌ای كه از بزرگ‌ترین زرادخانه سلاح در عالم برخوردار است و هزینه‌های سرسام‌آوری را به بخش نظامی و تسلیحاتی اختصاص می‌دهد، تلاش می‌كند رژیم صهیونیستی را نیز در منطقه از بعد نظامی بر تمامی قدرت‌های دیگر برتری بخشد،‌در مقابل هر قدرتی كه روبه‌روی آن قرار گرفته یا احتمال رو در رو شدن با این رژیم را دارد. اما جالب اینجاست كه آمریكا تنها به سلاح‌های كلاسیك پیشرفته در تقویت رژیم اشغالگر كفایت نمی‌كند و زرادخانه هسته‌ای آن را نیز از كلاهك‌های اتمی مملو كرده است. این موضع آمریكا موضعی خجالت‌آور و توهین آمیز است به ویژه پس از آن همه اظهارات باراك اوباما درباره خلع سلاح هسته‌ای شامل. اوباما استراتژی مشابه حمله پیش دستانه را در این مورد حتی در مورد كشورهای بدون سلاح هسته‌ای در پیش گرفته است. چگونه ممكن است كه به كسی جایزه نوبل صلح اعطا شود اما او استراتژی جنگ تخریبی وسیع را كه می‌تواند به كشتار میلیون‌ها انسان منجر شود در دستور كار قرار دهد؟
*این تهدیدات حامل چه پیامی بود؟
به نظر من این اظهارات اوباما می‌تواند كاركردی داخلی داشته باشد. یعنی اطمینان بخشی به گروه‌ها و لابی‌های صهیونیستی و تعیین‌كننده در داخل ساختار قدرت آمریكا و اظهار تعهدی افراطی به التزامات ایالات متحده در قبال اسراییل.
اما درباره دكترین نظامی روس‌ها باید گفت این دكترین واكنشی به تلاش‌های پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) به فرماندهی ایالات متحده برای ورود به حوزه امنیتی و همجواری روسیه بود. این دور از انتظار نیست كه یك دولت مسلح به سلاح هسته‌ای علیه دولت دیگری با همین مشخصه تهدید به استفاده سلاح اتمی كند اما این دروغ‌ها را هم درباره تلاش‌های خلع سلاح و حاكم كردن صلح جهانی برملا می‌كند.
از سوی دیگر جهان و افكار عمومی آن نمی‌پذیرد آمریكایی كه یك بار از سلاح هسته‌ای استفاده كرده، بار دیگر آن را به كار گیرد،‌ در جهان جدید این كار برای ایالات متحده آغازی بر یك پایان تلخ خواهد بود و شاید شروعی بر پایان جهان. اگر آمریكا، ایران یا حتی كره شمالی را هدف سلاح هسته‌ای قرار دهد این خود تهدیدی در همسایگی روسیه یا چین خواهد بود و نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار