
محمد زمانی
در ادامه روند تهدیدهای مکرر تلآویو – واشنگتن برای حمله به تأسیسات هستهای ایران، اینبار معاون نخستوزیر رژیم صهیونیستی از آمادگی نیروی هوایی این رژیم برای جنگ با ایران خبر داد.
به گزارش «جوان»، موشهیعلون که خود از نظامیان ردهبالای سابق رژیم صهیونیستی است، گفت: نیروی هوایی تواناییهایش را بهبود بخشیده و به شکل بهتری برای جنگ با ایران آماده است.
یعلون افزود: نیروی هوایی اکنون در امر سوختگیری مجدد و افزایش برد پرواز بهتر شده، در بحث دقت در استفاده از تجهیزات و اطلاعات پیشرفت بسیار زیادی داشته است.
معاون بنیامین نتانیاهو در کنفرانسی درباره قدرت هوایی تلآویو گفت که حملات هوایی از نوع حمله اسراییل به فلسطینیها در طول مرزها میتوانند در برابر ارتش سوریه و نیز برای جنگ با ایران کاربرد داشته باشند.
این برای اولینبار نیست که اسراییلیها ایران را تهدید به حمله نظامی میکنند و احتمالاً آخرین تهدید آنها نیز نخواهد بود.
چند روز قبل هم تنش لفظی به مقامهای حزبالله و سران رژیم صهیونیستی بر سر آن چیزی که تلآویو ارسال موشکهای اسکاد سوری به لبنان مینامد، افزایش پیدا کرد. هرچند اسراییلیها به ظاهر حزبالله و سوریه را هدف تهدیدهایشان اعلام کردند ولی بیشتر ناظران سیاسی اتفاقنظر دارند که نوک پیکان مرئی و نامرئی این تهدیدها ایران است.
به نظر میرسد تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه ایران به طور متناوب در طول چند سال گذشته تکرار شده همزمان با بروز برخی اتفاقاتی در منطقه شدت میگیرد.
فرار از NPT، طفره از صلح
به عقیده کارشناسان در حال حاضر یکی از اهداف عمده از این تهدید دور ساختن توجه جهانی از مباحثی چون ضرورت پیوستن رژیم صهیونیستی به معاهده عدم اشاعه هستهای (NPT) است که به رغم تلاش آمریکا در جریان کنفرانس بازنگری NPT در نیویورک تبدیل به مطالبه کشورهای عربی و غیرمتعهد شده است.
همچنین آغاز دور جدیدی از مذاکرات تلآویو – تشکیلات خودگردان که غرب و کشورهای سازشکار عربی از آن حمایت میکنند، اسراییل درصدد است با تقویت پمپاژ خبری حمله به تأسیسات اتمی ایران موضوع مذاکرات را به حاشیه بکشاند تا انتظارات طرفهای مذاکره را پایین آورده و توانایی چانهزنی خود را بالا ببرد.
این نکته ریشه در اختلافنظر واشنگتن – تلآویو دارد. آمریکا از اواخر دوره بوش و به طور خاص در دوره اوباما مسأله فلسطین و حل آن را مقدمه حل مسأله ایران ارزیابی کرده است و بنابراین کابینه دست راستی نتانیاهو را تحت فشار قرار داده تا ضمن توقف یا کند کردن روند شهرکسازی وارد مذاکره با طرف فلسطینی شود. اما تلآویو که ورود به هرگونه مذاکره را آغاز امتیازدهی به طرف مقابل تلقی میکند، میکوشد با طرح برنامه هستهای ایران به عنوان یک تهدید موجودیتی برای خود و اظهار آمادگی برای حمله، در شرایطی وارد مذاکره شود اولاً هر زمانی به بهانه وجود تهدید ایران بتواند یکجانبه از آن خارج شود و یا جای بهانهتراشی برای امتیاز ندادن به طرفهای فلسطینی را داشته باشد.
پلیس بد، پلیس خوب
برخی از کارشناسان تحلیلهای دیگری هم در این باره ارائه میکنند. آنها اصولاً معتقدند که رژیم صهیونیستی و آمریکا در مجموع پروژهای مشترک را به پیش میبرند به گونهای که رژیم صهیونیستی نقش پلیس بد را بازی کرده و غرب با ایفای نقش پلیس خوب از تهدید تلآویو به عنوان عامل فشاری بر ایران یا حداقل فشار بر کشورهایی که حاضر به همراهی در تحریم ایران نیستند، استفاده میکند.
گفته میشود باراک اوباما در سفر خود به چین از این حربه استفاده کرده و به پکن هشدار داده بود که اگر چنینیها در اعمال تحریم علیه ایران با آمریکا همراه نشوند، واشنگتن نمیتواند مانع از حمله اسراییل به ایران شود. این سناریو زمانی شواهد و قرائن لازم برای تبدیل شدن به واقعیت را به خود میگیرد که نقش خاص رسانههای غربی و آمریکایی در پمپاژ خبری اظهارات تهدیدآمیز و همچنین سخنان گاه و بیگاه مقامات و کارشناسان آمریکایی درباره امکان حمله به ایران را توجه کنیم.
مصرف داخلی
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بخش قابلتوجهی از دلایل شدت گیری تهدید ایران از سوی رژیم صهیونیستی جنبه داخلی دارد. صهیونیستهای ساکن سرزمین اشغالی پس از تهاجم بینتیجه 2006 علیه حزبالله لبنان و جنگ 22 روزه علیه غزه به شدت احساس سرخوردگی میکنند چرا که رژیم خود را ناتوان از مواجهه با دو گروه شبهنظامی عاجز میبیند طبیعی است که در چنین فضایی دولتمردان رژیم صهیونیستی برای بازسازی افسانه شکستناپذیری خود در میان اذهان عمومی داخلی تهدید مستمر ایران بخشی از پرونده بازسازی مذکور ارزیابی میکنند به ویژه آنکه افسانه مذکور تنها مصرف داخلی ندارد و از آن به عنوان عامل بازندارنده در برابر جریان مقاومت و عامل ایجاد رعب در میان جریان سازش استفاده میشود.
تأثیرگذاری بر روند مذاکرات ایران با 1 +5
تلآویو همیشه نگران است که مبادا توافق 1+5 با ایران بر سر بحث تبادل سوخت هستهای زمینهای برای به رسمیت شناختن حق فرآیند غنیسازی سوخت توسط ایران از سوی غرب باشد. رژیم صهیونیستی در این رابطه دو هدف دنبال میکند. هدف حداکثری این است که با تهدیدهای مکرر به حمله، ایران از بیم درگیری به دامن 1+5 غلتیده و با پیشنهادات غرب که عموماً به دنبال رویهسازی جهت حق سلب ایران در به دست آوردن فناوری تولید سوخت هستهای است، موافقت کند. به اصطلاح ایران از هول حمله اسراییل در دیگ امتیازدهی به غرب بیفتد. هدف حداقلی تلآویو برهم زدن فضای مذاکرات و عقیم گذاشتن آن است به شکلی که با تهدید به حمله اجازه تصمیمگیری به طرفهای مذاکره در فضایی آرام و منطقی را نداده و با از بین بردن بستر روانی لازم برای دیپلماسی، هرگونه گفتوگویی را به سادگی متوقف شده و زمینه برای اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران فراهم شود.