انتخابات پارلمانی انگلستان با وجود سه مرحله پیروزی پی در پی حزب کارگر در انتخاباتهای گذشته این بار با چالش جدی مواجه شده است و رقابت دو حزب کارگر و محافظهکار با ورود جدی احزابی همچون لیبرلدموکراتها میرود تا آمال و آرزوهای این دو حزب به خصوص حزب کارگر را با شکست مواجه کند. نتایج نظرسنجیهای پیش از برگزاری انتخابات گویای این واقعیت تلخ برای حزب گوردون براون است که حداقل حزب کارگر نسبت به رقیب انتخاباتی خویش حزب محافظهکار از 8 درصد آرای کمتر برخوردار است و چنین نتیجهای حاصل برخی رفتارهایی که در طول تصدی براون و پیش از او بلر در محیط سیاست داخلی و عرصه بینالمللی سر زده است و همین رفتارها زمینههای کاهش محبوبیت و بعضاً رویگردانی مردم را باعث شده است. نتیجه انتخابات پارلمانی انگلستان هر چه باشد، این پیام را برای دولت جدید این کشور خواهد داشت که اگر بازنگری در رفتارها و عملکردها توسط دولت روی کار آمده صورت نپذیرد، باید در آینده نزدیک شاهد حذف بزرگترین حزب تأثیرگذار در عرصه سیاسی این کشور یعنی حزب کارگر باشیم و عرصه رقابت تنگاتنگ احزاب مخالف با دولت براون در انتخابات پارلمان شاهدی بر این مدعاست. اما اینکه چه عواملی باعث رویگردانی مردم از حزب کارگر و عدم رغبت آنها برای مشارکت بیشتر در انتخابات پارلمان آن هم در شرایطی که انگلستان در شرایط بد اقتصادی قرار دارد، شد قابل تأمل است.
1- مشارکت سیاسی را باید از مقولههای تشکیکی دانست که مصادیق آن از نظر مرتبه با یکدیگر به لحاظ صرف وقت و هزینه تفاوت فراوان دارد. مشارکتهایی نظیر عضویت در احزاب سیاسی، شرکت در راهپیماییها و امثال آن در مقابل مشارکت انتخاباتی در مرتبهای بسیار پایینتر قرار دارد. دنیای غرب از ابتدای شکلگیری نهادهای مدنی با بینش ابزاری به پدیده مشارکت سیاسی مینگریسته است. بنابراین مشارکت سیاسی را رفتاری از سوی شهروندان به منظور اثرگذاشتن به نحوه تصمیمگیری و انتخاب حاکمان به شیوهای که بتواند در راستای اهداف آنها حرکت کنند، پنداشت. چنین رویکردی از مشارکت سیاسی بر این فرض استوار است که هر شهروند با محاسبه سود و زیان خود و به منظور تحقق خواستهها و تأمین منافع خویش پای به عرصه سیاسی میگذارد. غایت اصلی افراد از مشارکت سیاسی در این سطح، تأثیر بر انتخاب مجریان و بر نحوه تصمیمگیری آنان به منظور تأمین منافع و خواستههای فردی بیشتر است. چنین رویکردی نسبت به پدیدههای سیاسی اساساً رویکردی«اقتصاد محور»است. مشکل اساسی چنین رویکردی این است که شهروندان را اشخاص صرفاً عقلانی فرض میکنند که براساس مسائل و مشکلات خود پای صندوقهای رأی میروند. براساس این رویکرد، آنچه باعث رأی دادن میشود، برداشتی از میزان تأمین منافع با مشارکت در انتخابات است. مفروض بنیادی این نظریه آن است که رفتار سیاسی را میتوان نتیجه انتخابهای افراد که به دنبال نفع شخصی خود هستند، دانست. با نگاه به این الگو، رأی دهندگان از میان برنامههای اعلام شده، آن را که تأمین کننده منافع آنان است، برمیگزینند. در مجموع میتوان گفت بر طبق این دیدگاه، مردم کسانی را که بیشترین منافع را برای آنان ایجاد کنند، انتخاب میکنند. رأی دهندگان و شهروندان در جدال برای توزیع مناسب قدرت در جستوجوی چهار نوع منفعت هستند؛ منفعت اقتصادی از قبیل قدرت خرید، اشتغال، مسکن و هرگونه فرصت اقتصادی برابر، منفعت فرهنگی و اجتماعی اعم از دسترسی آزاد به جریان اطلاعات، آزادی در تولید و مصرف محصولات فرهنگی و منفعت سیاسی یعنی جستوجوی منافع خود با استفاده از احزاب و گروهها تجلی و خواست خود به شیوههای دموکراتیک در ساختار قدرت هستند. آنچه در انتخابات پارلمانی اخیر انگلستان رخ داده است، به نظر میرسد شهروندان انگلیسی که اساس مشارکتشان بر مبنای «اقتصاد محوری» است، دچار خدشه جدی شده است.
اخبار منتشر شده تا این لحظه که نتیجه انتخابات اعلام نشده است، گویای آن است که از میان جمعیت 44 میلیونی حائز رأی در این انتخابات مشارکت کمتری را شاهد هستیم و این رفتار را باید نشأت گرفته از عدم انگیزه انگلیسیها برای رفع منافع اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی خود که بیشترین آسیب را در دولتهای بلر و براون در 12 سال اخیر دیدهاند، دانست. از جمله این آسیبها میتوان به تحمل فشارهای اقتصادی حاصل از همراهی دولت انگلیس با آمریکا در دو جنگ افغانستان و عراق و صرف هزینههای ناشی از آن که باعث افزایش مالیات و بیکاری شهروندان انگلیسی شده است و معرفی چهره جنگ طلب از انگلیس در نزد افکار عمومی جهان همچنین بازگشت سربازان کشته شده از دو جنگ اشاره کرد.
2- از دلایل دیگر کاهش محبوبیت مردم به حزب کارگر در انتخابات پارلمانی، فساد مالی گسترده نخبگان انگلیسی به ویژه در میان افراد شاخص حزب کارگر میباشد. فرار از مالیات و سوء استفادههای کلان اقتصادی و حتی مقوله پولشویی از معضلاتی است که دولت حزب کارگر را با مشکلات جدی مواجه کرده و چهره این دولت را در نزد افکار عمومی مخدوش نموده است. در حالی مردم انگلیس چنین رفتارهایی را از دولت خود شاهد هستند که با اقتصادی شکننده و وخیم روبهرو هستند و هر روز شاهد بیکاریهای روز افزون و در نتیجه آن کارتنخوابی در خیابانها هستند و نتیجه چنین اقتصادی طبعاً ناامنیهای اجتماعی و خشونت را برای آنها به ارمغان آورده است. بنابراین این انتخابات را باید محلی برای تسویه حساب با حزب حاکم و جایگزینی گزینهای که بتواند تا حدودی رافع مشکلات آنها باشد، دانست.
3- اعتماد مردم انگلیس به مشارکت در انتخابات در حال حاضر خیلی ضعیف شده است. به ویژه اینکه مردم با توجه به نوع رأیگیری که علاوه بر رأی دادن به صورت مستقیم، از طریق انتخاب کاندیداها از طریق پست و یا تعیین وکیل برای دادن رأی موکلین صورت می گیرد، احتمال تقلب را در اذهان مردم تقویت کرده است و همین عامل باعث گردیده است مردم با این ذهنیت که دولت در شرایط بد اقتصادی و سیاسی، چه بسا نتیجه انتخابات را دستکاری نماید، انگیزهای برای مشارکت بیشتر ندارد.
4- اخبار منتشر شده حکایت از آن دارد که هر چند هیچ یک از سه حزب برتر انگلیس نتوانسته است اکثریت کرسیهای پارلمان را در اختیار بگیرد ولی پیشی گرفتن حزب محافظهکار با 291 کرسی در مقابل 245 کرسی اخذ شده توسط حزب دولت حاکم، توانسته است شکست سنگینی را بر حزب کارگر وارد نماید و این نتیجه در طول 80 سال گذشته برای حزب محافظه کاری که همواره طعم تلخ شکست را میچشیده است، بیسابقه بوده است. با این روند، احتمال انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات دیگر که از سال 1984 تا کنون بیسابقه بوده است، دور از انتظار نیست و چه بسا چنین اقدامی موجب تغییرات جدی در روند تصمیمسازیها برای نظام سیاسی انگلستان و حزب روی کار آمده در این کشور در آینده گردد.
باید دید آیا در روزهای پیش رو عرصه رقابت تنگاتنگ احزاب مخالف دولت براون میتواند تغییری جدی در آینده سیاسی انگلستان ایجاد نماید یا سیاست انگلیس بر همان پاشنهای خواهد چرخید که تاکنون میچرخیده است.