کد خبر: 388024
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۳
واکاوي اهميت خليج فارس و مسائل پيرامون آن در گفت‌وگوي «جوان» با دکتر صباح زنگنه
خليج فارس اين آبراه مهم جهاني در چند سال گذشته به شدت درگير و دار جريان‌هاي سياسي‌، اقتصادي و حتي فرهنگي منطقه قرار گرفته است و هرازچند گاهي شاهد تحولات مختلفي در اين منطقه و کشورهاي حاشيه آن هستيم، منابع عظيم نفتي و فسيلي اين منطقه از يک طرف و نقاط حساس امنيتي در اين آبراه جهاني ازسوي ديگر اهميت اين منطقه را
دو چندان كرده است.
علاوه براين وقوع جنگ‌هاي منطقه‌اي همانند حمله آمريکا به عراق و افغانستان و درگيري‌هاي مختلف بين عربستان و يمن باعث شده است که منطقه خليج فارس از لحاظ امنيتي به يک منطقه استراتژيک و حساس تبديل شود که کوچک‌ترين تحرک کشورهاي حاشيه خليج فارس موجب واکنش‌هاي جدي از طرف کشور‌هاي ديگر خواهد شد.
اهميت مسائل پيرامون خليج فارس و روابط ايران با کشورهاي حاشيه اين آبراه جهاني موضوع مصاحبه ما با دکتر صباح زنگنه کارشناس مسائل بين‌المللي است. آقاي دکتر! در حال حاضراصل و اساس واژه خليج‌عربي و منبع آن براي بسياري ازافراد ناشناخته است‌، به طور کلي اين واژه از کجا وارد زبان‌ها شد که درحال حاضر در بين کشور‌هاي عربي نقل مي‌شود؟ خليج فارس به عنوان يک منطقه استراتژيک و حساس داراي مباحث مختلفي در حوزه‌هاي امنيتي، سياسي، تاريخي و جغرافيايي است كه در خصوص هر کدام از اين موارد بحث‌هاي مختلفي وجود دارد كه مي‌توان مورد مطالعه و تحقيق و پژوهش قرارداد. اما موضوعي که اين روزها بايد بيشترمورد توجه قرارگيرد، اين است که اين دريا و گذرگاه آبي بسته با چه وضعيتي بايد در منطقه باشد‌، محل نزاع و درگيري و يا به عنوان جايگاه رشد وتعالي و توسعه مد نظر باشد. بايد به اين نکته اشاره کنم که منطقه خليج فارس وکشورهايي که به نوعي وارد درگيري‌هاي مختلف دراين منطقه مي‌شوند، ناشي از اين موضوع است که اغلب مناطق خليج فارس و خاورميانه متأثر از معادلات بين‌المللي است و کمتر به فکر ايجاد معادلات مستقلي بودند. يکي از نمونه‌هاي بارز اين موضوع را هم مي‌توان به مباحث پيرامون خليج فارس و نام اين آبراه بزرگ جهاني اشاره کرد. براي اولين بار واژه خليج عربي توسط جمال عبدل ناصر به کار رفت‌، با وجود اينکه همين شخص در سخنراني‌هاي ديگري که نوارهاي آن موجود است‌، به صراحت به نام صحيح خليج فارس اشاره داشته است‌، اما به دلايل سياسي روز آن زمان و درگيري‌هاي جمال عبدل ناصر با رژيم شاه و به منظورجذب کشورهاي عربي حاشيه جنوب خليج فارس وارد اين عرصه مي‌شود و چنين عبارتي را به کار مي‌برد. در طول تاريخ نام‌گذاري‌ها به اين صورت نبوده که بنا برتحولات سياسي روز، يک دهه‌، يا يک سده شکل بگيرد و به واسطه يک تحول سياسي نام محلي تغييرکند و به طور کلي نامگذاري‌ها براي هزاران سال تداوم پيدا مي‌کند. دراين شرايط بايد چه اقدامي در دستورکار ديپلماسي ايران قراربگيرد؟ من معتقد هستم که مباحث را با کشورهاي منطقه از اين مرحله بايد خارج کرد و به مرحله ديگري با طرح‌هاي مختلف گام برداشت. ماندن کشور‌هاي عربي در اينگونه مباحث باعث عقب ماندگي آنها و سوء استفاده کشورهاي بزرگ خواهد شد. بهتر است از طرف نيروهاي علاقه مند به منافع منطقه‌اي طرح همکاري منطقه‌اي مد نظر باشد و از هيجانات زودگذر و از هيجانات حساب نشده هم بايد پرهيز کرد و منطقه را به سمت همکاري و توسعه جلو برد و براي جمهوري اسلامي ايران با توجه به اينکه کشور بزرگ و قدرتمند منطقه به حساب مي‌آيد و تاريخ و فرهنگ کهن و گسترده‌اي به همراه نيروي انساني مستعد و توانمندي دارد اين امکان فراهم است که نقش بسزايي در پيشرفت و توسعه منطقه خليج‌فارس با همکاري کشور‌هاي همسايه داشته باشد. در چند سال گذشته به کاربردن واژه خليج عربي در بين کشورهاي منطقه به خصوص عرب‌ها بسيار گسترش پيدا کرده است و در حال حاضر هم در تمامي پروازهاي عربي منطقه در مانيتورهاي داخل هواپيما از واژه خليج عربي استفاده مي‌شود، از ديدگاه شما نام بردن از خليج عربي به جاي خليج فارس چه منافعي براي کشورهاي عربي منطقه دارد؟ بايد توجه داشته باشيم که حتي مانيتورهاي داخل اين هواپيماها هم توسط کشورهاي عربي ساخته نمي‌شود و اين کشور‌ها با يک معضل اساسي و مشکل بزرگ فرهنگي و اجتماعي مواجه هستند. تغيير و جايگزيني زبان انگليسي به جاي زبان عربي و نابودي و از بين رفتن زبان عربي يکي از معضلات جدي است که کشورهاي عربي منطقه با آن مواجه هستند. در حال حاضر مدارس اين کشورها با معضل گرايش شديد به يادگيري زبان انگليسي مواجه است و تمامي مردم اين کشور‌ها در شرايط جديدي قرار دارند که نسل آينده با نسل‌هاي کنوني و قبل قدرت ارتباط و گفت وگو هم نخواهد داشت اما همان افرادي که کلمه خليج عربي را روي مانيتور هواپيما‌هاي عربي درج مي‌کنند، پشت سر حرکت فرهنگ‌زدايي در کشورهاي عربي قرار دارند و فرهنگ اين کشورها را از يک فرهنگ عربي‌، اسلامي به سمت فرهنگ زبان‌هاي اروپايي به ويژه انگليسي و ترويج اديان ديگر مي‌برند. بنابراين با يک فاجعه‌اي دردرون جوامع اين کشورها مواجه هستيم که باعث گسيختگي بين نسل‌ها هم خواهد شد ما به عنوان انسان‌هايي که به علايق و روابط فرهنگي بين کشورها علاقه‌مند هستيم، بايد به اين موضوع توجه داشته باشيم تا اين جريان بازشناسي شود و پيامدهاي آن مشخص گردد. پس اگر بخواهيم در اين بخش نتيجه‌اي داشته باشيم، مي‌توان گفت که دست‌هايي از بيرون در حال دخالت در امور کشورهاي عربي براي تأثير در فرهنگ اين کشورها هستند؟ بله به همين صورت است و اين تلاش‌ها براي تأثيرگذاري در فرهنگ عربي‌، اسلامي در حال شکل‌گيري است كه اميدواريم از هوشياري مسئولان اين کشور‌ها مردم بهره‌مند شوند و در مقابل اينگونه هجمه‌هاي خارجي مقابله کنند. درحال حاضر در مجلس پيشنهادي براي تشکيل دبيرخانه حفظ و حراست از نام خليج فارس مطرح شده است، تشکيل اين دبيرخانه تا چه حد مي‌تواند در برابر فشارهاي کشورهاي غربي براي تغيير نام خليج فارس مؤثر باشد؟ هرگونه اقدام فرهنگي‌، حقوقي‌، تاريخي و اجتماعي که به تثبيت‌، تأكيد و گسترش نام خليج فارس در سطوح مختلف صورت مي‌گيرد، به عنوان يک اقدام خوب بايد نگاه کرد، اما محور مختصات اين روابط را بايد تغيير داد و فکر ديگري براي توسعه اعتماد‌سازي در منطقه و همکاري منطقه‌اي بين کشورهاي مختلف فراهم کرد. هرچند وقت يکبار مباحثي در رابطه با جزاير سه‌گانه و مالکيت آنها در منطقه مطرح مي‌شود، مدتي پيش هم در اجلاس سران کشور‌هاي عربي به اين موضوع و مالکيت امارات بر اين جزاير اشاره شد، به نظر شما علت طرح اينگونه مطالب در چه مواردي است و برچه پايه و اساسي مطرح مي‌شود؟ اينگونه مطالب پايه و اساس روشن و مشخصي ندارد. بيشتر اين مباحث تبليغاتي و رسانه‌اي است که به منظور مخدوش کردن فضاي دوستي و همکاري هرچند وقت يکبارمطرح مي‌شود و هدف اصلي طرح اين مسائل جلوگيري از همکاري و دوستي بين کشورهاي منطقه به ويژه منطقه خليج فارس است. به نظر شما با توجه به تغيير و تحولات منطقه‌اي و جهاني در حال حاضر مهم‌ترين چالش پيش روي کشورهاي حاشيه خليج فارس چيست؟ در حال حاضر چالش توسعه به عنوان يک موضوع مهم و چالش مشترک بين کشورهاي منطقه محسوب مي‌شود، آنچه در برخي کشورها شاهد هستيم رشد اقتصادي است. توسعه به معناي توسعه پايدار يک نياز ضروري در بين کشورهاي حاشيه خليج فارس است. رشد اقتصادي در برخي کشور‌هاي منطقه خليج فارس به علت اينکه پايه و اساس اجتماعي‌، فرهنگي و علمي براي آن فراهم نشده است‌، دچار اختلال مي‌شود و به طور طبيعي حوادث مختلفي را به دنبال خواهد داشت. اما جوامعي که از يک رشد متعادل و توسعه پايدار برخوردار هستند، با اين مشکل مواجه نخواهند شد و به طور طبيعي زماني که توسعه پايدار وجود نداشته باشد، مشکلات متعدد اجتماعي‌، فرهنگي و سياسي و امنيتي هم اتفاق خواهد افتاد. به مباحث اقتصادي و توسعه اشاره داشتيد، چند سالي است که مباحثي در رابطه با پول واحد در بين کشورهاي حاشيه خليج فارس مطرح مي‌شود که با وجود همه حرف و حديث‌ها بعد از چند سال هنوز هم اين موضوع تحقق پيدا نکرده است، به نظرشما داشتن پول واحد مي‌تواند در زمينه توسعه و رشد اقتصادي منطقه مفيد و مؤثر باشد؟ داشتن پول واحد در بين کشورهاي منطقه خليج فارس يکي ازعوامل جزئي و محدود است و تنها مي‌تواند بازار منطقه را تا حدي به لحاظ ابزار مالي و پولي در وضعيت يکسان قرار دهد، اما موجب توسعه پايدار نخواهد شد چرا که توسعه پايدار تعاريف وعوامل خاص خودش را دارد و بايد به همه عناصرتحقق آن توجه داشت. مناطقي درجهان به سمت پول واحد مي‌روند که مابقي پايه‌هاي توسعه آنها فراهم شده باشد و زماني که کشورها به لحاظ اقتصادي متکي به نفت يا گاز باشند به طورطبيعي به جز کمک به استحکام پول اروپايي و بين‌المللي و توسعه اقتصادي کشور‌هاي اروپايي نقشي نخواهد داشت و در واقع بازارهاي مصرف اين کشور‌ها را براي کالاهاي وارداتي فعال‌تر مي‌کند. عضويت در شوراي همکاري خليج فارس همواره به عنوان يک پيشنهاد از طرف کشورهاي منطقه به ويژه کشورهاي عربي مطرح مي‌شود، به نظر شما عضويت ايران در اين شورا مي‌توان نتيجه مثبت و مؤثري بر روابط ايران داشته باشد؟ شوراي همکاري خليج فارس با اهداف خاصي تشکيل شد، آنچه در حال حاضر منطقه خليج فارس به آن نياز دارد، ايجاد يک ‌سازمان همکاري منطقه‌اي خليج فارس است. اين‌سازمان جدا از شوراي همکاري و با حضور کشورهايي که در شوراي همکاري عضو نيستند‌، بايد تشکيل شود.، به طورمثال کشور عراق‌ و يمن در اين ‌سازمان حضور داشته باشند و با توجه به اقتصاد بزرگ ايران و عراق و جمعيت بزرگ ايران و عراق و يمن و ساختار اقتصادي و اجتماعي اين کشور‌ها نياز به يک باز تعريفي از همکاري منطقه‌اي است و بدون شک تأسيس سازمان همکاري خليج فارس يک نياز ضروري در منطقه است. درچند سال اخير که مباحث هسته‌اي ايران و دستيابي به انرژي هسته‌اي درصدر اخبار بوده است، شاهد نوعي سياست‌هاي دوگانه از طرف برخي کشورهاي عربي به ويژه کشورهاي حاشيه خليج‌فارس هستيم، اينگونه سياست‌ها را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ من ازروزي که از اين کشورها بازديد داشتم، به همه رسانه‌ها و دوستان مي‌گفتم که اعتراض‌هاي اين کشورها تبليغاتي و سياسي است و دليل اين موضوع هم اين است که همه کشورها به اين تکنولوژي جديد نياز دارند و روزي خواهد رسيد که به اين تکنولوژي دستيابي خواهند داشت. در حال حاضر هم شاهد هستيم که همه کشورها به دنبال اين موضوع و دسترسي به تکنولوژي هسته‌اي هستند. تکنولوژي هسته‌اي با وجود اينکه درابتدا ارزان قيمت نيست‌، اما در درازمدت براي پرهيز از مصرف بيش از حد سوخت‌هاي فسيلي و تأمين انرژي مورد نياز کشور را بي‌نياز مي‌کند. در چند سال گذشته خليج فارس به عنوان يک آبراه بزرگ جهاني همواره مورد توجه کشورهاي غربي بوده است، به نظر شما رويکرد کشور‌هاي غربي به اين آبراه مهم جهاني در سال جاري چگونه خواهد بود؟ کشورهاي غربي متاسفانه به کشورهاي حاشيه خليج فارس و اين آبراه جهاني به عنوان يک مخزن ذخيره انرژي نگاه مي‌کنند که بايد از اين مخزن انرژي به نفع خود استفاده کنند و کمتر به منافع ملي و انساني اين کشورها توجه دارند، بنابراين کشورهاي حاشيه خليج فارس بايد به دنبال ارتباطات بهتر با همديگر و رفع مشکلات در منطقه باشند. هرچند وقت يکبار شاهد پيشرفت‌هاي قابل توجهي در بحث هسته‌اي هستيم‌، به نظر شما هر چه که در اين مباحث به سمت جلو حرکت کنيم‌، عملکرد و سياست‌هاي کشورهاي عربي در قبال ايران چگونه خواهد شد؟ بدون شک کشور‌هاي عربي در برابر سؤال‌هاي جدي‌تري قرارخواهند گرفت‌. به نظر من تجربه‌هاي مثبتي در آمريکاي لاتين وجود داشت که اين کشورها بايد از اين تجربه‌ها استفاده کنند و همکاري منطقه‌اي را سريع‌تر در دستور کار خود قرار دهند تا از توان و امکانات جمهوري اسلامي ايران بتوانند بهتر استفاده کنند و به يک همکاري منطقه‌اي در انتقال انرژي به ويژه انرژي برق بپيوندند. مدتي پيش مباحثي در رابطه با تعامل ايران و عربستان بر سر مسائل منطقه‌اي و خليج فارس مطرح شد‌، به نظر شما براي تعامل بهتر دو کشور چه اقداماتي بايد در دستور کار دستگاه ديپلماسي قرارگيرد؟ هيچ كشوري درجهان نمي‌تواند مسائل منطقه‌اي و بين‌المللي را به ويژه درمناطق حساس، اداره كند؛ بنابراين به نظريه مشاركت در مباحث امنيتي و ايجاد استقرار و ثبات در كشورها اعتقاد دارد و همكاري با كشورهاي همسايه حتي خود دولت عراق و‌ سازمان‌هاي مردمي اين كشور و همكاري با جامعه بين‌المللي با مشاركت چندجانبه مي‌تواند براي همکاري بهتر مؤثر باشد.ايران و عربستان دو كشور مهم و تأثيرگذار منطقه هستند و با در نظرگرفتن وضعيت موجود در عراق و گسترش همكاري همه جانبه ميان دو كشور مي‌توانند به برقراري ثبات و امنيت در عراق كمك كنند. بودجه نظامي آمريکا نسبت به سال گذشته با دو درصد افزايش به 700 ميليارد دلار رسيده و حدود دو برابر افزايش پيدا کرده است، به عقيده بسياري از کارشناسان اين دولت در آينده نزديک با کسري بودجه مواجه خواهد شد‌، به عقيده شما دولت اوباما براي تأمين اين کسري بودجه چه راهکار‌هايي را دردستور کار خود قرار مي‌دهد؟ اين کشور با استفاده ازنرم افزارهاي برنامه ريزي و فشارهاي سياسي سعي خواهد کرد که اين کسري بودجه را ازکشورهاي ديگرتأمين کند، از کشورهاي مختلف ازجمله چين و اعمال فشار برنرخ تبديل ارز چين بخشي از اين کسري بودجه را تأمين مي‌كند و بخش ديگري را هم از کشور‌هاي حاشيه خليج فارس تأمين خواهد کرد. وزارت خارجه اين روزها طرح کاهش روابط ديپلماتيک با انگليس وآلمان را دنبال مي کند، به نظر شما اجرايي شدن اين طرح تا چه حد مي تواند در روابط ايران با کشورهاي منطقه تأثيرگذار باشد؟ مجلس و وزارت امور خارجه فضاي عمومي جامعه را رصد مي کنند و بر اساس آن و براي حفظ حرمت وجايگاه ملت ايران اقداماتي را انجام مي‌دهد که اين اقدام هم در همين راستاست و به‌طور قطع، قاطعيت ايران در بين کشور‌هاي منطقه ازجمله اثرات اجراي اين طرح دربين کشورهاي ديگر است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار