عده ای می گویند انتخابات، بهار مطبوعات است. تعدادی از روزنامه نگاران، ترجیح می دهند در آستانه انتخابات، گوشه کناری را پیدا کنند و بروند تعطیلات تا "آبهای انتخابات از آسیاب بیفتد". عده ای هم 4 سال لحظه شماری می کنند تا در آستانه انتخابات و فضای آزادی که عموما با رای گیری از مردم ایجاد می شود، تلافی نو و کهنه را دربیاورند.
ولی انتخابات اخیر ریاست جمهوری که از بسیاری جهات با تمامی انتخابات برگزار شده متفاوت بود، از لحاظ استقبال مردم از رسانه های مکتوب نیز گستره های جدیدی را برای اهالی مطبوعات و مخاطبان، گشود. تیترهای جنجالی و برخی روزنامه ها در شرایطی روی باجه ها می رفت که اوضاع سیاسی کشور پس از انتخابات، هر روز با چالشهای جدید مواجه می شد. در این میان، پخش اعترافات دادگاهی برخی چهره های روزنامه ای و رسانه ای کشور که طی آن به ارتباط با بیگانگان، نشر اخبار دروغ و توزیع پول بین روزنامه نگارانی که وظیفه داشتند مردم را با چاپ تیترهای مهیج به خیابانها بکشانند، فصل دیگری را در فضای رسانه ای کشور آغاز کرد. اما به راستی، آیا مطبوعات ایران را می شود در ماجراهای قبل و بعد از انتخابات، یکی از متهمان دانست؟
رسانه با طعم سیاست
پژوهشی که در ایام برگزاری جشنواره مطبوعات تهران انجام شده است، نشان می دهد بسیاری از مخاطبان مطبوعات معتقدند "همه روزنامه ها پیش از انتخابات کاملا از کاندیداهای مورد نظر خود حمایت می کردند". این پژوهش که با استفاده از پرسشنامه های خودپاسخگر به عمل آمده، نشان داد 60 درصد مردم، مطبوعات را متهم می کنند که در ایام تبلیغات انتخابات اخیر، مقدمات بحران را در پس از انتخابات مهیا می کردند. در همین حال، 30 درصد از پاسخگویان به این گزینه، رای منفی داده اند. با این همه، اکثریت مردم اعتقاد دارند پس از انتخابات نیز این رویه در بین مطبوعات حفظ شده و آنها با "جهت گیری خاص" اخبار و رویدادها را به اطلاع خوانندگان خود رساندند. ولی آیا ارتباطی بین جهت گیری انتخاباتی روزنامه نگاران و صداقت آنها وجود دارد؟ شرکت کنندگان در این تحقیق اظهار کرده اند برخی روزنامه ها پس از انتخابات، اخبار خود را صادقانه چاپ نکرده اند. 76 درصد مردم می گویند عدم صداقت در چاپ اخبار رویدادهای پس از انتخابات، در مطبوعات کشور به چشم می خورد. آنها همچنین می گویند اکثر روزنامه نگاران، کاندیداهای دهم ریاست جمهوری را تخریب می کردند. تا جایی که نزدیک به یک سوم پاسخگویان اعلام کرده اند روند تخریب کاندیداها، به دوران پس از انتخابات نیز کشیده شده و برخی از روزنامه ها، سیاست تخریب دولت را در دستور کار خود قرار داده اند.
رشد سیاسی در سایه اخبار
آیا اخبار روزنامه ها، باعث رشد سیاسی مردم شده؟ نزدیک به نیمی از پاسخگویان به این پرسش، جواب مثبت دادند. آنها معتقدند با وجودی که برخی روزنامه ها با صداقت اخبار را چاپ نکردند و با جهت گیری خاصی از نامزد مورد نظرشان حمایت کردند، ولی با این "رشد سیاسی مردم" یکی از تبعات عملکرد روزنامه ها در انتخابات اخیر است. 61درصد از پاسخگویان اعلام کرده اند اغلب روزنامه ها تیترهای خود را "بی ارتباط با واقعیت" انتخاب می کنند. آنها می پندارند اخبار در روزنامه ها و خبرگزاریها به صورت کامل و صادقانه نوشته نمی شود. با این همه، پاسخگویان در مورد افراد شاغل در رسانه ها، نظر مساعدتری دارند. بیش از نیمی از آنها (مردم) معتقدند روزنامه نگاران نمی توانند به تنهایی عامل به وجود آمدن ماجراهای پس از انتخابات باشند. یک سوم از پاسخگویان با اینکه روزنامه نگاران را "انسانهای راستگویی" معرفی می کنند، اعتقاد دارند اطلاع رسانی آنها در خصوص نتایج رای گیری چندان مناسب نبوده است.
نیمی از جامعه رای دهندگان در این پژوهش، اظهار کرده اند اکثر روزنامه ها اخبار سیاسی مورد علاقه آنها را پوشش می دهند، ولی تحلیلهای مناسبی برای رویدادهای پس از انتخابات اخیر به جامعه ارائه نکرده اند. آنها می گویند روزنامه های همسو در طیف های مختلف سعی می کنند مطالب، تحلیلها و تیترهای خود را با یکدیگر هماهنگ کنند تا بتوانند تاثیرگذاری بیشتری بر جامعه مخاطبان داشته باشند.
مطبوعات و سایر رسانه ها
اکثریت مطلق شرکت کنندگان در پژوهش روزنامه جوان، اظهار کرده اند مناظره ها و فیلمهای تبلیغاتی کاندیداهای دهم را از تلویزیون دیده اند. همچنین اکثریت آنها گفته اند اخبار و مواضع نامزدهای رقیب را در روزنامه های چاپی خوانده اند و 80 درصدشان گزارش داده اند که در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، حضور فعال داشته و دارند. ولی کسانی که دسترسی به شبکه های مختلف صدا و سیما و همچنین اینترنت و ماهواره دارند، نظرشان درباره عملکرد مطبوعات کاغذی در انتخابات دهم چیست؟ با وجودی که 94 درصد جامعه نمونه در این پژوهش گفته اند دسترسی به اینترنت داشته اند، تنها 58 درصد از آنها اظهار کرده اند ترجیح می دهند برای کسب اخبار در عوض خواندن روزنامه، به سایتهای اینترنتی مراجعه کنند. همچنین وقتی که بیش از 70 درصد پاسخگویان به سئوالات روزنامه جوان، گفته اند به ماهواره و شبکه های خارج از کشور دسترسی دارند، تنها 47 درصد آنها ترجیح می دهند به جای عادت روزنامه خوانی، پای شبکه های خارجی بنشینند. این موضوع نشان می دهد با وجود آسیب دیدن جایگاه روزنامه های کاغذی نزد مخاطبان به خاطر دلایلی مانند جهت گیری خاص در انتخابات و چاپ تیترهایی که از نگاه مخاطبان چندان صادقانه به نظر نمی رسد، روزنامه های ایران هنوز هم محرم حوزه اطلاع رسانی و خبرگیری مردم تلقی می شوند. شاید یکی از دلایل این اعتماد، نگاه ویژه مردم به استقلال فکری روزنامه نگاران ایرانی از اجانب باشد، چون تنها 20 درصد پاسخگویان اظهار کرده اند که به تصور آنها، روزنامه نگاران ایرانی با برخی خارجیها در ارتباط بوده اند.
دار و دسته بحران سازان!
با وجودی که پاسخگویان در این پژوهش علمی، اکثرا بین 510 هزار تا یک میلیون تومان درآمد داشته اند، به طور عمومی میزان استقبالشان از روزنامه ها، بیش از تلویزیون است. چون تنها 24 درصد آنها اظهار کرده اند به طور متوسط، بیش از 6 ساعت از وقت خود را در هفته به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند. این در حالی است که نیمی از مخاطبان این پژوهش گفته اند بیش از 6 ساعت در هفته را به خواندن روزنامه می گذرانند. بیشتر آنها می گویند تصور نمی کنند روزنامه نگاران تنها عامل به وجود آمدن وقایع پس از انتخابات باشند. این در حالی است که تحریک مردم توسط مطبوعات برای حضور در خیابانها پس از انتخابات، 45 درصد نظر پاسخگویان موافق را جلب کرده است. این آمار نشان می دهد جمعیت نمونه حضور یافته در این تحقیق، "بحران سازی" را از مشخصه های روزنامه نگاری ایرانی در انتخابات اخیر می دانند، ولی اعتقاد ندارند روزنامه نگاران، "تنها" عامل رویدادها باشند و قطعا عوامل دیگری نیز در جریان سازی اخیر دخالت بی چون و چرایی دارند. پس با این وجود، آیا مطبوعات را می توان پایگاهی برای جریان سازهایی پنداشت که از جنس روزنامه نگاران نبوده و تنها در مقطع انتخابات، خود را در این صنف، جا زده اند؟
تحقیق اختصاصی "جوان":
خبرنگاران از حساس بودن شغل خود هراسانند
در تحقیق میدانی روزنامه جوان از روزنامه نگاران شرکت کننده در جشنواره شانزدهم مطبوعات نشان می دهد بیشتر خبرنگاران و اعضای تحریریه رسانه های مکتوب و خبرگزاریها، "حساس بودن" شغل خود را به عنوان اصلی ترین مشخصه کارشان اعلام کرده اند.
در این پژوهش علمی، 86 درصد پاسخگویان به این نکته اشاره کرده اند که "کار من حساس و خطرناک است". این پاسخ دهندگان که 40 درصد زن و 60 درصد، مرد بودند اکثرا بین 30 تا 40 سال سن داشتند و بیش از نیمی از آنان در حوزه های کاری سیاسی و اجتماعی فعالیت می کردند.
پژوهش روزنامه جوان نشان می دهد دومین نکته ای که ذهن خبرنگاران را نگران کرده است، "ترس از بیکاری" و "احساس عدم حمایت" از سوی صاحبان رسانه بوده است. آمار این تحقیق نشان می دهد 48 درصد پاسخگویان اعلام کرده اند "کاملا از بیکار شدن می ترسند" و 19 درصد آنها نیز ترس خود از بیکار شدن را بدون تاکید بر واژه "کاملا" اعلام نموده اند. این تحقیق همچنین آشکار نموده است "داشتن روابط کاری مناسب با همکاران" یکی از عمده ترین علل ماندگاری افراد در این شغل بوده است. 90 درصد جامعه پاسخگویان به پرسشنامه، گفته اند: "با همکاران خود رابطه خوبی دارم." 63 درصد از پاسخگویان اظهار کرده اند با دوستان صمیمی خود در محیط کار روزنامه و خبرگزاری آشنا شده اند.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست، روزنامه نگارانی که به این پژوهش پاسخ داده اند، اکثرا بین 3 تا 6 سال سابقه کاری داشته و درآمد بیشتر آنها بین 300 تا 500 هزار تومان است. بیش از نیمی از جامعه پاسخگویان دارای بیمه مناسب در محل کار خود بودند و تحصیلات اکثر آنها لیسانس و بالاتر بوده است. نزدیک به 90 درصد آنها گفته اند به جز فعالیت حرفه ای در رسانه خود، شغل دیگری ندارند.
نتایج کلی این تحقیق نشان می دهد رضایت حرفه ای شاغلان مطبوعات و رسانه ها کمتر از 50 درصد است و خبرنگاران در بیشتر مواقع به گزینه های ترک محل کار و تغییر رسانه ای که در آن شاغلند، فکر می کنند. روزنامه نگاران ایرانی اکثرا دارای کاری بالاتر از سقف مجاز (44 ساعت در هفته) هستند و با اضافه کاری میانه خوبی دارند. 60 درصد روزنامه نگاران نسبت به اموری که در حیطه وظایف کاری شان نیست، ولی گاهی به آنها ارجاع می شود، اعتراض دارند. 60 درصد آنها اعتقاد دارند تحصیلاتشان با حیطه عملکرد آنها متناسب است و 75 درصد جامعه پاسخگویان اظهار نموده اند کاری که انجام می دهند، به مراتب از حقوقی که دریافت می کنند، باارزش تر است. این در حالی است که تنها 40 درصد روزنامه نگاران از درآمد ماهانه خود اظهار رضایت نموده اند و همین میزان نیز اعلام نموده اند آینده روشنی را برای شغل خود نمی بینند. آنها می گویند با گزینه "احساس پیشرفت خوبی در کارم دارم" مخالف هستند.
همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد نیمی از روزنامه نگاران توسط مسئولان خود در رسانه، محدود می شوند و خبرنگاران حس می کنند آزادی تام و تمامی برای بیان نظرات خود ندارند. بیش از نیمی از روزنامه نگاران پاسخگو به پرسشهای روزنامه جوان، با اعلام اینکه دوست دارند در جشنواره ها و نمایشگاه های سالانه مطبوعات شرکت کنند، همسویی خود را با اهداف برگزاری کنندگان جشنواره مطبوعات اعلام کرده اند، این در حالی است که 66 درصد آنها گفته اند "کار من سخت و طاقت فرسا است".
اکنون با توجه به اینکه یکی از دغدغه های اصلی روزنامه نگاران، حساس بودن شغلشان و عدم داشتن پوشش بیمه ای در صورت بیکاری و بیماری اعلام شده است، اکثریت آنها خواستار داشتن پوشش های مناسب بیمه ای و حرفه ای هستند.
روزنامه نگاری بحران
بی تردید، انتخابات در عرصه فضای سیاسی هر کشور، بحران قلمداد می شود. در بحرانهایی که جنبة ملّی دارند، رسانهها در جهت ایجاد بسیج ملّی نقش دارند، و از اینرو در مواردی مجاز، حتی موظف هستند که از برخی اصول مربوط به رعایت بیطرفی در گزارشهای خبری عدول کنند و قواعدی معنوی و اخلاقی را برتر بشمارند. این تخطی باید بین رسانههای مختلف همخوان باشد، اما این بدان معنی نیست که دولت، رهبری رسانهها را در چنین روزهایی در دست میگیرد، بلکه اهالی رسانهها باید خود برای مواجهه با چنان وضعی از پیش آموزشهایی منظم و مرتبط دیده باشند تا همراه و همگام با مسئولان دولتی و نهادهای مدنی به نیاز وحدت ملّی پاسخ دهند و محصول کار آنها در روزهای پرآشوب و بحرانی موجب چنددستگی و تفرقة افکار نشود. هدف روزنامه نگاری در بحران، ارائة برنامة برای تربیت نیروهای پوشش دهنده بحران در رسانهها نیست، بلکه هدف آن است که ضرورت داشتن چنین مهارتهایی در وجود روزنامه نگاران حرفه ای مطبوعات و رسانه ها را نشان دهد.
روزنامهنگار در مقابله با اوضاع و احوال بحرانی به چه آمادگیهای عملیاتی، روانی و اخلاقی نیازمند است و هیئت تحریریه چه نقشی دارد؟ طبیعت بحران، بداهه را اقتضا میکند، اما برای بداهه هم باید آمادگی داشت. در روزگار بحران نیز روزنامهنگار از هر دو گونه مهارتی که میباید برای آن تربیت شده باشد، استفاده میکند: اول، کشف، شمّ مقابله با بحران و خلاقیت لحظهای است. پس از آن و در گام دوم باید عملیات منظم و گام به گام با شیوههای از پیش اندیشیده شده طراحی و اجرا شود.
به عبارت دیگر روزنامهنگار از لحاظ تواناییهای عملیاتی و روانی برای دادن پوشش خبری به اوضاع و احوال بحرانی، هم از لحاظ فردی و هم از لحاظ کار در گروه، چه تربیتهایی باید داشته باشد؟ و هیئت تحریریه در روز بحران، چه پشتیبانیهایی را و چگونه باید در اختیار گروه ضربت روزنامهنگاران بحران بگذارد؟
از منظر هیئت تحریریه یکی از نخستین مشخصههای ”بحران“، ضرورت آرایش جدید هیئت تحریریه است، با تلفنهای متعدد، بسیج کردن چند خبرنگار و عکاس، و تعیین مأموریت آنها، پیشبینی مساحت غیرعادی در صفحات روزنامه، آرایش غیرعادی صفحة اول، در عین حال دغدغة رعایت زمان ارسال خبر به بخش فنی و رسیدن بهموقع به ساعت انتشار. در رسانههای دیگر، رادیو و تلویزیون نیز همین التهاب حاکم است، زیرا آنها هم در محدودیتهای مشابه ناشی از سرعت و حجم خبری گرفتار هستند.
تحریریه روزنامه مانند قفسههای داروخانه است که داروهای مختلفی در آن چیده شده است. بعضی از داروها هر ساعت از قفسهها بیرون میآیند و بعضی دیگر بهندرت، شاید هر سه ماه یک بار. روزنامهنگاری بحران از نوع دوم است، زیرا بحرانها هر روز اتفاق نمیافتند. اما لازم است که حتماً دستورالعملهای پرداختن به بحران در جای معینی در روزنامه در دسترس باشد، و مرتباً روزآمد شود تا درصورت نیاز فوراً باز شود.
شاید نخستین درسی که باید به خبرنگاران گروه بحران داد، تکرار مکرر این اصل باشد که روزنامهنگار میانگین (روزنامهنگار معمول و مرسوم)، مغز جامعه نیست. روزنامهنگارانی هستند که در مواردی خود را در مقام رهبران فکری جامعه، برای کشاندن تمایلات و روحیة خوانندگان به اینسو و آنسو مسئول میبینند، اما آنها استثنا هستند، نه قاعده. حتی در مورد روزنامههایی که انعکاس دهنده تمایلات و گرایشهای سیاسی، یا علایق گروههای ورزشی هستند، نیز عمدتاً ”منعکسکننده و بسطدهنده و شدتدهنده“ آنگونه تمایلاتند، نه تولیدکننده، مبدع، رهبر و مدیر آن تمایلات. رهبری و مدیریت در جای دیگری است. مقام رهبر و مدیر جزو خصلتهای اصلی کار روزنامهنگار میانگین نیست. روزنامهنگار رهبر نیست، بلکه خدمتگزار، یا میتوان گفت خدمتکار جامعه است.
با توجه به این اصول آیا می توان عملکرد روزنامه نگاران در انتخابات اخیر را روزنامه نگاری موفقی در بحران دانست؟ این پرسشی است که به نظر می رسد برای پاسخ دادن به آن، اندکی تامل و انصاف باید داشت تا جواب درستی برایش یافت. به نظر می رسد روزنامه نگاری ایرانی از کوره انتخابات، چندان پیروز بیرون نیامده باشد.