
سمیرا سروی - وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد که تعدادی از 26 هزار معلم حقالتدریسی همه مقاطع، در مدارس ابتدایی مشغول به کار میشوند. میشود حدس زد که وزیر آموزش و پرورش به این دلیل چنین تصمیمی گرفته تا اگر معلمی به اشتباه در مقطع دیگری پذیرش شده به جایگاه خود برگردد یا به دلیل تجربهای که در طی چند سال تدریس کسب کرده و تأکید همه کارشناسان برگماردن معلمان با تجربه در مقطع ابتدایی، بتواند به این مقطع، کمک بزرگی بکند.
برخی میگویند، تخصص در این مقطع، بسیار مهم است؛ این دیدگاه درستی است اما فرد متخصص در مقطع ابتدایی، شرایطی هم باید داشته باشد. در مقطع ابتدایی، خواست و اشتیاق معلم،داشتن روحیه شاد و بانشاط، داشتن روحیه خلاق و بداهه پرداز در گفتار و کردار، تسلط به نمایش و بازیهای گوناگون، تسلط به ادبیات فارسی و شعر، دوست داشتن بچهها که جزو خصوصیات ذاتی برخی افراد است و داشتن صبر و حوصله زیاد برای درک شلوغی، جنب و جوش و نشاط کودکانه جزو اصول است. البته حق و حقوق چنین معلمی باید بیکم و کاست و براساس قانون پرداخت شود و حق دارد به استخدام هم درآید.
فردی که روحیهای خشک دارد و برای داشتن یک شغل به معلمی رو آورده، به هیچ وجه نباید در مقطع ابتدایی به کار گرفته شود.البته چنین فردی بهتر است اساساً در آموزش و پرورش به کار گرفته نشود.
از زمانی که بحث استخدام 40 هزار نفر با آزمون استخدامی اعلام شده، اکثر افراد دارای مدارک لیسانس به بالا با هر سلیقه و روحیهای به دنبال استخدام افتادهاند. آنها میخواهند از بیکاری نجات یابند یا از خطر نداشتن امنیت شغلی در جاهایی که مشغول به کارند،بگریزند.
بنابراین بیآنکه به مسؤولیت خطیر تعلیم و تربیت توجه کنند، تنها به فکر قبولی در آزمون و استخدام شدن هستند.
از آن طرف، آموزش و پرورش میخواهد 44 هزار معلم حقالتدریس را فقط به دلیل چند سال تدریس در این دستگاه، استخدام کند. بیآنکه بررسی شود این افراد با چه انگیزهای وارد آموزش و پرورش شدهاند. عدهای از اینها قرار است در مقطع ابتدایی که حساسترین دوره آموزش و پرورش است به کار گرفته شوند و خمیرمایه یک انسان را بسازند. آیا مسؤولان آموزش و پرورش مطمئن هستند که همگی این افراد، الگوهای خوبی برای کودکان و نوجوانان ما خواهند شد؟! هرچه باشد معلم، الگوی رفتاری و گفتاری دانشآموز میشود. اشتباه نشود. به دنبال بیکار کردن حقالتدریسیها نیستیم اما چرا همه آنها باید در آموزش و پرورش استخدام شوند. آیا نمیشود فردی را که برای داشتن شغل به آموزش و پرورش آمده به دستگاهی متناسب با علاقه و تخصص او رهنمون کرد؟!
درسهایی از مکتبخانهها
قدیمها مکانهایی بود به نام «مکتب» که کودکان در آنجا، علاوه بر قرآن، ادبیات فارسی و حساب، درس زندگی میآموختند.
این مکانها اما دو سه اشکال داشت. یکی اینکه به دلیل سن بالای اکثر معلمها (به معلمهای مکتبخانهها ملا یا استاد میگفتند) ترکه و فلک برای تنبیه بچهها به راه بود. بیآنکه به اقتضائات کودکی که جنب و جوش و شیطنت است توجه شود. دیگر اینکه بچهها باید ساعتها بر سرجایشان میخکوب میشدند و صدا از کسی درنمیآمد که در غیر این صورت، ترکه و فلک عاید کودک میشد، سوم اینکه دخترها راهی به مکتبخانهها نداشتند.
آموزش کلاسیک آمد که ترکه را از مکتبخانهها بگیرد، کل نظام آن را جمعآوری کرد و جایش نوعی سربازخانه مهیا نمود. رسم شد که بچهها پشت سر هم بایستند و در کلاس پشت سر هم بنشینند و ساعتها به حرفهای معلم گوش دهند یا از روی کتاب بخوانند و حفظ کنند و حفظ کنند تا نمره 20 بگیرند اما وقتی امتحانات خرداد تمام شد چیزی بلد نباشند.
مکتب در کنار بدیهای ترکه، خوبیهایی هم داشت. بچهها دور تا دور کلاس مینشستند و با همان ارتباط چشمی و شیطنتهای دور از چشم ملا و استاد، نشاط خود را حفظ میکردند. طوری به آنها قرآن آموزش داده میشد که پیمردهای امروز همان بچههای دیروز و پریروز حداقل جز 30 قرآن را حفظند و بلکه آیاتی از جزهای دیگر. با آنکه خیلیهایشان بیسواد یا کم سوادند. همین افراد دهها بیت شعر بلدند و حکایتهای بسیار میدانند که از استادان مکتبخانهها آموختهاند. مهمتر از همه این آموزشها اینکه، براساس آنچه آموختهاند رفتار میکنند و سخن میگویند. یعنی با همان خمیرمایه تعلیم، تربیت شدهاند. به همین دلیل احترام به بزرگتر و پدر ومادر را واجب میدانند، رعایت حلال و حرام را ملکه رفتار خود کردهاند و...
بچههای امروز اما زنگ تفریح را وقت هواخوری پس از زندان و زنگ آخر را مجالی برای مسابقه دوی سرعت میدانند تا زودتر به درخروجی مدرسه برسند. یک روز مانده به روزهای تعطیل مناسبتی و غیرمناسبتی و جمعهها شعارشان یکی است؛ «فیتیله فردا تعطیله».
استادان مکتبخانههای قدیم، زنده نیستند اما شاگردانشان، پدرها و پدربزرگهای جامعه ماهستند. آیا نمیشودبه جای همایشهای بیخاصیت، محفلی ترتیب داد و این افراد را دعوت کرد تا از تجارب تحصیلی خود در مکتبخانهها بگویند و معلمان جدید روشهای خوب آن را با روشهای مطلوب امروزی تلفیق کرد، آموزش و پرورشی جذاب برای خود و دانشآموزان بسازند؟اگر چنین شود و مدرسه و معلم ما برای دانشآموز جذاب شود، جمعه به مدرسه آورد. طفل گریز پای را. آنگاه مسئولان آموزش و پرورش نیز برای جذب معلمان ابتدایی، حساسیت بیشتری به خرج خواهند داد و روشهای بهتری برای تدریس در این مقطع ارائه خواهند کرد.