کد خبر: 387126
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۹:۱۳
یادمان عملیات رمضان غریب‌ترین یادمان مناطق عملیاتی
زائران پاسگاه زید شقایق‌های دل شکسته‌ای هستند که قاصدی آنها را به آنجا فرا خوانده است تا کمی غبار غربت از شانه‌های 12 شهید گمنامی که عاشقانه مزار خود را وعدگاه عشاق قرار داده‌اند بردارند.
در پاسگاه زید، جایی که قلم خود بر روی کاغذ حرکت می‌کند، ضبط صوت را به گوشه‌ای می‌گذارم و فقط گوش می‌دهم.
گوش به صدای غربت، غربتی ناتمام، غربتی که فریاد زنان می‌گوید شهدای گمنام هم منتظر قدوم شمایند.
آری مزار 12 شهید گمنام عملیات رمضان جان تازه‌ای به این منطقه داده است.
12 شهیدی که گنبدشان همچون جزیره‌ای در میان آبهای نیلی می‌درخشد و برایت بدون اینکه حرفی از راوی در میان باشد از ایثار، تشنگی، مفقودیت و مظلومیت سخن می‌گویند.
دیگر برای اشک ریختن بهانه‌ای نمی‌خواهی، ناخودآگاه سراپا نیاز می‌شوی و از غفلت خود شرمسار. اینجا فقط کسانی می‌آیند که اهل دلند و پاهای برهنه و سوخته زائران و خادمان گواه این مطلب است.
محمد جواد غلامی به عنوان خادم یک ماهی است که در این منطقه مستقر است، برای آشنایی بیشتر با این منطقه هم صحبت با او ‌شدیم. وی معتقد است منطقه عملیاتی رمضان نسبت به یادمان‌های دیگر منطقه، غریب و تنهاست. زائرانش به نوعی دعوت شده‌اند. کسانی که به اینجا می‌آیند یا این مسیر را با مسیر طلائیه اشتباه گرفته‌اند یا سال پیش آمده و حاجت روا شده‌اند یا اینکه از رزمندگان عملیات رمضان هستند.
این خادم راهیان نور در ادامه به خاطره‌ای از یک پیرمرد زنبیل بدست اشاره کرد و اظهار داشت: یک روز صبح، پیرمردی که زنبیلی دردست داشت به اینجا آمد و با لهجه محلی خود پرسید اینجا رمضونه؟ ما گفتیم بله پدر جان، کاری داشتید؟
غلامی افزود: پیرمرد به ما توضیح داد که در همسایگی‌اش پیرزن تنهایی زندگی می‌کرد که دو پسر مفقود الاثر داشت و همسرش نیز فوت کرده بود. روزی به در خانه ما آمد و مقداری پول و این زنبیل را که در آن عکس پسرانش، چادر نماز، رحل قرآن و آینه است به من داد و گفت: من تا یک هفته دیگر بیشتر زنده نیستم. اینها تنها دارایی‌های من است؛ به محل شهادت پسرانم ببر. به هر حال من آمده‌ام تا به وصیت این پیرزن عمل کنم.
ابوذر علی‌زاده یکی دیگر از همان بسیجی‌هایی است که با پاهای برهنه که نشان از ارادتش به این خاک است زائران را راهنمایی می‌کند.
وی نیز غربت این منطقه را وصف ناشدنی می‌داند و می‌گوید: من به خاطر دل خودم هرسال به این منطقه می‌آیم، اینجا آرامش خاصی دارد و تمام دقایقش خاطره است. در واقع اینجا سرزمین گمنامی‌هاست.
به داخل حسینیه می‌روم، خانمی در حالیکه چادرش نقاب اشک‌هایش شده است توجه‌ام را جلب می‌کند. به کنارش می‌روم، اعظم حسینی دانشجوی ارشد رشته فلسفه است.
وی که برای اولین بار به این منطقه آمده است برایمان گفت: از عملیات رمضان اطلاعاتی نداشتم ولی زمانیکه به این منطقه آمدم و در ابتدای مسیر آیه «فاخلع نعلیک» را دیدم ناخودآگاه کفش‌های خود را درآوردم.
حسینی معتقد بود این منطقه گرایش به عبادت را در درونش زنده کرده است و در دل خود به شهدا می‌گوید به راستی که شما بینا، شنوا و گویا هستید و من در برابر عظمتتان کور و کر ولال.
غلامرضا هدایتی از راویان دفاع مقدس در خصوص عملیات رمضان و موقعیت این منطقه برای زائران ‌گفت: در ادامه عملیات بیت المقدس قرار شد رزمندگان تا خط بصره پیش بروند و آن شهر را به تصرف درآورند ولی در آن زمان به دلیل جنگ اسراییل با لبنان عملیات در خرمشهر با وقفه 45 روزه‌مواجه شد تا سرانجام در تاریخ 3 تیرماه سال 1361 عملیات رمضان با رمز یا مهدی (عج) به منظور تصرف بصره در وسعتی حدود هزار و 600 کیلومتر انجام گرفت. این عملیات را عدم الفتح می‌گویند زیرا فتحی صورت نگرفت.

فضای عجیبی حاکم است. صدای نوار شهید آوینی، صدای مداحی پخش شده از حسینیه، آب‌های نیلی و غروب خورشید اما در این میان کاروانی از قم نه تنها برای زیارت آمده است بلکه برای این شهدای گمنام سوغات گران‌بهایی از حرم حضرت ابوالفضل(ع) نیز آورده‌اند.
پرچم قرمز رنگ یا قمربنی هاشم، زائران را برای زیارت و تبرک به کنار پرچم می‌کشاند و خادمان می‌خواهند پرچم را بر روی گنبد قرار دهند.
مهدی شیری راوی دیگری که به مدت 3 سال، نوروز را در خدمت شهدای این منطقه بوده است برایمان از داستان این شهدای گمنام می‌گوید: روز عرفه سال 1379 بود که گروه تفحص حضرت علی اصغر (ع) این شهدا را پیدا کردند. اینکه چه رمزی بین حضرت علی اصغر و این شهدا نهفته است معلوم نیست ولی شاید نقطه اشتراکشان در تشنگی باشد.
وی ادامه داد: عملیات رمضان در تیرماه خوزستان بود که اوج تشنگی را برای رزمندگان ایجاد کرده بود و حضرت علی اصغر (ع) هم اوج تشنگی عاشورا را به تصویر کشیده بود، دل این را می‌گوید شاید عقل چیز دیگری برای گفتن داشته باشد.
شیرازی خاطر نشان کرد: اینجا منطقه‌ای متفاوت است و در چند سال اول زائری نداشت. در سال 1384 بود که عملیات بازسازی این منطقه را شروع کردیم ولی با گذشت چند سال از آن، هنوز هم غریب است.
این راوی دفاع مقدس افزود: برخی می‌گویند شهدایش اینگونه می‌خواهند شاید هم تقصیر از ماست زیرا نام پاسگاه زید هیچگاه در برنامه‌های اردویی کاروان‌های راهیان نور نیست.
حال وقت خداحافظی است و پرچم‌های زرد رنگ یا مهدی (عج) است که با وزش باد به بدرقه زائران آمده‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار